اوقات بیکاری فرصتهای ارزشمند

اوقات بیکاری فرصتهای ارزشمند

 

اوقات بیکاری فرصت ارزشمندی است برای کشف استعدادهای نهفته خود یا شناسایی توانمندی هایی از ذهن و روح و جسم مان که از آن ها بی خبریم. علاوه بر این می توان  با استفاده از شیوه های مختلف از اوقات بیکاری برای التیام روح و جسم و رفع خستگی و کسالت استفاده کرد.

بی بهره گذاشتن اوقات بیکاری، دست ردی است به فرصتی که خداوند و طبیعت او در اختیار ما گذاشته اند. مهم این نیست که ما کدامین راه از فرصت های اهدایی خداوند را استفاده کنیم، مهم این است که اوقات بیکاری ما راهی باشد برای بهتر شدن ما. این بهتر شدن می تواند در نقطه از وضعیت وجودی مارا ارتقا دهد.

سلامت و شادابی جسم و روح، ارتقای سطح دانش و اطلاعات، بهبود و افزایش مهارت های فردی، آشنایی با شگفتی های جهان و از همه مهم تر شناخت بیشتر خداوند و به دست آوردن رضایت او، از جمله  ویژگی هایی هستند که می توان به جای عادت بی ثمر "وقت گذرانی" به کار برد. وقت گذرانی مزیتی ندارد و تنها آدمی را به بیراهه یا سکون می کشاند. روح و جسم انسان را تحت تاثیر خود ضعیف می نماید و عقل را کوچک می کند.

اوقات فراغت لحظات مناسبی برای شناخت جوانب مختلف خلقت است. تننوعاتی از موضوعات متفاوت که با شناخت آن ها احتمال دارد استعداد و توان نهفته خود را در آن بیابیم، به کار بگیریم و موفق تر از قبل گردیم. این کار نه تنها کسالت، بی انگیزگی وقت گذرانی را از بین می برد و موجب شادی و نشاط انسان می شود، بلکه تصاویر مهیج و جذابی از ما و دنیای اطرافمان را بر ما آشکار می سازد. در این هنگام احساس آدمی جایگاهی تازه می یابد و ذهن او از فراز شکوفاهی و خلاقیت به جهان می نگرد.

احساس مفید بودن قشنگ ترین حسی است که در این مواقع وجدان انسان را آسوده خاطر می سازد و او را از تجربه این لحظات خرسند می نماید.

تنوعات اوقات فراغت

قشنگ ترین و جذاب ترین این تنوعات وارد شدن به دنیای هنر و علم و ورزش در حدی فراتر از آماتوری می باشد. نواختن سازهای مورد علاقه، سرودن ترانه، آواز خواندن یا رو آوردن به موضوعات علمی و صنعتی یا شناخت بیشتر تکنولوژی از طریق مطالعه تحقیق و آموزش یا راه هایی از این قبیل، شرکت در ورزش های همگانی مانند راه پیمایی و کوهنوردی یا تمرین ورزش های مورد علاقه. اگر ورزشکار نیستید و علاقه ای به ورزش های همگانی یا سنگین ندارید، بهتر است از زاویه تنوع و تفریح به ورزش های مختلف بنگرید، مانند: بدمینتون، والیبال، بستکتبال و غیره. سعی کنید به اتفاق اطرافیان این ورزش ها را به عنوان بازی های تفننی تجربه کنید. شاید در ابتدا اقدام به انجام چنین اعمالی سخت و کسالت آور باشد اما به محض ورود به دنیای آن ها حس و حال شما هم تغییر یافته و از این لحظات شگفت آور استقبال می کند، البته این امر مستلزم این است که دیدگاه شما در این زمینه همراه اعمالتان باشد و تفکر منفی و بازدارنده در ذهن خود نپرورانید.

-       گذر در دنیای اطلاعات  

در عصر ارتباطات که اینترنت به همراه موتور جستجوگر گوگل و پایگاه قوی اطلاعاتی مانند ویکی پدیا در دسترس است به راحتی می توان به هر موضوعی واقف شد. از این طریق شخصیت های معروف، مکان های مختلف و اصطلاحات علمی و هر موضوع جذاب و مشهور دیگری که به نوعی اطلاعات عمومی به حساب می آید، را جستجو کنید و در مورد آن ها اطلاعات جامعی به دست آورید.

-       قوه طنزپردازی خود را قوی کنید  

با گشتی در دنیای طنز و کمدی، قوه طنزپردازی خود را تقویت کنید و سعی کنید با ساختن جملات خنده دار و جذاب، خلاقیت خود را در این زمینه بالا ببرید. خندیدن و خنداندن دیگران یکی از روش های مطلوب در ارتباطات جمعی و جذب دیگران است، علاوه بر اینکه خنده لحظات شادی را به ارمغان می آورد و خیلی از مشکلات را از بین می برد.

-       سفر کنید...

بله،‌ درست است حق با شماست! معذرت می خواهم! حتما به این فکر می کنید که سفر هزینه دارد،زمان لازم دارد و هزار نه! چندین مشکل دیگر. اما سفرهای کوتاه مدت و یک روزه به شهرها و روستاهای اطراف محل سکونت و گه گاه در زمان پولداری! به کشورهای مجاور و اطراف، سبب می شود تا شما آداب و رسوم، فرهنگ، زبان، موقعیت های مختلف اجتماعی را ببینید و بشناسید. همین موارد در پاره ای از اوغات زندگی افراد را با تغییرات چشمگیری مواجه می کند، پس بهتر است که تجربه کنید.

-       به دل طبیعت بروید

مشاهده آفریده های خداوند، دقت و توجه به شکل ظاهری آن ها، آشنایی با فواید و معایبشان و چگونگی خلقت آن ها، یک نوع شکرگذاری از خداوند بابت خلقت زیبایش است. علاوه بر این، دایره شناخت و توجهات خود را گسترش می دهیم و اطلاعات جامعی از دنیای اطراف به دست می آوریم. هر فصل و هرماه از سال رنگ و بوی خودش را دارد و اگر به دقت تغییرات  متوالی آن ها را مشاهده کنید، متوجه می شوید که ارزش توجه و دقت نظر را، بیش از هر سرگر می دیگری خواهد داشت. به کوه و بیابان، جنگل و چمنزار، شنزار و شوره زار بروید و از شگفتیهای آن ها لذت ببرید، برف ها را با وجود خود لمس نمایید و گیاهان را تک به تک ببویید، مهارت های راه پیمایی و نورد در آن ها را به دست آورید و سعی کنید به زیبایی های طبیعت عادت کنید. از لذت هایی که در هر مناطق و فصل های متفاوتی می توانید، بهره ببرید و تک تک آن ها را تجربه کنید. روشن کردن آتش در کوهستان شبی به یاد ماندنی تر از این خواهد بودکه نشستن کنار شومینه مصنوعی در آپارتمان را تکرار کنید.

-       از موزه ها، آثارباستانی، اماکن مذهبی دیدن کنید

آشنایی با آداب سنن ایرانیان باستان و گذشتگان، تجارب و اطلاعات زیادی را به ما منتقل می کند،‌ مشاهده ظروف، ابزارآلات یا بناهایی که از آن ها به یادگار مانده، فرهنگ و سنت افتخار آمیز پیشینیان ما را منعکس می کند که دانستن آنها برای یک ایرانی افتخار است.

 با حضور در اماکن مذهبی و سخن گفتن با حضرت حق، ذهن و روح خود را جلا دهید، خواسته هایتان را از او بخواهید و سعی کنید بیش از پیش به خواسته هایش عمل کنید. با این کار همیشه یاد خدارا در دل خود زنده نگه می دارید.

-       پای درد و دل مستمندان بنشینید

صحبت با مستمندان و گوش دادن به درد و دل آن ها مزایای زیادی دارد. اول از همه، با مشکلات و ناملایمات زندگی دیگران آشنا می شوید و بیشتر از قبل ارزش و سلامت زندگی خود را درک می کنید. با ابراز احساسات به فرد مستمند، مرحمی بر روی زخم های او خواهید بود و در آخر هم شاید دلتان به رحم آمد و یاد خدا افتادید و سعی کردید تا به او کمکی بکنید که این از همه مهم تر است.

-       به قبرستان، آسایشگاه سالمندان، بهزیستی و بیمارستان بروید.

به قبرستان می رویم تا عاقبت خود را از یاد نبریم، جسم کفن پوش را می بینیم تا متوجه شویم این تنها چیزی است که در تاریکی قبر ما را همراهی می کند. به آسایشگاه سالمندان می رویم تا بی محبتی و نا مهربانی فرزندانی را جبران کنیم که پدران و مادرنشان چشم به راه ما هستند، یا  اینکه در آن جا لحظه ای فرزند سالخورده ای بی کس و کاری م شویم که طعم مهر و محبت را از یاد برده است . بهزیستی مکانی است که لحظه ای پدر و مادر کودکی بی سرپرست می شویم و هدیه ای به دستان کوچکش ارزانی می دازیم. با رفتن به بیمارستان بدن سالم مان را به یاد می آوریم و لحظه ای مسکن درد بی نوایی می شویم. در مجموع خدارا نزدیک تر حس می کنیم و آفریده های او را بیشتر می شناسیم.

-       از استخر و شهربازی و تفریحات مدرن غافل نشوید.

طراوت و شادابی که درون آب وجود دارد بر همگان آشکار است، رفتن به شهربازی و بازی کردن در آن جا لحظات شاد خاطرات کودکی را زنده می کند و گذشته مارا به یادمان می آورد، بهترین فرصت است که خود را پیدا کنیم، ببینیم که بودیم و حال که شده ایم. هر تفریح سالم را تجربه کنید لذتی که در آن ها وجود دارد به هیچ عنوان قابل مقایسه با هزینه هایش نیست، به شرط آن که کلاه سرتان نرود!

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست

 

بشکفد بار دگر لاله رنگین مراد
غنچه سرخ فرو بسته دل باز شود
من نگویم که بهاری که گذشت آید باز
روزگاری که به سر آمده آغاز شود
روزگار دگری هست و بهاران دگر
شاد بودن هنر است ، شاد کردن هنری والاتر
لیک هرگز نپسندیم به خویش
که چو یک شکلک بی جان شب و روز
بی خبر از همه خندان باشیم
بی غمی عیب بزرگی است که دور از ما باد
کاشکی آینه ای بود درون بین که در آن خویش را می دیدیم
آنچه پنهان بود از آینه ها می دیدیم
می شدیم آگه از آن نیروی پاکیزه نهاد
که به ما زیستن آموزد و جاوید شدن
پیک پیروزی و امید شدن
شاد بودن هنر است گر به شادی تو دلهای دگر باشد شاد

زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست.
خرم آن نغمه که مردم بسپارندبه یاد.

ژاله اصفهانی

مکتب زندگی

از مکتب زندگی، برای موفقیت درس بیاموزیم

اگر کمی گوش تیز کنید، می بینید که این روزها صحبت از اصلاح و بهسازی آموزش و پرورش همه جا شنیده می شود. میگویند باید پول بیشتری برای خرید کتاب در اختیار مدرسه ها قرار دهیم و لازم است که بیشتر روی برخی موضوعات خاص متمرکز شویم. اگر از من بپرسید، همه اینها تا حدی موثر است. الان که بزرگ شده ام می فهمم که بهترین آموزشی که همیشه می خواستم به آن دست پیدا کنم، زندگی بوده است. زندگی خیلی کوتاه است اما چیزهایی را می تواند به شما یاد بدهد که هیچ کس دیگر نمی تواند. هر کسی می تواند با این امید زندگی کند که شانس بیاورد و به مقام بالایی برسد، اما واقعاً تخصص می خواهد که بفهمد واقعاً چه می خواهد و به دنبال آن برود. خیلی از آدم ها نمی توانند این را درک کنند. به خاطر همین می خواهم همین امروز و همین جا به شما یاد بدهم که چه باید بکنید. پس خوب حواستان را جمع کنید تا از مدرسه زندگی برایتان حرف بزنم.

از مغزتان استفاده کنید

مثل خیلی چیزها، اینجا هم یا می برید یا می بازید. خیلی از کارمندانم را دیده ام که قبل از اینکه به راهی که می خواهند وارد آن شوند نگاهی بیندازند، کارشان را شروع می کنند و آخر سر هم شکست می خورند. برای اینکه بتوانید در این دنیا زنده بمانید باید باهوش باشید. هر وقت خواستید حرکتی بکنید، اول بایستید و فکر کنید. همین مدت کم شما را نجات می دهد. معلوم است که زمان هایی وجود دارد که مجبورید سریع عمل کنید اما اگر برای برنامه ریزی وقت نگذارید، مطمئن باشید که به هیچ جا نمی رسید. هیچ آدم عاقلی هیچوقت دست از یاد گرفتن برنمی دارد. اگر اینطور بود هیچ پیشرفتی تا حالا صورت نگرفته بود. اگر یکی از افراد گروه شما با ناتوانی و بی کفایتی خود راندمان کار شما را پایین می آورد، آنوقت همان کاری را که لازم است انجام بدهید.

با اعتماد به نفس رفتار کنید

آدم خجالتی همیشه عقب می ماند. وقتی وارد یک اتاق می شوید، باید اینقدر قوی باشید که آنرا تحت تسلط خود بگیرید. شما بهترین هستید، پس این را باور کنید و براساس آن رفتار کنید. منظورم این نیست که خودخواه و مغرور شوید. منظورم این است که باید اعتماد به نفس داشته باشید؛ بتوانید تصمیم بگیرید و روی تصمیم خود قاطع باشید. محکم باشید. ترس اولین دلیل شکست است. برای موفق شدن، باید به کلی ترس را کنار بگذارید. به خاطر ترس است که برای کاری که باید انجام می دادید و ندادید، بهانه می آورید. پس کمی از خودتان قدرت نشان بدهید و ترس را کنار بگذارید. این تنها راهی است که می توانید احترام اطرافیان را جلب کنید.

کار را تمام کنید

در باور من، یا شما کاری را تمام می کنید یا بقیه تمامتان می کنند. طفره رفتن از کار و نیمه تمام رها کردن آن اصلاً قابل قبول نیست. تمرکزتان باید روی این باشد که پایه و بنیادی محکم و کامل برای کارتان بسازید. لیستی از کارهایی که باید انجام بدهید تهیه کنید و با سخت ترین آن شروع کنید. شروع کردن با کارهای سخت باعث می شود انجام دادن کارهای دیگر خیلی برایتان ساده تر شود. نکته مهم در اینجا تمرکز است. شما هر کاری را اگر رویش تمرکز داشته باشید می توانید انجام بدهید. پس از هر تعداد نفری که فکر می کنید لازم دارید کمک بگیرید و کارتان را شروع کنید.

به بالا دستانتان احترام بگذارید

دلیل دارد که رئیستان الان پشت میز ریاست نشسته است، حالا شما هر فکری که می خواهید در مورد او بکنید. اگر از قانون پیروی نمی کند، اگر به نظرتان یک فرد نا آگاه است، صبور باشید—خیلی زود از آن منصب برکنار می شود. تا آن موقع باید بزرگواری کنید و به او بعنوان یک بالا دست احترام بگذارید. این یعنی از دستورات او پیروی کنید و زبانتان را گاز بگیرید. هیچ چیز را نباید خیلی شخصی بگیرید. این همیشه یادتان باشد، از هر دست بدهی از همان دست هم پس می گیری. اگر به رئیستان احترام نگذارید، چطور می توانید از زیر دستان خودتان توقع داشته باشید که به شما احترام بگذارند؟

خونسردیتان را حفظ کنید

هیچوقت نباید اجازه بدهید که احساساتتان بر شما غلبه کند. درست است، بعضی وقت ها اوضاع خیلی اعصاب خردکن می شود، اما شما باید آرامشتان را حفظ کنید. منظورم را اشتباه متوجه نشوید: من هم چند بار تا حالا از کوره در رفته ام، اما این عصبانیت ها هم مکان و زمان خاص خود را دارد. هیچوقت موقع انجام یک معامله کاری عصبانی نشوید. چون موج منفی در جمع ایجاد می کند که باعث می شود افراد دیگر هم به دنبال شما از کوره در بروند. مطمئناً این هم آن چیزی نیست که شما میخواهید. موقع رفتار کردن با همسرتان هم یادتان باشد این شما هستید که باید آرامشتان را حفظ کنید. آدم عاقل برای برگرداندن وضع به حالت اول از عقلش استفاده می کند. مهم این است که در آن زمان خاص بتوانید بر احساساتتان غلبه کرده و عصبانی نشوید.


کلاس درس تمام شد

امیدوارم که خوب از نکاتی که گفتم یادداشت برداری کرده باشید. مدرسه زندگی ممکن است خیلی سخت باشد اما اگر عاقل باشید و درست از مهره هایتان استفاده کنید، مطمئن باشید که آخر کار نمره تان 20 خواهد شد. همیشه درصدد یادگیری و آموزش باشید. با هر موقعیت مثل موقعیتی برای یادگیری برخورد کنید. آیا زندگی واقعاً همین نیست؟ همه اینها به خود شما بستگی دارد. یادتان باشد این شما هستید که زندگیتان را می سازید. این همان امتحان آخر است. امیدوارم یاد گرفته باشید.

 

برگرفته از سایت موفقیت

روز جهانی رادیولوژی

۱۷ آبان یکصدو پانزدهمین سال کشف اشعه ایکس وروز جهانی رادیو لوژی به تمامی پرتوکاران مبارک باد

صداقت بهترین سیاست است

صداقت بهترین سیاست است

تقریباً همه قبول دارند که صداقت بهترین سیاست است. اما بعضی وقت ها خیلی از افراد برای جلوگیری از جریجه دار کردن احساسات کسی یا دلایل دیگر دروغ های کوچک می گویند. در این مقاله به منطق دروغ های مصلحت آمیز می پردازیم.

مهم نیست که فکر کنید آن دروغ مصلحت آمیزی که گفته اید چقدر روی رابطه تان بی تاثیر است اما انرژی یک دروغ کوچک و مصلحت آمیز بین شما و طرف مقابلتان رخنه می کند. شاید فکر کنید که دروغ های مصلحت آمیز کوچک ضرری ندارند اما این دروغ ها مثل شکاف های کوچکی می مانند که ساختار کلی را در دراز مدت ضعیف می کند. حتی تعریف و تمجید دروغین از کسی ممکن است در آینده که برخوردهایتان صادقانه خواهد بود، مشکلاتی ایجاد کند. همین دروغ های مصلحت آمیز کوچک رفته رفته بنیان یک رابطه خوب را تخریب می کند. همچنین باعث می شود در آینده نیز انرژی زیادی را صرف پنهان کردن مسائل دیگر و به خاطر سپردن دروغهای کوچکی که گفته اید و ترس از برملا شدن دروغ هایتان بکنید. آنوقت است که رابطه برایتان بسیار خسته کننده خواهد شد.

برای گفتن و زندگی کردن با حقیقت باید ریسک کنید و پی طرد شدن را به تنتان بمالید. اما وقتی به خودتان اجازه میدهید که جریان صادقانه زندگی را دنبال کنید، آنوقت با قانون جهانی علت و معلول حمایت می شوید. آنوقت می توانید انرژیتان را برای سلامت فیزیکی، احساسی و معنوی خود صرف کنید و برای رسیدن به آمال و آرزوهایتان تلاش مضاعف داشته باشید.

وقتی حقیقت را به زبان می آورید، آنچه که واقعیت دارد را تصدیق می کنید. در این حالت با جریان طبیعی جهان که به همان سمت می رود، حرکت میکنید و نیازی به صرف انرژی بیش از اندازه نیست و درنتجیه می توانید انرژیتان را برای کارها و امور دیگر استفاده کنید. از لحاظ انرژی، دروغگویی و عدم صداقت انرژی شما را به سمت خلاف این جریان طبیعی هدایت می کند و تلاش شما باید بیشتر شود. علاوه بر این، دروغگویی واقعیت کاذب دیگری می سازد که انرژی بیشتری هم برای حفظ آن لازم است.

بنابراین می بینید که بهترین راهکار این است که با جریان طبیعی زندگی پیش بروید. هر لحظه که بخواهید می توانید از شر سنگینی بار این دروغگویی خلاص شوید. فکر کنید که امروز اولین روز باق زندگی شماست. از امروز شروع کنید و در همه رابطه هایتان صداقت داشته باشید. آوردن انرژی بی پایان جهان به زندگیتان نتایج مثبت بسیار خوبی را برایتان به دنبال خواهد داشت.

 

برگرفته از سایت مردمان

رهایی از احساس تنهایی

 

رهایی از احساس تنهایی
 
  مقدمه   

  تنهایی نوعی احساس تهی بودن و خلا درونی است. شما احساس انزوا کرده و از دنیا جدا می‌شوید، از کسانی که دلتان می‌خواست با آنها رابطه داشته باشید، می‌برید. انواع و درجات مختلفی از احساس تنهایی وجود دارد. شاید تنهایی را به صورت یک احساس مبهم از درست نبودن امور تجربه کنید. این حالت نوع خفیفی از احساس تهی بودن است. شاید هم تنهایی را به صورت محرومیت و درد بسیار شدید تجربه نمائید

یک نوع از تنهایی به گم کردن یک شخص خاص ، به دلیل مرگ او را یا دوری‌اش مربوط می‌شود. نوع دیگر تنهایی ناشی از فقدان تماس با مردم است، به دلیل اینکه ممکن است واقعا به صورت فیزیکی به خاطر کار در شیفت شب یا اقامت در ساختمانی که مردم به ندرت به آنجا رفت و آمد می‌کنند، از دیگران جدا شده باشید. شما حتی ممکن است از نظر عاطفی احساس تنهایی کنید، در حالی که در میان مردم هستید، ولی در برقراری رابطه با آنها دچار مشکل می‌باشید

احساس تنهایی با تنها بودن صرف متفاوت است   

اینجا ضروری است که تاکید شود احساس تنهایی مساوی با تنها بودن نیست. هر شخصی همیشه زمانی را برای تنها بودن در نظر می‌گیرد. تنهایی ، احساس تنها بودن و غمگین شدن به خاطر آن است و البته همه ما گاهی احساس تنهایی می‌کنیم. فقط زمانی که در دام تنهایی گیر می‌افتیم، آن تبدیل به یک مشکل واقعی می‌شود

  چطور ممکن است در احساس تنهایی‌مان نقش داشته باشیم   

تنهایی یک احساس انفعالی است. ابقا و تداوم آن ناشی از اجازه منفعلانه ما از یک سو و انجام ندادن هیچ تغییری برای تغییر آن از سوی دیگر است. ما امیدواریم که خودش از بین خواهد رفت و بنابراین هیچ کاری برای رفع آن انجام نمی‌دهم و اجازه می‌دهیم که تنهایی ما را دربرگیرد. شگفت آور اینکه در بعضی موارد حتی ما به این احساس خوش‌آمد می‌گوییم. پذیرفتن تنهایی و غرق شدن در احساسات مرتبط با آن معمولا به احساس افسردگی و درماندگی منتهی می‌شود، آن نیز به نوبه خود ، احساس انفعال بیشتر و افسردگی افزونتر منجر می‌گردد

  راههای تغییر احساس تنهایی   

  احساس تنهایی را شناخته و آن را بیان دارید   

برای متوقف کردن احساس تنهایی ، اول باید بپذیریم که احساس تنهایی می‌کنیم، با اینکه گاهی اوقات پذیرفتن آن خیلی مشکل است. سپس باید احساس تنهای را به شیوه‌ای ابراز داریم. می‌توانیم آن را در دفتر یادداشت روزانه بنویسیم، یا از طریق نوشتن یک نامه تخیلی به یک دوست یا فامیل تنهایی‌مان را بروز دهیم، از طریق کشیدن و رنگ کردن یک تصویر ، آواز خواندن یا انجام هر کار دیگری که باعث ابراز احساسات درونی‌مان گردد، شامل صحبت کردن با دیگران نیز می‌توانیم احساس تنهایی‌مان را بیان داریم

بیان این احساسات ممکن است به کشف این نکته منجر شود که ما چیزهای زیادی را احساس می‌کنیم که با احساس تنهایی‌مان مرتبط هستند، از قبیل غمگینی ، خشم و ناکامی. ممکن است قادر به شناسایی نواحیی باشیم که این احساسات از آنجاها می‌آیند، یعنی متوجه شویم که چگونه با زندگی ما ارتباط یافته‌اند. به موازات توانایی‌مان در دیدن این ارتباط ، توانایی‌مان در تغییر آنها نیز افزایش می‌یابد

  فعالتر باشید   

بزرگترین تغییر ، البته ، متوقف کردن حالت انفعال و فعال‌تر شدن است. اگر ما کسی را ترک کرده‌ایم، از قبیل والدین ، خانواده یا دوستان ، می‌توانیم به آنها تلفن بکنیم، نامه بنویسیم و یا به ملاقاتشان برویم. صحبت کردن با یک دوست فهیم نیز به تغییر خلقیات کمک خواهد کرد

اگر دوست فهیم در دسترس نیست، صحبت با یک معلم یا مشاور می‌تواند نقطه‌ای برای شروع باشد. اگر احساس تنهایی به دلیل مردن شخص مورد علاقه باشد، ابراز اندوه ناشی از فقدان او و یادآوری خاطرت شاد خودمان با وی و توجه به اینکه خاطرات همیشه با ماست، می‌تواند به ما در دور شدن از احساسات تنهایی کمک کند. این الگو را می‌توان در مورد از دست دادن دوستی‌ها و یا روابط عشقی مورد استفاده قرار داد

  در فعالیتها یا باشگاهها شرکت کنید   

شرکت در فعالیت یا باشگاه چندین چیز را می‌تواند به دنبال داشته باشد. شرکت در فعالیتهای لذت بخش ذهن ما را از احساس تنهایی دور می‌گرداند. این فعالیتها از طریق فوق می‌تواند بطور مستقیم خلق ما را تغییر دهند. این اعمال همچنین فرصتی را فراهم می‌کنند تا افرادی دارای علائق مشترک و مشابه را ببینیم و مهارتهای ملاقات با دیگران را در خود افزایش دهیم

این فعالیتها ، ساختاری را به زندگی ما داده و احساس می‌کنیم که چیزی برای آینده وجود دارد. در بعضی موارد این اثرات خیلی سریع و در مواردی دیگر به کندی بدست می‌آیند. ما واقعا نیاز داریم که خود را مجبور کنیم که به دیدار دیگران رفته، با آنها صحبت کرده و فعالیتهای متعدد را مورد توجه قرار دهیم. قبل از اینکه در رابطه با آنچه که می‌خواهیم انجام دهیم، احساس راحتی داشته باشیم و سپس به مشاهده و پیشرفت بپردازیم

شاید چیزی که باید از آن خودداری کرد، این باشد که بکوشیم به باشگاه یا یک سازمان یا حتی یک رابطه جدید به این خاطر ملحق شویم که فکر می‌کنیم حال ما را بهتر کرده و یا به شخصی جذاب تبدیل خواهد کرد. راهبرد بهتر این است که در فعالیتها به این خاطر درگیر شویم که آنها قبلا در ما ایجاد لذت می‌کرده‌اند و یا اینکه فکر می‌کنیم برایمان خوب خواهند بود. این باعث می‌شود که از انجام فعالیتها با مردم و بودن با مردمی که از این امورات لذت می‌برند، لذت ببریم. همچنین ممکن است دریابیم که بعضی از مردم همانطوری هستند که ما هستیم. یک امتیاز اضافی نیز این است که درمی‌یابیم قادریم، بعضی از فعالیتها و علائق را انتخاب و به تنهایی انجام دهیم، بدون اینکه احساس تنهایی بکنیم

   نتیجه گیری          

هر کسی در دوره‌هایی از عمر احساس تنهایی می‌کند. استفاده از پیشنهادهای فوق کمک می‌کند تا با این احساسات بهتر مقابله کنیم.

 منبع: سایت روانگر

خوشحالي يعني چه؟

 

خوشحالي يعني چه؟

خوشحالي يعني در مورد خود احساس خوبي داشتن . احساس موفقيت ،براي پرورش اعتماد به نفس بسيار موثر است . اما از اين موثرتر، احساس رضايت خاطري است كه شما از خود داريد . هر آنچه سبب مي شود خودتان يا ديگران را خوشحال ببينيد ، احساسي است كه در :آن لحظه نسبت به خود داريد . هر رويداد و واقعه اي كه فكرش را بكنيد ، به خودي خود نمي تواند خوشحال كننده باشد . اين نمره 20 نيست كه يك دانش آموز را خوشحال مي كند ، بلكه احساس زرنگ و شايسته و لايق بودني كه با گرفتن نمره20 ، آن دانش آموز در خود مي بيند ، خوشحالي و شادماني را در او بوجود مي آورد. شما براي اينكه اعتماد به نفس عالي داشته باشيد ،بايد از خود رضايت داشته باشيد . بايد در احساس خود نسبت به خود دگرگوني مثبت ايجاد كنيد . وقتي در موضوعي ناموفق مي شويد ، شكست شما چندان مهم نيست . مهم آن است كه آن شكست را چگونه تلقي كنيد . شما هم مي توانيد آن را يك ضربه مهلك و غير قابل جبران بپنداريد و سخت افسرده شويد و هم مي توانيد آن را تجربه بزرگ و گرانبها تلقي كنيد . اما اگر مي خواهيد از اعتماد به نفس سرشار برخوردار شويد ، بايد از هر گونه احساس عدم رضايت در مورد خود پرهيز كنيد و بنابراين ، حتي در مواقع شكست نيز ، بايد آن را به شيوه خوشايندش در نظر بگيريد.