شخصیت خود را بشناسید

شخصیت خود را بشناسید

هر فردی با تغییرها و شرایط استرس‌زا به‌گونه‌ای متفاوت برخورد می‌کند. همه ما تحت‌تأثیر تربیتی که داریم، ژن‌هائی که با آنها متولد شده‌ایم و آنچه از اجتماع آموخته‌ایم، رفتارهای متفاوت و شخصیت‌هائی مجزا کسب کرده‌ایم.
دانشمندها پی برده‌اند که نقش شخصیت در پاسخ‌گوئی به شرایط بحرانی و استرس‌زا بسیار مؤثر است. برخی از شخصیت‌ها نسبت به دیگران از توانائی و قابلیت بیشتری برخوردار هستند، کمتر خود را می‌بازند و با مشکل کنار می‌آیند. برخی دیگر در برابر هر ناملایمتی خود را می‌بازند، نگران و دستپاچه شده و تمام توانائی‌های خود را از یاد می‌برند.
در این مبحث شخصیت‌هائی را برایتان توضیح می‌دهم که بیشتر مستعد از پا افتادن در برابر استرس هستند.

● شخصیت دلواپس
این مدل شخصیت به نوعی دچار عدم اعتمادبه‌نفس است. نسبت به توانائی‌های خود اطمینان ندارد، تشویق و ترغیب دیگران در روی کارساز نیست و در برابر توقع‌های بی‌جای دیگران ”نه“ نمی‌گوید. برای اینکه محبوب دیگران واقع شود، به حرف و اوامر همه گوش می‌کند و تصور می‌کند که اگر این‌کار را نکند، دیگران دوستش نخواهند داشت. در ظاهر مطیع است ولی در باطن خشم و نفرتی عمیق از دیگران در دل دارد.
اینگونه افراد بهتر است به دنبال کارهای ساده بروند. اگر چه کارهای ساده، احساس بی‌حوصلگی و ناامیدی را در آنها ایجاد می‌کند، ولی اگر پیشرفت کنند و مسئولیت زیادی بر عهده بگیرند، گیج و آشفته‌ شده و توانائی انجام آن را ندارند. به‌طور معمول به مشاجره و دعوا می‌پردازند و ناراحتی خود را بر سر دیگران خالی می‌کنند.

● شخصیت انگیزه‌طلب
این قبیل افراد به شدت به دنبال ریسک هستند. رفتاری جسورانه داشته و می‌تواند در عرصه‌های ورزش و دنیای تجارت موفق شوند. با این حال دقت و توجه زیاد ندارند. وقتی که هیجانشان به پایان می‌رسد، کار قبلی را نیمه‌تمام گذاشته و به‌سوی کار بعدی می‌روند. به جزئیات توجه نداشته و هنگامی‌که مشغول قسمت اصلی کار هستند، بخش کم‌اهمیت آن را به دیگران می‌سپارند. به‌طور معمول مشاغلی را انتخاب می‌کنند که ریسک‌پذیری بالای آن احتمال کسب درآمد فراوان و با اعتباری بزرگ را به دنبال داشته باشد. انگیزه‌طلب‌ها از انجام کارهائی که کمی استرس در آن است، لذت می‌برند. آنها در ظاهر با استرس مشکلی ندارند و به دنبال آن هستند، ولی در باطن برای فرار از آن، به رفتارهای مخربی مانند سیگار کشیدن روی می‌آورند و رفته رفته در انجام این کار افراط می‌کنند و دچار بیماری‌ها و عوارض مختلفی می‌شوند. انگیزه‌طلب‌ها برای فرار از استرس به سمت آن می‌روند و با انجام کارهای خطرآفرین، خود را دلداری می‌دهند که با استرس مشکلی ندارند، اما با این روش، زندگی سلامت جسمی و روانی خود را به شدت به خطر می‌اندازند.

● شخصیت کمال‌طلب

کمال‌طلب‌ها دوست دارند هر چیزی در جای خود بوده و هر کاری در زمان خود انجام شود. عادت‌های روزمره و جزئیات زندگی برای آنها دارای اهمیت بسیاری هستند. اشتباه دیگران از نظر آنها غیرقابل بخشش است و اگر در یک نامه کلمه‌ای را اشتباه بنویسند، تمام آن نامه را از اول پاک‌نویس می‌کنند. بیشتر سختکوش و قابل اعتماد هستند، ولی در برابر اتفاق‌های تازه و تغییرهای ناگهانی و با شرایط بحرانی دست و پای خود را گم می‌کنند و دچار استرس شدیدی می‌شوند. کمال‌طلب‌ها اگر از جریان عادی زندگی خود عقب بمانند، بی‌نهایت ناراحت و نگران می‌شوند. این افراد، علاقه‌مند هستند که عادت‌ها و روش‌های قدیمی خود را حفظ کنند. بنابراین اگر عاملی در نظم و عادت آنها تغییر ایجاد کند، مضطرب می‌شوند. بنابراین اگر عالمی در نظم و عادت آنها تغییر ایجاد کند، مضطرب می‌شوند. توجه بسیار آنها به جزئیات نیز به ایجاد اضطراب و نگرانی می‌انجامد. شخصیت‌های کمال‌طلب اگر بتوانند برخوردی آگاهانه با حوادث و تغییرها داشته باشند، می‌توانند بهترین سازگاری را برای خود ایجاد نمایند.
داستان ”دور دنیا در هشتاد روز“ را به خاطر دارید؟ ”فیلاس فوگ لرد“ انگلیسی که قهرمان اصلی داستان است، نمونهٔ خوبی از شخصیت کمال‌طلب به‌شمار می‌رود. او هر روز صبح رأس ساعت خاصی بیدار می‌شد. هر روز صبح پیاده‌روی می‌کرد، سپس جواب نامه‌هایش را می‌داد. رأس ساعت برای صرف نهار آماده می‌شد. تا ساعت مشخصی مطالعه می‌کرد و عصرها به کوپ می‌رفت. او سال‌ها همین کار را انجام داده بود و کوچکترین علاقه‌ای به تغییر نداشت و هنگامی که خدمتکاری جدید استخدام می‌کرد، او را به اهمیت جزئیات و ظرافت‌های کار آشنا می‌کرد. این شخصیت در برابر اعاده‌ حیثیت خود حاضر شد تا دست به آن سفر عجیب و بی‌سابقه بزند و شخصیت کمال‌طلب و دقیق او خود که باعث شد با حساب کردن دقیقه‌ها و مسافت‌ها در این سفر پیروز شود.

● شخصیت جاه‌طلب
افراد دارای اینگونه شخصیت، سختکوش و پرتکاپو هستند. آنها تمام انرژی خود را صرف کار می‌کنند. فرصتی برای معاشرت با دیگران و تفریح ندارند. به‌طور معمول، دوست دارند همه کارها را خودشان انجام دهند و از سپردن کار به دیگران نگران می‌شوند. از خود و دیگران انتقاد می‌کنند. در برابر سختی‌های، بی‌حوصله و عصبانی می‌شوند. یکجانشینی برایشان مشکل است و به‌طور معمول، تکان‌های عصبی به‌دست یا پای خود می‌دهند. دوست دارند چند کار را با هم انجام دهند. اینگونه افراد بیشترین افراد مستعد استرس را تشکیل می‌دهند. برای کنترل همه‌کس و همه چیز سخت تلاش می‌کند. به‌طور معمول، بیماری فشار خون دارند و مستعد ابتلاء به بیماری قلبی و زخم‌معده هستند.
بیشتر آنها از ترس‌های عمده‌ای رنج می‌برند. ترس‌هائی که سعی می‌کنند ابتدا از خود و سپس از دیگران پنهان کنند. به‌طور معمول، از این مسئله می‌ترسند که دیگران آنها را فرد مقیدی به حساب نیاورند. نگران هستند که مبادا یک انسان معمولی بوده و لایق موفقیت نباشند. کابوس عدم موفقیت، آنها را به بند می‌کشد و بنابرین در مسیر رسیدن به آنچه می‌خواهند، خود را از هر استراحت و آرامشی محروم می‌کنند.
حال به مقایسهٔ خود با شخصیت‌های ذکر شده بپردازید. برای راحت‌تر شدن کار شما، چند گفتار درونی آنها را نیز برایتان بازگو می‌کنم:
افراد دلواپس به خود می‌گویند: ”دیگران از من سوءاستفاده می‌کنند، ولی من نمی‌توانم جلوی آنها را بگیرم، از دعوا کردن خیلی می‌ترسم. نمی‌توانم نیازهایم را برای دیگران بیان کنم، چون ممکن است خیلی خودخواهانه باشند. هر کس اشتباه کند، من باید معذرت‌خواهی کنم؛ در اجتماع‌های دوستانه با محیط کار سعی می‌کنم تابع باشم“.
کمال‌طلب‌ها در مورد خود می‌گویند: ”باید از هر چیزی، بهترین آن را داشته باشم. از ایجاد وقفه متنفرم و از تغییر دادن راه‌حل انجام کارم متنفرم، اگر کوچکترین اشتباهی مرتکب شوم، مجبورم تمام کار را از اول انجام دهم وسواس من موجب عقب‌افتادگی‌ام می‌شود؛ همیشه به این فکر می‌کنم که کارهای گذشته را چگونه می‌توانستم بهتر انجام دهم.
انگیزه‌طلب‌ها می‌گویند: ”همه‌اش حوصله‌ام سر می‌رود. تنها راه پیشرفت هر شخص، ریسک‌‌پذیری است. به پایان رساندن کارها برایم دشوار است. همیشه به پروژه‌های جدید فکر می‌کنم“.
جاه‌طلب‌ها می‌گویند: ”خود را به‌طور کامل وقف کاری که دوست دارم، می‌کنم. سعی می‌کنم هر کاری را که شروع می‌کنم، به پایان برسانم. فکرم را فقط بر کارم متمرکز می‌کنم. گاهی آنقدر کار می‌کنم که غذا خوردن را از یاد می‌برم. هرگز نمی‌توانم دست از کار بکشم“.

منبع:سايت پزشكان ايران

آيا شما شخصيت سالمي داريد؟

مقدمه

شخصیت چیست؟

  « مجموعه‌ای از رفتار وشیوه‌های تفکر شخص در زندگی روزمره که با ویژگی های بی همتا بودن ، ثبات (پایداری) و قابلیت پیش بینی» مشخص می‌شودمعرف شخصيت اوست؛ از این تعریف چندین نکته قابل استنباط است.

بی همتایی و تفاوت : شخصیت یک فرد بی‌همتاست و در عین بعضی مشابهت‌ها ، هیچ دو شخصیت یکسان و همسان وجود ندارد.

ثبات داشتن (پایداری) : اگر چه افراد در شرایط و محیطهای گوناگون در ظاهر رفتار متضاد و مختلفی دارند، ولی در طول زمان (مثلا چندین دهه) رفتار و واکنش و همچنین شیوه تفکر آنها دارای یک در ثبات نسبی دائمی است.

قابلیت پیش بینی : با توجه کردن و مطالعه رفتار و نوع تفکر اشخاص می‌توان سبک رفتاری و تفکری افراد را با احتمال زیاد پیش بینی کرد. قابلیت پیش بینی رفتار با «ثبات در رفتار» رابطه متقابل دارد.

تعريف شخصيت سالم:

فرد سالم بر گفتار، رفتار و افکار خود مسلط است.

زندگي خود را با عقل، آگاهي و درايت هدايت مي کند.

در جهت آشتي با خود، سازگاري با ديگران و جامعه و محيط حرکت ميکند.

شخصيت سالم بيشتر روز افکار مثبت دارد، احساس خوشبختي ميکند و حرکت او با شور و نشاط است.

امواج مثبت او که ناشي از افکار مثبت است در جهت آرامش و خوشبختي ديگران حرکت دارد و چون از او امواج مثبت به محيط اطراف ميرسد، بسوي امواج مثبت ميرود و امواج همنام (مثبت) محيط را جمع کرده  و در نتيجه روز به روز حال او بهتر و بهتر ميشود.


.::شخصيت سالم::. عنوان جالبي است. همه در آرزوي آن هستند و همه مدعي اند چنين شخصيتي دارند.
در اينجا نکاتی را در مورد شخصيت سالم آورده شده و شما مي توانيد خود را با آنها بسنجيد.

اين آگاهي ها مي تواند به شما کمک کند که اگر ويژگي هاي منفي داريد، آن ها را شناسايي کنيد و با جديت در جهت رفعشان بکوشيد و اگر ويژگي هاي مثبتي داريد اجازه ندهيد رفتار نامناسب ديگران باعث تزلزل آن ها در شما بشود.

ويژگيهاي شخصيت سالم


شخصيت سالم تافته جدا بافته نيست

او آدمي است شبيه ديگران، مي تواند پول دار باشد يا بي پول، مي تواند لاغر باشد يا چاق. سفيد باشد يا سياه، اما علي رغم هر گونه تفاوت اجتماعي، اقتصادي، نژادي، فرهنگي و يا فردي، او شبيه ديگران است.
منتها اين ويژگي اوست که هر آن آمادگي دارد کار مثبت و مفيدي انجام دهد و همه چيز را دوست داشته باشد.


شخصيت سالم، رنجور و مظلوم نما نيست


يعني اهل گله و شکايت و افسوس خوردن نيست و دائم نمي گويد: اي کاش اوضاع جور ديگري بود و اگر فلان، بهمان مي شود بهتر بود. بر عکس، او به معني واقعي کلمه، زمان حال و واقعيت اکنون را دريافته و طبق آن واکنش نشان مي دهد. او نه در ديروز از دست رفته و نه در فرداي نيامده زندگي مي کند بلکه مي کوشد از زمان حال پلي بسازد براي رها شدن از تبعات اشتباهات گذشته و رسيدن به وضعيت بهتر و مطلوب آينده. او اشتباهات گذشته خويش را مي بخشد و خود را در گذشته تلخ و سياه دار نمي زند تا در وادي تيره حسرت خوردن و آه و ناله کردن تباه شود.

شخصيت سالم ، در کمال آرامش با استفاده از


قدرت عقل خود شرايط را تجزيه و تحليل مي کند و اگر با وضعيت نامطلوبي مواجه شود با تمام قوا براي رفع آن اقدام مي کند، ولي نه به اين معنا که شتاب زده به هر دري بزند بلکه صبوري او در مقابل اتفاقات ناخوشايند زندگي، مثال زدني است.
سپس بهترين راه چاره را انتخاب و به آن عمل مي کند.


شخصيت سالم ، انساني است پر تلاش و خلاق

چنين انساني همواره به دنبال يافتن راه حل هايي جديد براي مسائل قديمي است و از دريچه اي نو به همه چيز مي نگرد حتي اگر اين مسير جديد، براي او تنش بيشتري به همراه داشته باشد. او همواره به دنبال راه هاي نو، ابتکارات و تجربيات جديد مي رود.

شخصيت سالم ، جوياي علم و دانش است

او به دنبال کشف حقايق و يکي از مهم ترين سرگرمي هايش مطالعه است حتماً عضو يک يا چند کتابخانه در سطح شهر است و هميشه دوست دارد از اتفاقاتي که در اطرافش رخ مي دهد، با اطلاع باشد. طرفدارپروپا قرص روزنامه و کتاب است.

شخصيت سالم ، امتيازهاي ديگران را ستايش مي کند

او به امتيازات ديگران غبطه مي خورد اما هرگز حسد نمي ورزد و سعي مي کند از زندگي افراد موفق، درس بياموزد.

شخصيت سالم ، ساعاتي را براي خلوت خويش اختصاص مي دهد

او همواره و در هر پديده اي به دنبال آيت و نشانه اي از خالق هستي است و زيبايي هاي او را مي ستايد. او مي داند که خداوند، از لوح خود در او دميده، پس سعي مي کند تا روح خداي خود را از زير زنگار کينه توزي ها، حسادتها، رياکاري هاو... بيرون کشيده و بدين وسيله خود را نجات دهد. او تقوا پيشه است و حاضر نيست تا به هر وسيله اي به اهداف خود برسد. به حق خود قانع است و به مال ديگران چشم ندارد، دروغ گو نيست و صداقت را بر ريا کاري ترجيح مي دهد. او نخستين کسي است که به پندهايش عمل مي کند و خلاصه اينکه بين آنچه مي انديشد و آنچه مي کند، تضادي نيست.

شخصيت سالم ، عاشق شادي و شادکامي است

هميشه لبخند به لب دارد و به همين دليل قدرت دارد ديگران را شاد و خندان کند. البته او مانند کساني که اسباب خنده شان را با تمسخر ديگران جور مي کنند نيست. او شادي جاودانه مي بخشد زيرا همواره به ياد اين جمله حکيمانه است: «لبخندش بيش از چند لحظه دوام ندارد، اما خاطره آن جاوداني است.»

شخصيت سالم ، شيفته طبيعت است

او ستايشگر کوه، صحرا، دشت، غروب آفتاب، طلوع خورشيد و هر منظره زيباي ديگر طبيعت است. او حتي از تماشاي پرواز پرندگان يا حرکت ابرها در آسمان لذت مي برد زيرا روح لطيف و باصفايي دارد که با طبيعت مانوس است و از آن نيرو مي گيرد.

شخصيت سالم ، همواره دلسوز است و در صف مقدم فعاليتهاي اجتماعي قرار مي گيرد
او هميشه به کاري مشغول است واگر بتواند به کسي ببخشد، مي بخشد تا با شادي بخشي به ديگران، زندگي خود را شادتر کند.

شخصيت سالم ، اهل ناله و زاري نيست

او حتي اين توانايي را دارد که تسليم بيماري نشود. اطرافيان چنين شخصي کمتر پيش مي آيد که او را در بستر بيماري ببينيد.

شخصيت سالم ، اهل شايعه پراکني و وراجي هاي بيهوده نيست

او خود را در زندگي مردم وارد نمي کند و از قضاوت در مورد آنها، مي پرهيزد و مي داند که همانگونه که وي دوست ندارد کسي در مورد او و زندگيش قضاوتي کرده و يا اسرار او را فاش کند، او نيز بايد به همانگونه با ديگران رفتار کند.
همواره اين سخن را سرلوحه خويش قرار مي دهد:«هر آن چه را براي خود مي پسندي، براي مردم نيز بپسند.»


شخصيت سالم ، اهل بحث و جدل نيست

هنگامي که کسي تند خويانه بحث مي کند، او با شکيبايي حرف ها را مي شنود و هيجان زده نمي شود. با اين وجود اگر احساس کند که نظر خودش سنجيده و منطقي است، آن را بي پروا و با اعتماد به نفس اعلام مي کند.
اما ديگران را متقاعد نمي کند که نظر وي را بپذيرند. وقتي هم که ديگران با عقايدش مخالفت مي کنند مي گويد:«مساله اي نيست، ما با هم دشمني نداريم، فقط نظراتمان مختلف است.»


شخصيت سالم ، خونسردي خود را حفظ مي کند

در شرايط سخت و بحراني که معمولاً بيشتر آدم ها از کوره در مي روند و منفجر مي شوند و به خود حق داده و پرخاشگري مي کنند، او تنها لبخند مي زند و خونسردي خود را حفظ مي کند. در حقيقت يک «صافي» جلو ذهن خود مي گذارد تا از نامطلوبي که ممکن در او بروز کند، جلوگيري نمايد. مسلم است که اين شخص هيچ گاه آلت دست احساسات ناخوشايندي مثل خشم و يا اندوه نخواهد شد.

شخصيت سالم ، مضطرب و نگران نيست

او دائم نگران و دلواپس رويدادهاي آتي نيست و از احتمال وقوعشان هراسي ندارد. و با ملايمت و نرمي با اتفاقات و رويدادهاي نامطلوب، برخورد مي کند. او در زمره کساني نيست که همه چيز را براي فرداي نيامده ي تنگ دستي، ذخيره کند.
و در واقع گرچه شخصي آينده نگر است ولي از ترس فقر و نداري، کار را به خساست نمي کشاند. او از آنچه در اختيار دارد، به طور صحيح و منطقي استفاده کرده و ديگران را نيز از آن بي نصيب نمي گذارد
.

شخصيت سالم ، به تأييد و تصويب ديگران نياز ندارد

او به دنبال اين نيست که ديگران به او احترام بگذارند يا تحسينش کنند. البته مورد تأييد ديگران بودن، نشانه خوب بودن فرد است و حتي باعث آرامش و اعتماد به نفس بيشتر مي شود ولي اگر اين مسأله به صورت نيازي بيمار گونه درآيد، قطعاً نتايج خوبي در برنخواهد داشت. بنابراين شخصيت سالم با رفتار و کردار منطقي و اصولي، خود به خود تاييد و تصويب ديگران را دريافت خواهد کرد.

شخصيت سالم ، خيالباف نبوده و اهل تلاش است

يعني با انتظار منفعلانه و بدون تلاش جهت فرداي بهتر خود را فريب نمي دهد زيرا مي داند موفقيت و کاميابي، با فکر و خيال به دست نمي آيد و به تلاش هاي گذشته و حال او بستگي دارد. پس با جديت تلاش کرده و مي داند آينده روشن اوصد درصد به تلاش هاي اکنونش وابسته دارد.

شخصيت سالم ، صادق، ساده و بي تکلف است

او چاپلوسانه در گفتارش کلماتي را انتخاب نمي کند که سبب خشنودي ديگران شود و به خاطر خوش آمد اطرافيان حق را زير پا نمي گذارد.
همچنين با آداب و رسوم و تشريفات دست و پا گيري که اکثر مردم زندگي خود را درگير آن کرده اند و روابط خود را بر اساس آن پايه ريزي مي کنند، مخالف است. او به آساني از ظواهر پر زرق و برق و بي معني زندگي اجتماعي چشم مي پوشد و دوستان را بر اساس معيارهاي انساني انتخاب مي کند. خلاصه اينکه خود را درگير تجملات و تشريفات خسته کننده نمي کند.


منابع:

www.hamdardi.net

www.success.parsiblog.com

www.daneshnameh.roshd.ir