تغییر نگرش به زندگی

عید بر عاشقان مبارک باد

باز بوی بهار میآید .وداستان همشگی نو شدن طبیعت و عقب نشینی زمستان ,  و ننه سرما جایش را به عمونوروز میدهد و ..و وو  .اینها جملاتی از خاطرات تکراری سالهای کودکی و نوجوانی خیلی ازما ست . مایی که بر لب جوی گذر زندگی نشسته ایم فقط نظاره گریم . این همه تغییرات طبیعت اطراف خود را میبینیم و دریغ از لحظه ای تفکر که ما هم میتوانیم تغییر کنیم . البته به ظاهر تغییرات زیادی بوجود میآوریم لباسهای نو , خانه های نو, مسافرتهای  خارج وداخلی جدید و نو وهزاران تغییر دیگر. ولی سالیلن درازی است افکار و ذهنیاتمان  را با خود حمل میکنیم و و بدون هیچ تغییری با پوسته های مختلف  و رنگ وارنگی که بر رویشان کشیده و میکشیم  در حال پوسیدن میباشند .
لازمه هر تغییر شناخت  است همان واژه آشنا و غریب که هرکس خود را شناخت خدا را شناخته است
خوشبختانه از نظر ظاهری همه خو ب خودمان را میشناسیم که چه ظاهر و قیافه ای داریم چگونه میتوانیم خوش تیپ تر باشیم , چگونه میتوانیم تا ثیر گذار تر باشیم و ... و خیلی از ما گروه پزشکی آناتومی و فیزیولو ری را هم کم و بیش میدانیم . ولی شناخت از دیدگاه دیگر یعنی دانستن سایه و روشنها, معایب و محاسن , بدی ها و خوبیها , زشتی و زیباییها ی  خود و گذاشتن آنها در دو کفه ترازو وسنجیدن آنها  و تلاش در سنگین تر کردن کفه محاسن واین یعنی حرکت بسوی کمال .       
مهمترين عنصري كه تمامي زندگي شخصي احساسات، روابط و غم،‌شادي، نفرت،‌عشق، در انجام هر کار، در ادامه هر کار و در نتیجه هر کار، اثر قطعی دارد؛ اثری مهم تر از هر اثر دیگر  و به عبارتي همه زندگي ما را در حوزه اثر خود دارد به نظر شما چيست؟
ممكن است بسياري از ما به موضوعات فراواني انديشيده باشيم و ان را مهمترين عنصر زندگي خود ويا ديگران بدانيم. مانند  تلاش سخت (hard work)، شانس (luck) ، عشق(love) ، پول(momey) رهبري (leadership) و و.... ولي آيا كدام يك از اين عناصر 100% در صد زنگي هر شخص را تشكيل ميدهد؟
براي رسيدن به اين پاسخ به مطلب ذيل كه بصورت يك كليپ تصويري از يكي ازدوستان بدستم رسيد توجه كنيد .
اگر به هر يك از حروف انگليسيA-Z از شماره 1 تا 26 را نسبت دهيم و سپس با معيار عددي كه از تركيب كلمات مهم مورد نظر ما بدست مي آيد را مورد بررسي قرار دهيم به موضوع جالبي خواهيم رسيد .
Love=l+o+v+e=12+15+22+5=54%   عشق    
شانس =l+u+c+k=12+21+3+11=47%   luck
 پول  money=m+o+n+e+y=13+15+14+5+25=72
رهبری leadership=l+e+d+e+r+s+h+i+p=12+5+1+4+5+18+19+9+16=89%
.
.
پس چه چیزی است که 100 درصد زندگی را تعیین میکند؟
نگرش attitude=a+t+t+i+t+u+d+e=1+20+20+9+20+21+4+5=100%

و آن چيزي نيست جز نگرش و ديدگاه ما به زندگي.

نگرش و نحوه نگاه ما به وقايع است كه چگونگي احساسات ما را تعيين مي‌كند. يك نگرش مثبت به ما مي‌گويد كه هرگز شكست نخواهيم خورد. يك ديدگاه اميدوارانه باعث مي‌شود كه در درون شاد و پراميد باشيم.
هر كس مي‌تواند وقتي همه چيز روبه‌راه است و اوضاع مطابق ميلش مي‌گذرد،‌نگرش مثبت و خوش بينانه داشته باشد ولي آن چه مهم است اين است كه وقتي همه چيز به روندي دشوار و رنج‌آور تبديل شده و هر چه مي‌كنيم نااميدتر مي‌شويم،‌چطور اين نگاه مثبت و سازنده را حفظ نماييم؟ يك نگرش سازنده و مفيد اينست كه در مواقع پرتنش و چالش‌هاي زندگي آرام بمانيم و احساس خوبي داشته باشيم. وقتي كه مي‌خواهيد از جا در برويد و با نااميدي دست از تلاش برداريد، كمي درنگ كنيد. خوشي‌ها و نعمات زندگي‌تان را به ياد بياوريد. به دنبال نكات مثبت بگرديد.
نتیجه اخلاقی : پس بیاییم با شروع سال جدید نگرشمان را به زندگی عوض کنیم وتمام اعمال و رفتارمان را در مسیر کمال انسانی هدایت نماییم.

سرزنش روح

روحم را هفت بار سرزنش کردم!

بار اول وقتی که تلاش کردم با سوء استفاده از ضعیف خودم را ارتقا دهم.
بار دوم وقتی که پیش کسانی که واقعاَ می لنگیدند وانمود کردم که چلاقم.
بار سوم وقتی که موقع انتخاب به جای سختی ، راحتی را انتخاب کردم.
بار چهارم وقتی که اشتباه کردم ، خودم را با اشتباهات دیگران تسلی دادم.
بار پنجم وقتی که به خاطر ترس رام شدم و بعد با صبر و حوصله ادعا کردم که قوی هستم.
بار ششم وقتی که جامه هایم را بالا نگه داشته ام تا با خاک زندگی برخورد نکنند.
بار هفتم وقتی که سرود ستایش خداوند را می خواندم و آن خواندن را عملی پرهیزکارانه در نظر گرف
تم.

جبران خلیل جبران


داستان گوسفند سیاه  

 داستان گوسفند سیاه 

شهری بود که همة اهالی آن دزد بودند. شبها پس از صرف شام، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمیداشت و از خانه بیرون میزد؛ برای دستبرد زدن به خانة یک همسایه. حوالی سحر با دست پر به خانه برمیگشت، به خانة خودش که آنرا هم دزد زده بود. به این ترتیب، همه در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی میکردند؛ چون هرکس از دیگری میدزدید و او هم متقابلاً از دیگری، تا آنجا که آخرین نفر از اولی میدزدید. داد و ستدهای تجاری و به طور کلی خرید و فروش هم در این شهر به همین منوال صورت میگرفت؛ هم از جانب خریدارها و هم از جانب فروشنده ها. دولت هم به سهم خود سعی میکرد حق و حساب بیشتری از اهالی بگیرد و آنها را تیغ بزند و اهالی هم به سهم خود نهایت سعی و کوشش خودشان را میکردند که سر دولت را شیره بمالند و نم پس ندهند و چیزی از آن بالا بکشند؛ به این ترتیب در این شهر زندگی به آرامی سپری میشد. نه کسی خیلی ثروتمند بود و نه کسی خیلی فقیر و درمانده.
روزی، چطورش را نمیدانیم؛ مرد درستکاری گذرش به شهر افتاد و آنجا را برای اقامت انتخاب کرد. شبها به جای اینکه با دسته کلید و فانوس دور کوچه ها راه بیفتد برای دزدی، شامش را که میخورد، سیگاری دود میکرد و شروع میکرد به خواندن رمان.
دزدها میامدند؛ چراغ خانه را روشن میدیدند و راهشان را کج میکردند و میرفتند.
اوضاع از این قرار بود تا اینکه اهالی، احساس وظیفه کردند که به این تازه وارد توضیح بدهند که گرچه خودش اهل این کارها نیست، ولی حق ندارد مزاحم کار دیگران بشود. هرشب که در خانه میماند، معنیش این بود که خانواده ای سر بی شام زمین میگذارد و روز بعد هم چیزی برای خوردن ندارد.
بدین ترتیب، مرد درستکار در برابر چنین استدلالی چه حرفی برای گفتن میتوانست داشته باشد؟ بنابراین پس از غروب آفتاب، او هم از خانه بیرون میزد و همانطور که از او خواسته بودند، حوالی صبح برمیگشت؛ ولی دست به دزدی نمیزد. آخر او فردی بود درستکار و اهل اینکارها نبود. میرفت روی پل شهر میایستاد و مدتها به جریان آب رودخانه نگاه میکرد و بعد به خانه برمیگشت و میدید که خانه اش مورد دستبرد قرار گرفته است.
در کمتر از یک هفته، مرد درستکار دار و ندارد خود را از دست داد؛ چیزی برای خوردن نداشت و خانه اش هم که لخت شده بود. ولی مشکلی این نبود. چرا که این وضعیت البته تقصیر خود او بود. نه! مشکل چیز دیگری بود. قضیه از این قرار بود که این آدم با این رفتارش، حال همه را گرفته بود! او اجازه داده بود دار و ندارش را بدزدند بی آنکه خودش دست به مال کسی دراز کند. به این ترتیب، هر شب یک نفر بود که پس از سرقت شبانه از خانة دیگری، وقتی صبح به خانة خودش وارد میشد، میدید خانه و اموالش دست نخورده است؛ خانه ای که مرد درستکار باید به آن دستبرد میزد.
به هر حال بعد از مدتی به تدریج، آنهایی که شبهای بیشتری خانه شان را دزد نمیزد رفته رفته اوضاعشان از بقیه بهتر شد و مال و منالی به هم میزدند و برعکس، کسانی که دفعات بیشتری به خانة مرد درستکار (که حالا دیگر البته از هر چیز به درد نخوری خالی شده بود) دستبرد میزدند، دست خالی به خانه برمیگشتند و وضعشان روز به روز بدتر میشد و خود را فقیرتر میافتند.
به این ترتیب، آن عده ای که موقعیت مالیشان بهتر شده بود، مانند مرد درستکار، این عادت را پیشه کردند که شبها پس از صرف شام، بروند روی پل چوبی و جریان آب رودخانه را تماشا کنند. این ماجرا، وضعیت آشفتة شهر را آشفته تر میکرد؛ چون معنیش این بود که باز افراد بیشتری از اهالی ثروتمندتر و بقیه فقیرتر میشدند.
به تدریج، آنهایی که وضعشان خوب شده بود و به گردش و تفریح روی پل روی آوردند، متوچه شدند که اگر به این وضع ادامه بدهند، به زودی ثروتشان ته میکشد و به این فکر افتادند که "چطور است به عده ای از این فقیرها پول بدهیم که شبها به جای ما هم بروند دزدی". قراردادها بسته شد، دستمزدها تعیین و پورسانتهای هر طرف را هم مشخص کردند: آنها البته هنوز دزد بودند و در همین قرار و مدارها هم سعی میکردند سر هم کلاه بگذارند و هرکدام از طرفین به نحوی از دیگری چیزی بالا میکشید و آن دیگری هم از ... . اما همانطور که رسم اینگونه قراردادهاست، آنها که پولدارتر بودند و ثروتمندتر و تهیدستها عموماً فقیرتر میشدند.
عده ای هم آنقدر ثروتمند شدند که دیگر برای ثروتمند ماندن، نه نیاز به دزدی مستقیم داشتند و نه اینکه کسی برایشان دزدی کند. ولی مشکل اینجا بود که اگر دست از دزدی میکشیدند، فقیر میشدند؛ چون فقیرها در هر حال از آنها میدزدیدند. فکری به خاطرشان رسید؛ آمدند و فقیرترین آدمها را استخدام کردند تا اموالشان را در مقابل دیگر فقیرها حفاظت کنند، ادارة پلیس برپا شد و زندانها ساخته شد.
به این ترتیب، چند سالی از آمدن مرد درستکار به شهر نگذشته بود که مردم دیگر از دزدیدن و دزدیده شدن حرفی به میان نمیاوردند. صحبتها حالا دیگر فقط از دارا و ندار بود؛ اما در واقع هنوز همه دزد بودند.
تنها فرد درستکار، همان مرد اولی بود که ما نفهمیدیم برای چه به آن شهر آمد و کمی بعد هم از گرسنگی مرد.
 از کتاب "شاه گوش می کند" ایتالو کالوینو


داستان خشم

به خشم خود و دیگران نه بگوییم

آیا شما به یک راننده بد، پیشخدمت بی‌ادب، رئیس پرخاشگر و یا کارمند بی‌توجه اجازه می‌دهید که روزتان را خراب کند؟ آدم موفق کسى است که بتواند به سرعت تمرکزش را بر روى چیزهاى مهم برگرداند.

من این درس مهم را شانزده سال پیش هنگامى که در صندلى عقب یک تاکسى نشسته بودم یاد گرفتم. ماجرا از این قرار بود که تاکسى ما داشت بین دو خط و به طرز صحیحى حرکت می‌کرد که ناگهان یک ماشین سیاه رنگ به سرعت از پارک در آمد و جلوى ما سبز شد. راننده تاکسى به شدت بر روى پدال ترمز کوبید و فرمان را چرخاند تا با آن ماشین تصادف نکند. صداى جیغ لنت‌هاى ترمز تاکسى بلند شد و تاکسى در فقط چند سانتی‌مترى آن ماشین متوقف شد. راننده آن ماشین سیاه رنگ با آن که مقصر بود شیشه را پائین کشید و در حالى که به شدت عصبانى بود شروع به بد و بیراه گفتن به راننده تاکسى کرد. راننده تاکسى فقط لبخندى زد و براى او دست تکان داد و راهش را ادامه داد. من به او گفتم: «چرا چیزى بهش نگفتی؟ داشت ما را به کشتن می‌دادو این آن چیزى است که راننده تاکسى به من جواب داد و من آن را «قانون ماشین زباله» نام نهاده‌ام:
«
خیلى از مردم مثل ماشین جمع‌آورى زباله هستند. همان گونه که این ماشین‌ها زباله‌ها را از این طرف و آن طرف جمع می‌کنند آن‌ها هم خشم، عصبانیت، کینه، عقده‌هاى جورواجور، ناکامى و رنجش را از محیط پیرامونشان در خود جمع می‌کنند. هنگامى که ماشین زباله پر شد نیاز به جایى براى خالى کردن محموله‌اش دارد. این افراد هم همین طورند و اگر به آن‌ها اجازه بدهى، بارشان را روى سر شما خالى می‌کنند. بنابراین هرگاه کسى خواست این کار را با تو بکند فقط لبخند بزن، برایش دست تکان بده، برایش آروزى موفقیت کن و بگذار بگذرد و رد شود. از این کار ضرر نخواهى کرد
این حرف او مرا به فکر فرو برد. چند بار تا کنون اجازه داده بودم ماشین زباله بارش را روى سر من خالی کند؟ و چند بار تاکنون من هم به نوبه خود آن زباله‌ها را برداشته و روى سر مردم دیگر (در محل کار، در خانه، در خیابان) ریخته بودم؟ از آن روز بود که تصمیم گرفتم به توصیه راننده تاکسى عمل کنم. باور کنید که هیچ چیز در این دنیا بی‌دلیل اتفاق نمی‌افتد. هرگز اجازه ندهید ماشین زباله بارش را روى سر شما خالی کند.

خشم بیجا

مرد درحال تميز كردن اتومبيل تازه خود بود كه متوجه شد پسر 4 ساله اش
 
تكه سنگي برداشته و بر وري ماشين خط مي اندازد .

مرد با عصبانيت دست كودك را گرفت و چندين مرتبه ضربات محكمي بر
 
دستان كودك زد بدون اينكه متوجه آچاري كه در دستش بود شود

در بيمارستان كودك به دليل شكستگي هاي فراوان انگشتان دست خود را
 
از دست داد .

وقتي كودك پدرخود را ديد با چشماني آكنده از درد از او پرسيد : پدر
 
انگشتان من كي دوباره رشد مي كنند ؟

مرد بسيار عاجز و ناتوان شده بود و نمي توانست سخني بگويد ، به سمت
 
ماشين خود بازگشت و شروع كرد به لگد مال كردن ماشين .

و با اين عمل كل ماشين را از بين برد و ناگهان چشمش به خراشيدگي كه
 
كودك ايجاد كرده بود خورد كه نوشته بود :
( دوستت دارم پدر ! )
روز بعد مرد خودكشي كرد .

نتیجه اخلاقی: همیشه بیاد داشته باشیم که هر تصمیم که درحالت خشم بگیریم عاقبتش پشیمانیست .وبایک لبخند و یاعذرخواهی کوچک خود را از گزند خشم افراد خشمگین نادان برهانیم .

رابطه عشق و دیوانگی

رابطه عشق و دیوانگی


زمانهای قديم وقتی هنوز راه بشر به زمين باز نشده بود فضيلتها و تباهی ها دور هم جمع شده بودند. ذکاوت گفت :بياييد بازی کنيمٍ ،مثل قايم باشک!ديوانگی فرياد زد : آره قبوله ، من چشم ميزارم!

چون کسی نمی خواست دنبال
ديوانگی بگردد همه قبول کردند.ديوانگی چشم هايش رابست و شروع به شمردن کرد:يک ..... دو ..... سه !

همه به دنبال جايی بودند تا قايم بشوند.
نظافت خودش را به شاخ ماه آويزان کرد.خيانت داخل انبوهی از زباله ها مخفی شد.اصالت به ميان ابرها رفت وهوس به مرکززمين به راه افتاددروغ که می گفت به اعماق کوير خواهد رفت ، به اعماق دريا رفت !طمع داخل يک سيب سرخ قرار گرفت.حسادت هم رفت داخل يک چاه عميق .

آرام آرام همه قايم شده بودند و
ديوانگی همچنان می شمرد:هفتادوسه،...... هفتادو چهار....!

اما
عشق هنوز معطل بود و نمی دانست به کجا برود.

تعجبی هم ندارد قايم کردن
عشق خيلی سخت است.ديوانگی داشت به عدد 100 نزديک می شد که عشق رفت

وسط يک دسته گل رز و آرام نشست.
ديوانگی فرياد زد، دارم ميام، دارم ميام....

همان اول کار
تنبلی را ديد. تنبلی اصلا تلاش نکرده بود تا قايم شود!

بعدهم
نظافت را يافت و خلاصه نوبت به ديگران رسيد اما از عشق خبری نبود.ديوانگی ديگر خسته شده بودکه حسادت حسوديش گرفت و آرام در گوش او گفت :عشق در آن سوی

گل رز مخفی شده است.ديوانگی با هيجان زيادی يک شاخه گل از درخت کند و آنرا با قدرت تمام داخل گلهای رز فرو کرد.

صدای ناله ای بلند شد .
عشق از داخل شاخه ها بيرون آمد، دستها يش را جلوی صورتش گرفته بود و از بين انگشتانش خون می ريخت.

شاخه ی درخت چشمان
عشق را کور کرده بود. ديوانگی که خيلی ترسيده بود با شرمندگی گفت:

حالا من چکار کنم؟ چگونه ميتونم جبران کنم؟
عشق جواب داد: مهم نيست دوست من، تو ديگه نميتونی کاری بکنی ، فقط ازت خواهش می کنم از اين به بعد يارمن باش.

همه جا همراهم باش تا راه را گم نکنم.

واز همان روز تا هميشه
عشق و ديوانگی همراه يکديگر به احساس تمام آدم های عاشق سرک می کشند.

منبع: خانه دوست کجاست


اصطلاحات آزمايشگاهي


شمارش گلوبولي(CBC) و بيوشيمي خون( آزمايش روتين خون)

همه ما حداقل چند باري به آزمايشگاه براي انجام آزمايشهاي گوناگون از جمله آزمايش خون (cbc) مراجعه كردهايم و وقتي كه نتيجه آزمايش را در يافت نموده ايم در اين برگه مخفف اسامي تعدادي از آزمايشات نوشته شده و مقادير نرمال آن هم روبروي آن نوشته شده است از جمله اين آزمايشان cbc و يا شمارش گلوبولهاي خون ميباشد كه در جدول زير خلاصه اي از آنچه در اين آزمايش انجام ميشود و مقادير نرمال آن براي اطلاع شما دوستان آورده شده است .


آزمایش CBC چه جور آزمایشی است ؟

? What is a CBC

يكي از آزمایش هایی که به طور معمول انجام آن توسط پزشکان در خواست می شود . آزمایش ( سی , بی , سی ) است .

One of the most commonly ordered laboratory tests, a blood count, also called a complete blood count (CBC)

CBC حروف اول سه کلمه انگلیسی زیر است.

کامل=C) COMPLETE)، خونBLOOD B)) ، شمارشCOUNT= C))

درنتیجه : CBCبه معنای شمارش کامل گویچه های خون است

CBCشامل :

1- شمارش تعداد گویچه های سفید خون در میلی متر مکعب ازخون

 1-It measures White blood cells (WBC)

2- شمارش تعداد گویچه های قرمز خون در میلی متر مکعب ازخون

2- It measures Red blood cell count (RBC )

3- شمارش تعداد پلاکت های خون در میلی مترمکعب ازخون

 3-platelet count

4- شمارش افتراقی گویچه های سفید خو ن( تعیین Diff)

4-Count white blood cell differential

5 - اندازه گیری مقدارهماتوکریت خون

5-Hematocrit (HCT) measure

6- تعیین مقدار مقدارهموگلوبین خون

measure (Hemoglobin (HGB- ۶

7- تعیین اندیکس های (index) گویچه های قرمز خون

7- RBC Index

الف: تعیین میانگین حجم یک گویچه قرمز

A-The size of the red cells (MCV)

ب: تعیین میانگین مقدار هموگلوبین در یک گویچه قرمز و غیره.....

etc،B -As well as the mean cell hemoglobin(MCH)

ج : گزارش مرفولوژی گویچه های قرمزخون

C -Red Blood Cell morphology report

D -Immature cells report د: گزارش سلولهای نارس

ه: گزارش انگل خونی از جمله انگل مالاریا در صورت مشاهده

E - Malaria Parasit report


نرمال آزمایش های CBC و بیوشیمی خون و ...

نرمال CBC گزارش

نرمال

TEST

آزمایش

40- 51درصد

مردان

HCT

هماتوکریت

37- 46 درصد

زنان

HCT

هماتوکریت

31- 43 درصد

کودکان

HCT

هماتوکریت

13.2 - 16.5

مردان

HB

هموگلوبین

12-15.2

زنان

HB

هموگلوبین

11-14.3

کودکان

HB

هموگلوبین

4.3 - 6.2میلیون

مردان

RBC

شمارش گویچه های قرمز

3.8- 5.5میلیون

زنان

RBC

شمارش گویچه های قرمز

3.7- 5.3 میلیون

کودکان

RBC

شمارش گویچه های قرمز

هزار 10 - 4.1

-

WBC

شمارش گلبولهای سفید خون

N=50 -70 L=25- 40

M =3 - 8 E =1- 4

B =0-1

بزرگسالان

D.WBC

شمارش افتراقی گویچه ای سفید

هزار 450 - 140

PLT

شمارش پلاکت ها

82 - 102

مردان

MCV

میانگین حجم یک گویچه قرمز

78 -101

زنان

MCV

میانگین حجم یک گویچه قرمز

27- 31

-

MCH

غلظت هموگلوبین یک گویچه قرمز

31- 35

-

MCHC

میانگین هموگلوبین یک گویچه قرمز

11.5-14درصد

-

RDW

گستره تغییرات اندازه گویچه های قرمزآنیزوسیتوز

دلم ميخواست !!

دلم می خواست : دنیا خانهء مهر و محبّت بود،

 دلم می خواست : مردم در همه احوال با هم آشتی بودند،

 طمع در مال یکدیگر نمی کردند،

 کمر بر قتل یکدیگر نمی بستند،

 مراد خویش را در نامرادی های یکدیگر نمی جستند،

 از این خون ریختن ها ، فتنه ها ، پرهیز می کردند،

 چو  کفتاران خون آشام ، کمتر چنگ و دندان تیز می کردند!

 دلم می خواست : دست مرگ را از دامن اُمید ما ، کوتاه می کردند،

 در این دنیای بی آغاز و بی پایان

 در این صحرا ، که جز گرد و غبار از ما نمی ماند،

 خدا ، زین تلخکامی های بی هنگام بس می کرد،

 نمی گویم پرستوی زمان را در قفس می کرد،

 نمی گویم به هر کس بخت و عمر جاودان می داد،

 نمی گویم به هر کس عیش و نوش رایگان می داد،!

 همین ده روز هستی را امان می داد،

 دلش را نالهء تلخ سیه روزان تکان می داد!

 مگو : این آرزو خام است!

 مگو : روح بشر همواره سرگردان و ناکام است.

 اگر این کهکشان از هم نمی پاشد،

 و گر این آسمان در هم نمی ریزد،

 بیا تا ما " فلک را سقف بشکافیم و طرحی نو در اندازیم "

 به شادی : " گل برافشانیم و می در ساغر اندازیم "

منبع: خانه دوست كجاست

قفس تحمل

قفس تحمل

ق

 

شيوانا استاد معرفت بود و بسياري از مردم عادي، از راه هاي دور و نزديک نزد او مي آمدند تا براي مشکلاتشان راه حل ارايه دهد. روزي مردي نزد شيوانا آمد و گفت :

- که از زندگي زناشويي اش راضي نيست و فقط به خاطر مشکلات بعدي جرات و توان جدايي از همسرش را ندارد.

مرد از شيوانا پرسيد  که آيا اين تحمل اجباري رابطه زناشويي او و همسرش درست است و يا اين که او مي تواند راه حل ديگري براي خلاصي از اين درد جانکاه پيدا کند؟!

در دست مرد قفسي بود که داخل آن دو پرنده کوچک نگهداري مي شدند.

شيوانا دست دراز کرد و در قفس را باز کرد و هر دو پرنده را از قفس بيرون آورد و به سمت آسمان پرتاب کرد.

يکي از پرنده ها پر کشيد و مانند تيري که از چله کمان رها مي شود در فضا گم شد.

اما پرنده دوم در چند قدمي روي زمين فرود آمد و با اشتياق فراوان دوباره به سمت قفس پر کشيد و به زور خودش را از در کوچک قفس داخل آن انداخت!

شيوانا لبخندي زد و هيچ نگفت.

مرد درحالي که بابت از دست دادن پرنده اش آزرده شده بود با تلخي گفت:" پرنده اي که پريد و رفت ساکت ترين و زيباترين بود. در حالي که پرنده اي که برگشت بيشتر از همه آواز مي خواند و خودش را به در و ديوار قفس مي زد... هميشه فکر مي کردم اين که آواز غمگين مي خواند بيشتر طالب رفتن است. اما دل غافل که ساکت ترين پرنده مشتاق رفتن بود. اين ديگر چه حکايتي است نمي دانم!

"شيوانا لبخندي زد و گفت:" هر دو پرنده چيزي را تحمل مي کردند. آن که رفت دوري از آزادي را تحمل مي کرد و وقتش که رسيد به سمت چيزي پر کشيد که آرزويش را داشت! اما اين دومي که آواز مي خواند و از ميله هاي قفس شکوه داشت خود تحمل کردن را تحمل مي کرد و دوست داشت. او دوباره به قفس بازگشت تا مبادا احساس "تحمل کردن" را از دست بدهد!

مرد نگاهي به شيوانا انداخت و در حالي که به آسمان خيره شده بود گفت:" يعني مي گوييد من شبيه اين پرنده اي هستم که قفس را انتخاب کرد؟!

"شيوانا سري تکان داد و گفت:" تو از تحمل براي خود قفسي ساخته اي و در اين قفس شروع کرده اي به آواز و شعر اندوهگين خواندن و از ديگران هم مي خواهي در قفس بودن تو را تحسين و تاييد کنند.. حال آنکه بيشتر از همه تو اسير قفس خودت هستي. تو حمال تحمل خود هستي. پرنده اي که بخواهد برود راهش را مي کشد و مي رود و ديگر حتي به قفس فکر نمي کند! تو همه اين سال ها قفس زندگي ات را مي پرستيدي و در عين حال بار سنگين تحمل را نيز حمل مي کردي. به همين سادگي!

منبع: وبلاگ دنياي شيرين من

اسکن  پر فيوژن قلب

 اسکن  پر فيوژن قلب

مقدمه

ساختمان و عملکرد قلب  

الف- ساختمان قلب (آناتومی )   

انسان می تواند در غیاب بافت مغز زنده به حیات بیولوژیک خود ادامه دهد (مثلا در افراد دچار مرگ مغزی) ولی مرگ قلبی همیشه مساوی است با مرگ قطعی. پس می توان گفت قلب مهمترین عضو حیاتی بدن است.

این عضو مخروطی شکل بصورت کیسه ای عضلانی تقریبا در وسط فضای سینه( کمی متمایل به جلو و طرف چپ) ابتدا در دل اسفنج متراکم و وسیعی مملو از هوا یعنی ریه ها پنهان شده و سپس توسط یک قفس استخوانی بسیار سخت اما قابل انعطاف مورد محافظت قرار گرفته است.

ابعاد قلب در یک فرد بزرگسال حدود 6x9x12 سانتیمتر و وزن آن در آقایان حدود 300 و در خانم ها حدود 250 گرم(یعنی حدود 0.4 درصد وزن کل بدن) می باشد. قلب توسط یک دیواره عضلانی عمودی به دو نیمه راست و چپ تقسیم می شود. نیمه راست مربوط به خون سیاهرگی و نیمه چپ مربوط به خون سرخرگی است. هر یک از دو نیمه راست و چپ نیز مجددا بوسیله یک تیغه عضلانی افقی نازک تر به دو حفره فرعی تقسیم می شوند.

حفره های بالایی که کوچکتر و نازک تر هستند بنام دهلیز موسوم بوده و دریافت کننده خون می باشند. حفره های پایینی که بزرگتر و ضخیم ترند بطن های قلبی هستند و خون دریافتی را به سایر اعضاء بدن پمپ می کنند.

پس قلب متشکل از چهار حفره است : دو حفره کوچک در بالا (دهلیزهای راست و چپ ) و دو حفره بزرگ در پایین(بطن های راست و چپ).

ب- عملکرد قلب (فیزیولوژی)   

قلب مانند تلمبه ای خون تازه (خون سرخرگی) را تا دور دست ترین نقاط بدن فرستاده و سپس خون استفاده شده(خون سیاهرگی) را مجددا جهت پالایش در ریه ها و کلیه ها به سوی خود باز می گرداند. هر نوبت فعالیت قلبی حدود 0.8 ثانیه طول می کشد و مرکب از دو مرحله انقباض(سیستول) به مدت 0.27 ثانیه و استراحت (دیاستول) به مدت 0.54 ثانیه است. بنابر این در حالت طبیعی در هر دوره فعالیت قلبی ، زمان بی حرکتی و استراحت قلب دو برابر زمان انقباض آن است. قوای محرکه یا تلمبه قلب در اصل در طرف چپ(بطن چپ) این عضو قرار گرفته و بطن راست با پمپاژ ضعیف خود، تنها ارتباط قلب و ریه ها را جهت تبادل گازی برقرار می کند. لذا ضخامت جدار و قدرت انقباضی بطن چپ چند برابر بطن راست بوده و علائم بیماریهای قلبی نیز عمدتا مربوط به اختلالات موجود در بطن چپ هستند. در بسیاری از آزمایشهای تشخیصی قلب و عروق، از جمله اسکن قلب مطالعه و بررسی بطن چپ ، هدف اصلی آزمایش را تشکیل می دهد. با هر ضربان قلب حدود 100 میلی لیتر خون توسط بطن چپ به طرف اعضاء بدن رانده می شود.

حجم خون پمپ شده به اعضاء بدن در یک روز بالغ بر 000/10 لیتر و در یک عمر متوسط ، بیش از 250 میلیون لیتر می باشد!

ج- سرخرگهای کرونر قلب 

خون رسانی به عضله قلب( که میوکارد نام دارد) توسط سیستم گردش خون کرونر(اکلیلی یا تاجی) تأمین می شود. این سیستم از دو سرخرگ اصلی کرونر چپ (LMCA) و کرونر راست ( RCA ) و انشعابات آنها (LAD، LCX ، PDA ، OM ها و ...) تشکیل شده است . مقدار جریان خون سیستم سرخرگی کرونر حدود 225 میلی لیتر در دقیقه است. البته در شرایط خاص (فعالیتها و هیجانهای روحی) همراه با بالا رفتن سرعت ضربان قلب و افزایش حجم خون خارج شده از این عضو، جریان خون سرخرگهای کرونر نیز تا حد 6-4 برابر افزایش می یابد.

بیماری سرخرگهای کرونر قلب  (CAD)

امروزه بیماری سرخرگهای کرونر قلب، شایعترین عامل مرگ و میر در جهان را تشکیل می دهد. لذا باید کوچکترین ناراحتی قلبی را جدی گرفت و قبل از پیشرفته شدن آن ، برای تشخیص و درمان بیماری اقدام نمود. حملات قلبی در نزدیک به 1.3 موارد بطور ناگهانی و برای نخستین بار، بدون وجود آگاهی قبلی شخص از بیماری زمینه ای خود اتفاق می افتند.

اگر شما مردی هستید با سن بالاتر از 40 سال و یا یک خانم بالای 45 سال، در صورت داشتن حداقل 2 مورد از عوامل خطر(Risk Factor) نامبرده در زیر، لازم است خود را از نظر بیماری سرخرگهای کرونر قلب مورد بررسی قرار دهید:

1- سابقه خانوادگی بیماریهای قلبی (وجود بیماری قلبی در بستگان جوان تر از 55 سال)

2- سبک زندگی کم تحرک (از نظر فیزیکی)

3- دیابت قندی

4- کلسترول بالا

5- فشار خون بالا

6- مصرف دخانیات

7- بالا بودن وزن

البته بعضی عوامل دیگر نظیر فشارهای روحی- عصبی نیز در بروز این بیماریها نقش دارند. مثلا افراد بسیار پر کار ،پر مسئولیت، عجول، عصبی، کسانی که در زمانی کوتاه چندین کار را بطور یکجا و با هم انجام می دهند، افراد بسیار کمال گرا که از خود انتظاراتی به مراتب بالاتر از امکانات و توانایی های خود دارند بیشتر از سایرین در معرض خطر ابتلاء به بیماریهای قلبی قرار دارند.

آقای دکتر کنون ، استاد دانشکده پزشکی دانشگاه هاروارد می گوید:

( بسیاری از مردم تصور می کنند که قلب دائما کار می کند ولی در حقیقت بعد از هر ضربان انقباضی، استراحت معینی برای قلب وجود دارد. وقتی که بطور متوسط در هر دقیقه 70 بار نبض می زند معنایش این است که قلب فقط 9 ساعت از 24 ساعت را کار کرده و 15 ساعت بقیه را استراحت می کند مثل قلبتان همیشه قبل از احساس خستگی استراحت کنید.)

علائم بالینی بیماری سرخرگهای کرونر    (بیماری ایسکمیک قلب)

ناگهان دچار درد قفسه سینه می شوید و موجی از ترس وجود شما را فرا می گیرد . به اندازه کافی درباره این درد شنیده اید تا آن را خطر ناک بدانید.

اما قبل از آنکه دچار وحشت شوید یک مسأله را در نظر داشته باشید : در فیلمهای تلویزیونی درد قفسه سینه همیشه نشانه حمله قلبی است اما در زندگی واقعی آنقدر هم خطرناک نیست. گرچه همیشه باید خطرناکترین علت را برای آن در نظر داشت. امروزه بیشتر از 50 علت برای درد قفسه سینه شناخته شده که بسیاری از آنها چیز مهمی نیستند و اصلا درمانی لازم ندارند.

درد واقعی قلب که پزشکان به آن آنژین صدری (Angina Pectoris) می گویند ویژگی های خاصی دارد. دردی است در ناحیه وسط سینه که همراه با احساس فشار و گرفتگی توصیف می شود. معمولا این درد، دردی خنجری و لحظه ای نیست بلکه بتدریج ایجاد شده و کمتر از 20 دقیقه طول می کشد. با فعالیت تشدید و با استراحت یا با خوردن قرصهای نیتروگلیسیرین تسکین می یابد.

ممکن است به گردن، فک پایین، شکم،شانه و بازوها (بخصوص بازوی چپ) تیر بکشد. در آنژین صدری رسوب چربی در درون سرخرگهای کرونر قلب، مجرای آنها را تنگ کرده است. این بیماری که به بیماری تصلب شرایین(Altherosclerosis) معروف است بطور تدریجی از دوران نوجوانی آغاز شده و در اثر کاهش جریان خون عضله قلب، آن بخش از عضله را دچار کمبود اکسیژن و در نتیجه درد می کند. آنژین صدری اصولا در هنگام فعالیت یا لحظات هیجان روی می دهد یعنی در مواقعی که کار قلب افزایش یافته و نیاز آن به خون غنی از اکسیژن بیشتر شده است. سایر عوامل زمینه ساز عبارتند از: مواجه شدن با هوای سرد، پر خوری و خوردن غذاهای سنگین، مناسبات زناشویی و یبوست.

آنژین صدری در حین فعالیت، یک حالت اورژانس نیست اما یک زنگ خطر است. فرض کنید که مجرای داخلی یکی از سرخرگها بسیار باریک شود یا لخته ای خون، آن را کاملا مسدود سازد. در این صورت بخشی از عضله قلب می میرد (آنفارکتوس قلبی). روی دادن چنین حالتی حمله قلبی نام دارد. درد حاصله شبیه آنژین صدری است اما طولانی تر وشدید تر و اغلب همراه با سرگیجه، حالت تهوع، تنگی نفس و تعریق. اگر این علائم را پیدا کردید منتظر خوب شدن آن ننشینید. فورا به اورژانس پزشکی مراجعه نموده و از تخریب بیشتر قلب خود پیشگیری کنید.

اسکن پرفیوژرن میوکارد (اسکن قلب)   

یک گروه از روش های تشخیصی دقیق و آسان بیماری سرخرگهای کرونر قلب (CAD)، آزمایشهای پزشکی هسته ای می باشند که بی تردید مهمترین و متداول ترین نوع آنها تصویربرداری (اسکن) پرفیوژن میوکارد است، همان آزمایشی که بخاطر آن به این مرکز مراجعه نموده اید.

این آزمایش ، زیر مجموعه ای استاز دانش نوپای پزشکی هسته ای (Nuclear Medicine) که یکی از رشته های تخصصی جدید پزشکی است. در اینجا با بهره گیری از یک ماده رادیو اکتیو بی خطر ، خون رسانی به عضله قلب در دو حالت ورزش و استراحت بطور جداگانه مورد بررسی دقیق (اسکن) قرار می گیرد. همانگونه که قبلا ذکر گردید علائم بیماری در سرخرگهای کرونر قلب غالبا در هنگام فعالیت بیمار ظاهر می شوند و معمولا در حالت استراحت مشکلی وجود ندارد (مانند خودروی معیوبی که بطور کلی سوخت ناکافی به موتور آن می رسد و در سرعتهای معمولی سالم به نظر می رسد ولی در سرعتها و شیبهای بالا دچار اختلال می شود). بنابراین برای بررسی دقیق تر و واقعی تر وضعیت خون رسانی به عضله قلب بهتر است قلب را در شرایط فشار بررسی کنیم تا آن منطقه که دچار افت نسبی جریان خون (ایسکمی) به علت تنگی سرخرگی است خود را بهتر نشان دهد . در این صورت با کشف منطقه مبتلا به افت جریان خون ، بطور غیر مستقیم سرخرگ مبتلا به تنگی  را شناسایی کرده و با درمان بموقع تنگی ، از پیشرفت بیماری و خطرات بعدی پیشگیری خواهد شد. بنابراین اسکن قلب باید بطور توأم با آزمون ورزش انجام شود. آزمون ورزش که حداکثر نیم ساعت بطول می انجامد یا با دوچرخه و یا با دستگاه تردمیل ( Treadmill) به عمل میآید.

مرحله اول اسکن قلب: اسکن توأم با آزمون ورزش (یا تجویز آمپول دی پیرید امول)   

نحوه آماده سازی بیمار   

اولین مرحله از اسکن قلب همراه با آزمون ورزش انجام می شود. بدین ترتیب که ابتدا به اتاق تزریق هدایت می شوید. در آنجا یک آنژیوکت مناسب به ناحیه جلوی آرنج شما( معمولا دست چپ) نصب خواهد شد. این آنژیوکت جهت تزریق بعدی (که در انتهای مرحله ورزش بسرعت باید انجام شود) از قبل باید مستقر شده باشد. سپس تعداد 10 عدد برچسب (Chest Lead ) برای اتصال سیمها ی مربوط به دستگاه نوار قلب روی پوست سینه شما ، در اطراف ناحیه قلب نصب خواهد شد. برای آنکه اتصال به خوبی برقرار شود و نوار قلب شما عاری از اختلال باشد تراشیدن قبلی موهای ناحیه سینه و بالای شکم در مورد آقایان ضروری است.

در مرحله بعد به اتاق آزمون ورزش راهنمایی خواهید شد. در آنجا توسط پزشک متخصص قلب و عروق، پرسشهایی در مورد سابقه بیماری قلبی شما بعمل آمده و مورد معاینه قلب قرار خواهید گرفت. نبض، فشار خون و نوار قلب شما در آغاز و سپس در مراحل بعدی آزمون بطور مکرر اندازه گیری و ثبت می شوند. پس از معاینه قلب جهت آزمون ورزش بر روی دستگاه تردمیل قرار خواهید گرفت. این دستگاه بصورت یک صفحه لاستیکی متحرک و غلطانی است (شبیه چرخ نقاله) که بر روی آن ایستاده و جهت حفظ تعادل باید بر روی آن راه بروید.

هر3 دقیقه شیب نوار در حد2 درصد و سرعت حرکت آن حدود 1.2 کیلومتر در ساعت افزایش خواهد یافت.

لازم به ذکر است جهت رفاه بیشتر در حین ورزش، بهتر است لباس و کفشی راحت پوشیده و قبل از انجام آزمایش، فعالیت فیزیکی شدید انجام نداده باشید. همچنین لازم است از 3 ساعت قبل ناشتا بوده و سیگار نکشید. (چنانچه مبتلا به دیابت هستید 1 ساعت ناشتا بودن پس از صرف یک غذای سبک کافی است و نیازی به تغییر مقدار انسولین وجود ندارد). دیگر آنکه بعضی داروهای مداخله گر قلبی را که مانع از افزایش فعالیت قلب در حین ورزش می شوند(مانند پروپرانولول) در فاصله زمانی معین قبل از آزمون ورزش (تحت نظر پزشک معالج خود) قبلا باید قطع کرده باشید(این دارو ها قبلا در برگه آمادگی اسکن برای شما معرفی شده اند). بر اساس سن، حد معینی از ورزش و حداکثر ضربان قلب که باید به آن دست یابید پیش از شروع ورزش برای شما مشخص شده و آزمایش تا آن زمان ادامه خواهد یافت. بهترین و قابل اعتماد ترین نتیجه مربوط به زمانی است که به حداکثر فعالیت پیش بینی شده بدون بروز تغییر غیر طبیعی در وضعیت بالینی یا نوار قلب نایل شوید و این، حدودا به 12- 10 دقیقه ورزش و کمی شکیبایی نیاز دارد. معهذا در هر زمان که واقعا احساس کردید قادر به ادامه ورزش نیستید یا چنانچه دچار بعضی علائم بالینی نظیر درد سینه، تنگی نفس مفرط، سرگیجه و سردرد شدید و یا در صورتی که به هر دلیل دیگر خودتان مایل به ادامه ورزش نباشید با درخواست شما آزمایش فورا متوقف خواهد شد. در زمان دستیابی به حداکثر ضربان قلب تعیین شده، پرتو دارو(داروی مربوط به اسکن قلب) به درون آنژیوکت دست شما تزریق شده و یک دقیقه بعد دستگاه تردمیل بطور تدریجی از حرکت باز می ایستد.

تذکر دو نکته مهم   

1- آزمون ورزش: نگرانی بی مورد است   

باید تأکید نمود تمامی مراحل فوق تحت شرایط کنترل شده و آماده از هر نظر، توسط پزشک متخصص قلب و عروق و با دستیاری کارشناسان آموزش دیده پزشکی هسته ای ، با داروها و تجهیزات کافی به عمل می آیند. نوار قلب شما و همچنین نبض و فشار خونتان بطور پیوسته توسط دستگاه آزمون ورزش کنترل و ثبت می شوند. مطمئن باشید به محض کشف کوچک ترین تغییر غیر طبیعی در آنها، حتی پیش از بروز علائم بالینی، آزمایش با سیگنال های اعلام شده از دستگاه یا با نظر پزشک متخصص فورا متوقف خواهد شد و حداقل خطر شما را تهدید می کند. لذا نه دلیلی برای اضطراب و نگرانی هست و نه نیازی به آوردن شخص همراه به اتاق آزمون ورزش وجود دارد. در صورتی که آزمون ورزش برای شما واقعا خطر ناک باشد، یا از همان ابتدا توسط پزشک معالج شما درخواست نمی شود و یا در این مرکز آزمایش بصورت دیگری انجام می شود ( با جایگزین نمودن تزریق بعضی دارو های خاص بجای آزمون ورزش) . بطور کلی در مواقعی که بیمار به هر دلیل قادر به ورزش نباشد یا انجام ورزش برای وی غیر ضروری یا مضر تشخیص داده شود بجای آزمون ورزش، از تزریق بعضی از داروهای خاصاستفاده می شود. معروف ترین و رایج ترین این داروها، دی پیریدامول (پرزانتین) نام دارد. این دارو سرخرگهای کرونر قلب را گشاد کرده و خون رسانی به عضله قلب را چند برابر می کند. با تزریق این دارو مشابه اثرات فیزیولوژیک ورزش در قلب ایجاد خواهد شد بدون آنکه بیمار فعالیت جسمی قابل توجهی انجام داده باشد.

در خاتمه آزمون ورزش نیز تا مدتی تحت نظر بوده و مادامی که قلب شما به فعالیت عادی خود بازنگردد مرخص نخواهید شد.

2- تزریق داروی رادیواکتیو(پرتو دارو): خطری شما را تهدید نمی کند   

دارویی که در انتهای مرحله آزمون ورزش از طریق آنژیوکت به شما تزریق می شود یک ماده رادیواکتیو بی خطر و بدون ضرر است. این ماده معمولا تکنسیوم - 99m - میبی( 99m Tc- MIBI )، در مواردی تالیوم (201 TI ) و گاه بعضی داروهای دیگر نشاندار شده با تکنسیوم -m 99 می باشد. ترس مفرط از پرتو که در بعضی بیماران مشاهده می شود به هیچ وجه پایه علمی ندارد. ماده رادیو اکتیوی که در اینجا به مقدار ناچیز بکار می رود تنها حاوی پرتوگاماست و نقش یک ماده شبرنگ را در محیط تاریک و غیر قابل دسترس داخل بدن بازی می کند. به بیان دیگر ماده تزریقی از نوعی انتخاب شده که هیچگونه تابش آلفا یا بتا ندارد( چون انرژی و عوارض احتمالی یک ماده رادیواکتیو بیشتر معلول تابش ذرات آلفا و بتای آن می باشد). مانند یک واکسن که همه خصوصیات یک عامل بیماری زا را دارد به جز آنکه بسیار ضعیف شده و تنها واکنش ایمنی بدن را فعال می سازد. بنابر این پرتو دارویی که برای شما به مقدار بسیار اندک و با نیمه عمر بسیار کوتاه تجویز می شود فقط به عنوان یک ردیاب یا نشانه گر بی خطر به مدت چند ساعت در بدن شما باقی می ماند و از نظر تابش پرتو یا ترکیب شیمیایی هیچ ضرری برای شما نخواهد داشت و مطالعات گسترده و متعدد انجام شده در جهان گواه این مدعا هستند. شاید دانستن این امر برایتان جالب باشد که اساسا تابش های رادیو اکتیو بطور طبیعی نیز با مقادیر کمتر در محیط پیرامون ما وجود داشته و امروزه برای آنها اثرات مثبت و سازنده قائل هستند. لذا یکبار دیگر تأکید می شود میزان پرتوگیری بیماران در آزمایشهای پزشکی هسته ای معمولا اندک و در حد تصویر برداری رادیوگرافی یا بعضا حتی کمتر می باشد و دستورات حفاظتی خاصی که در زمینه پرتو به بیماران بعد از تصویربرداری های پزشکی داده می شوند جنبه احتیاطی داشته و عمدتا مربوط به خانم های باردار هستند.

مرحله نگاره برداری (اسکن ) قلب   

انجام نگاره برداری (اسکن ) قلب ، بلافاصله پس از آزمون ورزش امکانپذیر نیست. چون بعد از فعالیت ورزشی یا تزریق داروی دی پیریدامول فعالیت قلب و حرکات تنفسی افزایش یافته و نگاره برداری در این زمان سبب افت کیفی تصاویر خواهد شد. مضافا اینکه پرتوداروی تزریق شده در دقیقه پایانی آزمون ورزش، برای وضوح بیشتر قلب و به حداقل رسیدن جذب زمینه ای، به گذشت زمان کافی نیاز دارد. لذا پس از تزریق پرتودارو و پیش از شروع اسکن قلب، وجود یک تأخیر زمانی مناسب(در بعضی بیماران گاه تا 2 ساعت) ضروری است. در اتاق انتظار با نوشیدن شیر ضمن خارج شدن از حالت ناشتا و تجدید قوای از دست رفته، به خروج پرتوداروی اضافی از کبد و کیسه صفرا کمک خواهید نمود . چند لیوان آب و قدم زدن در اتاق انتظار نیز مفید خواهد بود( بخصوص در مورد بیمارانی که به آنها آمپول دی پیریدامول تزریق شده است). بیمارانی که قادر به نوشیدن شیر نیستند بهتر است قبلا مقداری خامه یا ماست پر چرب با خود همراه داشته باشند (البته مشروط بر بالا نبودن چربی خون).بعد از گذشت زمان مقتضی به اتاق به اتاق تصویربرداری فرا خوانده می شوید.

در آنجا با یاری کارشناس پزشکی هسته ای بر روی تخت خوابیده(معمولا در حالت طاقباز) و دستهای خود را جمع کرده بالای سر خود قرار می دهید(این کار باعث نزدیک شدن سطح دستگاه آشکار ساز به قلب و وضوح بیشترتصویر می شود).دستگاه تصویربرداری در پزشکی هسته ای که دستگاه گاماکمرا ( Gamma Camera ) نام دارد نوعی دستگاه آشکار ساز است که پرتوهای تابش شده از بدن بیمار(فوتون های گاما) را ابتدا به نور و سپس به الکتریسیته تبدیل کرده و نهایتا تصویر عضو مورد نظر را طی مراحلی دوباره سازی می کند. در اینجا درست برعکس تصویربرداری با روش رادیولوژی، این بیمار است که به دستگاه، پرتو تابش می کند و خود دستگاه تابشی به بیمار ندارد. تخت واقع شده در زیر دستگاه آشکار ساز که حالت باریک و ناودانی شکل دارد به گونه ای طراحی شده که بیمار در آن وضعیتی پایدار و بی حرکت داشته باشد. در این مرحله که حدود 20 دقیقه طول می کشد بدن باید در حالت بی حرکت قرار گیرد. جابجا شدن، تکان دادن دستها، سرفه کردن و حتی نفس عمیق کشیدن بخاطر جابجا کردن قلب در فضای سینه تصویر نهایی قلب را مخدوش کرده و سبب بروز خطاهای تشخیصی می شوند.

در حین تصویربرداری ، دستگاه آشکار ساز در یک مدار گردشی 180 درجه تقریبا به فاصله هر 5 درجه یک تصویر( به مدت 35 ثانیه) از قلب تهیه کرده و در طی این زمان مجموعا 32 تصویر از قلب در زوایای مختلف به دست خواهد آمد.

با اتمام تصویربرداری، مرحله اول آزمایش به پایان رسیده و در نوبت بعد برای انجام اسکن قلب در مرحله استراحت مجددا در زمان تعیین شده باید در این مکان حضور داشته باشید. بعد از مرحله اول اسکن(اسکن بعد از آزمون ورزش) می توان داروهای قلبی گذشته را تحت نظر پزشک معالج مجددا از سرگرفت(برای اسکن قلب در مرحله استراحت نیاز به قطع دارو وجود ندارد).

در صورت ابتلاء به یبوست، قبل از ترک محل حتما موضوع با کارشناس مربوطه در میان گذاشته شود تا به شما قرص ملین داده شود.

چرا که تخلیه روده ها قبل از انجام مرحله دوم اسکن( مرحله عادی یا استراحت) موجب ارتقاء کیفی تصاویر خواهد شد.

مرحله دوم اسکن قلب: اسکن در مرحله استراحت    (اسکن بدون ورزش)  برای انجام مرحله دوم اسکن( مرحله استراحت) نیز لازم است حداقل از 3 ساعت قبل از مراجعه ناشتا باشید( بخصوص از مصرف شیر، کره و مواد غذایی چرب و شکر پرهیز کنید). در بیماران مبتلا به دیابت قندی 1 ساعت ناشتا بودن کافی است . مرحله استراحت که معمولا با فاصله زمانی یک روز از مرحله قبل انجام می شود آسان تر و کوتاه تر از مرحله اولیه بوده و در این مرحله دیگر آزمون ورزش انجام نمی شود. ابتدا تزریق وریدی پرتودارو به عمل آمده و پس از یک تأخیر زمانی حدود 1 و گاه 2 ساعته (در بعضی بیماران که دارای متابولیسم آهسته کبدی هستند) مجددا تصویربرداری از قلب با همان شرایط قبلی تکرار خواهد شد.

گزارش اسکن   

با توجه به توضیحات فوق، پوشه گزارش اسکن که نهایتا تقدیم بیمار خواهد شد در واقع مجموعه ای است از نتیجه دو آزمایش مستقل:

1- گزارش آزمون ورزش، که توسط پزشک متخصص قلب و عروق تفسیر شده است و و ضعیت بالینی و نوار و فشار خون بیمار در مراحل مختلف آزمون در آن ثبت شده است. گزارش اسکن پرفیوژن میوکارد (اسکن قلب)، که توسط متخصصین پزشکی هسته ای تفسیر و امضاء شده است. در اینجا تصاویر رنگی قلب بر روی دو صفحه جداگانه چاپ شده اند. در صفحه اصلی ، تصاویر یا نگاره های متعدد قلب در قالب 3 ردیف دوتایی (ردیفهای بالا مربوط به مرحله ورزش و ردیفهای پایین مربوط به مرحله استراحت)، مجموعا در 6 ردیف مشاهده می شوند. این تصاویر حاصل بازسازی کامپیوتری 64 تصویر قبلی هستند که طی دو نوبت 20 دقیقه ای قبلا از زوایای مختلف از ناحیه قلب بیمار برداشته شده اند. این تکنیک پیشرفته اسکن که به روش توموگرافی یا برش نگاری کامپیوتری(SPECT) موسوم است سبب بازسازی یک تصویر سه بعدی از تعداد فراوانی تصویر دو بعدی می شود. کارشناس پزشکی هسته ایبا کمک کامپیوتر و با صرف دقت و زمان زیاد بعد از اتمام عملیات تصویربرداری و ترخیص بیمار، تصویر سه بعدی قلب را بازسازیکرده و سپس آنرا در امتداد سه محور مختلف فضایی (طولی افقی، طولی عمودی و عرضی) برشهای متعدد داده و خون رسانی به عضله قلب را در سطح و عمق این عضو در دو مرحله ورزش و استراحت بطور جداگانه به تصویر می کشد. در نماهای مربوطه، بطن چپ قلب به شکل دایره یا یک نعل اسب دیده می شود.

ضخامت هر برش در حد چند میلی متر است. به این ترتیب کوچکترین و پنهان ترین نقاط قلب نیز چنانچه دارای نقصی در خون رسانی (ایسکمی) باشند بطور ناقص و یا کمرنگ تر از حد طبیعی، خود را نشان خواهد داد (طیف رنگ بکار رفته در کنار هر یک از نماها مشخص شده است). در دومین برگه تصاویر قلب، حاصل جمع مجموعه تصاویر بدست آمده، در چهار طرح دایره ای شکل (دو عدد مربوط به مرحله ورزش و دو عدد دیگر مربوط به مرحله استراحت) منعکس شده است.در اینجا درصد خون رسانی به مناطق متعدد قلب بطور جداگانه محاسبه و ثبت گردیده است . این طرح نمایشی، اصطلاحا طرح چشم گاو (Bull's Eye ) نام دارد.

در صورت غیر طبیعی بودن نتیجه اسکن، پزشک معالج شما اقدامات بعدی را (با کمک آنژیوگرافی و غیره) به عمل خواهد آورد.

خلاصه 

اسکن قلب یکی از آزمایشهای دقیق قلب و عروق می باشد که طی دو مرحله ورزش و استراحت، کمیت و کیفیت خون رسانی به عضله قلب (سرخرگهای کرونر) را در زوایا و سطوح مختلف قلب بررسی می کند. در این نوع تصویربرداری مناطق با ضعف خون رسانی (مناطق مستعد آنفارکتوس ) شناسایی شده و امکان درمان بموقع و پیشگیری از حملات قلبی برای بیمار فراهم می آید. فایده دیگر اسکن قلب در افراد مسن و یا بیماران با سابقه قبلی آنفارکتوس ، تشخیص میزان بافت سالم و زنده باقیمانده (Viability) در عضله قلب است.

تردیدی نیست كه وظیفه اصلی پزشك، تشخیص و نتیجتا درمان بیماری‌هاست. تشخیص و درمان هر دو مهم هستند چرا كه درمان صحیح تنها بعد از تشخیص صحیح امكان‌پذیر است. ترقیات روزافزون علم پزشكی و توسعه شگرف تكنولوژی به پیدایش راه‌حل‌های جدید تشخیصی و درمانی منجر شده است كه یكی از آنها دانش نوپای پزشكی هسته‌ای است، دانشی كه هم در عرصه تشخیص و هم درمان تحولاتی بپا نموده است. امروزه با بهره‌گیری از ردیاب‌های رادیواكتیو، بسیاری از بیماری‌ها را می‌توان با دقتی بالا و سهولت زیاد (حداكثر به‌ وسیله یك تزریق ساده داخل وریدی) در ابتدایی‌ترین مراحل كشف كرد. تشخیص سریع آنفاركتوس‌های مغزی یا قلبی، آمبولی ریوی و عفونت استخوان كه از اورژانس‌های پزشكی بشمار می‌روند از جمله این موارد می‌باشند.

 با كمك رادیوایزوتوپ‌ها می‌توان محل خونریزی‌های حاد داخلی را با دقت ٥/٠ میلی‌لیتر در دقیقه شناسایی كرد. سطح خونی بعضی مواد یا دارو‌ها را با دقت در حد پیكوگرم تعیین نمود و یا در بعضی بیماران دارای مشكلات قلبی و آزمایش‌های به ظاهر طبیعی میزان احتمال وقوع آنفاركتوس قلب و حتی محل آن را پیش‌بینی كرده وامكان درمان بموقع آنان را فراهم آورد. در حال حاضر یكی از روش‌های سودمند تصویربرداری در پزشكی را تكنیك‌های پزشكی هسته‌ای تشكیل می‌دهند. در این گونه آزمایش‌ها ابتدا مقدار اندكی از یك ماده رادیواكتیو بی‌خطر (دارای حداقل انرژی و نیمه عمر كوتاه) برای بیمار تجویز شده و سپس طرح عضو یا سیستم خاصی از بدن تهیه می‌شود. طرح یا تصویر بدست آمده علاوه بر نمایش آناتومی، بیشتر ناظر بر عملكرد و فیزیولوژی عضو مربوطه است كه با كمك تجهیزات پیشرفته، درصد عملكرد را نیز می‌شود محاسبه كرد. همچنین با استفاده از تكنیك توموگرافی (SPECT) ، عضو مربوطه را در زوایا و در سطوح مختلف فضایی بدقت می‌توان مورد ارزیابی قرار داد.

ادامه نوشته

کشیش و پسر

کشیش و پسر............طنز کوتاه

کشيشى يک پسر نوجوان داشت و کم‌کم وقتش رسيده بود که فکرى در مورد شغل آينده‌اش بکند. پسر هم مثل تقريباً بقيه هم‌سن و سالانش واقعاً نمي‌دانست که چه چيزى از زندگى مي‌خواهد و ظاهراً خيلى هم اين موضوع برايش اهميت نداشت.

يک روز که پسر به مدرسه رفته بود، پدرش تصميم گرفت آزمايشى براى او ترتيب دهد.

به اتاق پسرش رفت و سه چيز را روى ميز او قرار داد:

يک کتاب مقدس،
يک سکه طلا
و يک بطرى مشروب .

کشيش پيش خود گفت : « من پشت در پنهان مي‌شوم تا پسرم از مدرسه برگردد و به اتاقش بيايد. آنگاه خواهم ديد کداميک از اين سه چيز را از روى ميز بر مي‌دارد. اگر کتاب مقدس را بردارد معنيش اين است که مثل خودم کشيش خواهد شد که اين خيلى عاليست. اگر سکه را بردارد يعنى دنبال کسب و کار خواهد رفت که آنهم بد نيست. امّا اگر بطرى مشروب را بردارد يعنى آدم دائم‌الخمر و به درد نخوري خواهد شد که جاى شرمسارى دارد.»


مدتى نگذشت که پسر از مدرسه بازگشت. در خانه را باز کرد و در حالى که سوت مي‌زد کاپشن و کفشش را به گوشه‌اى پرت کرد و يک راست راهى اتاقش شد. کيفش را روى تخت انداخت و در حالى که مي‌خواست از اتاق خارج شود چشمش به اشياء روى ميز افتاد. با کنجکاوى به ميز نزديک شد و آن‌ها را از نظر گذراند.

کارى که نهايتاً کرد اين بود که کتاب مقدس را برداشت و آن را زير بغل زد. سکه طلا را توى جيبش انداخت و در بطرى مشروب را باز کرد و يک جرعه بزرگ از آن خورد . . .

کشيش که از پشت در ناظر اين ماجرا بود زير لب گفت:

« خداى من! چه فاجعه بزرگي ! پسرم سياستمدار خواهد شد ! »

تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نياز

ستارگان راهنماي زندگي  

ز فکر تفرقه باز آی تا شوی مجموع
(( حافظ ))
آیا تاکنون به این موضوع فکر کرده اید که چرا ذره بین پارچه را

 می سوزاند. بسیار ساده است. ذره بین نور آفتاب را جذب می

کند و از طریق کانون خود آن را به یک نقطه منتقل می سازد

بنابراین اگر پارچه یا کاغذی را جلوی آن بگیرید, می سوزاند.

اما پنجره اتاق با وجود آنکه نور آفتاب را از خود عبور می دهد,

نمی تواند پارچه را بسوزاند. تفاوت در این است که شیشه قدرت

تمرکز ساختن انرژی بدست آمده را ندارد و نور آفتاب را به

همان طریقی که جذب کرده انتقال می دهد.


یکی از بیماری های رایج اجتماعی عارضه از این شاخه به آن

شاخه پریدن است. موفقیت و رسیدن به اهداف جز با تمرکز بر

خواسته ها ممکن نیست . اهداف و برنامه هایتان را ستاره

راهنمای زندگی خود قرار دهید و هر فعالیت و برنامه جدید را در

 چارچوب طرح بزرگ سرنوشت خود ارزیابی کنید. امروز

سرگرم کاری بودن و فردا به کاردیگری پرداختن فرد را هیچ گاه

 به جایی نمی رساند.
هر جا هستید باید با تمام وجود آنجا باشید.

یک کشور تقسیم شده در مقابل حمله های دشمن

مقاومت نخواهد کرد و یک انسان تقسیم شده نمی تواند

بطور شایسته ای با زندگی برخورد کند.


(( پائولوکوئیلو ))
منبع:قدرت تفكر مثبت
WWW.AZAMGOLI.MIHANBLOG.COM

اصول طراحی  بخش MRI

 اصول طراحی  بخش MRI
مقدمه
 امروزه با پيشرفت روز افزون تكنولوژي ساخت دستگاههاي ام آر آي  در بعضي از اين دستگاهها شدت ميدان مغناطيسي تا 60000 برابر شدت ميدان مغناطيسي كره زمين افزايش يافته است . اگرچه ميدان مغناطيسي خطراتي همچون پرتوهاي يونيزان مورد استفاده در رادريولوژي و سيتي اسكن را ندارد ولي حوادث زيادي از قبيل حوادث پرتابي اجسام فرومانيتيك ؛ سوختگي بر اثر سرماي زياد، نشت هليوم وبالا رفتن فشار درون اتاق ام آر آي ومحبوس شدن بيمار ويا كاربر وخفگي بعلت كمبود اكسيژن در اتاق ام آرآي از جمله خطراتي است كه جان بيمار و كاربران را تهديد ميكند. البته براي كاهش اين خطرات تمهيداتي از قبيل ايجاد اگزوز (دودكش) به فضاي بيرون جهت تخليه گازهاي متصاعد شده و يا استفاده از مواد غير فرومانيتيك  و ديگر روشهادر نظر گرفته ميشود ولي مهمترين آن محدود ساختن تردد در محيط دستگاه ام آر ميباشد .
در طراحی بخش MRI نکاتي كه باید در نظر گرفته شود عبارتنداز:
الف. نکات مربوط به کار صحیح سیستم ،
دستگاه ام آر آی دارای یک میدان مغناطیسی سه بعدی میباشد  چنانچه هر عاملی  که باعث برهم زدن یکنواختی این میدان مغناطیسی گردد  با  عث عدم کارکرد صحیح دستگاه مي شود مثلا  شیئ متحرک فلزی مانند اسانسور , تردد اتوموبیل و امثالهم نزدیک دستکاه قرار گیرد با بر هم زدن یکنواختی خطوط میدان مغناطیسی ، در تصاویر ایجاد نویز و اعوجاج مینماید .
ب. عدم ایجاد اثر منفی بر روی کارکرد لوازم ديگر
با توجه به اينكه دستگاه ام آر آي يك ميدان سه بعدي ايجاد مينمايد  چنانچه بعضي از دستگاههاي الكتريكي در محدوده خاصي از اين ميدان قرار گيرند در كاركرد آنها اختلال ايجاد ميگردد. ازجمله اين دستگاهها از تحريك كننده قلب(pacemaker) ميتوان نام برد كه ميدان مغناطيسي دستكاه ام آر  باعث اختلاك در عملكرد آن شده و ممكن است سلامت بيمار به خطر افتد.
در شكل زير حدود ميدان دستگاه ام آر آي و تاثير آن بر روي ديگر وسايل و دستگاهها به تصوير كشيده شده است .  




ج .رعایت نکات ایمنی افراد اعم از کارکنان ، بیماران و سایر مردم .

 رعایت نکات ایمنی شامل سه حیطه میباشد:
الف ) ایمنی کلینیکال ، ب ) ایمنی اپراتوری ، پ ) ایمنی امکانات ، ایمنی امکانات حلقه ضعیف ایمنی محسوب می شود. در رابطه با ایمنی امکانات نیز باید دو زیر گروه در نظر گرفت : 1 ) طراحی سایت 2 ) لوازم مختلف مورد استفاده از نظر قابلیت مغناطیسی .
طراحی سایت
با افزایش شدت میدان مغناطیسی و شیب فضایی میدان مغناطیسی احتمال بروز حوادث و سوانح مرتبط با MRI نیر افزایش می یابد. اولین اقدامی که برای کاهش این حوادث می توان انجام داد استفاده از اصول صحیح طراحی سایت است . هر چه دسترسی افراد به اتاق مگنت محدودتر و کنترل شده تر باشد این حوادث بیشتر قابل پیشگیری هستند. در حال حاضر بر اساس استاندارد American College of Rediology  چهار ناحیه یا zone  برای یک بخش در نظر گرفته شده و افراد مجاز به حضور در هر یک از این نواحی نیز مشخص شده اند به طوری که از رفت و آمد سایر افراد به آن ناحیه باید جلوگیری گردد.
در این مدل طراحی سایت ، ناحیه 1 یا zone I   محل رفت و آمد مردم عادی بوده و هیچ محدودیتی برای دسترسی افراد به آن ناحیه وجود ندارد. این ناحیه بطور کلی ناحیه خارج از بخش محسوب می گردد.
ناحیه 2 یا zpne II  حد فاصل بین ناحیه رفت و آمد عموم مردم ( ناحیه کنترل نشده 1 ) و ناحیه کنترل شده 3 و 4 ( zone III  و zoneIV ) است در این ناحیه بیمار پذیرش شده و اقدامات اولیه مربوط به بررسی نسخه و مدارک بیمار ، پر کردن فرمهای شرح حال و ارائه توضیحات اولیه مربوط به تصویر برداری انجام می شود . افراد وارد شده به این ناحیه باید تحت نظارت پرسنل MRI   باشند.
ناحیه 3 یا zone III   ناحیه تحت کنترلی که ورود افراد به ناحیه باید پس از غربالگری صورت پذیرد . در صورت عدم رعایت این نکته بعلت وجود میدان مغناطیسی ثابت و متغیر در محیط ، احتمال تداخل میدان با عملکرد لوازم و تجهیزات و بروز صدمه خفیف تا شدید و حتی مرگ وجود دارد و باید دسترسی عامه مردم به این ناحیه به شدت تحت کنترل قرار  داشته باشد. نکته مهم آن است که به علت سه بعدی بودن میدان مغناطیسی در اطراف دستگاه احتمال گسترش این ناحیه به سقف یا کف اتاق نیز وجود دارد و احتیاط و پیش بینی لازم باید در مورد طبقات بالا و پایین یک مرکز نیز در نظر گرفته شود.
پیشنهاد شده برای دسترسی به این ناحیه از لوازم و تجهیزات ایمنی مانند درهای قفل دار یا رمزدار استفاده شود و تنها پرسنل MRI   قادر به استفاده از قفل با رمز عبور بوده و حتی مدیریت بیمارستان یا مرکز درمانی و پزشکان که جزء پرسنل محسوب نمی شوند نیز بدون هماهنگی قادر به ورود به ناحیه 3 و 4 نباشند.
ناحیه 4 یا zone IV  این ناحیه مترادف است با اتاق MRI  طبق تعریف ، ناحیه 4 همیشه باید درون ناحیه 3 قرار داشته ورودی در ورود به این ناحیه برچسب نشان دهنده وجود میدان مغناطیسی و امواج رادیویی نصب شده باشد

لطفا به ادامه مطلب برويد.....

ادامه نوشته

بحرانهاي بزرگ وانسانهاي بزرگ

گرچه منزل بس خطرناک است و مقصد بس بعید


هیچ راهی نیست کان را نیست پایان غم مخور



(( حافظ ))



اشخاص را مانند (( چای کیسه ای )) درنظر بگیرید, تا آنهارا در

 آب داغ نیندازید متوجه جوهر وجود خود نمی شوند.




(( دان مک کنیون ))


بحران های بزرگ انسانهای بزرگ به وجود می آورند:




دختری مراکشی بود. پدری داشت که با نخ ریسی روزگار را می

گذراند. صنعت دست پدر رونق يا فت و پولی به هم زد و دخترش را

 به گردش در آبهای مدیترانه برد. کشتی در نزدیکیهای مصر به

کام طوفان افتاد. پدر جانش را از دست داد. دختر به ساحل افتاد.

در آنجا خانواده ای که حرفه شان نساجی بود اورا نزدخود بردند

و به او پارچه بافی یاد دادند. تا اینجا دخترازآخر و عاقبت خود

خیلی هم شاکر بود. اما این عاقبت به خیری خیلی هم طول

نکشید. چند سال بعد......


لطفا به ادامه مطلب برويد....


ادامه نوشته

ارزشمندترين چيزهاي زندگي

 ولادت رسول اكرم (ص) بر همگان مبارك باد

ارزشمندترين چيزهاي زندگي

ارزشمندترين چيزهاي زندگي معمولا ديده نميشوند ويا لمس نميگردند، بلکه دردل حس ميشوند .

پس از 21 سال زندگي مشترک همسرم از من خواست که با زن ديگري براي شام و سينما بيرون بروم.
زنم گفت که مرا دوست دارد ولي مطمئن است که اين زن هم مرا دوست دارد و از بيرون رفتن با من لذت خواهد برد .
آن زن مادرم بود که 19 سال پيش از اين بيوه شده بود ولي مشغله هاي زندگي و داشتن 3 بچه باعث شده بود که من فقط در موارد اتفاقي ونامنظم به او سر بزنم .
آن شب به او زنگ زدم تا براي سينما و شام بيرون برويم .
مادرم با نگراني پرسيد که مگر چه شده؟
او از آن دسته افرادي بود که يک تماس تلفني شبانه و يا يک دعوت غير منتظره را نشانه يک خبر بد ميدانست .
به او گفتم: بنظرم رسيد بسيار دلپذير خواهد بود که اگر ما دو امشب را با هم باشيم.
او پس از کمي تامل گفت که او نيز از اين ايده لذت خواهد برد .
آن جمعه پس از کار وقتي براي بردنش ميرفتم کمي عصبي بودم.
وقتي رسيدم ديدم که او هم کمي عصبي بود کتش را پوشيده بود و جلوي درب ايستاده بود، موهايش را جمع کرده بود و لباسي را پوشيده بود که در آخرين جشن سالگرد ازدواجش پوشيده بود.
با چهره اي روشن همچون فرشتگان به من لبخند زد .
وقتي سوار ماشين ميشد گفت که به دوستانش گفته امشب با پسرم براي گردش بيرون ميروم
و آنها خيلي تحت تاثير قرار گرفته اند و نميتوانند براي شنيدن ما وقع امشب منتظر بمانند .
ما به رستوراني رفتيم که هر چند لوکس نبود ولي بسيار راحت و دنج بود .
دستم را چنان گرفته بود که گوئي همسر رئيس جمهور بود.
پس از اينکه نشستيم به خواندن منوي رستوران مشغول شدم.
هنگام خواندن از بالاي منو نگاهي به چهره مادرم انداختم و ديدم با لبخندي حاکي از ياد آوري خاطرات گذشته به من مي نگرد، و به من گفت يادش مي آيد که وقتي من کوچک بودم و با هم به رستوران ميرفتيم او بود که منوي رستوران را ميخواند.
من هم در پاسخ گفتم که حالا وقتش رسده که تو استراحت کني و بگذاري که من اين لطف را در حق تو بکنم هنگام صرف شام مکالمه قابل قبولي داشتيم، هيچ چيز غير عادي بين ما رد و بدل نشد بلکه صحبتها پيرامون وقايع جاري بود و آنقدرحرف زديم که سينما را از دست داديم .
وقتي او را به خانه رساندم گفت که باز هم با من بيرون خواهد رفت به شرط اينکه او مرا دعوت کند و من هم قبول کردم .
وقتي به خانه برگشتم همسرم از من پرسيد که آيا شام بيرون با مادرم خوش گذشت؟
من هم در جواب گفتم خيلي بيشتر از آنچه که ميتوانستم تصور کنم .
چند روز بعد مادر م در اثر يک حمله قلبي شديد درگذشت و همه چيز بسيار سريعتر از آن واقع شد که بتوانم کاري کنم .
کمي بعد پاکتي حاوي کپي رسيدي از رستوراني که با مادرم در آن شب در آنجا غذا خورديم بدستم رسيد .
يادداشتي هم بدين مضمون بدان الصاق شده بود:
نميدانم که آيا در آنجا خواهم بود يا نه ولي هزينه را براي 2 نفر پرداخت کرده ام يکي براي تو و يکي براي همسرت.
و تو هرگز نخواهي فهميد که آنشب براي من چه مفهومي داشته است، دوستت دارم پسرم .
در آن هنگام بود که دريافتم چقدر اهميت دارد که بموقع به عزيزانمان بگوئيم که دوستشان داريم و زماني که شايسته آنهاست به آنها اختصاص دهيم.
هيچ چيز در زندگي مهمتر از خدا و خانواده نيست .
زماني که شايسته عزيزانتان است به آنها اختصاص دهيد زيرا هرگز نميتوان اين امور را به وقت ديگري واگذار نمود .
شما هم اين متن را مانند من براي همه کساني که والديني مسن دارند بفرستيد به يک کودک، بالغ و يا هرکس با والديني پا به سن گذاشته. امروز بهتر از ديروز و فرداست .

آنچه ميخواهيد در باره چكاب بدانيد


آنچه ميخواهيد در باره چكاب بدانيد

این مسئله در مورد بسیاری از بیماری‌ها صادق است. محققان می‌گویند: <اگر مردم آزمایش‌های غربالگری سرطان را انجام دهند، می‌توان از نیمی از مرگ‌های ناشی از سرطان جلوگیری كرد.> مطلب زیر به شما و خانواده‌تان كمك می‌كند، 14 آزمایش پزشكی را برای گروه‌های مختلف سنی بشناسید. این آزمایش‌ها به شما كمك می‌كنند بیماری‌های خاموشتان را زودتر بشناسید تا زودتر به دنبال درمان آنها باشید. البته فراموش نكنید كه آزمایش‌ها به تنهایی معمولا‌ كارایی ندارند و این پزشك است كه باید تشخیص دهد، انجام كدام آزمایش‌ها برای شما مفید است.

اندازه‌گیری فشارخون و میزان چربی و كلسترول چك كردن مرتب كلسترول خون می‌تواند در پیشگیری از بیماری قلبی، انواع سكته و مشكلات قلبی عروقی دیگر، به شما كمك كند. علاوه بر این، داشتن فشارخون مناسب خطر ابتلا به بیماری كلیوی را كم می‌كند. انجمن قلب آمریكا پیشنهاد می‌كند در سنین حول و حوش 20 سالگی چك فشارخون و سطح كلسترول بد و خوب خون و تری‌گلیسیرید را آغاز كنید و اگر میزان این موارد طبیعی بود، هر دو سال یك بار آزمایش‌ها را تكرار كنید. هر چند اگر در خانواده‌ای سابقه بیماری قلبی عروقی (مثل سكته قلبی)، چاقی بیش از حد یا دیابت و عوامل خطرساز دیگر وجود داشته باشد، بد نیست كه این چك كردن را از سنین 14 یا 15 سالگی شروع كنیم. چیزهایی كه باید درباره این آزمایش‌ها بدانید: اندازه‌گیری فشارخون با یك كار سریع و بدون درد و با یك وسیله به نام فشارسنج انجام می‌شود. این وسیله یك بازوبند پلاستیكی دارد كه دور بازوی شما بسته می‌شود و سپس پزشك آن را باد می‌كند. با خالی كردن آرام‌آرام بازوبند، دو عدد از روی عقربه دستگاه خوانده می‌شود كه نشان‌دهنده فشارخون شماست. فشارخون 12 روی 8 یا كمی پایین‌تر از این دو عدد، طبیعی است. بهتر است نیم ساعت قبل از اندازه‌گیری فشارخون، غذا نخورده و دارویی كه فشارخون را بالا می‌برد (مثل بعضی از انواع آنتی‌هیستامین‌ها) مصرف نكرده باشید و ورزش یا فعالیت بیش از حد هم نداشته باشید. اندازه‌گیری چربی و كلسترول خون هم با یك آزمایش خون ساده انجام می‌شود. قبل از انجام این آزمایش باید 12 ساعت ناشتا بوده باشید. انجمن قلب آمریكا پیشنهاد می‌كند كه برای كاهش خطر حمله قلبی بهتر است میزان كلسترول بد خون یا ال.دی.ال برابر 100 یا كمتر و میزان كلسترول خوب خون یا اچ.دی.ال برابر 40 یا بیشتر باشد.

دهه بیست و سی معاینه سینه ها

هر خانم بالای 20 سال باید بتواند معاینه شخصی پستان را انجام دهد. برای معاینه شخصی سینه‌ها، بهترین زمان بلافاصله پس از پایان قاعدگی است. به یاد داشته باشید كه معاینه شخصی سینه‌ها را هر ماه، در روز معینی انجام دهید. مثلا اولین روز پس از پایان قاعدگی. معاینه شخصی سینه‌ها در هر ماه به شما كمك می‌كند تا با شكل و قوام (احساس لمس) طبیعی سینه‌هایتان آشنا شوید و به سادگی بتوانید هر نوع تغییری را در آنها به زودی پیدا كنید. برای این كار ابتدا در آینه به سینه‌های خود نگاه كنیدو توجه كنید كه هرگونه تغییر احتمالی را در اندازه‌ یا شكل سینه‌ها، تغییر در نوك سینه‌ها (مثلا فروفتگی نوك سینه) یا فرورفتگی‌های پوستی را پیدا كنید. سپس در حالی كه دراز كشیده و دست راست‌تان را بالا برده و زیر سرتان قرار داده‌اید، با دست چپ سینه راست خود را معاینه كنید. نحوه معاینه به این صورت است كه با نوك انگشتان، از نوك‌سینه شروع كرده و با فشار ملایم و حركت دایره‌ای، سینه خود را لمس كنید. این دایره‌ها به تدریج بزرگ‌تر می‌شوند و به این ترتیب شما از مركز سینه شروع كرده و كل آن را معاینه می‌كنید. این كار را برای زیربغل هم انجام دهید. سپس سمت مقابل را به همین صورت معاینه كنید. می‌توانید این معاینه را در حالت ایستاده و با بالا بردن و پشت‌سر قرار دادن دست‌تان نیز انجام دهید. یكی از راه‌های دیگر معاینه، حالت ایستاده در حمام و استفاده از كف صابون برای لمس بدون درد است. در صورت پیدا كردن هر نكته غیرطبیعی (حالتی كه قبلا وجود نداشته) به‌ویژه توده یا ترشح از سینه‌تان به پزشك مراجعه كنید. از سن 20‌سالگی، مراجعه به پزشك برای معاینه سینه‌ها باید شروع شود و تا سن 40 سالگی هر3 سال یك بار تكرار شود. البته برخی از پزشكان معتقدند كه تكرار سالیانه آن بهتر است. تست پاپ‌اسمیر سرطان گردن رحم یكی از تهدیدهای در كمین خانم‌هاست. اما نكته مهم این است كه این سرطان ناگهانی شروع نمی‌شود و قبل از سرطانی شدن، تغییراتی در گردن رحم اتفاق می‌افتد كه با پاپ‌اسمیر می‌توان آنها را كشف و از وقوع سرطان پیشگیری كرد. جامعه جراحان آمریكا از تمام زنان بالای 21 سال یا حتی زنانی كه زیر 21 سال سن دارند ولی 3 سال ازدواجشان می‌گذرد، می‌خواهد كه تا رسیدن به سن 30سالگی، سالی یك‌بار آزمایش پاپ‌اسمیر بدهند. پس از 30 سالگی، زنانی كه 3 تست متوالی آنها طبیعی بوده باشد، می‌توانند هر دو یا 3 سال یك‌بار آزمایش پاپ‌اسمیر بدهند. البته برخی از پزشكان متخصص سرطان و پیشگیری از آن معتقدند زنان بالای 30‌سال بهتر است درباره دادن همزمان آزمایش پاپ‌اسمیر و آزمایش نوعی ویروس به نام اچ.پی.وی - كه با سرطان گردن رحم در ارتباط است - با پزشك خود مشورت كنند. در صورتی كه این دو تست منفی باشند، تا3 سال نیازی به تكرار آزمایش نیست و بعد از آن می‌توان هر3 سال یك‌بار آزمایش كرد. آنچه لازم است درباره این تست بدانید: پزشك ناحیه تناسلی را باز می‌كند و با چیزی شبیه گوش‌پاك‌كن تعدادی از سلول‌های سطحی گردن رحم را برمی‌دارد. این نمونه بعدا به آزمایشگاه فرستاده و بر روی آن مطالعه می‌شود. برای انجام این آزمایش باید از 48 ساعت قبل حمام نرفته و از كرم‌های واژینال استفاده نكرده باشید. همچنین 24 ساعت قبل از آن نباید با همسر خود ارتباط داشته باشید.

لطفا به ادامه مطلب برويد.......

 

ادامه نوشته

پند هاي  زندگي

سخن قابل شنيدن

روزی فیلسوف بزرگی که ازآشنایان سقراط بود،باهیجان نزد او آمد و گفت: سقراط میدانی راجع به یکی ازشاگردانت چه شنیده ام؟ سقراط پاسخ داد:لحظه ای صبرکن، قبل ازاینکه به من چیزی بگویی ازتومی خواهم . آزمون کوچکی راکه نامش سه پرسش است پاسخ دهی. مردپرسید:سه پرسش؟

سقراط گفت:بله درست است.
قبل ازاینکه راجع به شاگردم بامن صحبت کنی،لحظه ای آنچه راکه قصدگفتنش راداری امتحان کنیم.

اولین پرسش :
کاملا مطمئنی که آنچه راکه می خواهی به من بگویی حقیقت دارد؟

مردجواب داد:نه،فقط درموردش شنیده ام.
سقراط گفت:بسیارخوب،پس واقعا نمیدانی که خبردرست است یا نادرست.

پرسش دوم :
آنچه راکه درمورد شاگردم می خواهی به من بگویی خبرخوبی است؟

مردپاسخ داد:نه ، برعکس…
سقراط ادامه داد:پس می خواهی خبری بد درمورد شاگردم که حتی درموردآن مطمئن هم نیستی بگویی؟
مردکمی دستپاچه شد و شانه بالا انداخت.
سقراط ادامه داد:
و اما پرسش سوم :
آن چه راکه می خواهی درمورد شاگردم به من بگویی، برایم سودمند است؟

مردپاسخ داد: نه،واقعا…
سقراط نتیجه گیری کرد:اگرمی خواهی به من چیزی رابگویی که نه حقیقت دارد و نه خوب است ونه حتی سودمند است ،پس چرا اصلا آن را به من می گویی؟

نتيجه اخلاقي: خيلي از سخنان ،  واقعا ارزش شنيدن ندارند. خيلي از مطالب ارزش خواندن ندارند ،  وخيلي چيزهاي ديگر ..... كه حتي ارزش فكر كردن هم ندارند

 فرصتهاي زندگي

مرد جواني در آرزوي ازدواج با دختر زيباروي كشاورزي بود. به نزد كشاورز رفت تا از او اجازه بگيره. كشاورز براندازش كرد و گفت: پسر جان، برو در آن قطعه زمين بايست. من سه گاو نر را يك به يك آزاد ميكنم، اگر توانستي دم یکی  از اين سه گاو را بگيري، مي تواني با دخترم ازدواج كني.

مرد جوان در مرتع، به انتظار اولين گاو ايستاد. در طويله باز شد و بزرگترين و خشمگين‌ترين گاوي كه تو عمرش ديده بود به بيرون دويد. فكر كرد يكي از گاوهاي بعدي، گزينه ي بهتري باشه، پس به كناري دويد و گذاشت گاو از مرتع بگذره و از در پشتي خارج بشه. دوباره در طويله باز شد. باورنكردني بود! در تمام عمرش چيزي به اين بزرگي و درندگي نديده بود. با سُم به زمين ميكوبيد، خرخر ميكرد و وقتي او رو ديد،  گاو بعدي هر چيزي هم كه باشه، بايد از اين بهتر باشه. به سمتِ حصارها دويد و گذاشت گاو از مرتع عبور كنه و از در پشتي خارج بشه. براي بار سوم در طويله بار شد. لبخند بر لبان مرد جوان ظاهر شد. اين ضعيف ترين، كوچك ترين و لاغرترين گاوي بود كه تو عمرش ديده بود. در جاي مناسب قرار گرفت و درست به موقع بر روي گاو پريد. دستش رو دراز كرد… اما گاو دم نداشت!..

 نتيجه اخلاقي: زندگي پر از فرصت هاي دست يافتنيه… بشرطي كه اجازه نديم بسادگي از كنارمون رد بشن!!
دوست داشتن دروغين

رووان از کیت خواستگاری کرد. و برای او توضیح داد که مادرش در سانحه رانندگی درگذشته است. و با پدرش زندگی می کند.
کیت به رووان گفت: می خواهم فقط با تو زندگی کنم! اصلا تحمل زندگی و نگهداری از پدرت را ندارم!
رووان دو روز بعد پدر خود را به خانه سالمندان برد! سپس با اشتیاق موضوع را به کیت تعریف کرد. و از او خواست دیگر بهانه ای برای ازدواج نداشته باشد.
اما کیت گفت: من با تو ازدواج نخواهم کرد!
رووان دلیل این تغییر عقیده را پرسید و کیت با خونسردی پاسخ داد: واضح است. تو با یک در خواست کوچک، پدر عزیزت را از خانه اخراج نمودی! پس وای به حال من!

نتيجه اخلاقي:  دوست داشتن  واقعي يعني دوست داشتن كساني  هم كه  براي عزيزانمان عزيزند .ادعاي دوست داشتن كسي بدون دوست داشتن نزديكانش دروغي بيش نيست.

تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نياز

راديوبيولوژي (radiobiology) چيست؟

راديوبيولوژي (radiobiology) چيست؟

مقدمه
گسترش علم و تکنولوژی ، همراه با گسترش کاربرد اشعه‌های یونیزان و استفاده همه جانبه از اشعه‌های یونیزان در پزشکی جهت امور تشخیصی ، درمانی و تحقیقی امری اجتناب ناپذیر است و البته نه تنها این امر اجتناب ناپذیر است، بلکه استفاده از این پدیده هر روز ، رو به گسترش است. از طرف دیگر زیانبار بودن اشعه‌های یونیزان برای موجودات زنده و انسان امری اثبات شده می‌باشد.
 

لذا از یک طرف استفاده از این پدیده در امر بهبود زندگی و سلامت جامعه ضروری است و از طرف دیگر زیانبار بودن آن برای سلامت جامعه امری بدیهی می‌باشد. جوابی که در رفع این تناقص می‌توان ارائه نمود، استفاده کنترل شده و مطابق مقررات حفاظتی می‌باشد که در نتیجه در پرتو رعایت این مقررات می‌توان از این پدیده در جهت گسترش سلامت در جامعه و پیشگیری از گسترش زیانهای آن سود برد.

تعريف راديو بيولوژي

 كلمه راديوبيولوژي از سه بخش تشكيل شده است radioبه معني پرتو يا تشعشع bio سلول يا موجود زنده logy يعني شناخت  بطور خلاصه معني راديوبيولوژي يعني بررسي اثرات پرتوها بر بافت زنده .  وبه بيان ديگر به بخشی از علم پزشکی که اثرات اشعه و يا پرتوهاي يونيزان روی زندگی انسانی یا بافتهای حیوانی و يا بطور كلي سيستمهاي بيولوژيك را بررسی می‌نماید، رادیوبیولوژی گویند


تا ريخچه

به جرات ميتوان گفت كه تاريخچه راديو بيولوژي و علم راديولوژي هردوبه كشف اشعه ايكس در 23 دسامبر 1895  توسط  ويلهلم كنراد رنتگن برميگردد. بطوريكه در سال 1896 تنها كمتر از يك سال  بعداز كشف اشعه ايكس اولین اثر بیولوژیکی اشعه ایکس شامل « سوختن » پوست ، ریزش مو و تحریک چشم گزارش شد.

  5 سال بعد يعني در سال 1902 اولين  گزارش سرطان در موضع زخم ناشی از اشعه ایکس به وسیله فری بن اعلام گرديد .
درسالها ي بعد تعداد گزارشات مبني بر ايجاد انواع سرطانها  افزايش يافت وزنگ خطر استفاده  بدون رعايت اصول ايمني از پرتوهاي يونيزان  به صدا در آمد  وباعث شد كه در راستاي پيشرفت روز افزون استفاده از پرتوها در بخشهاي مختلف پزشكي  تحقيقات گسترده اي بر روي اثرات نا خواسته پرتوها بر روي سلول و بافتهاي زنده صورت گيرد  و اين مطالعه مكانيسمهاي اثر تشعشعات بر سيستمهاي زنده بصورت بخشي بنام راديوبيولوژي پايه گذاري گرديد . كه هر روز درحال پيشرفت بوده  بطوريكه بسياري از علوم پايه ديگر وحتي بعضي از مسايل اخلاق وسياست  را در گير اين بخش نمود .
رادیوبیولوژی یک علم چند موضوعی است که ابتدا از فیزیک شروع شده، به اکولوژی و همچنین بررسی قواعد تابش و  وحتي علم اخلاق  هم مربوط می‌شود.

لطفا به ادامه مطلب برويد ....

ادامه نوشته

مقابله با حمله قلبي در تنهايي



چگونه وقتی تنها هستیم از یک حمله قلبی جان سالم به در ببریم

فرض کنید ساعت 6:15 بعد از ظهر است و شما بعد از یک روز کاری سخت غیر معمول به خانه تان بر می گردید (البته به تنهایی). شما به شدت خسته و غمگین هستید. ناگهان یک درد شدید در ناحیه سینه خود احساس می کنید که به طرف بازو و نیز به آرواره  شما زبانه می کشد. فاصله خانه شما تا نزدیک ترین بیمارستان فقط 5 مایل (حدود 8 کیلومتر) است. متاسفانه، نمیدانید که آیا می توانید تا رسیدن به بیمارستان تحمل کنید یا نه.. شما آموزش کمک های اولیه (CPR) را بلدید، اما نمی دانید چگونه این کمک ها را روی خودتان انجام دهید.

 متا سفانه بسیاری از مردم، زمانی که با حمله قلبی مواجه می شوند، تنها و بدون کمک هستند. شخصی که ضربان قلب او نا منظم است و کسی که شروع به احساس ضعف می کند،   تنها حدود 10 ثانیه پیش از از دست دادن هوشیاریش وقت دارد تا براي نجات زندگيش تلاش كند.

  این قربانیان می توانند با سرفه های مکرر و شدید به خود کمک کنند. پیش از هر سرفه باید نفس عمیق كشيده، و سرفه باید عمیق و کش دار باشد و خلط سینه را از عمق سینه ایجاد کند. توالی یک نفس و یک سرفه  باید حدودا هر 2 ثانیه یکبار بدون توقف تکرار شود تا کمک برسد و یا ضربان قلب دوباره به حالت عادی باز گردد.

نفس های عمیق اکسیژن را به داخل شش ها می کشد و حرکت های سرفه موجب فشار به قلب و تداوم جریان گردش خون توسط آن می شود. همچنین این فشار فشرده کننده روی قلب موجب بازیابی ریتم نرمال ضربان آن می شود.  بدین طریق،   شخص ميتوانند  عمليات ماساژ قلبي را براي خود   تا رسیدن  كمك  ويا  رفتن به بیمارستان ،حیات خود را حفظ کنند.

این مطلب را به بیشترین تعداد افرادی که می توانید ارسال کنید. ممکن است نجات بخش زندگی آنها باشید

لبخند خداوند

 نامه اي از خدا

من خدا  هستم. امروز من همه مشکلات را اداره ميکنم. لطفا به خاطر داشته باش که من به کمک تو نياز ندارم.اگردر زندگي وضعيتي برايت پيش آيد که قادر به اراده کردن آن نيستي براي رفع کردن آن تلاش نکن. آن را در صندوق (چيزي براي خدا تا انجام دهد) بگذار. همه چيز انجام خواهد شد ولي در زمان مورد نظر من نه تو

وقتي که مطلبي را در صندوق من گذاشتي همواره با اضطراب دنبال (پيگيري ) نکن. در عوض روي تمام چيزهاي عالي و شگفت انگيزي که الان در زندگي ات وجود دارد تمرکز کن. نا اميد نشو.

ممکنه غصه زود گذر بودن تعطيلات آخر هفته را بخوري به زني فکر کن که با تنگدستي وحشتناک روزي دوازده ساعت هفت روز هفته را کار مي کند تا فقط شکم فرزندانش را سير کند


وقتي روابط عاشقانه ي معشوقت رو به تيرگي و بدي ميگذرد و دچار ياس ميشوي به انساني فکر کن که هرگز طعم دوست داشتن و مورد محبت واقع شدن را نچشيده است
وقتي ماشينت خراب ميشود و تو مجبور مي شوي براي يافتن کمک کيلومتر ها پياده بروي به معلولي فکر کن که دوست دارد فقط يکبار فرصت راه رفتن داشته باشد.
ممکنه احساس بيهودگي کني و فکر کني که اصلا براي چي زندگي مي کني و بپرسي هدف من چيست؟ شکر گذار باش . در اينجا کساني هستند که عمرشان آنقدر کوتاه بوده که فرصت کافي براي زندگي نداشته اند.
وقتي متوجه موهات که تازه خواکستري شده در آيينه ميشوي به بيمار سرطاني فکر کن که آرزو دارد مويي داشته تا به آن رسيدگي کند.


هميشه همه جا سپاسگوي صاحب آسمان و زمين باش و بدان تقويمي که ورق مي خورد به تقدير او بوده و فرياد و داد بر اين تقدير نداشته باش.

برگرفته از وبلاگ لبخند خداوند

شب کریسمس و پسر پا برهنه

شب کریسمس بود و هوا، سرد و برفی.
پسرک، در حالی‌که پاهای برهنه‌اش را روی برف چابه‌جا می‌کرد تا شاید سرمای برف‌های کف پیاده‌رو کم‌تر آزارش بدهد، صورتش را چسبانده بود به شیشه سرد فروشگاه و به داخل نگاه می‌کرد.

 در نگاهش چیزی موج می‌زد، انگاری که با نگاهش نداشته‌هاش را از خدا طلب می‌کرد، انگاری با چشم‌هاش آرزو می‌کرد.

خانمی که قصد ورود به فروشگاه را داشت، کمی مکث کرد و نگاهی به پسرک که محو تماشا بود انداخت و بعد رفت داخل فروشگاه. چند دقیقه بعد، در حالی‌که یک جفت کفش در دستانش بود بیرون آمد.
- آهای، آقا پسر!
پسرک برگشت و به سمت خانم رفت. چشمانش برق می‌زد وقتی آن خانم، کفش‌ها را به ‌او داد.پسرک با چشم‌های خوشحالش و با صدای لرزان پرسید:
- شما خدا هستید؟
- نه پسرم، من تنها یکی از بندگان خدا هستم!
- آها، می‌دانستم که با خدا نسبتی دارید!

 خوشبخت ترين فرد كسي است كه بيش از همه سعي كند ديگران را خوشبخت سازد..

اشو زرتشت