خوشبختی چیست؟

خوشبختي چيست؟!خوشبخت كيست ؟

خوشبختی واژه ای زرّین، زیبا و دلپذیر است که در هر فرهنگ و تمدنی، آرمانی ارزشمند و محبوب شمرده می شود. نگاه افراد به آفرینش و دیدگاه انسانها به هستی، مبنای تفسیر خوشبختی است.

گر بخواهیم در یک کلام بگوییم که انگیزه آدمی در کنش و کوششی که دارد چه چیز است، طبعا «خوشبختی» به ذهن می آید. برای انسان، سعادت و خوشبختی هدفی بسیار مهم در زندگی است. مردم انرژی قابل توجهی را صرف جستجوی خوشبختی و همچنین در صورت به دست آوردن آن، صَرف حفظ کردن آن می کنند. اهمیّت خاصی که خوشبختی به عنوان یک ارزش انسانی داراست، حسّ ما را برمی انگیزد تا برای نیل به آن، وقت و همّت گماریم.

شايد اگر كمي با خود صادق باشيم و به قولي چشم ها را بشوييم و به گونه اي ديگر بنگريم، خود را نيز خوشبخت و سعادتمند بدانيم چون خوشبخت بودن در واقع فقط يك حس زيبا و دلنشين است. پس فقط كافي است بخواهيم و سعي كنيم درك اين حس زيبا را در خود شكوفا نماييم. خوب است بدانيم كه:

 افراد خوشبخت، در واقع خود را عامل خوشبختي و سعادت شان مي دانند زيرا خود را محق آن مي دانند، چون آنها به خوبي به اين امر واقف هستند كه انسان هرآنچه را كه اراده كند، مي تواند به اذن الهي خلق كند.
افراد خوشبخت به خوبي قادرند بين تنش و آرامش، بين آنچه كه دارند و آنچه كه طالب آن هستند و بين امكانات و تمايلات خود تعادل و توازن برقرار كنند. آنها نه تنها به سعادت و خوشبختي مي انديشند بلكه اصول صحيح و اساسي زندگي كردن را به خوبي مي دانند و از لحظه لحظه زندگي خود لذت مي برند و چون افرادي خوش بين هستند اغلب در زندگي شان شاهد اتفاقات خوب و زيبا مي باشند.

افراد خوشبخت و سعادتمند، افرادی روشنفكر و خوش بین هستند و برای وجود خود ارزش قائلند. این خصوصیات و ویژگی ها تا حدی وراثتی است. البته نگرش و تمایل به احساسات منفی نیز تا حدی ارثی است اما توانایی درك سعادت و خوشبختی به هیچ عنوان موروثی نیست بلكه امری است كاملاً اكتسابی. بعضی از افراد فقط در شرایط خاص مثلاً به هنگام غذاخوردن، گپ زدن با دوستان، تفریح ، ورزش یا سینمارفتن احساس رضایت می كنند اما هنگام رفتن به سركار، درس خواندن یا كار در منزل، هیچ گونه احساس خاصی ندارند. فقط كافی است این دسته از افراد، دید خود را نسبت به كاركردن یا درس خواندن تغییر دهند و خود را به هیچ عنوان ملزم به انجام دادن آنها ندانند بلكه میل و خواست شخصی را عامل انجام آنها بدانند تا حتی از كاركردن و درس خواندن نیز لذت ببرند. برخی از افراد، سعادت و خوشبختی را فقط در پول و ثروت می دانند، در حالی كه نیمی از افراد ثروتمند به هیچ عنوان خوشبخت و سعادتمند نیستند.

داستان پادشاهی که خوشبخت نبود

در روزگار قديم، پادشاهي زندگي مي کرد که در سرزمين خود همه چيز داشت: جاه و مقام، مال و ثروت، تاج و تخت و همسر و فرزندان. تنها چيزي که نداشت خوشبختي بود و با اين که پادشاه کشور بزرگي بود به هيچ وجه احساس خوشبختي نمي کرد.

پادشاه يکي از روزها تصميم گرفت مأموران خود را به گوشه و کنار پايتخت بفرستد تا آدم خوشبختي را بيابند و با پرداخت پول، پيراهنش را براي پادشاه بياورند تا پادشاه آن را بپوشد و احساس خوشبختي کند.

فرستادگان پادشاه همه جا را جستجو کردند و به هرکسي که رسيدند، از او پرسيدند:« آيا تو احساس خوشبختي مي کني؟»

جواب آنها « نه» بود، چون هيچ احساس خوشبختي نمي کرد.
نزديک غروب وقتي مأموران به کاخ بر مي گشتند، پيرمرد هيزم شکني را ديدند که داشت غروب آفتاب را تماشا مي کرد و لبخند مي زد.

مأموران جلو رفتند و گفتند:« پيرمرد، تو که لبخند مي زني، آيا آدم خوشبختي هستي؟»
پيرمرد با هيجان و شعف گفت: « البته که من آدم خوشبختي هستم.»
فرستادگان پادشاه به او گفتند: « پس با ما بيا تا تو را به کاخ پادشاه ببريم.»
پيرمرد بلند شد و همراه آنها به راه افتاد. وقتي به کاخ رسيدند، پيرمرد بيرون در منتظر ماند تا پادشاه به او اجازه ورود بدهد.

فرستادگان پادشاه داخل کاخ رفتند و ماجرا را برايش بازگو کردند.
پادشاه از اين که بالاخره آدم خوشبختي پيدا شده تا او بتواند پيراهنش را بپوشد، بسيار خوشحال شد. پس رو به مأموران کرد و گفت:« چرا معطل هستيد؟ زود برويد و پيراهن آن پيرمرد را بياوريد تا برتن کنم.»

مأموران قدري سکوت کردند و بعد گفتند: « قربان، آخر اين پيرمرد هيزم شکن آن قدر فقير است که پيراهني برتن ندارد!! »

از آنجا که انسانها افکار و اندیشه های خود را برمی گزینند، خود، تعیین کننده میزان خوشبختی در زندگی خویش هستند. برای خوشبختْ زندگی کردن باید بر افکار مثبت و خوب، تمرکز و تسلّط داشت. حال آنکه بسیاری از افراد، بر عکس عمل می نمایند. این گونه افراد، تمجیدها و تحسینها از خود را نشنیده می گیرند، امّا حرفهای ناخوشایند و افکار منفی را مدتها در ذهن خویش تکرار می کنند.

خوشبخت زیستن، هنری است که به توانایی فایق آمدن بر مشکلات در کوتاه ترین زمان ممکن بستگی دارد. راز خوشبختی صرفا دانستن و اندوختن راه حلها نیست ؛ بلکه به کارگیری این راه حلها و استفاده مناسب و به موقع از آنهاست. همه آدمها خواهان زندگی راحت و بدون دغدغه هستند ؛ امّا زندگی پر از مسائل و مشکلات است، به طوری که هر مشکل که حل شود، مشکل دیگر رخ می نماید. از این رو، اگر افراد بدانند و به خود بباورانند که مشکلات، بخشی از زندگی در این جهان اند و باید آنها را به عنوان امکانات مبارزه و رشد و محرّکهای زندگی قلمداد کرد، قدرت و کنترل بیشتری بر زندگی خود پیدا خواهند کرد.

از طرفی، هر یک از افراد برای «خوشبخت شدن» به یک تصمیم و اراده جدی نیازمندند ؛ تصمیمی مبنی بر اینکه هر روز از وقت محدودی که در اختیار دارند، بیشترین و بهترین بهره را ببرند. دوران زندگی انسان بر روی زمین، کوتاه است. زمان می گذرد و همه چیز تغییر می کند. شما اختیارات و انتخابهایی دارید که در جریان آنها، رهیاها و اهداف شما به تحقّق می پیوندند.

وکلام آخر اینکه انسان- اين موجود الهي و رحماني- قادر است با قدرت فكر و انديشه اش شرايط زندگي را به گونه اي كه خود مي خواهد رقم زند، پس بياييد قبل از هرچيز، خود را دريابيم.

لحظات خوشی و نیکبختی همیشه در دسترس هستند، به شرط آنکه:

به هستی خوشبین باشید، برای وقتتان ارزش قائل شوید، و آن را تلف نکنید ؛ برای زندگی و سلامت خود سپاسگزار باشید ؛ به یاد داشته باشید، هیچ گاه برای مهرورزیدن، دیر نیست ؛ به روح اطرافیان خود توجه کنید ؛ محبت خود را به دیگران ابراز کنید؛ برای زندگی روزمره سپاسگزار باشید؛ برای نعمتهای خداداد، شکرگزار باشید ؛ به یاد داشته باشید که خوشبختی، تنها امتداد شادی و سادگی است ؛ در هر حال، همواره به یاد خدا باشید ؛ در دوستی با خدا استوار باشید .

و مطمئن باشید که آفرینش برای خوشبختی شماست

 

رمز دوستی

رمز دوستی

 

دو دوست با پاي پياده از جاده اي در بيابان عبور ميکردند.بين راه سر موضوعي اختلاف پيدا کردند و به مشاجره پرداختند.يکي از آنها از سر خشم؛بر چهره ديگري سيلي زد. دوستي که سيلي خورده بود؛سخت آزرده شد ولي بدون آنکه چيزي بگويد،روي شنهاي بيابان نوشت((امروز بهترين دوست من بر چهره ام سيلي زد.))آن دو کنار يکديگر به راه خود ادامه دادند تا به يک آبادي رسيدند.تصميم گرفتند قدري آنجا بمانند و كنار برکه آب استراحت کنند.ناگهان شخصي که سيلي خورده بود؛لغزيد و در آب افتاد.نزديک بود غرق شود که دوستش به کمکش شتافت و او را نجات داد.بعد از آنکه از غرق شدن نجات يافت؛ير روي صخره اي سنگي اين جمله را حک کرد:((امروز بهترين دوستم جان مرا نجات داد((دوستش با تعجب پرسيد:بعد از آنکه من با سيلي ترا آزردم؛تو آن جمله را روي شنهاي بيابان نوشتي ولي حالا اين جمله را روي تخته سنگ نصب ميکني؟)) ديگري لبخند زد و گفت:وقتي کسي مارا آزار ميدهد؛بايد روي شنهاي صحرا بنويسيم تا بادهاي بخشش؛آن را پاک کنند ولي وقتي کسي محبتي در حق ما ميکند بايد آن را روي سنگ حک کنيم تا هيچ بادي نتواند آن را از يادها ببرد.((

سیمون فردریک

اثر متقابل اشعه ایکس و ماده

 اثر متقابل اشعه ایکس و ماده
فوتون های اشعة ایکس ممکن است با الکترون های مداری یا هستة اتم ها برخورد نمایند که البته در محدودة انرژی اشعة ایکس تشخیص برخوردها غالباً با الکترون های مداری می باشد. 5 راه اصلی برای برخورد یک فوتون اشعة ایکس با ماده وجود دارد:
1. پراکندگی همدوس          Coherent Scattering
2. اثر فتو الکتریک              Photoelectric effect    
3. پراکندگی کمپتون        Compton Scattering          
4. تولید جفت                 Pair Production       
5. تجزیه توسط فوتون    Photodisintegration    

1- پراکندگی همدوس
برخوردی است که بدون ایجاد هرگونه تغییری در طول موج پرتو، فقط جهت آن را تغییر می¬دهد. این برخورد به 2 صورت پراکندگی تامسون و ریلی وجود دارد.
در پراکندگی تامسون یک الکترون منفرد در برخورد شرکت می نماید و لیکن پراکندگی ریلی از برخورد مشترک با تمام الکترون های یک اتم نتیجه می گردد. در محدودة انرژی ایکس تشخیص تعداد کمی پراکندگی همدوس رخ می دهد که گرچه موجب مه آلودگی فیلم می شود ولیکن اهمیت چندانی ندارد.
2- اثر فتوالکتریک
در این برخورد یک فوتون تابشی با انرژی کمی بیشتر از انرژی همبستگی یک الکترون لایة k به یکی از الکترون های این مدار برخورد کرده و آن را از مدارش خارج می کند. تمام انرژی فوتون به الکترون انتقال می یابد. این الکترون به صورت فوتوالکترون در فضا رها می شود. جای خالی الکترون در لایة k توسط الکترون از لایة مجاور پر می گردد. این الکترون مداری انرژی به شکل اشعة ایکس از دست می دهد که اشعة ایکس اختصاصی گفته می شود و جزء خصوصیات هر عنصر می باشد. برخورد فتوالکتریک به دو عامل انرژی اشعه و عدد اتمی مادة جاذب بستگی دارد و از نقطه نظر کیفیت تصویر مطلوب می باشد؛ چرا که عالی ترین کنتراست را بدون تولید میزان قابل توجهی از تشعشعات اسکتر تولید می نماید ولی متاسفانه اکسپوژر بیمار در مقایسه با سایر برخوردها بیشتر است.
3- پراکندگی کمپتون
در این برخورد یک فوتون تابشی با انرژی نسبتاً بالا با یک الکترون آزاد از لایة خارجی اتم برخورد کرده و آن را از مدارش خارج می نماید. فوتون مذبور منحرف شده و در جهت جدیدی به عنوان اشعة اسکتر حرکت می نماید. تقریباً تمام اسکترها از این برخورد ناشی می شوند. احتمال وقوع یک برخورد کمپتون به میزان کل الکترون هایی که در یک جسم کاذب وجود دارد متکی می باشد. این برخورد به عدد اتمی مادة جاذب بستگی ندارد؛ ولی به هرحال تحت تأثیر انرژی پرتو و دانسیتة مادة جاذب می باشد.
این دو نوع برخورد در محدودة انرژی پرتوهای ایکس تشخیصی رخ می دهند.
در تولید جفت یک فوتون با انرژی زیاد تحت تأثیر نیروی هستة اتم، انرژی اش به دو ذره تبدیل شده و خود ناپدید می شود. دو ذره، یکی الکترون معمولی و دیگری پوزیترون می باشد. این برخورد با فوتون هایی که انرژیشان کمتر ازmev  02/1  می باشد رخ نمی دهد.
در تجزیه توسط فوتون، هستة یک اتم توسط یک فوتون پرا نرژی تجزیه می شود. قسمت خارج شده از هستة اتم ممکن است یک نوترون یا پروتون، ذرة آلفا و یا یک دسته از ذرات باشد. فوتون می بایست انرژی کافی برای غلبه بر انرژی همبستگی هسته به میزان  mev7 تا 15 را داشته باشد.
 به طور کلی در انرژی های پائین برخورد فتوالکتریک متداول تر می باشد؛ در حالی که در انرژی های بالا برخورد کمپتون غالب است.
1.4. تولید اشعه ایکس
هنگامی که یک جریان الکترونی با سرعت زیاد به هدف برخورد کند، شتاب خود را از دست داده و با تبدیل انرژی ایجاد اشعه ایکس می کند.

سلام من به محرم


 

سلام من به محرم  به تشنگی عجيبش

به بوی سيب زمين و غم حسين غريبش

سلام من به محرم  به غصه و غم مهدی

به چشم كاسه خون و به شال ماتم مهدی

سلام من به محرم  به كربلا و جلالش

به لحظه های پر از حزن و غرق درد و ملالش

سلام من به محرم  به حال خسته زينب

به بينهايت داغ دل شكسته زينب

سلام من به محرم  به دست و مشك ابوالفضل

به نااميدی سقا به سوز و اشك ابوالفضل

سلام من به محرم  به قد و قامت اكبر

به خشك اذان گوی زير نيزه و خنجر

سلام من به محرم  به دست و بازوی قاسم

به شوق شهد شهادت  حنای گيسوی قاسم

سلام من به محرم  به گاهواره اصغر

به اشك خجلت شاه و گلوی پاره اصغر

سلام من به محرم  به احترام سكينه

به آن مليكه كه رويش نديده چشم مدينه

سلام من به محرم  به عاشقی زهيرش

به بازگشتن حر  خروج ختم به خيرش

سلام من به محرم  به مسلم و به حبيبش

به رو سپيدی عون و بوی عطر عجيبش

سلام من به محرم  به زنگ محمل زينب

به پاره پاره تن بی  سر مقابل رينب

سلام من به محرم  به انتظار رقيه

به پای آبله بسته به چشم تار رقيه

سلام من به محرم  به شور و حال عيانش

سلام من به حسين و به اشك سينه زنانش

سلام من به محرم  به حزن نغمه هايش

به پرچم و به سياهی  به خيمه های عزايش

آمبوليزاسيون در راديولوژي

       Radiologic embolization     

       دردرمان بيماريها

 

     مقدمه

     با توجه به پيشرفت سريع و روز افزون  تصوير برداري پزشكي  (imaging)

رشته راديو لژي صرفا از وادي تشخيصي در دهه هاي قبل خارج شده و در بسياري از متد هاي درمان بيماريها نيز نقش فعال و مهمي را ايفا مينمايد  وبه عنوان بازوي كمكي وبسيار كار آمد به كمك علم پزشكي و پزشكان رشته هاي مختلف پزشكي پرداخته است . و به جرات ميتوان گفت كه در آينده نه چندان دور علم پزشكي در تسخير راديو لوژي (imaging) خواهد بود . آنچه در اين نوشتار قصد بيان خلاصهاي از انجام آن را داريم با عنوان radiologic embolization   در در مان خون ريزي وبيماري هاي احشاء بدن ميباشد. كه اصلي ترين نقش را در اين  عمل راديولوژي به عهده دارد .


آمبولیزاسیون چیست ؟

آمبو لیزاسیون  روشی برای بستن عروق خونی تغذیه کننده بافتهای بیماری زا دربدن می باشد.مواد گوناگونی برای بستن عروق استفاده می شوند . با توجه به نوع بیماری و بزرگی و کوچکی عروق و  اینکه به طور دائمی یا موقت باید بسته شوند از این مواد استفاده می شود .پس ازاینکه کاتتردر مدخل عروق مورد نظر که قرار است بسته شوندقرار گرفت، این مواد از طریق کاتتر به داخل عروق فرستاده می شوند . از این روش برای جلوگیری از خونریزیها و کنترل آن و بستن عروق تومور در حال رشد استفاده می شود . آمبولیزاسیون همچنین برای از بین بردن بد شکلی های شریانی - وریدی AVM(arteriovenous malformation) که یک ارتباط غیر معمولی بین شریان و ورید است ، کاربرد دارد . اصطلاح Embolization از embolus گرفته شده است ، که اشیایی می باشند که درجریان خون منتشر می شوند تا در داخل عروق جایگزین خون شوند . برای آمبولیزاسیون ، مواد مصنوعی یا دارویی ویژه ای طراحی شده اند تا عروق خونی را ببندند .


موارد استفاده آمبوليزاسيون

آمبولیزاسیون می تواند به عنوان تنها درمان بیماری ویا ترکیبی با سایر روشهای درمانی مثل جراحی یا پرتودرمانی باشد . بیشترین مورد استفاده آمبولیزاسیون ، به منظور کنترل خونریزیهای حاصل از صدمات ، تومور ، زخم معده و یا برخی دلایل دیگر که حالت اورژانس دارند می باشد . مخصوصاً این روش برای کنترل خونریزیهای داخل شکم و لگن که حاصل صدمات ایجاد شده در تصادفات است ، مناسب می باشد .در بستن عروق خونی تغذیه کننده تومورهایی که نمی توان با انجام جراحی آنها را خارج کرد و یا خارج کردن آنها سخت یا با ریسک بالا همراه است ( مثل سرطان کبد ) کمک کننده می باشد . همه تومورها برای ادامه رشد تغذیه خونی زیادی نیاز دارند . بعد از آمبولیزاسیون ، تومور کوچک می شود و یا اینکه آهسته تر از گذشته رشد می کند . در حال حاضر امکان ترکیب مواد آمبولیزاسیون با شیمی درمانی وجود دارد که موجب درمان بهتر تومور می شود .
تومورهای فیبروئید رحم ( fibroid tumors the uterus ) ، هر چند غیر بدخیم ، ممکن است سبب پریودهای قاعدگی طولانی یا قاعدگی با خونریزی شدید شوند . همچنین ممکن است سبب ایجاد درد در ناحیه لگن یا پشت شوند ، علاوه بر آن فشار روی مثانه یا روده ایجاد می کنند . آمبولیزاسیون می تواند روش جایگزین برای جراحی و خارج کردن رحم (hysterectomy) باشد . با توجه به این که فیبروئید تغذیه خونی زیاد دارد ، اگر این تغذیه خونی قطع شود ، این تومورها کوچک می شوند و یا حتی از بین می روند .
آمبولیزاسیون یک روش درمان عالی برای درمان AVM ها است . این ضایعات در هر قسمت از بدن ممکن است ایجاد شوند ، مثل مغز یا طناب نخاعی . AVM ها بایستی درمان شوند چون ارتباط غیر طبیعی شریان و ورید یک مسیر جریان کوتاه را ایجاد می کند و خون به قسمتهایی که لازم است و بایستی برسد ، نمی رود . از طریق این ارتباط غیرنرمال خون وارد سیستم وریدی شده و به سمت قلب بر می گردد . به خاطر وجود مشکلات زیاد درجراحی AVM ها ، آنها به طور معمول با آمبولیزاسیون درمان می شوند . یک AVM ابنرمالی نادری است که ممکن است سبب درد و اشکال در اعمال بدن شود .
  آمبولیزاسیون همچنین برای بستن یک آنوریسم ( یک قسمت بالن مانند که از دیواره رگ بیرون می زند ) ، در داخل مغز استفاده می شود که روشی جایگزین برای جراحی است . 
همانژیومها ( hemangiomas ) تومورهای با عروق خونی فراوان هستند که اغلب در صورت ایجاد می شوند و ممکن است پوست را تغییر شکل بدهند یا بی رنگ و یا بد رنگ کنند . آمبولیزاسیون روش معقولانه نسبت به جراحی و برداشتن همانژیوم است که ممکن است باعث بدشکلی شود . آمادگی قبل از آزمون قبل از انجام آزمون ، آزمایش خون بایستی داده شود تا نحوه کارکرد کلیه ها معلوم شود و نیز زمان انعقاد خون نیز مشخص شود .
ممکن است درجدول زمانی مصرف داروها تغییری داده شود . بیمار بایستی توسط رادیولوژیست قبل از انجام آزمون معاینه شود . بعد از نیمه شب تا زمان اجرای آزمون بیمار چیزی نخورد و نیاشامد ، مگر اینکه طور دیگری دستور داده شده باشد . قبل از انجام آمبولیزاسیون ، سونوگرافی ، سی تی اسکن و MRI به عنوان مراحل اولیه درمان بایستی انجام شود .

 



 براي ادامه مطلب بر روي عناوين زيل كليك نماييد


 تجهيزات و نحوه آمبوليزاسيون در راديولوژي؟

آمبوليزاسيون فيبروييد رحم؟

كاهش دوز دريافتي بيمار

چند نكته ساده جهت كاهش دوز دريافتي بيمار

   انتخاب شرایط: استفاده ازKV  بالا (البته KV نباید آنقدر بالا باشد که کیفیت تصویر را تحت شعاع قراردهد). مثلاً تابش با شرایط 90 KV = و 36 mAs=در مقایسه با تابش با شرایط 76KV= و 75 mAs=موجب کاهش دُز جذبی گنادها در مردان به میزان 32% و در خانم ها به میزان 32% درصد می شود.

    استفاده از FFD بالا و به کار بردن تکنیک Airgap (افزایش فاصله بین شیء و گیرنده تصویر) .

   استفاده از وسایل کمکی جهت ثابت نگه داشتن بیمار به جای همراه بیمار موقع تابش اشعه فرد نگهدارنده بیمار باید تا حد ممکن مذکر و مسن بوده و در زاویه 90 درجه نسبت به اشعه اولیه قرار گیرد؛ ضمن اینکه باید از روپوش سربی استفاده نماید.

   وضعیت نما: استفاده از نمای PA جمجمه به جای AP، تابش عدسی چشم را به میزان 95% کاهش می دهد. در بیماران اسکولیوز با درخواست مهره های پشتی و کمری استفاده از نمای PA به جای نمای AP تابش پستان ها را تا 99% کاهش می دهد. گرافی سینه به صورت  PAدر مقایسه با AP در موارد ذیل ارجحیت دارد: کاهش پرتوگیری استخوان جناغ، کیفیت بالاتر تصویر به دلیل کنار رفتن استخوان های اسکاپولا و تصویر واقعی تر قلب (به علت بزرگنمایی کمتر).

  در رادیوگرافی از بخش ماستوئید استخوان تمپورال نمای استنورس (Stenvers)    بر نمای ارسلین (Arselin) ارجحیت دارد (به علت کاهش دوز جذبی چشم بیمار).

  کاهش و محدود کردن اندازه میدان تابش به سطح مورد نظر؛ به طور مثال کاهش سایز میدان تابش در گرافی از کمر از 10×8 سانتیمتر به 6×6 سانتیمتر، موجب کاهش دُز جذبی بیمار به میزان 50% می شود.

  درستی درخواست ها از نظر مشخصات فردی، ناحیه مورد نظر، مشخص کردن عضو از نظر چپ و راست بودن باید به دقت بررسی شوند.

  توجیه بیمار و برقراری ارتباط با وی. این گزینه در مواردی تا 15 دقیقه صرفه جوئی در وقت (به علت عدم تکرار) را موجب می شود.

  همکاری دو تکنولوژیست در کنار یکدیگر در امر پوزیشن دهی و انتخاب شرایط در انجام برخی رادیوگرافی ها مفید است و از تکرار رادیوگرافی ها می کاهد.

  کنترل کیفی دستگاه های رادیولوژی در حفاظت پرتوئی بیماران موثر می باشد. به این صورت که با بررسی عملکرد دوره ای دستگاه ها، کالیبراسیون، تعمیر و نگهداری پروسسور می توان دُز جذبی بیماران را کاهش داد.

   طبق بررسی های به عمل آمده، شرایط اعمالی یک سوم دستگاه های فلوروسکوپی در یک دوره یکساله تا 100% تغییر می کند و یا کاهش عملکرد قدرت داروی ظهور و ثبوت منجر به افزایش دُز تا سه برابر شده است. به همین دلیل در کشوری مانند آمریکا به خاطر عدم گزارش خرابی دستگاه ها از سوی تکنولوژیست جریمه ای در حدود 15000 دلار اخذ می شود.

   یادداشت شرایط تکنیکی روی کلیشه های پرتابل مخصوصاً در گرافی هایی که شرایط ویژه می طلبند و ممکن است باعث تکرار کلیشه گردند، باعث کاهش دُز بیمار میشوند.

   آشنایی تکنولوژیست با تفسیر فیلم باعث کیفیت بالای تصاویر و حفاظت بیمار در برابر اشعه می شود.

     بررسی عوامل دخیل در گرافی های تکراری: در اروپا و امریکا میزان گرافی های تکراری در حدود 4 تا 15 درصد است که در این موارد بیشترین تکرارها شامل مهره های پشتی و کمری و سینه می باشد.

در مطالعه ای دیگر میزان تکرار گرافی ها در حدود 8% اعلام شده که از این مقدار 50% به علت شرایط بد تکنیکی، 30% به علت پوزیشن دهی غلط بیمار و مابقی موارد به علت توجیه نشدن بیمار، حرکت بیمار و ظهور و ثبوت نادرست می باشد.

   فولی یا اسکرین ها (صفحات تشدید کننده): استفاده از فولی های با سرعت بالا به عنوان مثال استفاده از فولی با سرعت 400 به جای فولی با سرعت 200 میزان دُز جذبی پوست را 20 تا 50 درصد کاهش می دهد.

 

پوكي استخوان

 

پوكي استخوان(استئوپروز) چيست؟

پوكي استخوان يا استئوپروز، عبارت از حالتيست كه در اثر تخريب بافت استخواني، توده‏اي استخوان كاهش يافته سرانجام به شكستگي استخوان منجر مي‏شود (تعداد و اندازه‏ي تيغه‏هاي استخواني بافت استخواني كاهش مي‏يابد).
توده‏ي
استخواني هر فرد معمولاً در 30 تا 35 سالگي به بيشترين حد خود مي‏رسد. پس از اين سن، كم شدن توده استخوان به صورت يك روند طبيعي آغاز مي‏شود. در واقع با افزايش سن، مقدار استخواني كه تخريب مي‏شود، بيشتر از مقداري است كه ساخته مي‏شود. اگر بتوانيم ساختمان داخلي بافت استخواني را با ميكروسكوپ ببينيم، در حالت طبيعي، شبيه كندوي عسل است كه با تخريب بافت استخواني در اين كندو اندازه‏ي فضاهاي خالي بزرگتر مي‏شود و به عبارتي پوك‏تر مي‏شود. بدين ترتيب، استخوانها نازك و شكننده مي‏شوند، به حدي كه به راحتي و حتي به خودي خود مي‏شكنند.(مخصوصاً در ناحيه سر استخوان ران كه در گودي استخوان لگن جا دارد، ستون مهره‏ها و مچ دست). زمان يائسگي عامل خطر ديگري براي پوكي استخوان است، بطوريكه بعضي، عملاً پوكي استخوان را فقط بيماري دوران يائسگي مي‏دانند. هنگام يائسگي، مقدار هورمون (استروژن) در بدن زنان خيلي كم مي‏شود. پايين آمدن اين هورمون در خون، از دست دادن (استحكام) استخوان و پوكي آن را سبب مي‏شود. پوكي استخوان، بيماري خاموش نيز ناميده مي‏شود، زيرا ممكن است شما متوجه هيچ علامتي نشويد. طي سالها ممكن است استخوانهايتان را از دست بدهيد، اما ندانيد كه پوكي استخوان داريد، تا زمانيكه ناگهان يكي از استخوانهايتان بشكند. بعضي مواقع، وجود برخي از بيماريها مثل پركاري تيروئيد، كم كاري غدد جنسي، آرتريت روماتوئيد، يا مصرف بعضي از داروها مثل كورتن و لووتيروكسين باعث كم شدن قدرت استخوانها و در نتيجه پوكي آنها مي‏شود.
 

انواع استئوپروز

استئوپروز شامل دو نوع است که نوع اول آن چهره بیماری مانند سندرم کوشینگ است و

استئوپروز نوع دوم بیماری خاموشی است وابسته به هورمونها  که در آن طی یک فرایند استخوانها ترد و مستعد شکستگی میشوند.

ساختار استخوانهای بدن تحت تاثیر تعادل بین مواد معدنی و هورمونهایی است که جذب مواد معدنی را کنترل میکند.هورمونها بین حذف استخوانهای قدیمی وساختن استخوانهای جدید تعادل برقرار میکنند.استروژن در متابولیسم استخوان نقش دوگانه ای دارداز طرفی جذب کلسیم استخوان راافزایش می دهد واز طرف دیگراز دست رفتن کلسیم استخوان را محدود میکند. در این بیماری برداشت کلسیم از استخوانها جهت مصرف در اعمال اصلی بدن بیشتر از میزان نشست کلسیم در استخوانها است.

این بیماری اگر طی برنامه های  اسکرینینگ تشخیص داده نشود به صورت کاملا بدون درد تا مرحله شکستگی استخوان بخصوص در ستون مهره ها مفصل هیپ وپروگزیمال بازووتیبیاو مچ دست پیش میرود. این شکستگیها به دنبال تروماهای کوچک که در افراد عادی هیچ مشکلی بوجود نمی آورد به وجود می آیند.

 با توجه به تغییرات شدید هورمونی در خانمهای مسن شیوع این بیماری در خانمهاچهار برابر آقایان است . شروع این بیماری در مردان از حدود چهل سالگی و پیشرفت سالیانه آن حدود سه درصد است. اما در خانمها روند این بیماری از سی سالگی شروع میشود واگر درمان نشود سالانه حدود هشت درصد از توده استخوانی را کاهش میدهد. به عبارتی اگر روند این بیماری کنترل نشود زنان در 60 سالگی 30 درصد از توده استخوانی خود را از دست میدهند  که کاهش توده استخوانی به این میزان برای ایجاد شکستگی کافی است.

با توجه به ماهیت این بیماری تعریف برنامه های بیمار یابی ضروری به نظر میرسد بر اساس یکی از این برنامه ها تمام مردان و زنان بالای 50سال که حد اقل یک ریسک فاکتور مهم دارند و تاکنون استئومتری انجام نداده اند باید در برنامه بیماریابی استئوپروز قرار داده شوند.

 

ریسک فاکتورهای مهم

1-سن بالای 65سال

2-کورتون تراپی بیشتر از سه هفته

3- دیابت نوع یک (وابسته به انسولین)

4- شکستگی کمپرسشن ستون مهره ها(یا کاهش ارتفاع ستون مهره ها بیشتر از یک اینچ)

5-مواردی که بیمار شکستگی هایی در اثر تروماهای کوچک داشته باشد

6-هیپر پارا تیروئیدیسم اولیه

7-سابقه استوپروز در خانواده(در 70 درصد موارد استئوپروز منشا ژنتیک دارد)

8-افراد مستعد زمین خوردن

9-کاهش دانسیته استخوانی در رادیوگرافی ساده قابل بررسی باشد (کاهش حداقل 30در صد از توده استخوانی در رادیوگرافی ساده قابل بررسی است)

10-یائسگی زودرس( قبل از 45سالگی )

11-هپارین تراپی مزمن

12اختلال هورمونهای جنسی در مردان

13-سندرم سوء جذب

فاکتور های زیر البته با درجه اهمیت کمتر در ابتلا به این بیماری موثر میباشند آرتریت روماتویید-

سابقه هیپر تیروئیدیسم-رژیمهای کم کلسیم-مصرف دخانیات- الکلیسم- مصرف زیادکافئین (مصرف نمک و کافئین زیاد باعث دفع کلسیم از طریق ادرار میشود )کم تحرکی(تشکیل و جذب استخوان در پاسخ به نیروهای مکانیکی وارد به استخوان تحریک میشود)-وزن کمتر از57کیلوگرم- کاهش وزن بیشتر از ده درصد وزن بیست وپنج سالگی –حاملگی های متعدد-مصرف داروهای ضد اسید حاوی آلومنیوم وبرخی دیورتیک ها.

استئومتری

روشهای متعددی تاکنون جهت سنجش تراکم استخوان به کار برده شده است اما از آن میان دو روش اولتراسوند (ULTRASOUND)وروشی با استفاده از اشعه ایکس که به اختصار DEXAنامیده میشود کار برد وسیعتری دارند(DUAL ENERGY X-RAY ABSORBITOMETRY) اما روش DEXAبه خاطر مزایایی از قبیل دقت بالا(خطای کمتر از یک درصد). سهولت استفاده از سوی محافل علمی و تحقیقاتی به عنوان روش GOLD STANDARD معرفی شده است

روش اولتراسوند:

در این روش زمان عبور یک پالس اولترا سوند از استخوان پاشنه پایا مچ دست بیمار با زمان عبور همان پالس از بافت نرم با همان ضخامت مقایسه می شود پس از انجام محاسبات توسط دستگاه  فاکتوری به نام NET TIME DELAYیا به اختصارNTDبه دست می آید که از طریق آن میتوان ترکم مواد معدنی (استخوان)در مسیر انتقال موج اولتراسوند را محاسبه کرد.

این روش نسبت به روش DEXAدقت کمتری دارد وفقط از طریق اندامهایی مانند مچ پا ومچ دست قابل انجام است

روش DEXA:

دستگاه مورد استفاده در این روش شامل یک ژنراتور اشعه ایکس در زیر تخت وقسمت دتکتورها در بالای تخت میباشد که بیمار روی تخت بین این دو قسمت قرار میگیردو از طریق اندامهایی مانند مفصل هیپ یا ستون مهره ها استئومتری انجام میشود. دستگاه های کوچکتر قابل حمل هم ساخته شده اند که از طریق اندامهایی مانند مچ دست انگشتان یا پاشنه پا استئومتری انجام میشود(البته با دقت کمتر).

در این روش دو موج اشعه ایکس یکی با انرژی پایین ودیگری با انرژی بالا به عضو مورد نظر تابیده میشود و در طرف دیگر یک گیرنده (دتکتور)میزان اشعه عبوری از عضورا محاسبه میکند با توجه به اینکه تغییر در  انرژی اشعه ایکس یا تغییر عدد اتمی بافت باعث تغییر در میزان جذب اشعه ایکس میشود(میزان جذب اشعه در بافت با عدد اتمی بافت نسبت مستقیم وبا انرژی فوتونهای اشعه ایکس نسبت عکس دارد) میتوان انرژی پرتو را طوری انتخاب کرد که در بافت نرم یا در بافت حاوی مواد معدنی (استخوان)جذب بیشتری داشته باشدپس از محاسباتی که توسط دستگاه انجام میشود فاکتوری به نام دانسیته مواد معدنی استخوان(BONE MINERAL DENSITY) یا به اختصار BMDبدست می آید که از آن در تفسیر نتیجه آزمون استفاده میشود.درپایان دو شاخص به نامهای T-SCOREبرای بالغین وZ-SCOREبرای کودکان بیان میشود

T- SCORE

این شاخص از مقایسه توده استخوانی بیمار با یک فرد سالم و همجنس او در سنی که در وضعیت حد اکثر توده استخوانی می باشد(30تا35سال)بدست می آید.اگر این شاخص بزرگتر از یک باشد نتیجه استئومتری نرمال گزارش میشود. اگر بین 1- تا 5/2- باشد فرد دچار استئوپنی است(OSTEOPENIA)و اگر این شاخص کمتر از 5/2- باشد برای بیمار تشخیص استئوپروز داده میشود (OSTEOPROSIS)البته برای واضح تر بودن نتیجه آزمایش کاهش توده استخوانی بیمار بصورت درصد هم بیان میشود.

Z-SCORE

این شاخص از مقایسه توده استخوانی بیمار با متوسط افراد همسن و همجنس خود بدست می آید در محاسبات استئومتری  کودکان از این شاخص استفاده می شود.

میزان پرتو گیری بیمار

در حالی که پرتوگیری هر فرد از محیط (پرتوگیری زمینه)در یک هفته حدود دو میلی رم است مقدار پرتوگیری در یک آزمایش استئومتری به روش DEXAحدود 2/0میلی رم یا معادل1/0 پرتوگیری حاصل از انجام رادیوگرافی استاندارد قفسه صدری است.

محدودیت های روش DEXA

این روش در بیمارانی که دفورمیتی ستون فقرات یا پروتز در مفصل هیپ یا ستون مهره ها دارند دقت کمتری دارد و در زنان حامله با ملاحظات خاص انجام میشود.

جلوگیری از پدیده پوکی استخوان

می توان با روش های بسیار ساده ای خطر پوکی استخوان را کاهش داد:

1. با اطلاع از وضعیت استخوان ها به ویژه در خانم ها دردوران نزدیک به یائسگی، به وسیله مشورت با پزشک، به کار بردن روش تشخیص مناسب و در صورت نیاز تجویز دارو های ویژه می توان از پیشرفت بیماری و عوارض حاصل از آن پیش گیری کرد.

2.تغذیه مناسب ، از روشهای موثر برای پیش گیری پوکی استخوان است. غذای انسان باید محتوی پروتئین ، املاح کافی و ویتامین های لازم باشد، تا روند پوکی استخوان کندتر شود. بهترین منبع کلسیم و پروتئین، شیر، پنیر، ماست و غذاهای دریایی به ویژه ماهی است.

کلسیم یکی از اجزای سازنده استخوان است وغذای روزانه هر فرد بالغ ، باید حداقل حاوی 1000 تا1200 میلی گرم کلسیم باشد. البته این مقدار در زنان باردار ، شیرده، یائسه ، افراد مسن و بچه ها بیشتر بوده و بین 1500تا2000 میلی گرم است . همان طور که گفته شد، فرآورده های لبنی مانند شیر، ماست، کشک، قره قوروت، پنیر از منابع مهم و بسیار خوب کلسیم اند . سایر منابع حاوی کلسیم عبارتند از: سبزیجات برگ سبز ، کلم پیچ، شلغم، هویج، پرتقال ، انگور، توت فرنگی، خرمالو، زیتون، جعفری، اسفناج، کرفس، کشمش، بادام، پسته، گردو، حبوبات و غذاهای دریایی مانند ماهی به ویژه ماهی تن، کیلکا و ساردین.

در زیر به مقادیر تقریبی کلسیم در بعضی از مواد ذکرشده اشاره می شود:

 

نوع ماده غذایی

مقدار ماده غذایی

مقدار کلسیم به میلی گرم

شیر کم چرب

یک لیوان

290

ماست کم چرب

یک لیوان

415

پنیر

30 گرم

150

کشک

100 گرم

430

پسته

100 گرم

140

ماهی کنسرو شده با روغن

100 گرم

354

ماهی کنسرو شده بدون روغن

100 گرم

437

اسفناج

100 گرم

93

پرتقال

یک عدد

56

لوبیای خشک خام

100 گرم

144

انجیر خشک

5 عدد

126

 

پوکی استخوان یکی از مهمترین عوارض کاهش مصرف کلسیم است و در صورت همراهی با عواملی مانند:کمبود ویتامینC، کمبود ویتامین D، درمان با استروئیدها (کورتون)، بی حرکتی و... برشدت آن افزوده می شود. پس بیاییم با رعایت نکات زیر حافظ سلامتی استخوان ها وجلو گیری از پوکی استخوان خود ، در سن میانسالی و پیری باشیم.

الف.  هم اکنون که مقدار نیاز روزانه کلسیم خود را می دانید، سعی کنید به میزان لازم از مواد حاوی کلسیم در روز استفاده کنید، تا دچار کمبود میزان کلسیم نشوید. این ذخیره سازی به ویژه در دهه دوم و سوم بسیار پر اهمیت است. در صورتی که نمی توانید مقدارلازم کلسیم را از فرآورده های غذایی طبیعی تهیه کنید ، برای جلوگیری از این بیماری نا خوشایند، سفارش می شود، به مصرف ترکیبات مکمل غذایی موجود در بازار بپردازید.

ب.  ویتامین D برای سلامتی استخوان ها وجذب کلسیم لازم وضروری است. بنابراین زمانی را در بیرون از منزل بگذرانید، تا آفتاب بتواند پوست را برای ساختن ویتامین Dتحریک کند.

ج. به طور منظم ورزش کنید. استخوان های اطفال با ورزش کردن ، محکم می شوند و رشد طبیعی خواهند داشت. البته افراد بالغ نیز باید تحرک کافی داشته باشند. استراحت و عدم تحرک باعث تحلیل بافت استخوانی می شود. بهترین، مفید ترین و کم خرج ترین ورزش برای انسان های بالغ و به ویژه افراد مسن پیاده روی است. توجه داشته باشید که ورزش های تحمل وزن مثل پیاده روی نقش مهمی در رسوب کلسیم در استخوان ها دارند. ورزش هایی که فشار و تحمل استخوانی ندارند، کمتر از ورزش های تحمل وزن در این مسئله اثر مثبت دارند.

د. ازمصرف مواد افزایش دهنده  پوکی استخوان مانند سیگار ، قهوه  فراوان و ... خودداری کنید.

ه.  جایگزینی هورمون های زنانه ، در خانم های یائسه زیر نظر پزشک می تواند مانع پوکی استخوان زودرس شود.

درمان پوکی استخوان

اگر پس از سنجش تراکم استخوان، معلوم شد که مبتلا به پوکی استخوان هستید، با نظر پزشک خود می توانید تحت درمان های زیر قراربگیرید: درمان های متفاوتی هم اکنون برای پوکی استخوان وجود دارد که هر کدام با توجه به شرایط بیمار برای وی انجام می گیرد. از جمله تجویز ترکیبات حاوی کلسیم و ویتامینD، تجویز ترکیبات فلوراید و دارو های کاهنده سرعت پوکی استخوان مانندEtidronale &Alendronale و... که تمام موارد ذکر شده بسیار پر خرج و گران هستند و تنها موارد اول یعنی کلسیم و ویتامینD قابل دسترس تر، کم هزینه تر و برای عموم قابل استفاده تراست.

در نهایت در نظر داشته باشید که تغذیه مناسب سرشار از کلسیم و پروتئین، فعالیت و دوری ازعدم تحرک و انجام ورزش های مناسب از زمان کودکی و نوجوانی، بهترین و کم خرج ترین توشه و روش پیشگیری برای جلوگیری از پوکی استخوان است.

توصیه طلایی

مصرف روزانه نیم لیتر شیر 50 درصد نیاز افراد بالغ به پروتئین و 100 درصد نیاز افراد به کلسیم را برآورده می کند.

 

محسن رشيد آبادي- كارشناس راديولوژي

 

تجهيزات و نحوه امبوليزاسيون

تجهیزات آمبولیزاسیون 

آمبولیزاسیون در بخش آنژیوگرافی انجام می شود. مواد متنوعی برای بستن عروق خونی استفاده می شود . برخی از آنها صرفاً برای بستن شریانهای کوچک و یا شریانهای بزرگ ( بسته به اندازه مواد ) به کار می روند و برخی نیز به طور موقت و یا دائمی عروق را می بندند .

ژل فوم Gel foam :

ماده اسفنجی ژلاتینی است که به قطعات ریز تقسیم می شود و به داخل شریان تزریق می شود و در مسیر شریان پیش می روند تا جایی که دیگر جلوتر نتوانند بروند و در این حالت ، شریان بسته می شود ( به مدت چند روز تا 2 هفته ) .ژل فوم به منظور کنترل خونریزی استفاده می شود تا علت آن تشخیص داده شده و درمان شود .

Permanent Particulate agents :

شامل پلی ونیل الکل ( Polyvinyl alcohol ) یا PVA و ژلاتین هستند – کره های آغشته به پلیمر اکریلیک که در مایع به صورت معلق می باشند و به داخل جریان خون تزریق می شوند تا عروق کوچک را مسدود کند. این مواد برای بستن دائمی عروق استفاده می شوند . از آنها استفاده می کنند تا خونریزی را قطع کنند یا شریانهای تومور را مسدود کنند . این مواد اغلب برای آمبولیزه کردن تومورهای فیبرویید رحم استفاده می شوند .

کویلهای فلزی Metal Coils :

از فولاد ضد زنگ یا پلاتین ( platinum ) ساخته شده اند و ممکن است برای بستن شریانهای بزرگ به کار رود . اگر به طور دقیق کارگذاشته شوند، خونریزی یک شریان آسیب دیده را متوقف می کنند یا از ورود جریان خون شریانی به داخل آنوریسم جلوگیری می کنند . کویلها اندازه های متفاوت دارند و رادیولوژیست می تواند متناسب با اندازه شریان یکی از آنها را استفاده نماید .

Liquid Sclerosiny agents :

مثل الکل ، با هدف تخریب بافت استفاده می شوند . این مواد ممکن است برای درمان بدشکلی بزرگ وریدی مطلوب باشند . این بدشکلی ها توسط این مایع پر می شوند تا لخته ایجاد کنند و به لایه داخلی ورید آسیب وارد کند . در موارد موفق وریدها مسدود می شوند و بدشکلی بسیار کوچکتر می گردد .

چسب Glue :

به صورت مایع تزریق می شود تا در عروق کوچک رخنه کند وسفت شود . ماده آمبولیزه کننده بسیار موثر برای درمان AVM درمغز می باشد .

مواد آمبولیزه کننده چه کار می کنند ؟

مواد آمبولیزه کننده موقتی عروق خونی را برای مدت زمان کافی بسته نگه می دارد ( روزها تا هفته ها ) تا مشکل برطرف شود . برای مثال ، بعد از تصادفات ماشین ، آمبولیزه کردن توسط ژل فوم خونریزی داخلی را متوقف می کند . بعد از چند روز بدن ، آسیب وارده را بهبود می بخشد . در زمانی که ژل فوم حل می شود ، پروسه ترمیم بافت در محل صدمه انجام می شود تا از خونریزی مجدد جلوگیری کند . مواد آمبولیزه کننده دائمی عروق خونی را می بندند و سبب تشکیل اسکار در عروق خونی می شوند و جریان خون قطع می شود . در درمان AVM و تومورها ، این قطع شدن جریان خون مهم می باشد ، دراین موارد اگر مواد آمبولیزه کننده حل شوند ، مشکل می تواند دوباره عود کند. در همه روشهای آمبولیزاسیون ، رادیولوژیست ماده حاجب را در داخل عروق تزریق می کند تا پیشرفت کار را ملاحظه کند و در مورد اتمام آمبولیزاسیون تصمیم گیری کند . فیبروییدهای رحم و انواع دیگر تومورها ، شبیه همه بافتهای بدن ، به فراهم شدن یکنواخت اکسیژن و مواد غذایی احتیاج دارند که توسط شریانها به آنها می رسد و تغذیه می شوند .

به محض اینکه این تغذیه به واسطه آمبولیزاسیون قطع شود ، بافت شروع به از بین رفتن می کند و در موارد موفق ، رشد تومور کمتر می شود یا مواقعی از بین می روند .

آزمون چگونه انجام می شود ؟

اولین مرحله ، انجام آنژیوگرافی می باشد تا موقعیت دقیق خونریزی یا ابنرمالیتی مشخص شود . آرام بخش از طریق IV به بیمار تزریق می شود . در مواقعی بی حسی عمومی داده می شود . رادیولوژیست ناحیه ای از کشاله ران را که بر روی هیپ قرار دارد با داروی بی حسی موضعی بی حس می کند . پس از پانکچر شریان فمورال کاتتر وارد شریان می شود و تحت هدایت فلوروسکوپی به سمت ضایعه مورد نظر پیش می رود و به آن تا حد ممکن نزدیک می شود . با توجه به مکان و نوع ضایعه ممکن است از میکروکاتتر و میکروگایدوایر برای رسیدن به محل ضایعه استفاده کرد . این نوع کاتترها بیشتر در درمان AVM و آنوریسم های اینتراکرانیال کاربرد دارند . آنژیوگرام های لازم تهیه می شود و با توجه به نوع ضایعه ماده آمبولیزه کننده مناسب انتخاب شده و از طریق کاتتر تزریق می شود تا در موضع درمان قرار بگیرند . آنژیوگرام های کنترل انجام می شوند تا اینکه خونریزی کنترل شود یا مواد آمبولیزه کننده کافی درتومور یا مالفورماسیون عروق قرارگرفته باشند . در انتهای آزمون ، رادیولوژیست کاتتر را خارج کرده و محل پانکچر را کمپرس می کند . بیمار به مدت 6 تا 8 ساعت به استراحت مطلق نیاز دارد .

برای درمان فیبروئیدهای رحم ، شریان های تغذیه کننده رحم کاتتریزه می شوند و مواد آمبولیزه کننده تزریق می شوند . روش آزمون ممکن است سبب درد لگن شود که در طول آزمون با تزریق داروی مسکن از طریق IV یا اپیدورال کنترل می شود . در این نوع درمان ، پس از اتمام کار بیمار بایستی شب را در بیمارستان به سر برد .
برای درمان AVM اینتراکرانیال ، ابتدا یک تست کوچک از تزریق مواد آمبولیزه کننده در محل آمبولیزاسیون انجام می شود و عملکرد ندروپوژیکی بیمار تست می شود تا اطمینان حاصل شود که هیچ ناحیه مهمی از مغز آسیب نبیند . در هر رگ تغذیه کننده AVM این مواد تزریق می شوند . AVM های بزرگ ممکن است نیاز به آمبولیزاسیون های متعدد در جلسه های مختلف داشته باشند تا درمان کامل شود . به عنوان مثال ، دو یا سه جلسه درمان در فواصل 2 تا 6 هفته انجام شود .

بیمار چه احساسی دارد ؟

در طول انجام آزمون بیمار هوشیار می باشد ولی درصورت لزوم مواد آرام بخش از طریق IV به بیمار تزریق می شود . در هنگام ورود کاتتر بیمار فشار مختصری را احساس می کند . بیشتر بیماران بعد از انجام آمبولیزاسیون دچار عوارض جانبی آن می شوند . درد بسیار شایع است و عمومی ترین عارضه آمبولیزاسیون است که به سهولت قابل کنترل با داروی تزریقی یا خوراکی می باشد . علت درد قطع شدن اکسیژن رسانی به محل درمان است . زنانی که آمبولیزاسیون تومورهای فیبروئید را انجام داده اند ، ممکن است درد یا انقباض عضله شدید داشته باشند ، البته نه درطول انجام آزمون ، بلکه هشت تا دوازده ساعت بعد از آن . در بعضی مواقع درد به مدت سه تا چهار روز طول می کشد و ممکن است نیاز به درمان تزریقی در بیمارستان داشته باشد . سردرد کمی در بیمارانی که آمبولیزاسیون AVM اینتراکرانیال انجام داده اند ایجاد می شود . بیشتر بیماران بعد از 24 ساعت از بیمارستان ترخیص می شوند . اما آنهایی که درد قابل توجهی دارند ، ممکن است لازم باشد تا 48 ساعت در بیمارستان تحت نظر باشند . اکثر بیماران فعالیتهای طبیعی شان را در طول هفته از سر می گیرند . امکان دارد رادیولوژیست بخواهد شرایط بیمار را 6 هفته بعد از آمبولیزاسیون ، همین طور 3 و 6 ماه بعد از آن چک کند . درحدود یک پنجم از بیماران درمان شده درفیبروئیدها ، ممکن است دوباره عوارض جانبی ، آشکار شود که به آن سندروم پس از آمبولیزاسیون ( Post Embolization syndrome ) گویند ، که شامل تب ( بیشتر از 102 درجه فارنهایت ) می شود و ممکن است همراه با کاهش اشتها و تهوع و استفراغ باشد . این سندروم ممکن است بعد از هر آزمون آمبولیزاسیون اتفاق بیفتد، اما بیشتر وقتی که تومور بزرگی آمبولیزه می شود احتمال ایجاد آن می باشد . علائم در طی سه روز معمولاً از بین می روند . هر چند بعضی مواقع طولانی تر می شوند و نیاز به درمان دارویی دارند . این علائم ، حاصل واکنش بدن به مواد تجزیه شده تومورها هستند و وقتی که تومورهای خیلی بزرگ آمبولیزه می شوند شایع تر هستند .

مزایا و خطرهای آمبولیزاسیونمزایا :

- آمبولیزاسیون روش بسیار موثری در کنترل خونریزیها می باشد ، مخصوصاً در موارد اورژانس .

- در سراسر جهان درزنانی که با آمبولیزاسیون فیبروئید رحم درمان شده اند میزان موفقیت %85 و بیشتر گزارش شده است .
- آمبولیزاسیون به مراتب کمتر از عمل جراحی باز خطرناک و تهاجمی ( invasive ) است و مشکلات کمتری در ماحصل آن وجود دارد و بیمار به مدت کمی در بیمارستان بستری می شود ( اغلب فقط شب بعد از انجام آزمون ) . از دست دادن خون ( کاهش خون ) نیز در آن کمتر از درمان سنتی جراحی است و هیچ بریدگی جراحی واضحی وجود ندارد .
- این روش برای درمان تومورها و مالفورماسیونهای عروقی که نمی توان آنها را با جراحی خارج کرد و یا اینکه جراحی از ریسک بالایی برخوردار است ، به کار می رود .
- وقتی که آمبولیزاسیون برای درمان AVM اینتراکرانیال استفاده می شود ، تزریق مقدار کم مواد ،ریسک عدم کارکرد جدی مغز را به حداقل می رساند .

خطرها :

- همیشه این احتمال وجود دارد که ماده آمبولیزه کننده به طور اشتباه در عروق دیگری قرار بگیرد و موجب شود که به بافت نرمال اکسیژن نرسد . اگر این اتفاق در طی درمان AVM درمغز رخ دهد ، موجب سکته می شود .

- احتمال خطر عفونت بعد از آمبولیزاسیون وجود دارد ، حتی اگر آنتی بیوتیک به بیمار داده شده باشد .
- درصد کمی از زنان بدنبال آمبولیزاسیون تومورهای فیبروئید دچار آسیب رحم می شوند و ممکن است منجر به خارج کردن رحم شود . درموارد کمی در زنان بالای 45 سال ، در طی اولین سال آمبولیزاسیون فیبروئیدها ، یائسگی شروع می شود . اثر آمبولیزاسیون فیبروئید برروی بارداری به طور واضح معلوم نشده است . بیمارانی که می خواهند در آینده باردار شوند بایستی قبل از انجام آمبولیزاسیون با رادیولوژیست مشورت کنند .
- چون آنژیوگرافی قسمتی از درمان است ، احتمال واکنش به ماده حاجب وجود دارد .
- چون آنژیوگرافی قسمتی از درمان است ، احتمال آسیب کلیه در بیماران دیابتی یا بیماران با سابقه بیماری کلیه وجود دارد .

محدودیتهای آمبولیزاسیون چه می باشد ؟

از نظر تکنیکی ، آمبولیزاسیون موفق بدون آسیب به بافتهای نرمال نیاز دارد به اینکه کاتتر در موقعیت درست قرار بگیرد ، یعنی اینکه نوک کاتتر درمکانی واقع شود که مواد آمبولیزه کننده فقط در عروق تغذیه کننده ناحیه ابنرمال جایگزین شود . در درصد کمی از موارد ، از نظر تکنیکی اجرای آزمون غیر ممکن است چون کاتتر به طور دقیق در موقعیتی که باید باشد ، قرار نمی گیرد. نتیجه آمبولیزاسیون به فاکتورهای بسیاری بستگی دارد ، که شامل اندازه تومور ، مکان AVM و اینکه بیمار چگونه به نتیجه نگاه می کند ، می باشد . چندین جلسه از آمبولیزاسیون ممکن است نیاز باشد تا علائم حاصل از AVM کاهش یابد . فیبروئیدهای رحم در اکثریت موارد خوب پاسخ می دهند ، اما شاید %10 زنان بهبود نیابند .

آمبوليزاسيون فيبروييد رحم؟

عيد غدير مبارك باد

عيد سعيد غدير برتمامي شيعيان جهان وايران بويژه جامعه راديولوژي مبارك باد


آمبوليزاسيون فيبروييد رحم

آمبولیزاسیون فیبروئید رحم Uterine Fibroid Embolization
پیش زمینه بالینی clinical background


لیومیومای رحم ( Leiomyomas ) که به نام فیبروئیدهای رحم ( fibroid ) شناخته شده اند ، تومورهای خوش خیم عضلات صاف رحم و شایع ترین تومور در سیستم تولید مثل زنان هستند . فیبروئیدهای رحم در %25 – 20 زنان دیده می شود و تخمین زده شده است که در %40 زنان بالای 50 سال که سیستم تولید مثل آنها فعال می باشد ،‌ اتفاق می افتد . به علاوه ، زنان سیاه پوست دو برابر بیشتر از زنان سفید پوست یا آسیایی در معرض ابتلا هستند . این تومور می تواند در هر سنی ما بین آغاز اولین قاعدگی و یائسگی ایجاد شود ،‌ اما بیشتر در بین 49-35 سالگی اتفاق می افتد . به طور معمول این تومورها بعد از یائسگی از بین می روند ( تحلیل می روند ) .
فیبروئیدهای رحم را با توجه به موقعیت مکانی آنها می توان طبقه بندی کرد :
- فیبروئیدهای submucosal ، کمترین نوع ایجاد شده می باشند . چون آنها در submucosa و نزدیک حفره  اندومتریال endometrial هستند اغلب با خونریزیهای طولانی و شدید در زمان عادت ماهانه همراه می شود و میزان سقط جنین را افزایش می دهند . این فیبروئید ها ممکن است پایک دار (pedunculate )شوند و به داخل سرویکس نفوذ (prolapse )کنند .
- فیبروئیدهای intramural ،‌ در داخل دیواره رحم رشد می کنند . رشد آنها ممکن است همراه با علائم حاکی از وجود توده باشد ; مثل بزرگ شدن شکم به سبب وجود توده و تکرر ادرار به دلیل فشار بر روی مثانه .
- فیبروئیدهای subserosal ، در بخش بیرونی رحم رشد می کنند . آنها ممکن است پایک دار (pedunculate )شوند . قابلیت نفوذ به داخل شکم یا لیگامانهای رحم را دارند و همراه با آن فشار بر روی مثانه و بزرگی شکم ایجاد می شود .
در بیشتر بیماران هیچ علائمی مبنی بر وجود توده ایجاد نمی شود . فیبروئیدها به طور تصادفی در طی معاینات روتین ژنیکولوژیکی پیدا می شوند .
علائم وجود فیبروئید معمولاً شامل موارد زیر می باشد :
- خونریزی غیر نرمال رحم .
- درد لگن ،‌ شاید به سبب دژنراسیون اینترامورال ( intramural degeneration ) ، پیچ خوردگی فیبروئید پایک دار (pedunculated) ، یا انقباض رحم .
- فشار لگن .
- بزرگی شکم .
- کارکرد بد ( dysfunction ) سیستم ادراری – تناسلی که ممکن است به واسطه علائم زیر مشخص شود :
         1- افزایش تکرر ادرار در نتیجه تحت قشار بودن مثانه .
         2- درد پهلو حاصل از فشار بر حالب و هیدرونفروز .
- ناتوانی در بارداری ( infertility ) .
- به ندرت ،‌ ادم اندام تحتانی ، یبوست ، یا انسداد روده .


دلایل انجام آمبولیزاسیون


آمبولیزاسیون شریان رحم یا آمبولیزاسیون فیبروئید رحم ( UFE ) برای درمان فیبروئیدهای رحم و با توجه به چندین اندیکاسیون شناخته شده برای آمبولوتراپی انجام می شود ;
- به عنوان درمان تسکینی برای بیمارانی که سرطان آنها در مرحله آخر ( end stage ) است ، آمبولوتراپی با موفقیت علائم مربوط به حضور تومور را از بین می برد . ( به عنوان مثال ،‌در استخوان در نتیجه متاستازهای استخوان حاصل از رنال سل کارسینوما ( renal cell carcinoma )، درد شکم در نتیجه تومورهای کبد غیر قابل عمل ) . این علائم متناسب با توده می باشند .
- آمبولوتراپی خونرسانی به تومورها را کم می کند و در حین عمل جراحی میزان خونریزی کمتر می شود . ( به عنوان مثال قبل از برداشتن رنال سل کارسینوما ،‌ یا تومورهای نخاعی ( spinal ) ) .
- آمبولوتراپی خونریزیهای تومور را در بدن کنترل می کند ( مثلاً ، خونریزی حاصل از رنال سل کارسینوما ،‌ تومورهای مثانه ، آنژیومیولیپوما ( angiomyolipoma ) ، آدنومای هپاتیک ( hepatic adenomas ) ) .
- آمبولوتراپی خونریزی غیر نرمال رحم را کنترل می کند که به سبب بدخیمی های ژنیکولوژیکی ، خونریزی پس از تولد نوزاد ، خونریزی حاصل از حاملگی نابجا ، و خونریزی حاصل از مالفورماسیون شریانی – وریدی ( AVM ) ایجاد می شود .
با توجه به موفقیت آمبولیزاسیون در کوچک کردن تومورهای بزرگ ( solid tumors ) و محو کردن علائم آن ،‌ UFE انجام می شود تا حجم فیبروئید و به همراه آن رحم و علائم مربوط به آن را کاهش دهد .

 ارزیابی قبل از انجام آزمون
تصویربرداری Imaging


قبل از اینکه آمبولیزاسیون انجام شود ، تایید وجود فیبروئید مهم می باشد . این کار با استفاده از سونوگرافی لگن یا MRI امکان پذیر است . با توجه به اینکه سونوگرافی ممکن است در تعیین بزرگی رحم موثر باشد و بر این نکته دلالت کند که وجود فیبروئید و یا پاتولوژی دیگری علائم حاضر در بیمار را ایجاد کرده اند ، نتیجه تصویربرداری آن به دستگاه استفاده شده و جثه بدنی بیمار بستگی دارد . MRI به خاطر قابلیت بیشتر آن در دلالت بر اندازه ، موقعیت و تعداد فیبروئیدها در رحم ترجیح داده می شود . همچنین در MR تشخیص آسانتر خصوصیات داخلی فیبروئیدها به همراه خونگیری آنها امکان پذیر است . در یک گزارش ،‌ Jha و همکاران پیش آگهی بیمار را با موقعیت و خونرسانی فیبروئیدها مرتبط ساختند . Mizukami و همکاران گزارشی از ارزش پیش آگهی های ممکن برای انجام MRI قبل از آزمون ارائه کردند . در این گزارش آنها بهترین پاسخ به آمبولیزاسیون را در بیمارانی که در تصاویر T2 – Weighted آنها فیبروئیدها شدت سیگنال بالا یا متوسط داشت ، ملاحظه کردند .
همچنین MRI لگن می تواند پاتولوژی های مختلف که به طور همزمان وجود دارند را نشان دهد . برای مثال menorrhagia ( خونریزی زیاد در طول عادت ماهیانه ) و علائم دیگر که معمولاً همراه با فیبروئیدهای رحم می باشند ، شبیه علائم adenomyosis در بیمار می باشد . adenomyosis ، بیماری خوش خیم رحم ،‌ با رشد نابجای غده های endometrial و stroma در داخل myometrium و با بزرگ شدگی غیر یکسان رحم مشخص می شود .
MRI بهترین ابزار تصویربرداری برای تشخیص adenomyosis است و از ملاکهایی استفاده می کند که شامل : عریض شدن متمرکز یا غیر یکسان محل اتصال به همراه کانونها یا خطوط روشن در داخل مایومتریوم ( myometrium ) در تصاویر T2-Weighted می باشد . در MRI ، یک آدنومیومای ( adenomyoma ) کانونی ممکن است به صورت توده مایومتریال ( myometrial ) با سیگنال کم ( low signal ) و با حاشیه نامشخص که اغلب شامل کانونهای باشدت سیگنال زیاد ( high signal ) می باشد ، نمایان شود . همچنین MRI در ارزیابی نتایج آمبولیزاسیون چندین ماه بعد از انجام آزمون کمک کننده می باشد .
از نظر تکنیکی ، باید اندازه گیری های رحم و هر فیبروئید در سه سطح انجام شود ، سپس حجم آنها با استفاده از فرمول اندازه گیری حجم کره ( 0.5233 × ارتفاع × عرض × طول ) محاسبه شود . این اندازه گیری ها به رادیولوژیست کمک می کند تا میزان کاهش حجم فیبروئید و رحم را بعد از آمبولیزاسیون مشخص کند .
بعد از آمبولیزاسیون ، ‌شدت سیگنال فیبروئیدها در تصاویر T1 – Weighted و T2 – Weighted معمولاً کاهش می یابد . به نظر می رسد آمبولیزاسیون اثر کمی روی خصوصیات حجم یا کیفیت  مایومتریوم (myometrium) و اندومتریوم (endometrium) نرمال دارد . تستهای دیگر علاوه بر MRI لگن ، کارکرد کلیه بیمار ( یعنی ،‌سطح نیتروژن اوره خون BUN ، سطح کراتینین ) و انعقاد خون ( یعنی ، تعداد پلاکتها ، زمان پروترومبین ، زمان ترومبوپلاستین نسبی ( Partial thromboplastin time )  ارزیابی می شود . در انستیتوی مولف ، برای همه بیمارانی که menorrhagia دارند ، انجام یک تست پاپ اسمیر ( pap smear ) نرمال در ظرف 6 ماه قبل از آمبولیزاسیون نیاز است و نیز انجام بیوپسی اندومتریال در ظرف 12 ماه پیشنهاد می شود . این تستها بیماران را از نظر وجود هایپرپلازی اندومتریال و بدخیمی اندومتریال ارزیابی می کنند .

 
آزمونهای دیگر


Agonist های هورمون آزاد کننده گنادوتروپین ( GnRH ) اغلب به عنوان درمان دارویی برای فیبروئیدهای رحم ، بیشتر اوقات قبل از میومکتومی ( myomectomy ) یا هیسترکتومی ( hysterectomy ) به منظور کم کردن مشکلات حاصل از این آزمونها استفاده می شود . با توجه به اینکه درمان GnRH agonist باعث انقباض شریانهای تغذیه کننده رحم می شود ، خودداری کردن از استفاده از این داروها قبل از اینکه بیماران تحت انجام آزمون قرار گیرند ، می تواند به مشکلات تکنیکی آزمون UFE اضافه شود . در ظرف 12 هفته پس از قطع درمان GnRH agonist ( قبل از اینکه فیبروئیدها در طی این مدت به اندازه نرمال خود برگردند ) ، بایستی UFE قبل از هفته دوازدهم انجام شود .

روش انجام آزمون


قبل از شروع آمبولیزاسیون ، یک IV Line و کاتتر فولی برای همه بیماران کار گذاشته می شود . آنتی بیوتیکهای پروفیلاکتیک ( prophylactic ) معمولاً قبل از انجام آزمون به بیمار داده می شود . در انستیتوی مولف ، همه بیماران 1g سفازولین ( Ancef ) از طریق IV به خاطر پروفیلاکسی ( prophylaxis ) دریافت می کنند . mg 500 وانکومایسین ( vancomycin ) به بیماران با سابقه حساسیت به پنی سیلین داده می شود . انتخاب آنتی بیوتیک و دیگر داروها  ( مثل استفاده از corticosteroids ، antiemetics ، analgesics ) تغییر می کند .
UFE به طور معمول به شرح زیر انجام می شود :
1- شیت در داخل شریان فمورال مشترک راست یا چپ و یا هردو قرار می گیرد .
2- تحت هدایت فلوروسکوپی ، کاتتر به داخل آئورت شکمی فرستاده می شود .
3- آنژیوگرام لگن انجام می شود تا شریانهای راست و چپ رحم مشخص شوند . شریانهای اوارین ( ovarian ) ، لومبار ( lumbar ) و کل لترالهای ( collaterals ) دیگر که مایوماتوز ( myomatous ) بزرگ رحم را تغذیه می کنند ، نیز ممکن است دیده شود ( تصویر 1 را ببینید ) .
شریانهای رحم که به طور معمول از قسمت قدام شریان ایلیاک داخلی جدا می شوند مسئول تهیه بیشترین خون رحم هستند . یک آنژیوگرام سلکتیو از شریان رحم ، شاخه های انتهایی آن را نشان می دهد که به شریانهای اسپیرال ( spiral ) معروف اند و در پاسخ به تغییرات در سطوح هورمونی و ضخامت اند و متریال گشاد می شوند و غیر مارپیچی میشوند . وقتی که فیبروئیدها وجود دارند ، در آنژیوگرافی نشان داده می شود که شریانهای رحم گشاد شده اند ، پیچ خورده اند ( tortous ) و به سمت خارج جابه جا شده اند ( تصویر 2 و 3 را ببینید ) . در آنژیوگرام ، وجود فیبروئید هایپرواسکولار با توجه به شبکه عروقی وسیع آن تایید می شود .
4- به محض اینکه فیبروئید تشخیص داده شد ،‌ شریانهای رحم باید به طور سلکتیو کاتتریزه شوند .
5- ماده آمبولیزه کننده مثل پلی ونیل الکل ( PVA ) یا امبوسفیر ( Embospheres ) به طور مستقیم به داخل شریانهای رحم تزریق می شوند تا ایجاد ترومبوز کنند . هر دو شریانهای رحم باید آمبولیزه شوند زیرا در خط وسط آناستوموز ایجاد می کنند . آمبولیزاسیون یک طرفه باعث نقص در درمان UFE می شود . در برخی از بیماران کاتتر 4F یا 5F ( فرنچ = F ) ممکن است در داخل یک یا هر دو شریان رحم بسته شود . اگر این اتفاق بیفتد ، یک میکروکاتتر Coaxial ممکن است برای تزریق مواد آمبولیزه کننده استفاده شود . هنگام استفاده از میکروکاتتر اگر از PVA های با اندازه 500-710 میکرون استفاده شود ، ممکن است ، ایجاد مشکل نماید . رقیق کردن مواد و همراه با آن ،‌ شستشوی مکرر کاتتر احتمال بسته شدن کاتتر را به حداقل می رساند .
6- پس از آمبولیزاسیون هر دو شریان رحم ، آنژیوگرام کنترل ( تصویر 4 را ببینید ) انجام می شود تا بسته شدن شریان تائید شود . همچنین این آنژیوگرام کمک می کند تا شاخه های Collateral دیگر را ( مثلاً از شریانهای ovarian یا vaginal ) که به فیبروئیدها خونرسانی می کنند ، در صورت وجود پیدا کرد .


ادامه نوشته

شناخت اشعه ایکس

مقدمه

اشعه ايكس  ويا همان اشعه مجهول كه اولين با رتوسط دانشمند آلماني ويلهلم كنراد رنتگن آلماني  كشف وبه همين نام نامگذاري گرديد اساس كار بسياري از دستگاههاي مختلف تصوير برداري پزشكي اعم از قديم وجديد ميباشد. اگرچه اين پرتو (اشعه ايكس که از دسته امواج الکترو مانیتیک میباشد ) جزء پرتوهاي يونيزان قرار گرفته وآثار زيان بار آن از همان سالهاي اول كشف آن محرز گرديد اما شناخت چيستي اين پرتو وخواص فيزيكي ورفتار تابشي آن بشر را قادر ساخته است كه اين اسب سركش را رام نموده وآثار زيان بار آن را به حداقل ممكن برساند .آنچه كه امروزه در كاربري اين پرتوها اهميت دارد  شناخت و رعايت  كامل اصول ايمني كار با اشعه ميباشد كه تضمين كننده سلامت كاربران (پزشكان، كارشناسان و تكنيسينهاي  راديولژي و راديو تراپي و انرژيهاي هسته اي )  و پرتوگيران چه در مراكز تشخيصي ويا مراكز در ماني و بخشهاي پزشكي هسته اي ميباشد. لذا هدف  اين مقاله در راستاي اين هدف ابتدا شناخت   ومعرفي اشعه ايكس وپرتوها ي يونيزان  ودر گامهاي بعد معرفي آثار زيان بار اين پرتوها ودر مراحل بعد به حداقل رساندن اين آثار سوء آن ميباشد. لذا در اين نوشتار سعي شده است از بحثهاي ثقيل  فيزيك ورياضي حداقل استفاده شده تا مورد استفاده عموم  خوانندگان با هر گرايشي واقع گردد.

مفاهیم اتمی  مشترک امواج الکترو مانیتیک و اشعه ايكس:

همان طور که می دانید الکترونها ذرات با بار منفی هستند که در یک توصیف ساده روی مداراتی به دور هسته می چرخند. با توجه به برابر بودن تعداد الکترونها و پروتونهای یک اتم در حالت عادی ،‌ این اتم از لحاظ بار خنثی می باشد. این توصیف که به منظومه شمسی شبیه است ، تفاوتهایی نیز با آن دارد ، از جمله اینکه در هر مدار بر خلاف مدارات منظومه شمسی بیش از یک الکترون وجود دارد و آن به این نحو است که در مدار اول حداکثر 2 الکترون ، در مدار دوم حداکثر 8 الکترون و...که اگر به صورت ریاضی این روند را نشان دهیم و شماره مدار را n فرض کنیم حداکثر تعداد الکترونی که می تواند در آن مدار قرار گیرد از رابطه Zn2 بدست خواهد آمد. ترتیب این مدارات با حروف لاتین که با حروف K شروع می شود ، نامگذاری شده است.
تفاوت دیگری که مدارات اتم با منظومه شمسی دارد ، کروی شکل بودن لایه مدارات است. الکترون لایه اول که نزدیکترین لایه به هسته است ، الکترون K نامیده می شود و به همین ترتیب لایه های بعدی N , M , L و... از هسته دور می شوند. قطر لایه های الکترون نشأت گرفته از سه اثر هستند که عبارتند از:
1. نیروهای هسته ای وارد بر الکترونها
2. مومنتوم زاویه ای
3. انرژی الکترون
نیرویی که بین هسته و الکترون برقرار است و الکترونها را در اتم نگه می دارد Binding Force نیروی همبستگی نامیده می شود و با عکس مجذور فاصله بین هسته و الکترون متناسب است. مومنتوم زاویه ای نشانگر حرکت منحنی شکل الکترون به دور هسته می باشد. ذرات مقید (Bound Particles) همواره انرژی منفی در خود دارند که این قضیه شامل الکترون ها نیز می شود که برای آزاد شدن این انرژی باید به مقدار صفر یا مثبت برسد و چون این انرژی به عنوان مقدار انرژی لایه در بردارنده الکترون به عنوان مثال تنگستن دارای یک انرژی لایه ای K به میزان kev 5/69 و انرژی لایه L به مقدار kev 11 می باشد.

تشعشع الکترومغناطیسی
*
پرتو الکترومغناطیسی (electromagnetic Radiation)
*
فوتون (photon):
یک فوتون کوچکترین کمیت هر پرتو الکترومغناطیسی است. همانند اتم که کوچکترین کمیت هر عنصر است. فوتون ممکن است بصورت باندهای کوچک انرژی که غالباً کوانتوم (quantum) نامیده میگردد و در فضا با سرعت نور حرکت می کند، درنظرگرفته شود.
ما فوتون های X-ray، فوتون های نور و انواع دیگر پرتوهای الکترومغناطیسی را با عنوان پرتو فوتونی (photon Radiation) می شناسیم و نام گذاری می کنیم.
یک فوتون X-ray یک کوانتوم انرژی الکترومغناطیسی است.
درقرن نوزدهم، MaXwell نشان داد که نور مرئی هم دارای خاصیت مغناطیسی است و هم دارای خاصیت الکتریکی، بنابراین نام این پرتو را پرتو الکترومغناطیسی گذاشت.
*
سرعت و دامنه (Velocity & Amplitude)
فوتونهای حامل انرژی در فضا با سرعت نور  (C) منتشر می شوند. سرعت نور 186.000 مایل برثانیه و یا درواحد SI سرعت نور 3.10 m/s است.
سرعت همه پرتوهای الکترومغناطیسی 3.10 m/s است.
اگر چه فوتونها به علت نداشتن جرم و درنتیجه نداشتن شکل قابل تشخیص، ولی آنها دارای میدانهای الکتریکی و مغناطیسی هستند که بطور پیوسته با زمان و بطور سینوسی  (sinusoidal)  تغییر می کنند. شکل  سه مثال از تغییر سینوسی را نشان می دهد. به این نوع از تغییرات معمولاً موج سینوسی (sine ware) گفته می شود.
دامنه نصف فاصله بین قله (crest) تا دره (valley) درموج سینوس است.
*
فرکانس و طول موج (frequency and wavelength)
مدل موج سینوسی پرتوهای الکترومغناطیسی، تغییرات میدانهای الکتریکی و مغناطیسی را هنگام عبور پرتو با سرعت C را نشان می دهد. خواص مهم این مدل فرکانس   (f)(frequency)و طول موج (l)(ware length) است.
فرکانس (بسامد) معمولاً بصورت تعداد نوسانات در هر ثانیه تعریف می گردد و واحد اندازه گیری آن هرتز (Hz)(Hertz) است که برابر است با یک دوره بر ثانیه(1 cycle / second)
فرکانس برابر است با تعداد طول موجهایی که در هرثانیه از یک نقطه عبور می کند.
فاصله میدان دو قله و یا دو دره ویا دو نقطه متناظر در یک موج سینوسی طول موج (wavelength) نامیده می گردد. شکل  سه موج سینوسی با طول موجهای مختلف را نشان می دهد
همانگونه که مشاهده می گردد، با افزایش طول موج، فرکانس کاهش می یابد.
سه پارامتر سرعت، فرکانس و طول موج همگی برای بیان و توصیف یک پرتو الکترومغناطیسی لازم هستند.
دریک سرعت ثابت، فرکانس و طول موج نسبت عکس دارند.
سه پارامتر اصلی پرتوالکترومغناطیسی طبق معادله موج (ware equation) به هم مرتبط میگردند:
Velocity=Frequency × Wavelength
V=f. l
معادله موج هم برای پرتو الکترومغناطیسی و هم برای امواج صوتی مورد استفاده قرار می گیرد ولی این را در ذهن داشته باشید که امواج صوتی بسیار متفاوت از فوتونهای الکترومغناطیسی هستند.
منابع تولید صدا متفاوت هستند، این امواج درجهات مختلف منتشر می گردند وسرعت آنها دارای تغییرات زیادی است و سرعت امواج صوتی وابسته به ماده ای است که صوت در آن ها منتشر می گردد و امواج صوتی از خلاء نمی توانند عبور کنند.
بعد از این معادله موج معرفی شد، ما می توانیم این معادله را برای پرتوهای الکترومغناطیسی بصورت ساده شده زیر در آوریم (توجه گردد چون پرتوهای الکترومغناطیسی دارای سرعت ثابت (C) هستند.
C:
سرعت پرتوالکترومغناطیسی l            
f:
فرکانس
l:
طول موج
*
طیف الکترومغناطیسی (Electromagnetic spectrum)
محدوده فرکانس پرتو الکترومغناطیسی تقریباً از 10 Hz تا 10 Hz است. طول موجهای فوتون مربوط به این پرتوها، تقریباً 10nm تا 10M به ترتیب است. این محدوده گسترده انواع زیادی از پرتوهای الکترومغناطیسی را که بیشتر آنها برای ما آشنا هستند، پوشش می دهد. این پرتوها روی هم، طیف الکترومغناطیسی را تشکیل می دهند.
طیف الکترومغناطیسی شامل کل محدوده پرتوهای الکترومغناطیسی است.
طیف الکترومغناطیسی دارای سه منطقه مهم برای تکنولوژی رادیولوژی است که عبارتند از:
نورمرئی (visible light)، فرکانس های رادیویی (radiofrequency) و پرتو (X-radiation) X است.
قسمتهای دیگر این طیف الکترومغناطیسی شامل پرتوفرابنفش (ultraviolet radiation)، نور مادون قرمز (infrared light) و پرتو مایکروویو (microwave) است.
فوتونهای این پرتوهای گوناگون همگی یکسان هستند. یعنی هر فوتون بصورت یک باند انرژی شامل میدانهای متغییر الکتریکی و مغناطیسی است که با سرعت نور حرکت می کنند. تنها تفاوت بین این فوتونها، فرکانس و طول موج آنها است.
امواج ماوراصوت (ultrasound) به صورت فوتون نیست و این امواج دارای سرعت ثابت نیستند. ماوراء صوت، موج حاصل از حرکت مولکول هاست و این امواج به ماده نیاز دارند. در صورتیکه پرتوهای الکترومغناطیسی می توانند در خلاء هم وجود داشته باشند.
ماوارء صوت تشخیصی ، بخشی از طیف الکترومغناطیسی نیست.
*
اندازه گیری طیف الکترومغناطیسی
 (Measurement of the electromagnetic spectrum)
طیف الکترومغناطیسی را می توان با سه مقیاس متفاوت بیان کرد، یعنی با انرژی، فرکانس و طول موج. چون سرعت تمام پرتوهای الکترومغناطیسی ثابت است پس طول موج و فرکانس با هم نسبت عکس دارند. (C=f.l)
*
نور مرئی (visible light)
هنگامی که نور مرئی را از یک منشور ( prism) عبور می دهیم، این نور به یک طیف رنگین کمانی (Rainbow) تفکیک می گردد. این پدیده را شکست ( refraction) گویند
هنگامی که نور سفید از یک منشور عبور داده می شود، چون این نور از فوتون هایی با یک محدوده طول موج تشکیل شده است، این نور شکست پیدا می کند و منشور به عنوان یک جدا کننده طیف نور براساس طول موج است. اجزای تشکیل دهنده نور سفید دارای محدوده طول موجی تقریباً از 400 nm برای رنگ بنفش تا 700 nm برای رنگ قرمز هستند.
نور مرئی کوچکترین قسمت از طیف الکترومغناطیسی را شامل می گردد و این تنها قسمتی است که ما می توانیم آن را به طور مستقیم احساس کنیم.
نور خورشید همچنین دارای دو نوع از نور مرئی است: مادون قرمز و فرابنفش (ماوراء بنفش).
نور مادون قرمز (Infrared light) تشکیل شده است از فوتونهایی با طول موجهایی بزرگتر از نور مرئی و کوچکتر از امواج مایکرویو. مادون قرمز به هر ماده ای که بخورد کند، آن را گرم می کند، که می توانیم این گرما را گرمای تشعشعی ( radiant heat) درنظر بگیریم.
نور ماوراء بنفش (ultraviolet light) در طیف الکترومغناطیسی ما بین نور مرئی و پرتوهای یون ساز (ionizing radiation) قرار دارد. این نور مسؤل واکنشهای مولکولی است که هنگام آفتاب سوختگی ایجاد می گردد.


*
فرکانس رادیویی (RF) (radio frequency)
مهندسان تلویزیون و رادیو تابش فوتونها را با فرکانس هایشان توصیف می کنند.
کانالهای تلویزیون های ماهواره ای معمولاً بوسیله  فرکانس هایشان شناخته می شوند که این فرکانسها، فرکانسهای رادیویی یا RF می نامند.
فوتونهای فرکانس رادیویی دارای مقدار انرژی بسیار کم و طول موج بسیار بالای هستند.
فرکانس رادیویی که طول موج کوتاهی دارند به عنوان پرتوهای مایکرویو  (microware) شناخته می گردند. پرتوهای مایکروویو وابسته به استفاده، دارای فرکانسهای متغیری هستند. اما همیشه دارای فرکانس بیشتر از فرکانس رادیویی و کمتر از مادون قرمز هستند.
پرتوهای مایکروویو دارای استفاده های گوناگونی اعم از تلفنهای همراه، کنترل سرعت در اتوبان ها و در پخت و پز (مایکروویو) دارند.
*
پرتو یون ساز (Iodizing Radiation)
برخلاف فرکانس رادیویی و نور مرئی، پرتو الکترومغناطیسی یون ساز معمولاً بوسیله انرژی فوتون ذخیره شده در آن، مختص می گردند.
یک فوتون پرتو X ، تقریباً مقدار قابل ملاحظه ای، بیشتر انرژی نسبت به فوتون نور مرئی یا فوتون فرکانس رادیویی دارد. فرکانس پرتو X بسیار بیشتر و طول موج آن بسیار کمتر از انواع دیگر پرتوهای الکترومغناطیسی است. تمایزی که گاهی وجود دارد این است که فوتونهای پرتو گاما از فوتونهای پرتو X میزان بیشتری انرژی دارند. این مطلب درگذشته درست بود، چون تجهیزات پرتو X موجود، میزان انرژی محدودی داشتند. ولی اکنون به علت وجود شتاب دهنده های خطی، ما می توانیم پرتوهای X با انرژی بسیار بالاتری نسبت به پرتوهای گاما تولید کنیم، بنابراین این تمایز مناسب نیست.
تنها تفاوت مابین پرتوهای X و پرتوهای گاما، در ذات آنها است.
پرتوهای X از ابرالکترونی یک اتم که بطور مصنوعی تحریک شده است، ساطع می گردند در حالیکه پرتوهای گاما از هسته های اتم رادیواکتیو ساطع می گردند.   
پرتوهای X در تجهیزات الکتریکی تولید می گردند، درمقابل پرتوهای گاما ازماده رادیواکتیو بطور خودبه خود ساطع می گردند.
این شرایط نیز در تفاوت بین ذرات بتا (Beta particles) و الکترون ها نیز یکسان است. این ذرات یکسان هستند به جز اینکه ذرات بتا از هسته می آیند و الکترونها از بیرون هسته میآیند.
نور مرئی بوسیله طول موج، فرکانس رادیویی بوسیله فرکانس و پرتوهای X بوسیله انرژی شناخته و تعریف می گردند.

 

اشعه ایکس و نحوه توليد آن

اشعه x نوعی از انرژی تابشی از جنس امواج الكترو مانيتك مانند  نور یا امواج رادیویی می باشد و تقريبا تمامي خواص اين امواج را هم دارا ميباشد ( مانند سرعت، حركت بر مسير مستقيم، تفرق پذيري و.....) كه با شناخت خواص اشعه ايكس براحتي ميتوان در مبحث حفاظت در برابر اشعه راههاي  كاهش اثرات زيان بار آن آن را بسادگي آموخت . ( در مبحث حفاظت توضيح آن داده شد) و فقط برخلاف نور اشعه x به علت كوتاهي طول موج  می تواند از اجسام عبور کند ، که این توانایی به رادیولوژیست این امکان را می دهد تا تصاویری از ساختار داخلی بدن تهیه کند . رادیولوژیست می تواند این تصاویر را در فیلم یا مانیتور کامپیوتر به نمایش درآورد.


نحوه توليد اشعه در تيوب  اشعه ايكس(حباب شيشه اي كه از هوا بشدت تا چندين اتمسفر تخليه گرديده است )بدين شكل است كه اين حباب داراي دو قطب كاتد وآند ميباشد .در قطب كاتد معمولا از يك فيلامان مانند لامپهاي رشته اي از جنس تنگستن كه با ولتاژهاي متغيري تغذيه مي شود بسته به انتخاب كاربر (بر حسب ميلي آمپر) در قطب آند هم فلزي با ظرفيت گرمايي  بسيار بالا مانند آلياژ تنگستن وموليبدن در پوششي از يك فلز بسيار هادي گرما مانند مس جهت كاهش دماي توليد شده قرار دارد .هنگامي كه جريان در كاتد برقرار ميشود دوقطب آند وكاتد به اختلاف پتانسيل بسيار بالا در حد چند ين كيلو ولت متصل ميگردد كه اين امر باعث ميشود كه الكترونها باشتاب زياد به آند برخورد نمايند وطي اين فرايندكه خود موضوع پيچيده اي است ولي بصورت اجمال هنگامي كه الكترون هاي پرشتاب به فلز هدف برخورد مي نمايند بعلت برخورد الكتونها به الكترونهاي مدار فلز هدف باعث تهييج ويا جابجايي موقت آنها ميشوند وچون اين حالت بسيار ناپايدار است اكترونهاي مداري با بازگشت به  مدار اوليه انرژي اضافي خود را بصورت پرتوهايي بنام اشعه ايكس( اشعه برمز اشترالونگ ) تابش منمايند . (  سعي خواهد شد در فرصتهاي بعدي در مورد نحوه توليد اشعه در مقياس اتمي در آند  تو ضيح داده شود ) اشعه ايكس توليد شده توسط ابزارهايي همچون كوليماتور ميدان اشعه كنترل ميگردد.

ازين رو طبق همين اصل فيزيكي توليد اشعه ايكس بايستي در نظر داشت كه هرگاه در يك سيستم برخورد الكترون پر شتاب بر يك هدف اتفاق مي افتد يكي از محصولات ان اشعه ايكس خواهد بود مانند لامپهاي CRT  يا همان لامپ تلويزيونهاي معمولي  وعلت اصرار بر داشتن فاصله از تلويزيون هم همين اشعه نا خواسته توليد شده ميباشد.

آزمایشات پرتونگاری اطلاعات با ارزشی در بازه سلامتی فراهم می کنند و نقش مهمی در کمک به تشخیص توسط پزشک باز می کنند . در بعضی موارد از اشعه x به عنوان ابزار کمکی جهت قرار دادن تیوبها یا وسایل دیگر در بدن و یا در آزمونهای درمانی استفاده می شود .

دلیلی برای ادامه زندگی


روزی تصميم گرفتم كه ديگر همه چيز را رها كنم. شغلم ‏را، دوستانم را، زندگي ام را! به جنگلی رفتم تا برای آخرين بار با خدا ‏صحبت كنم. به خدا گفتم: آيا می‏ توانی دليلی برای ادامه زندگی برايم بياوری؟ و جواب ‏او مرا شگفت زده كرد. او گفت: آيا درخت سرخس و بامبو را می بينی؟ پاسخ دادم : بلی. فرمود: ‏هنگامی كه درخت بامبو و سرخس را آفريدم، به خوبی ازآنها مراقبت نمودم. به آنها نور ‏و غذای كافی دادم. دير زمانی نپاييد كه سرخس سر از خاك برآورد و تمام زمين را فرا ‏گرفت اما از بامبو خبری نبود. من از او قطع اميد نكردم. در دومين سال سرخسها بيشتر ‏رشد كردند و زيبايی خيره كننده ای به زمين بخشيدند اما همچنان از بامبوها خبری نبود. ‏من بامبوها را رها نكردم. در سالهای سوم و چهارم نيز بامبوها رشد نكردند. اما من ‏باز از آنها قطع اميد نكردم. در سال پنجم جوانه كوچكی از بامبو نمايان شد. در ‏مقايسه با سرخس كوچك و كوتاه بود اما با گذشت 6 ماه ارتفاع آن به بيش از 100 فوت ‏رسيد. 5 سال طول كشيده بود تا ريشه ‏های بامبو به اندازه كافی قوی شوند.. ريشه هايی ‏كه بامبو را قوی می‏ ساختند و آنچه را برای زندگی به آن نياز داشت را فراهم می ‏كرد. ‏خداوند در ادامه فرمود: آيا می‏ دانی در تمامی اين سالها كه تو درگير مبارزه با ‏سختيها و مشكلات بودی در حقيقت ريشه هايت را مستحكم می ‏ساختی. من در تمامی اين مدت ‏تو را رها نكردم همانگونه كه بامبوها را رها نكردم.



جواب دادم: هر ‏چقدر كه بتواند.   ‏گفت: تو نيز بايد رشد كنی و قد بكشی، هر اندازه كه ‏بتوانی...    ‏هرگز خودت را با ديگران ‏مقايسه نكن. بامبو و سرخس دو گياه متفاوتند اما هر دو به زيبايی جنگل كمك می كنند. ‏زمان تو نيز فرا خواهد رسيد تو نيز رشد می ‏ كنی و قد می كشی!‏از او پرسيدم: من ‏چقدر قد مي‏ كشم.‏در پاسخ از من پرسيد: بامبو چقدر رشد می كند؟

جمله روز : اگر یک روز هیچ مشکلی سر راهم نبود ،

 

میفهمم که راه را اشتباه رفته ام


سنجش و واحدهای اشعه ایکس


واحد های اندازه گیری پرتوها :

برای درک صحیح از اثرات هر پدیده ایی دانستن مقیاس سنجش واندازه گیری ودرک صحیح از این مقیاس های اندازه گیری در بر رسی آثار بوجود آمده ویا احتمال پیدایش این آثار نقش مهمی را ایفا منماید از اینرو به بررسی واحدهای اندازه گیری اشعه ایکس(پرتو های یونیزان) می پردازیم

واحدهای بنیادی

هر واحد برای توصیف کمیتهای فیزیکی را می‌توان به اندازه‌ گیری چهار کمیت بنیادی تقلیل داد. این کمیتها با یک مقدار عددی و یک واحد توصیف می‌شوند. این کمیتهای بنیادی و واحدهایی که برای توصیف آنها اختیار شده‌اند، عبارتند از: جرم با واحد بنیادی کیلوگرم ، طول با واحد بنیادی متر ، زمان با واحد بنیادی ثانیه و جریان الکتریکی که واحد بنیادی آن آمپر است. دستگاه SI را گاهی دستگاه کیلوگرم - متر - ثانیه ، نیز می‌نامند.


واحدهای ویژه


علوم تابش با تعداد زیادی واحدهای ویژه یعنی واحدهایی مشخص می‌شود که نام آنها در قالب کمیتهای بنیادی بیان نشده است. در کمیسیون بین‌المللی واحدها و اندازه‌گیریهای تابش (ICRU) در سال 1975 پیشنهاد شد که واحدهای ویژه بتدریج از دور خارج شوند و حتی‌الامکان واحدهای SI جایگزین آنها شوند. ICRU دو واحد جدید را برای اندازه‌گیری تابش پیشنهاد کرد. "بکرل" که عبارت است از واحدی برای توصیف رادیواکتیویته (پرتوزایی) و "گری" واحدی که دوز تابش را تعریف می‌کند
ادامه نوشته

ساختمان تیوب اشعه ایکس

ساختمان تیوب اشعه ایکس

تیوپ :
حباب خلاء شیشه ای است که از شیشة مخصوص و محکم ساخته شده است و شامل: 1-  فیلامنت سیمی (از جنس تنگستن)، 2- متمرکزکننده از جنس مولیبدنیوم یا فولاد، 3- آند مسی که روی آن هدفی از جنس تنگستن است، میباشد.
 محفظة تیوپ:
از جنس فولاد بوده که مملو از روغن است و حباب شیشه ای را دربرمی گیرد. این محفظه محلی برای اتصال کابلهای فشار قوی داشته و دارای پایه ای است که تیوپ را نگه می دارد.
تمام پرتوهایی که از هدف منتشر می شوند به جز پرتوی که از طریق پنجره رادیولوسنت خارج  می شود، توسط لایه سربی که به صورت آستری محفظة تیوپ را پوشانیده، به شدت جذب می شوند. روغن داخل محفظه گرم و منبسط می شود. داخل محفظه وسیله ای بادکنکی است که فضای اضافی بوجود میآورد تا در زمان انبساط فضای لازم را ایجاد کند. وظیفة روغن ایجاد عایق الکتریکی و نیز انتقال گرما از آند به محفظه است. برای انتقال جریان از ترانسفورماتور فشار قوی به تیوپ اشعه ایکس از کابل های فشار قوی استفاده  می شود. در این دستگاه تیوپ اشعه ایکس ضمن تولید اشعه ایکس به عنوان یکسوکننده نیز عمل می کند. مزیت این دستگاه نسبت به دستگاه های مجهز به یکسو کننده تمام موج عبارت است از سادگی، کوچکی، قابلیت مانور، ارزان بودن و... و عیب آن محدودیت در درجة حرارت است.
گرمای ایجاد شده در هدف تیوپ اشعه ایکس بر حسب واحد گرمایی ( H.V) به این صورت محاسبه می شود:
          (زمان بر حسب ثانیه) T × (میانگین) mA × KVp = واحد گرمایی در ثانیه


 لامپ

این لامپ از جنس شیشه پیرکس است که درون آن خلاء بوده و حاوی دو الکترود است. لامپ به گونه ای طراحی شده که الکترونهای تولید شده در قطب منفی (کاتد یا فیلامنت) تحت تاثیر اختلاف پتانسیل زیاد به سمت قطب مثبت (آند) شتاب می گیرند. برخورد این الکترونها به آند منجر به تولید پرتو ایکس می شود.
کاتد:
قطب منفی لامپ اشعه X است که حاوی فیلامان یا منبع تولید الکترون و سرپوش کانونی است. فیلامان خود دارای ولتاژ (متوسط10 ولت) و جریان (متوسط 3 تا 5 آمپر) است و بوسیله آنها گرم میشود.
تعداد فوتونهای اشعه X تولیدی به تعداد الکترون هایی که از کاتد به سمت آند حرکت می کنند بستگی دارد. فیلامان سیمی است از جنس تنگستن که در اثر عبور جریان از آن گرم می شود و در اثر این دما تعدادی از الکترون های آن تا مسافت کمی از سطح فلز جدا می شوند. این فرایند تابش ترمویونیک نام دارد.
برای وقوع تابش ترمویونیک و ایجاد تعداد مفیدی الکترون فیلامان باید تا 2200 درجه گرم شود. به همین دلیل فیلامان را از جنس تنگستن می سازند چون این ماده به راحتی به شکل سیم نازک و محکم در آمده و نقطه ذوب بالایی(3370)   دارد و همچنین مقدار کمی تبخیر می شود. الکترون های تابش شده در اطراف فیلامان ابر کوچکی به نام فضای بار (Space Charge)  ایجاد می کنند. این ابر که دارای بار منفی است از تابش الکترون های دیگر جلوگیری می کند که به این اثر، اثر فضای بار (Space Charge Effect) می گویند. حال می توان بایک اختلاف پتانسیل مناسب این الکترون ها را به سمت آند شتاب داد.
به دلیل اینکه الکترون ها همگی دارای بار منفی هستند در طول مسیر به سمت آند از هم دور و پراکنده می گردند و سطح  بزرگی از آند را بمباران می کنند که دلخواه نیست.
به همین دلیل از سرپوش کانونی (Focusing Cap) که فیلامان را احاطه کرده استفاده می شود.
این وسیله دارای پتانسیل منفی است و باعث به هم فشرده شدن الکترون ها می شود. این وسیله که از جنس مولیبدیم است با نیروی الکتریکی موجب کانونی شدن سیم الکترونی می شود. لامپ های امروزی دارای دو فیلامان کوچک و بزرگ می باشند. فیلامان بزرگ برای تابش های بیشتر و فیلامان کوچک برای تابش های کمتر کاربرد دارند.
آند:قطب مثبت لامپ اشعه  Xمیباشد که به دو صورت ثابت و دوار میباشد. آندهای ثابت یک صفحه کوچک تنگستن به ضخامت 2تا 3 میلی متر میباشند که در یک بلوک بزرگ مس قرار داده شده اند. به چند دلیل جنس آند از تنگستن انتخاب شده است. این ماده عدد اتمی بالایی دارد و لذا بازده تولید اشعه  بالاتری دارد. نقطه ذوب بالای تنگستن تحمل حرارتی خوبی به آن میدهد و در ضمن این ماده در جذب، انتقال و پراکنده سازی گرما نیز عملکرد خوبی دارد.آند را در بلوک مسی قرار میدهند تا انتقال و دفع گرما به خوبی صورت بگیرد. به دلیل اینکه در سیستمهای قدرتمند امروزی گرمای زیادی در سطح هدف ایجاد میگردد نیاز به روشی بود که تحمل گرما را برای هدف آسان سازد، لذا آندهای ثابت جای خود را به آندهای دوار دادند. این آندها مقاومت لامپ را در برابر گرمای زیاد ناشی از اکسپوژرهای طولانی افزایش میدهند.این آندها با سرعتی حداقل برابر  دور در دقیقه میگردند. هدف استفاده از آند دوار پخش گرمای ایجاد شده در خلال یک اکسپوژر، در سطح بزرگی از آند است. به دلیل تابش الکترونها به سطح آند پس از مدتی در سطح آن ناهمواری و و فرورفتگی هایی مشاهده میشود که این تغییرات فیزیکی ناشی از فشارهای حرارتی بوده و باعث کاهش خروجی لامپ اشعه می¬شوند به همین دلیل در ساخت آند مقداری رنیوم به تنگستن اضافه می¬کنند تا مقاومت سطحی آن افزایش یابد.


• محفظه شیشه ای:
این محفظه از جنس پیرکس می باشد که درون آن خلاء و شامل دو الکترود آند و کاتد است. به صورتی که الکترونهای تولید شده در کاتد (فیلمان) با سرعت زیاد به سمت آند حرکت می کنند که با ایجاد یک اختلاف پتانسیل بالا اتفاق می افتد. چون در هوا تعداد زیادی الکترون وجود دارد، سرعت بخشیدن به یک الکترون دراین فضا عملی نیست و به همین خاطر داخل محفظه را از هوا و هر گاز دیگر خارج می کنند تا الکترونها به راحتی با سرعت بالا حرکت کنند. این مقدار خلاء در حدود 01/0 میلی متر جیوه می باشد. دلیل دیگر ایجاد خلاء در فضای داخل محفظه عایق کردن محیط بین آند و کاتد است. هدف از ایجاد خلاء در لامپهای مدرن اشعه ایکس، کنترل مستقل تعداد و سرعت الکترونها شتاب گرفته شده است.
مزیت استفاده از شیشه در بدنه محفظه حذب کم اشعه ایکس، عایق الکتریکی بسیار خوب شیشه و انتشار حرارتی مناسب آن است. اما به دلیل رسوب بخارات تنگستن در سطح شیشه از سیمهای فلزی در درون دیواره لامپ استفاده می شود تا از رسوب جلوگیری کند. اما به دلیل اختلاف ضریب انبساط داخلی شیشه و فلز و ایجاد شکستگی در بدنه لامپ، عموماً از آلیاژهای خاصی مثل شیشه بروسیلیکات که ضریب انبساط خطی تقریباً مشابه فلز دارد در ساخت محفظه لامپها استفاده می شود.• 
 حفاظ لامپ و کابلهای فشار قوی:
به دلیل ساطع شدن اشعه ایکس در تمام جهات از لامپ مولد با شدت تقریباً یکسان و اینکه بسیاری از این تشعشعات اکسپوژر غیر ضروری برای بیماران و پرسنل ایجاد می کند، و کیفیت فیلم را نیز کاهش می دهد، حفاظ فلزی لامپ این قسمت از اشعه اضافی و اشعه های پراکنده شده را جذب می کند.
طبق چهل و نهمین گزارش صادره از انجمن بین المللی حفاظت و اندازه گیری اشعه، تشعشع های نشتی که از فاصله یک متری منبع اندازه گیری میشوند،‌ نباید وقتی که لامپ در حداکثر جریان مداوم نامی برای استفاده از حداکثر توانایی آن کار می کند،‌ از 100 میلی رونتگن در یک ساعت تجاوز نماید.
وظیفه دیگر این حفاظ، ایجاد امنیت برای ولتاژ بالایی است که بین آند و کاتد در تیوب اعمال می شود در فاصله بین تیوب و محفظه فلزی روغن غلیظی ریخته میشود که درمقابل ولتاژ الکتریکی عایق بسیار خوبی است و از هر جرقه الکتریکی میان کابلهای ولتاژ بالا جلوگیری می کند. علاوه بر این روغن مورد استفاده خاصیت خنک کنندگی و جلوگیری از شکستن جداره شیشه ای را دارا می باشد.
• لامپ های اشعه ایکس فلزی/ سرامیک:
این نوع لامپ به جای محفظه شیشه ای معمولی یک محفظه فلزی و سه قسمت عایق سرامیکی دارد. که دو عایق برای کابلهای ولتاژ بالای منفی و مثبت که آنها را از محفظه فلزی لامپ جدا می کند و یکی برای تکیه گاه محود آند به کار می رود. جنس این سرامیک معمولاً اکسید آلومینیوم است.
از مزایای استفاده از این نوع لامپ می توان به موارد زیر اشاره کرد:
1- تشعشع کمترخارج از میزان                             2- عمر بیشتر تیوب
 3- تحمل بار بیشتر تیوب                                    4- اندازه کوچکتر تیوب

یک تصویر یک نظر 2

ادامه نوشته

طیف اشعه ایکس

طيف اشعه ايكس

 

 

 

چنانکه می دانیم هر موجی از تشعشات الکترومانتیک با چهار مشخصه توصیف می شود: دامنه، فرکانس. طول موج و انرژی فوتو نهای آن! که در خصوص پرتو های الکترومانیتیک پر انرژی مانند اشعه گاما با سه مشخصه آخر سر و کار خوا هیم داشت.

‏اگر هر یک از این صفات مشخص باشد، دو صفت ديگر با استفاده ازمعادلات قابل محاسبه هستند. امواج الكترومانپتیک شامل محدوده وسیعی از طول موجها و لذا فرکانسها و انرژی فوتو نهای مختلف از امواج رادیویی با طول موجها یی حدود دهها متر تا طول موجهای بسیار کوتاه اشعه کیهانی است. انرژی بعضی از آنها حتی حدود بیلیون الكترون ولت است. در شکل  سعی شده است محدوده وسیعی از این امواج با طول موج ها، فرکانس ها و انرژی فوتو نهای مختلف نشان داده شود. باید توجه داشت که این طیف پیوسته است و نه تنها هیچ حد مشخصی بین مناطق مختلف طیف وجود ندارد بلکه حتی بعضی نواحی یکدیگر را نیز پو شانده اند.

 

در شکل محدوده طیف اشعه ایکس، با توجه به اینکه اولأ دارای فوتونها یی با انرژی 124 الکترون ولت تا 1.24میلیون الکترون ولت و ثانيا طول موج انها بین .01و 100 انگستروم می باشد و ثالثا فرکانسی بین3*10 16هرتز تا 3*10 20 هرتز دارند مشخص شده است.

 

هیج اختلافی بین اشعه ایکس وگاما وجود ندارد ومحدوده انرژی هردو آنها یکسان است و یک فوتون ایکس با انرژی خاص قابل تمیز و تشخیص از فوتون گامای هم انرژی آن نخواهد بود. دو نام متفاوت برای این پرتوها به سبب منشاء تولید فوتو نهای آنها ست. اشعه ایکس اشاره است به فوتونها یی که در نتیجه تأ ثير متقابل اتمی و الکترونی حاصل می شود در صورتی که اصطلاح اشعه گاما در مورد فوتونها یی بکار می رود که منشاء آنها هسته اتم است.

هرگاه قطعه کوچکی از نمک ممولی را روی شعله بیرنگ چراغ الکلی تبخیر کنیم و طیف آن را در طیفنما (اسپكتروسكوپ) مشاماه نمايیم، یک خط روشن زرد، منطبق بر زمینه طیف مرئی پیوسته دیده می شود. خط زرد بطوری که می دانیم طیف اختصاص سدیم است که با شدت بیشتر همراه با طیف نورسفید تولید می شود.

طیف سنجی منابع معمولی اشعه ایکس و مطالعه فرآیندهای تولید اشعه در لوله مولد نشان می دهد که، طیف این اشعه از دو قسمت منطبق بر هم تشکیل یافته است:

1. طیف پیوسته که شامل طول موجهای متوالي و اتصالی واقع پین دو حد انتها یی می باشد.

2 ‏_ طیف خطی یا اختصاص (CHRACTRISTIC) که از خطوط مشخص و طول موج های معینی تشکیل شده است.

 

 

اشعه ایکس قسمتی از طیف پیوسته امواج الکترومفناطیسی را تشکیل مي دهد که طول موج آن بین 12 تا ./06 آنگسترم قرار دارد. معمولا در پزشکی ازطول موجهای بین 1.2 تا ./1 آنگستروم استفاده می شود که خود آنها را به دو دسته نرم (SOFT RADIATION)  يا طول موج بلند و اشعه سخت (HARD RADIATION)یا طول موج کوتاه تقسیم می کنند. اشعه نرم قابلیت نفوذ کمتری دارد، در مورتی که نوع سخت بیشتر نفوذ می کند. ولی در هر حال این اشعه از بیشتر اجسامی که برای نور مرئی حاجب مستند عبور می کند.

مشخصات اشعه ایکس را علأوه برطول موج می توان ازروی ولتاژ که سرعت دهنده الکترونها ست، برحسب کیلو ولت (KV)، یا انرژی فوتو نهای آن برحسب کیلو الکترون ولت (KEV) و یا میلیون الکترون ولت (MEV) نیز تعیین نمود.

 

 

من ورییسم


شما چه رئيس باشيد چه كارمند مهم نيست مطالب زير براي هر دو جالب خواهد بود:

وقتي من كاري را دير تمام كنم من كند هستم ،وقتي رئيسم كاري را طول دهد او دقيق است.

وقتي من كاري را انجام ندهم من تنبل هستم ،‌ وقتي رئيسم كاري را انجام ندهد او مشغول است.

وقتي كاري را بدون اينكه از من خواسته شود انجام دهم من قصد دارم خودم را زرنگ جلوه دهم ،‌ وقتي رئيسم اين كار را كند او ابتكار عمل به خرج داده است.

وقتي من اشتباهي كنم من نادان هستم،وقتي رئيسم اشتباه كند او مانند ديگران يك انسان است.

وقتي من در محل كارم نباشم من يك جايي خارج از محل كار در حال گشت زني هستم،وقتي رئيسم در دفترش نباشد او مشغول انجام امور سازمان است.

وقتي يك روز مرخصي استعلاجي داشته باشم من هميشه مريض هستم،وقتي رئيسم مرخصي استعلاجي باشد او حتما خيلي بيمار است.

وقتي من مرخصي بخواهم بايد يك جلسه دليل و توجيه بياورم ،وقتي رئيسم به مرخصي برود بايد مي رفت چون خيلي كار كرده است.

وقتي من كار خوبي انجام مي دهم رئيسم هرگز بخاطر نمي آورد ،وقتي من كار اشتباهي انجام مي دهم رئيسم هرگز فراموش نمي كند.

راز موفقيت در اين است كه بتوانيم نظرات ديگران را كسب كنيم و به مسائل هم از ديد خود هم از ديد ديگران نگاه كنيم.

تهیه مطلب: همکار ارجمند عبدالله آبادی

سی تی اسکن چیست؟

 

سی تی اسکن چیست؟

این شیوه تصویر برداری در حقیقت به معنی تصویر گیری مقطعی و عرضی از اعضای بدن می‌باشد. اما دارای اسامی مختلفی است كه از آن جمله می‌توان به CAT مخفف كلمات Computerized Axial Tomography به معنی توموگرافی كامپیوتری محوری می‌باشد. CTAT مخفف كلمات Computerized trans Axial Tomography به معنی توموگرافی كامپیوتری عرضی محوری می‌باشد. CTR مخفف كلمات computerized trans Recanstration ، CDT مخفف كلمات computerized Digital Tomography به معنی توموگرافی دیجیتالی كامپیوتری می‌باشد. اما نام ترجیحی آن كه در كتابها و كاربردهای پزشكی بكار می‌رود كلمه CT اسكن مخفف كلمات computerized tomography scan می‌باشد كه كلمه scan اسكن به معنی تقطیع كردن و واژه توموگرافی از Tomo به معنی برش یا قطعه و graphy به معنی شكل و ترسیم است، گرفته شده است. در اصل به معنی تصویرگیری از برشهای قطع شده از یك عضو به صورت كامپیوتری می‌باشد.


ساختمان یك دستگاه سی‌تی 

یك دستگاه اسكن توموگرافی كامپیوتری از یك میز برای قرار گرفتن بدن بیمار ، یك گانتری كه سر بیمار در آن قرار می‌گیرد، یك منبع تولید اشعه ایكس ، سیستمی برای آشكار كردن تشعشع خارج ‌شده از بدن ، یك ژنراتور اشعه ایكس ، یك كامپیوتر برای بازسازی تصویر و كنسول عملیاتی كه تكنولوژیست رادیولوژی بر آن قرار می‌گیرد، تشكیل شده است.

اصول كار دستگاه سی‌تی 

اساس کار دستگاه سیتی اسکن مانند رادیو لوژی اشعه ایکس میباشد .در رادیولوژی معمولی تیوب اشعه ایکس ثابت بوده اشعه ایکس پس از تابش از بدن بیمار عبور نموده به تناسب تضعیف پرتوهای عبوری از بدن بیمار واثر آن بروی فیلم رادیولوژی قسمتهایی ازبدن مانند استخوانها که چگالی بالایی دارند باعث جذب اشعه شده و اشعه در این قسمتها به فیلم رادیو لوژی نرسیده و به صورت سفید دیده میشود. وقسمتهایی مانند ریه ها که حاوی مقدار زیادی هوامیباشد قسمت اعظم اشعه از آن عبور نموده وفیلم را سیاه میکند .که اختلاف سیاهی وسفیدی در روی فیلم رادیولوژی اصطلاحا کنتراست گفته میشود.

در سیتی اسکن بجای فیلم از آشکار ساز استفاده شده و تیب اشعه ایکس بدور بیمار در حال چرخش میباشد.
پس از اینكه بدن بیمار بر روی میز و سر آن در گانتری قرار گرفت و شرایط دستگاه بر حسب ناحیه مورد تصویر برداری تنظیم شد، یك دسته پرتو ایكس توسط كولیماتور (محدودكننده دسته اشعه) به صورت یك باریكه در آمده و از بدن بیمار رد می‌شود (پالس می‌شود). مقداری از انرژی اشعه هنگام عبور از بدن جذب و باقیمانده اشعه با عنوان پرتو خروجی كه از بدن بیمار عبور می‌كند توسط آشكار سازی كه مقابل دسته پرتو ایكس قرار دارد، اندازه ‌گیری شده و بعد از تبدیل به زبان كامپیوتری در حافظه كامپیوتر ذخیره می‌شود. بلافاصله پس از اینكه اولین پالس اشعه بطرف بیمار فرستاده و اندازه‌گیری شد و لامپ اشعه ایكس یك حركت چرخشی بسیار كم انجام داد، دسته پرتو ایكس دوباره پالس شده ، مجددا اندازه‌گیری می‌شود و در حافظه كامپیوتر ذخیره می‌گردد.

این مرحله چند صد یا چند هزار بار بسته به نوع دستگاه تكرار می‌شود تا تمام اطلاعات مربوط به عضو مورد نظر در حافظه كامپیوتر ذخیره شود. كامپیوتر میزان اشعه‌ای را كه هر حجم معینی از بافت جذب می‌كند، اندازه ‌گیری می‌كند. این حجم بافتی را واكسل (
Voxel) می‌نامند كه مشابه چند میلیمتر مكعب از بافت بدن می‌باشد. در سی ‌تی ‌اسكن یك لایه مقطعی از بدن به این واكسلهای ریز تقسیم می‌شود، كه با توجه به مقدار جذب اشعه‌ای كه توسط هر كدام از این واكسلها صورت می‌گیرد، یك شماره نسبت داده می‌شود. این شماره‌ها نیز بر روی تصویر كه بر صفحه تلویزیون مانند كامپیوتر می‌افتد، یك چگالی با معیار خاكستری (از سفید تاسیاه) اختصاص داده می‌‌شود.

نمایش هر كدام از واكسلها را بر روی مونیتور یك پیكسل (
Pixl) می‌گویند. یعنی واكسلها حجم سه بعدی و پیكسلها دو بعدی می‌باشند و هر چه تعداد پیكسلها بر روی مونیتور بیشتر باشد تصویر واضح‌تر و قابل تفكیك‌تر است. اعدادی كه با توجه به مقدار جذب اشعه به هر بافت اختصاص داده می‌شود، را اعداد سی ‌تی یا اعداد هانسفیلد می‌نامند. بطور مثال بافت چربی كمتر از بافت عضلانی و بافت عضلانی كمتر از بافت استخوانی اشعه را جذب می‌كند. بنابراین بطور مثال استخوان 400+ ، آب صفر و چربی 50 و هوا 500 می‌باشد كه هر چه مقدار این اعداد كمتر باشد، بر روی فیلم سی‌تی اسكن آن قسمت طبق معیار خاكستری بیشتر به سمت سیاهی تمایل دارد و برعكس هرچه عدد سی‌ تی مثل استخوان بالا باشد تصویر به سمت سفیدی تمایل دارد. گاهی برای مشخص ‌تر شدن اعضایی كه دارای چگالی شبیه به هم هستند از مواد كنتراست‌ زا استفاده می‌شود كه تفاوت را به خوبی مشخص كند.


 

تاریخچه کشف اشعه ایکس

‏در نوامبر 1895 میلادی ویلهم کنراددونتگن   استاد فیزیک دانشگاه ورسبورک آلمان سرگرم انجام تجر بیات روی اشعه کاتد یک با لوله کرو کس _ هیتورف (crookes hittorf tube) بود. این نوح لوله که در آن زمان بکرات مورد استفاده فیزیکدانان قرار می کرفت شامل حباب شیشه ای بود که تقریبأ هواي آن تخلیه کامل گشته و دو الکترود به فاصله چند سانتیمتر از یکدیگر در آن قرار داشت.

‏با برقراری اختلاف پتانسیل زیادی در حدود چندین هزار وت بین الکترودها، اشعه کاتد یک (الکترونها) از کاتد (الكترود منفي)به طرف آند (الکترود مثبت) رهسپارمی گردد، یا به عبارت دیگر به مسير خود ادامه می دهد تا به بجدار شیشه لوله اصابت نمايد.در هشتم  نوامبر سال 1895 میلادی رونتکن در صفحه کاغذ آغشته به کریستالهای پلاتینیو سیا نور بارپم

‏ که در مجاورت لوله کرو کس هیتورف قرار داشت فلور سانس درخشانی مشاهده نمود. بلافاصله وی به شناخت اشعه نوینی به مراتب نا فذتر از اشعه كاتديك رهنمون گردید.سپس رونتگن مشتاقا نه در طی چند هفته با پی گیری مداوم این ایده و با طرح تجر بیاتی دقیق، به بررسی صفات این اشعه که سپس آن را اشعه ایکس نامید، پرداخت.

‏یکی از قدمهای مهم رونتگن در تجر بیات با اشعه جدید، جانشین کردن صفحه عکاسی بجای پرده فلووسنت بود.با این نتیجه درخشان، که توانست تصویر استخوانهای دست همسر خود را بر آن ثبت نماید. رونتگن مشاهدات وسیع خود را در طی سه اطلاعیه مهم تاریخی در دسامبر کا 1895 و مارس 1896‏و مه 1897 به اطلاع همگان رساند. رونتگن در اين سه مقاله اول نشان داد که اشعه ايكس دارای خواص زير ميباشد:

1. سبب فلور سانس بعضي مواد ميشود .

2.فيلم عكاسي را سياه ميكند.

3. خصوصیات آن اساسأ با اشعه کاتد یک متفاوت است.

4.به خط مستقیم منتشر می شود.

5. در میدانهای الکتریکی و مغناطیسی منحرف نمی شود.

6.در بیشتر مواد قابلیت نفوذ دارد.

7. پس از نفوذ در جاذبهای مختلف، اشعه سختر می شود.

8. تولید برتوهای مختلف پراکنده و ثانویه می کند.

9. پس از عبور از هوا آن را هادی الکتریسیته می کند.

امکان استفاده از تصاویر حاصل از اشعه ایکس، در تشخیص پزشکی و جراحی، فورأ شناخته شد و بلافاعله نیز مورد بهره گیری قرار گرفت.

‏ در طی اولین سال، تقریبأ هزاران مقاله و کتاب درباره اشعه ایکس منتشر گرد ید. چندی نگذشت که در فوریه 1896 مجله انجمن بزشکی امریکا در سر مقاله خود امکان کاربرد درمانی اشعه جدید را خاطرنشان ساخت. متآسفانه اولین اثرات فیزیولوژیک اشعه ایکس، حیرت انگیز و نشانه آغاز فصل مصیبت بار صدماتی بود که متقد مان استفاده از اشعه رونتگن بدان دچار شدند.