سونوگرافي چيست؟

سونوگرافي (Ultrasound) چيست؟





کلمه سونوگرافي از كلمه لاتين sound به معني صوت و نيز graphic به معني شکل و ترسيم گرفته شده به سونوگرافي اصطلاح ultrasound نيز گفته ميشود كه ultra به معني ماورا و sound به معني صوت يا صدا ميباشد.

 پس ميتوان گفت كه سونوگرافي يعني تصوير برداري بوسيله امواج فرا صوتي(امواجي كه فركانس آنها بالاتر از آستانه شنوايي ما يعني بيش از 20000 هرتز ميباشند).  هنگاميكه در كوهستان فرياد ميزنيم پس از چند ثانيه صدا پس از برخورد با صخره ها منعكس شده و دوباره با شدتي كمتر تكرار ميگردد. خفاشها  سيستم بينايي ندارند و تنها از طريق ارسال امواج فراصوت و دريافت انعكاسات برگشتي ازموانع روبرويشان جهت حركت و حتي نوع موانع را تشخيص داده و بسوي مواد غذايي پرواز مينمايند . بطور خلاصه ميتوان گفت كه اساس سونو گرافي  دراين خاصيت انعكاس امواج صوتي نهفته است .بوسيله دستگاه سونوگرافي امواج فراصوت به بدن بيمار تابيده ميشود . انعكاسات آن دريافت گرديده و طي پروسه پيچيده رياضي ونرم افزاري ايجاد تصوير مينمايد .


تاريخچه امواج فراصوت
در سال 1876 ميلادي ، فرانسيس گالتون براي اولين بار پي بوجود امواج فراصوت برد. در زمان جنگ جهاني اول کشور انگلستان براي کمک به جلوگيري از غرق شدن غم ‌انگيز کشتي‌هايش توسط زيردرياييهاي کشور آلمان در اقيانوس آتلانتيک شمالي دستگاه کشف کننده زيردريايي‌ها به کمک امواج صوتي به نام Sonar ابداع کرد. اين دستگاه امواج فراصوت توليد مي‌کرد که در پيد اکردن مسير کشتيها استفاده مي‌شد. اين تکنيک در زمان جنگ جهاني دوم تکميل گرديد و بعدها بطور گسترده‌اي در صنعت اين کشور براي آشکار سازي شکافها در فلزات و ساير موارد مورد استفاده قرار مي‌گرفت. از کاربرد بخصوصي که انعکاس صوت در جنگ و صنعت داشت Sonar به علم پزشکي وارد شد و تبديل به يک وسيله تشخيصي بزرگ در علم پزشکي گرديد.

بقيه مطلب را در ادامه بخوانيد


ادامه نوشته

رفتار پليس

 رفتار  بعضي از پلیس ها دربعضي از كشورها

امریکا: شما خلاف می کنید.پلیس شما را دستگیر میکند.احیاناً آن وسط مقادیری مشت و لگد توسط افسر پلیس دریافت میدارید. یک نفر از این صحنه فیلم میگیرید و در اینترنت پخش می کند. صحنه ضرب و شتم شما از 222 کانال خبری و سیاسی پخش می شود. پلیس رسوا می شود.پلیس از مردم امریکا عذرخواهی می کند.پلیس 15 میلیون دلار به شما غرامت می دهد.شما نیز به خاطر جرمی که مرتکب شده اید مجازات می شوید.

 

ایتالیا: شما خلاف می کنید. پلیس شما را دستگیر می کند. شما به پلیس رشوه می دهید. شما آزاد می شوید!

 

فرانسه:شما خلاف می کنید اما پلیس شما را دستگیر نمی کند چون فعلاً به خاطر حقوق پایینش در حال اعتصاب است.

 

انگلیس:شما خلاف می کنید و پلیس یک مسلمان سیاه پوست عرب را به جای شما دستگیر می کند.

 

آلمان:شما خلاف می کنید و سگ های پلیس ردتان را پیدا می کنند و شما را دستگیر می کنند.

 

سوئیس: شما خلاف نمی کنید .پس نیازی به حضور پلیس نیست.

 

عراق:شما خلاف می کنید.پلیس شما را دستگیر می کند.در حین دستگیر شدن بمبی که در جورابتان جا سازی کرده اید منفجر می کنید و به همراه پلیس می میرید.

 

چین:شما خلاف می کنید.شما اعدام می شوید!

 

امارات:شما حال و حوصله خلاف ندارید و به جایش با همراهی پلیس ،از کشور های همجوار دختر وارد می کنید!

 

هندوستان:شما خلاف می کنید.پلیس شما را دستگیر می کند و شما عاشق دختر رییس پلیس می شوید و توسط اون دختر از زندان فرار می کنید و در حالیکه دو تایی آواز میخوانید و دور درخت می چرخید و روسری دورگردن معشوقه تان می پیچید و هی دستش را می گیرید و می کشید و ول میکنید به دوردست ها فرار می کنید.

 

هلند: از آنجا که همه کار های خلاف در این کشور خلاف محسوب نمی شوند بنابراین شما خواهر و مادر تان را هم که به یکدیگر پیوند بزنید باز هم خلاف محسوب نمی شود و پلیس دستگیرتان نمی کند!

 

روسیه:شما خلاف می کنید اما قبل از آنکه توسط پلیس دستگیر شوید توسط گروه های رقیب کشته می شوید.

 

یک کشور آسیایی که اسمشو نمیاریم: شما خلافی نمی کنید اما پلیس شما را دستگیر می کند.شما ناپدید می شوید.یک هفته می گذرد و خبری از شما نمیشود.دو هفته میگذرد و کسی خبری از شما ندارد.پلیس دستگیری شما را تکذیب می کند.اداره قضاوت نسبت به وجود شما ابراز بی اطلاعی می کند.بیمارستان ها و زندان ها و پزشکی قانونی هم از شما خبری ندارند.در پایان هفته سوم یک سایت محارب و معاند و فتنه گر و برانداز و اغتشاش گر و حرمت شکن مکان دقیق دستگیری ، همراه با فیلم ضرب و شتم تان را پخش می کند. پلیس از طریق 222 کانال خبری و سیاسی این اتفاق را تکذیب می کند و فیلمبردار این صحنه را تحت تعقیب قرار می دهد! شما هم بالاخره یه بلایی سرتان می آید. نگران نباشید...!

كي ميتونه يك مرد پيدا كنه


شکل خدايي

شکل خدايي


لاينل واترمن داستان آهنگري را مي گويد که پس از گذراندن جواني پر شر و شور تصميم گرفت روحش را وقف خدا کند سالها با علاقه کار کرد به ديگران نيکي کرد اما با تمام پرهيزگاري در زندگيش چيزي درست به نظر نمي آمد حتي مشکلاتش به شدت بيشتر مي شدند.
 
يک روز عصر دوستي که به ديدنش آمده بود و از وضعيت دشوارش مطلع شد گفت واقعا عجيب است درست بعد از اينکه تصميم گرفتي مردي باخدا شوي زندگيت بدتر شده نمي خواهم ايمانت را ضعيف کنم اما با وجود تمام تلاشهايت در مسير روحاني هيچ چيز بهتر نشده ! آهنگر بلافاصله پاسخ نداد او هم بارها همين فکر را کرده بود و نمي فهميد چه بر زندگيش آمده است .


اما نمي خواست دوستش را بدون پاسخ بگذارد روزها به اين موضوع فکر کرد تا بالاخره جوابش را يافت روز بعد که دوستش به ديدنش آمده بود گفت : در اين کارگاه فولاد خام برايم مي آورند و بايد از آن شمشير بسازم مي داني چطور اين کار را مي کنم ؟ اول تکه اي از فولاد را به اندازه جهنم حرارت مي دهم تا سرخ شود بعد با بيرحمي سنگينترين پتک را بر مي دارم و پشت سرهم بر آن ضربه مي زنم تا اينکه فولاد شکلي را بگيرد که مي خواهم بعد آن را در ظرف آب سرد فرو مي کنم تا جاييکه تمام اين کارگاه را بخار آب فرا مي گيرد فولاد به خاطر اين تغيير ناگهاني دما ناله مي کند و رنج مي برد بايد اين کار را آنقدر تکرار کنم تا به شمشير مورد نظرم دست پيدا کنم " يک بار کافي نيست "آهنگر مدتي سکوت کرد سپس ادامه داد " گاهي فولادي که به دستم مي رسد اين عمليات را تاب نمي آورد حرارت پتک سنگين و آ ب سرد تمامش را ترک مي اندازد مي دانم که از اين فولاد هرگز شمشير مناسبي در نخواهد آمد "


آنگاه مکثي کرد و ادامه داد " مي دانم که خدا دارد مرا در آتش رنج فرو مي برد ضربات پتکي را که بر زندگي من وارد کرده پذيرفته ام و گاهي به شدت احساس سرما مي کنم انگار فولادي باشم که از آبديده شدن رنج مي برد .


اما تنها چيزي که مي خواهم اين است : " خداي من از کارت دست نکش تا شکلي را که تو مي خواهي به خود گيرم با هر روشي که مي پسندي ادامه بده هر مدت که لازم است ادامه بده اما هرگز مرا به کوه فولادهاي بيفايده پرتاب نکن "

منبع عصر ايران

عبور از پل هاي زندگي

عبور از پل هاي زندگي

گروه اينترنتي پرشين استار | www.Persian-Star.org 

سال هاي سال بود كه دو برادر در مزرعه اي که از پدرشان به ارث رسيده بود با هم زندگي ميکردند. يک روز به خاطر يک سوء تفاهم کوچک، با هم جرو بحث کردند. پس از چند هفته سکوت، اختلاف آنها زياد شد و كار به جايي رسيد كه از هم جدا شدند.
از دست بر قضا يک روز صبح در خانه برادر بزرگ تر به صدا درآمد. وقتي در را باز کرد، مرد نجـاري را ديد. نجـار گفت: من چند روزي است که دنبال کار مي گردم، فکرکردم شايد شما کمي خرده کاري در خانه و مزرعه داشته باشيد، آيا امکان دارد که کمکتان کنم؟
برادر بزرگ تر جواب داد : بله، اتفاقاً من يک مقدار کار دارم. به آن نهر در وسط مزرعه نگاه کن، آن همسايه در حقيقت برادر کوچک تر من است. او هفته گذشته چند نفر را استخدام کرد تا وسط مزرعه را کندند و اين نهر آب بين مزرعه ما افتاد. او حتماً اين کار را بخاطر کينه اي که از من به دل دارد، انجام داده است .
سپس به انبار مزرعه اشاره کرد و گفت: در انبار مقداري الوار دارم، از تو مي خواهم تا بين مزرعه من و برادرم حصار بکشي تا ديگر او را نبينم.
نجار پذيرفت و شروع کرد به اندازه گيري و اره کردن الوار. برادر بزرگ تر به نجار گفت: من براي خريد به شهر مي روم، آيا وسيله اي نياز داري تا برايت بخرم؟
نجار در حالي که به شدت مشغول کار بود، جواب داد: نه، چيزي لازم ندارم !
هنگام غروب وقتي کشاورز به مزرعه برگشت، چشمانش از تعجب گرد شد. حصاري در کارنبود. نجار به جاي حصار يک پل روي نهر ساخته بود.
کشاورز با عصبانيت رو به نجار کرد و گفت: مگر من به تو نگفته بودم برايم حصار بسازي؟
در همين لحظه برادر کوچک تر از راه رسيد و با ديدن پل فکر کرد که برادرش دستور ساختن آن را داده، از روي پل عبور کرد و برادر بزرگترش را در آغوش گرفت و از او براي کندن نهر معذرت خواست.
وقتي برادر بزرگ تر برگشت، نجار را ديد که جعبه ابزارش را روي دوشش گذاشته و در حال رفتن است.
کشاورز نزد او رفت و بعد از تشکر، از او خواست تا چند روزي مهمان او و برادرش باشد.
نجار گفت: دوست دارم بمانم ولي پل هاي زيادي هست که بايد آنها را بسازم...

دنياي شيرين من

 

راز سلامت

راز سلامت؛ مديريت  اعصاب، كلام و رفتار

پژوهش‌ها، كشفيات جديد روانشناسي، معناشناسي و علم اعصاب، اهميت دنياي ذهن انسان را به‌عنوان عامل مهم موفقيت و شكست، سلامت و بيماري، خلاقيت و تخريب، آرامش و ناآرامي، خوشي و ناخوشي، شادي و غم، وحدت و اختلاف و توافق و تعارض، مدنظر قرار داده‌اند

در اين ميان يكي از روش‌هاي  علمي جديد درباره ذهن انسان اين است: مديريت اعصاب و كلام و رفتار. اعصاب، كلام و رفتار در واقع 3 بردار يك محور مختصات هستند؛

يعني هر چيزي را بخواهيم در وجود انسان فرض كنيم، بايد ببينيم اين 3محور به يك نقطه اشاره مي‌كنند يا نه؟ اگر اشاره نمي‌كنند رفتار فرد رفتار انساني نيست؛ مثلا فكر و كلام فرد ممكن است خوب باشد ولي رفتارش نه.

 در اينجا شايد اين سؤال پيش‌ آيد كه اصلا چطور فكر كنيم؟ مثلا براي حل يك مسئله ما هميشه دنبال راه حل مي‌گرديم ولي بايد گفت كه براي حل يك مسئله 5مرحله وجود دارد كه تنها يكي از آنها ارائه راه حل است.

 در حقيقت نخستين كار اين است كه مسئله موردنظر را در يك جمله تعريف كنيم چون خيلي از مسائل اصلا آن چيزي نيستند كه نشان مي‌دهند. مرحله بعدي تجزيه و تحليل آن مسئله است و در مرحله بعد بايد اين مسئله اندازه‌گيري و مقايسه شود.

 در واقع در اين مرحله يقين پيدا مي‌شود كه نسبت به قبل، رفتار فرد در مقابل آن مسئله فرق خواهد داشت.  مرحله آخر  ارائه راه‌حل‌هاي مختلف ميباشد.

«البته اين هم پايان كار نيست چون بايد ديد روي راه‌حل انتخاب‌شده چقدر كنترل و نظارت وجود دارد؟ اگر اين كنترل وجود نداشته باشد آن راه‌حل به هيچ وجه مناسب نيست».  در مورد فكر كردن و ارائه راه‌حل اگر همين اتفاق براي حل يك مشكل طي شود، مسلما برخورد ما در مورد مسائل مختلف با مردم ديگر فرق خواهد داشت. اين 5مرحله حتي اگر در زندگي خصوصي هر فردي نمود پيدا كند، تأثيرات آشكاري خواهد داشت.

تشخيص‌‌هاي وارونه

«مشكل ما اين است كه مشكلات و مسائل مختلف را وارونه تشخيص مي‌دهيم. وقتي هم كه با مشكل روبه‌رو مي‌شويم نخستين كارمان ارائه راه‌حل است و اين،  بدترين نوع رفع مشكل است».

 ما از رويكرد حل مشكلات خيلي دور شد ه ايم و هنوز نمي‌دانيم كه برخي از رفتارها مشكل ما را رفع مي‌كنند نه حل. ولي ما خيلي اوقات تلاش بيهوده مي‌كنيم كه مشكلات را حل كنيم، در حالي كه هيچ وقت اين اتفاق نخواهد افتاد. مثلا يكي از عزيزترين افراد زندگي‌مان فوت مي‌كند.

بعضي اوقات سال‌ها سر اين دست انداز زندگي صبر مي‌كنيم، در حالي كه بايد حركت كرد چون اين مسئله، حل نشدني است و فقط بايد به رفع آن پرداخت.  در اين ميان ظاهرا خيلي از رويكردهاي روان‌شناسانه از دوره‌هاي قبل معتقدند كه دست‌اندازها بايد حل شوند، در حالي كه در حقيقت ايستادن روي اين دست‌اندازها ضربه‌هاي جبران‌ناپذيري به انسان مي‌زند.

آرامش كذايي يا حقيقي؟

«در مورد رسيدن به آرامش هم متأسفانه اينطور جا‌افتاده كه مثلا يكي از راه‌هاي رسيدن به آرامش يوگاست. در حالي كه ما راه‌هاي رسيدن به آرامش را هم فراموش كرده‌ايم».
 يوگا مي‌تواند راهي باشد كه تا حدي در تمرينات فكري فرد برايش تمركز ايجاد كند اما آرامش‌دهنده نيست.

آرامش قلبي‌اي كه به انسان دست مي‌دهد و هر چيزي نمي‌تواند آن را به هم بريزد، با اين تمرينات فكري به دست نمي‌آيد و احساس آن در مقابل حس يوگا كه براي چند دقيقه فرد را به تمركز وا مي‌دارد، اصلا قابل مقايسه نيست.

البته ارائه اين مثال  به اين معني است كه ما روي يك چيز اسم چيز ديگري را مي‌گذاريم؛ البته به اشتباه و نتيجه اين امر جز اين نيست كه ما از برداشت اشتباهمان انتظار اشتباه هم داشته باشيم.

 مثلا يك رفتار اصلا در جامعه ارزش نيست ولي به مرور به ارزش تبديل مي‌شود يا مثلا سازگاري، يك ارزش و نشانه هوش است ولي الان متأسفانه به يك ضد‌ارزش تبديل شده است؛

البته سازگاري به اين معني كه به همه احترام بگذاريم به‌رغم تفاوت‌هايي كه افراد با يكديگر دارند و همه را همانگونه كه هستند، بپذيريم كه اين نشانه هوش و ادب افراد هم هست. در مقابل عدم‌سازگاري منجر به اين مي‌شود كه ما حتي طريقه جر و بحث‌كردن با هم را هم بلد نباشيم.

اين وضعيت درميان تمام افراد جامعه، در برخوردهاي خانوادگي و حتي در برخورد مديران با كارمندان‌شان زياد به چشم مي‌خورد، به‌طوري كه بيشتر تحقير كردن همديگر ديده مي‌شود تا اينكه اشتباهات را به هم يادآوري كنيم.

دنياي زنان و مردان

«يكي ديگر از مشكلات ما اين باور اشتباه است كه زن و مرد هيچ فرقي با هم ندارند. اين حرف كاملا اشتباه است چون زن و مرد دو دنياي متفاوت دارند». هرچه  زن و مرد نسبت به دنياي هم آَشنايي بيشتري داشته باشند، اختلافاتشان كمتر مي‌شود ولي متأسفانه اين  تصور كه  زن و مرد فرقي ندارند آن‌قدر تكرار شده كه دنياي اين دو فرد را با هم يكي كرده‌ايم.

 ما خيلي خوب بلديم مدرن شويم ولي اصلا بلد نيستيم درست زندگي كنيم، پس اين پيشرفت‌ها چه ارزشي دارد؟ اين شناخت‌هاي بسيار ريز و معمولي، كل فرهنگ جامعه را مي‌سازند و نياز همه افراد جامعه هستند؛

حتي براي كساني كه با آنها آشنايي دارند چون بيشتر شبيه تذكر هستند؛ تذكر براي مسائلي كه به اشتباه در جامعه جا افتاده‌اند يا ارزش‌هاي اجتماعي كه تقويت نشده‌اند.

دكتر صمد شاه محمدپور
 رئيس مركز مطالعات راه روشن و داراي بورد تخصصي از آمريكا

دلنوشته

بارالها به كدامين گناه قصاصم مي كني ؟به كدامين گمراهي نگاهت را از من دريغ مي داري؟من  آواره اي سرگردان در صحراي تنهايي خويش  مانوسي جز تورا همراز درد خويش نمي دانم . آن دم كه دست نوازشت را بر سرم مي كشي تمام ناخوشنوديهاي سياه  زندگي  رنگ مي بازند و دنيا به رسم هميشگي لبخند مي زند.شايد با اين لبخند ـمن براي خود سرابي مي سازم كه مرا در بيابان گمراهي سرگردان می کند.

آري من  اميدوار به رسيدن به تمنيات وجودي بودم كه فراموش كردم كه  اصل تويي ...مقصود تويي.راه رابه بي راهه كشاندم بي آنكه نگاهي به پشت سرم بياندازم و ببينم كه كجا هستم آيا مسيررا درست انتخاب نموده ام اكنون در بياباني سرگردانم و باد رد پايم را محو كرده است . نمي دانم به كدامين سوي بازگردم و از سر گيرم با تو بودن را...

شايد امروز پايان خط باشد شايد نه ...بار الها من به آزمون زندگي پاي نهادم  و داوري چون تو را همراه ديدم با اين كه مرا مي آزمايي هر گام ياري ام مي كني و به من نهيب مي زني. اما من غافلم .غافل از اين كه روزي فرا مي رسد و جز رو سياهي برايم نمي ماند.نمي دانم با اين كه مي دانم پيمانه عمر روزي لبريز مي شود ولي باز هم........

خودت گفتي بخوانيد مرا تا اجابت كنم شما را. حال كه درمانده شدم و چون طفلي پشيمان ـبار ديگر به مادر خويش پناه آورده ام تو چهره از من نگردان كه جز تو هيچ ياوري ندارم .....

برگرفته از موج87

مرگ عامل عدم پيشرفت

.:: مرگ همکار عامل عدم پيشرفت ::.

یکروز وقتى کارمندان به اداره رسیدند، اطلاعیه بزرگى را در تابلوى اعلانات دیدند که روى آن نوشته شده بود:

  دیروز فردى که مانع پیشرفت شما در این اداره بود درگذشت. شما را به شرکت در مراسم تشییع جنازه که ساعت ١٠ در سالن اجتماعات برگزار مى‌شود دعوت مى‌کنیم.

در ابتدا، همه از دریافت خبر مرگ یکى از همکارانشان ناراحت مى‌شدند امّا پس از مدتى، کنجکاو مى‌شدند که بدانند کسى که مانع پیشرفت آن‌ها در اداره مى‌شده که بوده است.

این کنجکاوى، تقریباً تمام کارمندان را ساعت١٠ به سالن اجتماعات کشاند. رفته رفته که جمعیت زیاد مى‌شد هیجان هم بالا مى‌رفت. همه پیش خود فکر مى‌کردند: ?این فرد چه کسى بود که مانع پیشرفت ما در اداره بود؟ به هر حال خوب شد که مرد!?

کارمندان در صفى قرار گرفتند و یکى یکى نزدیک تابوت مى‌رفتند و وقتى به درون تابوت نگاه مى‌کردند ناگهان خشکشان مى‌زد و زبانشان بند مى‌آمد.

بقیه در ادامه مطلب
ادامه نوشته

تصاويري ازهنر مدرن

با عرض تسليت شهادت امام رضا (ع)

ادامه نوشته

پيام بهداشتي مهم

با عرض تسليت ايام سوگواري رحلت پيامبر اسلام (ص) و شهادت امامان معصوم امام حسن مجتبي (ع)و امام رضا (ع).

این پیام خیلی مهم است!

این واقعه اخیراً درشمال تگزاس اتفاق افتاده است. زنی در روز یکشنبه برای قایقرانی رفته بود وبا خودش چندتا قوطی نوشایه برده وآنها رادریخچال گذاشت .روز 2شنبه اوبه بیمارستان منتقل شد ودربخش مراقبتهای ویژه بستری شدودرروز 4 شنبه فوت کرد.

کالبدشکافی نشان داد که دراثربیماری عفونی لپتوسپیروز مرده است.نتیجه تحقیقات نشان داد که او قوطی نوشابه را بدون لیوان استفاده کرده است.آزمایشات نشان داد که قوطی ها آلوده به ادرارخشک شده موش صحرایی بوده است وبخاطرهمین دچار این بیماری عفونی شده است.ادرار موش محتوی موادسمی وکشنده است ..خیلی توصیه می شود که قسمت بالای قوطی های نوشابه راقبل از مصرف دقیق بشوئید .قوطی ها در انبارکالا نگهداری
می شوندوبدون اینکه تمیز شوند مستقیم به مغازه ها فرستاده می شوند.

یک مطالعه در NYCU نشان داد که دربهای قوطی های نوشابه آلوده تر از توالتهای عمومی می باشد وآلوده به میکروبها وباکتری ها می باشد.

بنابراین قبل از اینکه آنها را با دهانتان بخورید با آب خوب بشویید تا این اتفاق مهلک برایتان رخ ندهد. این پیام رابراي دوستانتان  هم بفرستید.

تست استرس شخصي

 تست استرس شخصي!

مطمئن نیستم چطوری کار می کند ولی به صورت خارق العاده ای دقیق است.

قبل از اینکه به عکس نگاه کنید توضیحات را به طور کامل بخوانید.

عکس زیر حاوی 2 دلفین کاملا متشابه می باشد که در مطالعات روی سطوح استرس در بیمارستان St. Mary استفاده می شود.

به هر دو دلفین که از آب بیرون پریده اند نگاه کنید. هر دو دلفین کاملا شبیه یکدیگر هستند. یک مطالعه دقیق نشان داده که علارغم اینکه هر دو دلفین شبیه یکدیگر هستند شخصی که استرس دارد اختلافاتی را بین آنها پیدا خواهد کرد.

هر چه فرد اختلافات بیشتری را بین این دو دلفین پیدا کند تحت استرس بیشتری قرار دارد

اکنون به عکس نگاه کنید و اگر شما بیش از 2 اختلاف بین دو دلفین پیدا کردید نیاز به مرخصی دارید.

براي ديدن عكس به ادامه مطلب برويد

ادامه نوشته

هومیوپاتی چیست؟

هومیوپاتی چیست؟

What is Homeopathy?

 

 

تاریخچه هومیوپاتی

لغت هومیوپاتی یعنی مشابه‌درمانی. این شیوه پزشکی، از زمان بقراط در یونان باستان رواج داشته است. در نوشته‌های بقراط آمده است: داروی هر زهری خود آن زهر است و هر عاملی که بیماری ایجاد کند با استفاده از مشابه آن قابل درمان است. همچنین مشابه‌درمانی به صورت تدوین نشده در باور مردم وجود دارد. به طور مثال کسی را که بر اثر ترسیدن دچار بیماری روانی یا یرقان می‌شود دوباره می‌ترسانند تا بیماری او درمان گردد.

اما قانونمند کردن و پایه‌گذاری هومیپوپاتی به شکل علمی‌مدون، توسط دکتر ساموئل هانمن (Dr Samuel Hahnemann) صورت گرفت. دکتر ساموئل هانمن در 10 آوریل 1755 در شهر میسن آلمان متولد گردید و از همان کودکی با تربیت سخت‌گیرانه پدرش آموخت که هیچ چیز را بیهوده نپذیرد، بلکه با منطق و استدلال پدیده‌ها را بشناسد. ساموئل استعداد فراوانی در تحصیل داشت. وی در رشته‌های پزشکی، شیمی‌و زبان تحصیل نمود و به بیش از 5 زبان دنیا تسلط کامل داشت. او بیشتر وقت خود را به ترجمه متون و تحقیق می‌گذراند. روزی در کتابی چنین خواند که گیاه گنه‌گنه، مالاریا را به این علت درمان می‌کند که تلخ است! برای متفکر موشکافی چون هانمن این جمله قابل قبول نبود. چون چیزهای بسیار تلخ‌تری هم هست که مالاریا را درمان نمی‌کند. هانمن مقداری گنه‌گنه خورد و در کمال شگفتی مشاهده کرد که علائم خاص بیماری مالاریا (تب، لرز و تعریق) در وی ایجاد شد. وی با تکرار مشاهدات و آزمایش‌های خود به این اصل طلایی هومیوپاتی دست یافت که همواره «مشابه است که مشابه را درمان می‌کند». یعنی دارویی می‌تواند یک بیماری را درمان کند که خواص دارویی مشابه با آن بیماری داشته باشد.

مثلا علت این که گیاه گنه‌گنه مالاریا را درمان می‌کند این است که اگر شخص سالمی‌آن را مصرف کند مثل افراد مبتلا به مالاریا علائم خاص بیماری مالاریا را نشان می‌دهد. مثال دیگر: اگر شخصی یبوست داشته باشد هیچگاه با خوردن مسهل خوب نمی‌شود و اگر مسهل را قطع کنیم یبوست بدتر خواهد شد. پس دارویی می‌تواند یبوست را خوب کند که در فرد سالم دقیقاً همان نوع یبوست را ایجاد کند.

 

هوميوپاتي چيست؟

طب هوميوپاتي روش درماني خاصي است كه در آن با تحريك دقيق سيستم ايمني و حياتي بيمار توسط داروهاي خاص هوميوپاتي بيماران را مي‌توان به شفا رساند. بر اساس اصول اوليه هوميوپاتي هر ماده یا عاملی که بتواند در انسان سالم بیماری ایجاد کند میتواند همان بیماری را در انسان بیمار شفا دهد.

البته باید دارو تا حد ممکن مشابه بیماری باشد و دوز دارو نیز باید بسیار بسیار کم باشد. تجربه نشان داده که در این حالت، سیستم ایمنی بدن تحریک می‌شود و بدن، خودش بیماری را درمان می‌کند.

يك مثال: داروي هوميوپاتي تهيه‌شده از پياز از داروهاي مهم درمان آلرژي فصلي و سرماخوردگي مي‌باشد، چرا كه پياز همانطور كه مي‌دانيد مي‌تواند ايجاد آبريزش بيني و چشم كند (موقع پوست كندن). با اين شباهت كه بين پياز و سرماخوردگي وجود دارد مي‌توان از داروي هوميوپاتي پياز براي درمان استفاده نمود. مثال ديگر داروي هوميوپاتي قهوه است كه در هوميوپاتي براي درمان بي‌خوابي استفاده مي شود! ( در نظر بگيريد كه قهوه خود ايجاد بي خوابي مي نمايد) تمامي داروهاي هوميوپاتي ابتدا روي افراد داوطلب امتحان می‌شود و تمامي خواص آنها بر روي انسان سالم ثبت شده است و سپس با داشتن اطلاعات مربوط به هر دارو پزشك هوميوپات در مواجهه با هر بيمار دارويي را تجويز مي‌كند كه بيشترين پوشش علائم را داشته بلاشد و شبيه‌ترين علائم را بتواند ايجاد نمايد. البته در هوميوپاتي تنها بر اساس يك علامت نمي‌توان دارو داد، حتما بايد تمام علائم جسمي و روحي بيمار با خواص دارو پوشش داده شوند. در عمل بيماري كه نزد پزشك هوميوپات مي آيد نه تنها از بابت درد اصلي به دقت مورد سوال قرار مي‌گيرد بلكه تمامي ناراحتي‌هاي به‌ظاهر بي‌ربط جسمي و روحي نیز مورد توجه قرار مي‌گيرند و تجويز دارو بر اساس مجموعه علائم بيمار صورت مي‌گيرد تا درمان کامل حاصل گردد.

 

چه داروهايي در هوميوپاتي بكار ميرود؟

داروهاي هوميوپاتي عموما منشا طبيعي دارند كه بيش از 70% از گياهان 20% از عناصر و كاني‌ها و مواد طبيعي (فلزات، نمك‌ها، اسيدها...) و بقیه از منابع حيواني (سموم مار، زنبور...) تهيه مي‌شوند، اما نكته قابل توجه در مورد داروهاي هوميوپاتي اين است كه اين داروها از غلظت بسيار اندك ماده اوليه برخوردارند. یعنی بسيار رقيق شده اند و از سوي ديگر توسط روش‌هاي خاص داروسازي هوميوپاتي از خواص دارويي فوق‌العاده اي برخوردار مي‌باشند، به طوري كه داروهاي هوميوپاتي عموما در اندازه‌اي بسيار كوچك و مقادير و دفعات بسيار كم تجويز مي‌شوند، اما اثرات درماني فوق‌العاده زيادي را دارا مي‌باشند. آخرين تحقيقات به عمل آمده نشان می‌دهد که خواص بنيادي مواد توسط روش‌هاي داروسازي هوميوپاتي به مولكول‌هاي آب منتقل مي شود و تغيير آرايش مولكول‌هاي آب همچون نسخه‌برداري از ماده اوليه عمل مي‌نمايد. به عبارت ساده‌تر خواص ماده اوليه كه دارو از آن تهيه مي‌شود همچون تصويري بر روي مولكول‌هاي آب نقش مي‌بندد.

داروهاي هوميوپاتي از نظر ظاهري اكثرا به صورت دانه‌هاي ريز از جنس قند مي‌باشند كه در تعداد محدود، در فواصل زماني مشخص (چند روز تا يك ماه) بايستي مصرف شوند و هيچ طعم و بوي نامطلوبي ندارند.

 

هوميوپاتی و کودکان

بسياری از کسانی که در ابتدا با هوميوپاتی آشنا می‌شوند اين سوال را می‌پرسند که آيا کودکان را هم می‌توان با هوميوپاتی معالجه نمود؟ اين سوال از آنجا ناشی می‌شود که اين افراد هنوز به‌درستی هوميوپاتی را نشناخته‌اند و از عوارض احتمالی آن برای کودکان بيم دارند. اما حقيقت آن است که نه تنها کودکان نيز می‌توانند با اين روش درمان شوند که شايد برای کودکان اين درمان بسيار سودمند تر از بزرگسالان است!

بيماريهای مزمن در حقيقت اختلالاتی هستند که با توجه به نقاط ضعف جسمی‌و يا روانی بيمار و حتی ژنتيکی اجازه بروز پيدا می‌کنند و بنابراين شروع آنها در بسياری از موارد در کودکی می‌باشد. از طرف ديگر کودکان به‌خصوص در سنين پايين‌تر بسيار مستعدتر به ابتلای به بيماري‌ها هستند. اگر بدن (سيستم ايمنی و حياتی بيمار) نتواند در قدم اول بر بيماری (شروع بيماری) غلبه کند آنگاه با مزمن شدن بيماری همراه با رشد فرد بيماری نيز رشد می‌کند و ايجاد اختلال دائم (يا ادواری) مانع رشد جسمی‌و روانی کودک می‌شود.

تعداد بيشماری از بيماري‌ها (به‌خصوص روانی) ريشه در ناملايمات دوران کودکی دارد. حوادث يا مسائل مختلف جسمی‌عاطفی در اين دوران همچون زخم‌هايی در وجود کودک باقی می‌ماند و همراه با رشد وی بزرگ می‌شوند و اغلب در ظاهر شکل ديگری به خود می‌گيرند مثلا بيقراری و خرابکاری در يک کودک در سنين بالاتر خود را به صورت افسردگی و... نشان می‌دهد.

با درمان هوميوپاتی می‌توان در همان ابتدای کار و قبل از آنکه بيماری رشد کند آنها را درمان نمود تا کودک بتواند از بهترين دوران عمر خود به خوبی استفاده کرده و لذت ببرد. اين ناملايمات جسمی ‌و روانی در صورت حل‌نشدن می‌توانند زندگی و آينده فرد را به کل تغيير دهند و صدماتی مانند ايجاد افت تحصيلی، ممانعت از داشتن ارتباطات لازم اجتماعی (نداشتن اعتماد به نفس، خجالت، ايجاد تصوير ذهنی بد در نزد ديگران)، انتخاب‌های غلط در کار، تحصيل و ازدواج، (ه علت نداشتن اعتماد به نفس لازم و عدم قدرت تصميم‌گيری، طرد خانوادگی يا اجتماعی ناشی از کمبودهای جسمی‌و روانی...

داشتن يک زير بنای محکم و اصلاح کژيهای جسمی‌و روحی می‌تواند زندگی انسان را به گونه ای مثبت رقم بزند.

در موارد بسياری بيماري‌های مزمن شخصيت‌های نامتعادل و رفتارهای زشت در کودکان ريشه در وراثت آنها دارد که از طريق هوميوپاتی می‌توان آنها را برطرف يا حتی المقدور تعديل نمود. نافرمانی يک کودک ۱۰ ساله می‌تواند به يک شورش واقعی در سنين بالا ختم شود.

به علت ساده‌تر بودن بيماري‌های مزمن در کودکان حتی می‌توان گفت درمان درآنها راحت‌تر نيز می‌باشد.

کودکان بعد از درمان هوميوپاتی معمولا به آسانی دچار بيماري‌هایی مانند سرماخوردگی و انواع عفونت‌ها نمی‌شوند و از نظر درسی و اخلاقی تغييرات قابل ملاحظه‌ای پيدا می‌کنند.

در هوميوپاتی به صورت پيشگيری (واکسيناسيون) به نوزدان داروی هوميوپاتی داده می‌شود که براساس تحقيقات بسياری که انجام شده است اين کودکان از سلامت و رشد بهتری نسبت به همسالان خود برخوردار می‌شوند و تفاوت آنها با فرزندان ديگر توسط والدين کاملا احساس می‌شود.

در نهايت بايد گفت که همانند بزرگسالان اين درمان هيچگونه عوارضی برای کودکان ندارد.

 

چه بيماري‌هايی از طريق هوميوپاتی درمان می‌شوند؟

هوميوپاتی يک طب کامل می‌باشد و محدوده عمل آن نه تنها شامل بيماري‌های طب رايج است، بلکه مشکلاتی را هم که حتی به ظاهر بيماری تلقی نمی‌شوند هم در بر می‌گيرد مثلا اخلاق نامناسب، عرق‌کردن بيش از اندازه و ...

ديدگاه اصلی در اين طب بازسازی و هوشيار کردن سيستم حياتی بدن به گونه ايست که خود بدن با امکاناتی که در اختيار دارد بيماری را درمان نماید.

نمونه‌ای از بيماري‌هايی که با درصد بسیار بالایی از طريق هوميوپاتی می‌توان به درمان قطعی می‌رسد عبارتند از:

پوست: جوش‌های صورت و بدن (مقاوم به داروهای شيميايی)، پسو ريازيس، خارش، کهير ...

گوش و حلق و بينی: آلرژی فصلی، زخم و آفت‌های مکرر دهان، بدبويی مزمن دهان، سينوزيت مزمن، ترشحات پشت حلق دائم، صداهای اضافه در گوش، کاهش شنوایي، گرفتگي‌های مزمن بينی

سر و گردن: سردردهای مزمن، ميگرن، احساس‌های خاص در سر مثل سنگينی، بزرگی، سوزش ...

سينه و قلب: دردهای مزمن، تپش قلب، دردهای قلبی، مشکلات قلبی مقاوم به درمان، سرفه‌های مزمن، نفس تنگی، آسم ...

گوارش: درد و زخم معده، نفخ معده و روده، یبوست و يا اسهال‌های مزمن، تهوع و استفراغ‌های مکرر (مانند دوران بارداری...)

اعضای بدن: دردهای مزمن در دست و پا، روماتيسم، سرد يا داغ بودن غير طبيعی دست و پا، عرق زياد و غير طبيعی در کف دست و پا، خواب رفتن دست و پا، کمر دردها، درد سياتيکی، انواع فلج ...

زنان: دردهای قاعدگی شديد، مشکلات جنسی، خونريزي‌های زياد، عفونت‌های زنانگی مزمن و مکرر ...

اعصاب و روحيه: افسردگي‌ها، اضطراب‌ها، ترس‌ها، اخلاق و عادات نامناسب، عصبانيت‌های شديد و سريع، فراموشکاری، آزردگی از افکار گذشته يا حال، تيک عصبی، خجالتی بودن ...

دیگر موارد: تومورها، سرطان‌ها (البته با توجه به شرايط بيمار)، پارکينسون، ام اس (با توجه به شرایط بیمار) و بيماري‌هايی که در پزشکی کلاسيک حتی اسمی‌ ندارند!

فهرست فوق تنها نمونه ای از قدرت عمل هوميوپاتی می‌باشد و شايد بهتر باشد بيماريهای خاصی در اين زمينه نام برده نشود. البته در تمام موارد فوق، رسيدن به تشخيص هوميوپاتی شرط اول درمان است، چرا که يک هوميوپات بايستی با دقت بسيار علائم مختلف را در کنار يکديگر قرار دهد و تنها با يک دارو بيمار را به شفا برساند که در عمل اين مسئله به فاکتور هايی همچون همکاری کامل بيمار در دادن شرح حال (حتی ريزترين مسائل) و عدم مخفی‌کردن خصوصيات جسمی‌و اخلاقی، دقت و تجربه و علم بالای هوميوپات، میزان استفاده بیمار از داروهای شیمیایی و اعمال جراحی، سن و سال، شرایط زندگی و کار و تغذیه بیمار و ... نیز بستگی دارد.

در مورد بيمارانی که داروهای شیمیایی بسياری استفاده می‌کنند (به‌خصوص داروهای کورتون‌دار نظير پردنيزولون، دگزامتازون و ... روند درمان سخت می‌شود که بايد بسته به شرايط اقدام به درمان نمود.

 

وضعيت هوميوپاتی در جهان

هوميوپاتي در حال حاضر دومين طب از نظر وسعت بيماران تحت پوشش در جهان است و ميليون‌ها نفر در سراسر جهان براي درمان نزد هوميوپات‌ها مراجعه مي‌نمايند. در انگلستان بيش از 50% پزشكان بيماران خود را در صورت لزوم نزد پزشكان هوميوپات ارجاع مي‌دهند، در فرانسه بيشترين فروش داروها براي سرماخوردگي و آلرژي مربوط به داروهاي هوميوپاتي مي‌باشد. در هندوستان بيش از صدهزار پزشك هوميوپات فعاليت مي‌كنند. هوميوپاتي در بيش از 40 كشور جهان شناخته شده است و روز به روز بر طرفداران اين علم افزوده مي شود. اكثر كشورهاي اروپايي بخصوص انگلستان، آلمان، فرانسه، كشورهاي آمريكايي همچون كانادا، ايالات متحده، آرژانتين و حتي كشورهاي افريقايي همچون غنا و افريقاي جنوبي همگي شاهد گسترش هوميوپاتي هستند. سازمان بهداشت جهاني (WHO) با حمايت از هوميوپاتي از كشورهاي عضو در جهت ارتقای هر چه بيشتر جايگاه اين طب كمك مي‌نمايد.

در ايران نيز هوميوپاتي تقريبا از 12 سال قبل به همت اساتيدي همچون دكتر ناصري و دكتر ميرزازاده و تشكيل كلاس‌هاي درس در دانشگاه تهران و دانشگاه آزاد تهران آغاز شد. در حال حاضر انجمن هوميوپاتي ايران با بيش از 100 عضو رسمي فعاليت خود را از 4 سال قبل آغاز نموده است. هوميوپاتي از نظر وزارت بهداشت و درمان ايران به رسميت شناخته شده است و پزشكان هوميوپات با رعايت ضوابط مي‌توانند درمان بيماران را انجام دهند.


از ۲۰۰ سال قبل که هوميوپاتی متولد شد ، بسياری ازمردم سطوح بالای اجتماعی در اروپا از افراد خانواده های سلطنتی گرفته تا نخبگان تحصيلکرده و هنرمندان مشهور همواره پشتيبان هوميوپاتی بوده اند.جای تعجب نيست که يکی از گرانترين نقاشی هايي که تا به حال فروخته شده است تصوير يک پزشک هوميوپات (Dr Gachet ) است که توسط بيمار و دوست وی ، ونسان ون گوگ نقاشی شده است. به نظر می‌رسد که اگر چه هوميوپاتها از داروهای بسيار کم ( دوز دارو) و بسيار ارزان قيمت برای درمان استفاده می‌کنند اما مردم حاضر هستند برای تصوير هوميوپاتها قيمت زيادی را بپردازند!!!. در اين مورد نقاشی دکتر گچت به قيمت 8۲.5$ Million دلار فروخته شده است. هوميوپاتی اينک با سرعتی زياد در سراسر جهان در حال گسترش می‌باشد.

 

مشاهیر و بزرگان مرتبط با هومیوپاتی

بسیاری از مشاهیر و بزرگان جهان از طرفداران پروپاقرص هومیوپاتی بوده و هستند. از آن جمله:

مشاهیر ادبیات: مانند مارک تواین، گوته، چارلز دیکنز، رابیندرانات تاگور

بزرگان ورزشی: دیوید بکهام (فوتبال)، مارتینا ناواراتیلووا (تنیس)، بوریس بکر (تنیس)، نانسی لوپز (گلف)

فیزیکدانان و دانشمندان: چارلز داروین (طبیعی دان مشهور)، بر اساس نوشته های خود بدون درمان هومیوپاتی قادر به اتمام کتاب معروف خود «منشا گونه ها Origin of species» نبود. امیل آدلف وان برینگ (پزشک و بنیانگذار ایمونولوژی)، آگوست بایر (پزشک، بنیانگذار روش بیحسی نخاعی)

هنرپیشگان معروف: جان وین، شر (Cher)، ماری پریسلی، داگلاس فیربنکس

نوازندگان معروف: فردریک شوپن، تینا ترنر، پل مک کارتنی، جرج هریسون

هنرمندان و نقاشان معروف: ونسان ون گوگ، کلاد مونت، کارل لاگر فیلد، سیندی کرافورد

سیاستمداران و فعالان حقوق بشر: مهاتما گاندی، فلورانس نایتینگل، محمد ایوب خان (رئیس جمهور پاکستان)، آبراهام لینکلن و کلینتون (روسای جمهور امریکا) به طور مستمر از درمان هومیوپاتی استفاده میکرده اند، کارل کارستنز (رئیس جمهور آلمان)، تونی بلر، پرنس چارلز ولیعهد انگلیس و ...

جالب آنکه خاندان سلطنتی انگلستان و بویژه پرنس چارلز از طرفدارن پرو پا قرص هومیوپاتی هستند و در مطبوعات مقالات متعددی دراین باره به چاپ رسیده است. میتوانید به دو مقاله نمونه زیر مراجعه نمایید:

http://news.bbc.couk/1/hi/health/4179954.stm

http://www.telegraph.co.uk/news/main.jhtml?xml=/news/2006/05/23/ucharles.xml

برای مشاهده فهرست نسبتا کاملی از مشاهیر میتوانید به نشانی (www.homeopathicrevlution.com) زیر مراجعه نمایید.

 

 

 

كلام آخر

هوميوپاتي اميدي دوباره به درمان را به ميليون‌ها بيمار در سرتاسر جهان بازگردانده است و آنجا كه طب كلاسيك از پاسخ به بيماران ناتوان مي‌ماند و توصيه‌اي جز داروهاي تسكين‌دهنده ( و نه شفادهنده) ندارد، هوميوپاتي با نگرشي ديگر به بيمار و بيماري، تجربه سلامت را بار ديگر به دردمندان نشان مي‌دهد.


دكتر زهرا نور بخش

 

References:

http://fhbehnam.persianblog.com

http://www.dr-taban.com

http://www.bbc.com

http://www.telegraph.co.uk

http://www.homeopathicrevlution.com

http://www.ctchdubai.com

 

عکسبرداری SPECT چیست؟

عکسبرداری SPECT چیست؟

عکسبرداری SPECT مغزی (Single Photon Emission Computed Tomography)   یک نوع مطالعه در شاخه پزشکی هسته ای می باشد که به پزشکان اجازه می دهد در باره جریان خون در نقاط مختلف مغز مطالعه کنند. با دانستن اینکه خون چگونه در نقاط مختلف مغز جاری می شود ، پزشک با دقت بیشتری می تواند بفهمد که کدام نقاط مغز عملکرد صحیح خود را ندارند.

SPECT مغزی ، با استفاده از رادیو دارو ها،  یک عکس فوری از عملکرد مغز را به ما می دهد. این روش در دهۀ گذشته در روانپزشکی برای تحقیق بر روی اختلالات مغزی استفاده شده است.

 

تاریخچه SPECT :

دستگاه اولیه SPECT در سال 1960 بوسیله Edwards و Roy Kuhl ساخته شد. ولی این دستگاه هنوز بسیار ابتدایی بود. این وسیله شامل آشکار ساز های متعدد یدیدسدیم بود که در چهار طرف سر مریض قرار می گرفتند. در آن زمان به آن دوربین MARK IV می گفتند.

اولین نوع تجاری این دستگاه بسیار شبیه MARK IV بود ولی از 32 آشکارساز استفاده می کرد. بااینکه این دستگاه دارای دتکتور (آشکارساز) های بسیاری بود اما تصاویر بدست آمده بسیار مناسب و با کیفیت نبودند. متعاقبا SPECT مورد استقبال جهانی قرار نگرفت. تا اینکه بین سال های 1980 و 1990 ، SPECT با پیشرفت عکسبرداری هسته ای ، به کم کم خود را به عنوان یک روش عکسبرداری نشان داد. امروزه عکسبرداری SPECT به عنوان بهترین روش عکسبرداری از عملکرد های مغز خود را به تثبیت رسانده است.

 

در چه مواقعی SPECT مغزی لازم است؟

SPECT مغزی یک ابزار پیشرفته برای کمک به انتخاب نوع درمان است. مثلا اگر پای شما شکسته شده باشد و پزشک بخواهد بدون استفاده از عکسبرداری اشعه X پایتان را گچ بگیرد ، چه حسی به شما دست می دهد؟ در مورد مغز نیز به همین ترتیب است.

 

عکسبرداری SPECT چگونه انجام می شود؟

یک عکسبرداری SPECT مغزی به رادیوایزوتوپ هایی نیاز دارد که از طریق ورید بطور هدفمند به طرف سلول های مغز هدایت شوند. رادیو دارو همراه با جریان خون در تمام مغز منتشر می شود و بدیهی است قسمتهایی که خون بیشتری در آنها جریان دارد رادیو ایزوتوپ بیشتری را جمع می کند و همین جریان خون با فعالیت آن قسمت مغز ارتباط مستقیم دارد. ایزوتوپ تکنسیوم 99m (Technetium99) فورا متناسب با جریان خون ، در نقاط مختلف مغز ماندنی می شود و از خود اشعه گاما منتشر می کند و این اشعه های گاما توسط دوربین (آشکار ساز) های گاما که در اطراف مغز هستند آشکارسازی می شوند.

 در مطالعه بیماران با مشکلات مغز و اعصاب بوسیله SPECT ، محققان جریان های خونی را مشاهده کردند که در حالتهای مغزی دیگر قابل مشاهده اند. بنابراین بیماران می توانند منشا های بیماری های مغزی خود را قبل از وقوع آن ببینند.

 

با وجود MRI و CT چه نیازی به SPECT وجود دارد؟

چون برای ارزیابی کامل علایم بیماری ، دست یابی به ساختمان (آناتومی) مغز و جریان خون در آن لازم است. CT و MRI فقط در مورد ساختار آناتومی مغز به ما اطلاع می دهند. در بسیاری بیماران تنها دانستن آناتومی مغز برای تشخیص بیماری کافی نیست و معمولا اختلالات وقتی شکل آناتومیکی پیدا می کنند که دیگر کمی دیر شده است و یا اصولا برخی بیماری ها اصلا بوسیلۀ شکل ساختمان مغز قابل تشخیص نیستند. SPECT مغزی اطلاعاتی را در مورد جریان خون در مغز به پزشک می دهد که با روش های دیگر عکسبرداری قابل تشخیص نیستند. مقایسۀ یک مغز عکسبرداری شده بوسیلۀ SPECT با یک مغز سالم و عادی اطلاعات زیادی را به پزشک می دهد. وقتی پزشکان اطلاعات ساختار و عملکرد مغز را با هم ترکیب می کنند ، بی شک به نتایج بهتری خواهند رسید. SPECT مغزی همچنین می تواند برای بررسی اثر روش های درمانی مختلف استفاده شود.

بر خلاف CT و MRI و EEG (نوار مغزی) که در بیماران روانپزشکی بسیار کاربرد دارند ، SPECT مغزی با کیفیت بالا ، برای تشخیص بیماری های زیر بکار می رود

1_  TBI(Traumatic Brain Injury) (روان زخم)

2_ آلزایمر

3_ Seizure Localization

4_ ADHD (Attention Deficit Hyperactivity Disorder) (پر جنبی)

5_ Bipolar Disorder

6_ Depression (افسردگی)

7_ OCD (Obsessive Compulsive Disorder) (وسواسی)

         8  _  Anxiety & Panic Disorder(اضطراب)


ادامه دارد .....

بر گرفته از سايت مهندسي هسته اي و پرتو پزشكي

تست توانايي مغز

 

تست توانايي مغز

 به تصوير نگاه كرده در 3 ثانیه صورت مرد رو پیدا کنيد!

 
پزشکان می گویند:
پزشکان می گویند:
  • اگر شما بتوانید این صورت را در ۳ ثانیه پیدا کنید نیمکره راست مغزتان بهتر بهتر از مردم عادی توسعه یافته است
  • اگر شما بتوانید تصویر را بین ۳ ثانیه تا یک دقیقه پیدا کنید نیمکره راست مغزتان نرمال است.
  • اگر شما بین ۱ دقیقه تا ۳ دقیقه زمان صرف پیدا کردن صورت بکنید عملکرد مغز راست شما کند است و بدن شما نیاز به پروتئین بیشتری دارد .
  • اگر بعد از ۳ دقیقه نتوانستید صورت را پیدا کنید به شما توصیه می شود فکری به حال خودتان بکنید و تمرین های ذهنی بیشتری از این قبیل انجام دهید

كار با عشق

روزی از فرمانروایی پرسیدند تو که چندسال پیش پینه دوزی

بیش نبودی چطور به فرمانروایی رسیدی؟ او پاسخ داد: من پینه

 دوز خوبی بودم.
((جی.پی.واسوانی ))
 به کاری مشغول شوید که به آن علاقمندید
معروف است ادیسون بسیارسخت کوش وفعال بوده است. به

طوری که گاهی16  ساعت از شبانه روزرا در آزمایشگاه خود

صرف مطالعه و تحقیق و انجام آزمایشات علمی میکرده و در

برابر این سوال که آیا از این همه فعالیت خسته نمی شود, گفته

است که من 16 ساعت کار نمی کنم بلکه 16 ساعت در حال

تفریح هستم.

نتیجه :

ما اهداف خود را در قالب کار و شغلی که بر می گزینیم دنبال می

کنیم. هدف و شغلی که انتخاب می شود باید باعث برآورده شدن

عمیق ترین نیازهای درونی و کسب بالاترین درجات شادمانی

گردد. به کاری مشغول شوید که به آن علاقه دارید یا به آنچه

اکنون مشغولید علاقمند شوید. هیچ دستورالعملی مانند این موفقیت

 شما را در زندگی تضمین نخواهد کرد.
جبران خلیل جبران :

و اکنون با تو بگویم که کار با عشق چیست؟


کار با عشق آن است که پارچه ای را ببافی بدین امید که معشوق تو آن را بر تن خواهد کرد.

کار با عشق آن است که خانه ای را با خشت محبت بنا کنی بدین امید که محبوب تو در آن زندگی

خواهد کرد . کار با عشق آن است که دانه ای را با لطف و مهربانی بکاری و حاصل آن را با لذت درو کنی

چنانکه گویی
معشوق تو آنرا تناول خواهد کرد.

 و بالاخره کار با عشق آنست

که هر چیز را با نفس خویش جان دهی و بدانی که پاکان و قدیسان عالم به تو می نگرند.

 بر گرفته از قدرت تفكر مثبت
www.azamgoli.mihanblog.com



تهديد ها  و فرصتها

  تبديل تهديد ها  به فرصتها

كشاورزی الاغ پیری داشت كه یك روز بطوراتفاق توی یك چاه بدون آب افتاد. كشاورز هر چه سعی كرد نتوانست الاغ را از تو چاه بیرون بیاورد.

 برای اینكه حیوان بیچاره زیاد زجر نكشد، كشاورز و مردم روستا تصمیم گرفتند چاه را با خاك پر كنند تا الاغ زود تر بمیرد و زیاد زجر نكشد.مردم با سطل روی سر الاغ خاك می ریختند اما الاغ هر بار خاكهای روی بدنش رو می تكاند و زیر پایش می ریخت و وقتی خاك زیر پایش بالا می آمد سعی می كرد روی خاكها بایستد. روستایی ها همینطور به زنده به گور كردن الاغ بیچاره ادامه دادند و الاغ هم همینطور به بالا آمدن ادامه داد تا اینكه به لبه چاه رسید و بیرون آمد.

نتيجه اخلاقي

مشكلات زندگی مثل تلی از خاك بر سر ما میریزند و ما مثل همیشه دو انتخاب داریم. اول اینكه اجازه بدهیم مشكلات ما را زنده به گور كنند و دوم اینكه از مشكلات سكویی بسازیم برای صعود.الاغ در روبرو شدن با یك مشكل، به شكل ظاهری آن كه تهدید بود توجه نكرد بلكه با رویكرد متفاوت جنبه فرصت آن را یافت و از آن بهره برد.

 نتيجه خنده دار:فكر ميكند كه ما از اين الاغ هم كمتريم

بر گرفته از راه روشنايي با كمي دخل و تصرف

قلب شكسته جغد پير

 
قلب شكسته جغد پير
جغدی روی کنگره های قدیمی دنیا نشسته بود. زندگی را تماشا میکرد. رفتن و ردپای آن را. و آدمهایی را می دید که به سنگ و ستون، به در و دیوار دل می بندند. جغد اما می دانست که سنگ ها ترک می خورند، ستون ها فرو می ریزند، درها می شکنند و دیوارها خراب می شوند. او بارها و بارها تاجهای شکسته، غرورهای تکه پاره شده را لابلای خاکروبه های کاخ دنیا دیده بود. او همیشه آوازهایی درباره دنیا و ناپایداری اش می خواند و فکر می کرد شاید پرده های ضخیم دل آدمها، با این آواز کمی بلرزد.
روزی کبوتری از آن حوالی رد می شد، آواز جغد را که شنید، گفت: بهتر است سکوت کنی و آواز نخوانی. آدمها آوازت را دوست ندارند. غمگین شان می کنی. دوستت ندارند. می گویند بدیمنی و بدشگون و جز خبر بد، چیزی نداری.
قلب جغد پیر شکست و دیگر آواز نخواند.
سکوت او آسمان را افسرده کرد. آن وقت خدا به جغد گفت: آوازخوان کنگره های خاکی من! پس چرا دیگر آواز نمی خوانی؟ دل آسمانم گرفته است.
جغد گفت: خدایا! آدمهایت مرا و آوازهایم را دوست ندارند.
خدا گفت: آوازهای تو بوی دل کندن می دهد و آدمها عاشق دل بستن اند. دل بستن به هر چیز کوچک و هر چیز بزرگ. تو مرغ تماشا و اندیشه ای! و آن که می بیند و می اندیشد، به هیچ چیز دل نمی بندد. دل نبستن سخت ترین و قشنگ ترین کار دنیاست. اما تو بخوان و همیشه بخوان که آواز تو حقیقت است و طعم حقیقت تلخ.
جغد به خاطر خدا باز هم بر کنگره های دنیا می خواند و آنکس که می فهمد، می داند آواز او پیغام خداست.
 
نویسنده: عرفان نظرآهاری

به مناسبت فوت پدر خانمم كه خدايش بيامرزاد .

داستان پيله وپروانه

داستان  پيله و پروانه

مردي يك پيله پروانه پيدا كرد. و آن را با خود به خانه برد. يك روز سوراخ كوچكي در آن پيله ظاهر گشت مرد كه اين صحنه را ديد به تماشاي منظره نشست ساعتها طول كشيد تا آن پروانه توانست با كوشش و تقلاي فراوان قسمتي از بدن خود را از آن سوراخ كوچك بيرون بكشد.

پس از مدتي به نظر رسيد كه آن پروانه هيچ حركتي نمي كند و ديگر نمي تواند خود را بيرون بكشد. بنابراين مرد تصميم گرفت به پروانه كمك كند!

او يك قيچي برداشت و با دقت بسيار كمي آن سوراخ را بزرگتر كرد. بعد از اين كار پروانه به راحتي بيرون آمد.

اما چيزهايي عجيب به نظر مي رسيد. بدن پروانه ورم كرده بود و بالهايش چروكيده بود مرد همچنان منتظر ماند او انتظار داشت بالهاي پروانه بزرگ و پهن شود تا بتواند اين بدن چاق را در پرواز تحمل كند. اما چنين اتفاقي نيفتاد.

در حقيقت پروانه ما باقي عمر خود را به خزيدن به اطراف با بالهاي چروكيده و تن ورم كرده گذراند و هرگز نتوانست پرواز كند.

آنچه اين مرد با شتاب و مهرباني خود انجام داد سبب اين اتفاق بود. سوراخ كوچكي كه در پيله وجود داشت حكمت خداوند متعال بود. پروانه بايد اين تقلا را انجام مي داد تا مايع موجود در بدن او وارد بالهايش شود تا بالهايش شكل لازم را براي پرواز بگيرند.

بعضي مواقع تلاش و كوشش و تحمل مقداري سختي همان چيزي است كه ما در زندگي به آن نياز داريم. اگر خداوند اين قدرت را به ما مي داد كه بدون هيچ مانعي به اهداف خود برسيم آنگاه چنين قدرتي كه اكنون داريم نداشتيم.

نتيجه اخلاقي : به فرزندانمان اجازه بدهيم خودشان  از پيله سختيهاي زندگيشان بيرون آيند.

 بر گرفته از وبلاگ ياد بگير با كمي دخل و تصرف

باز سازي تصوير در ct  scan

نمايش تصوير در سي تي اسكن

 

 مراحل باز سازی تصاویر سی تی اسکن  بصورت خلاصه و شماتيك عبارتند از :

  1. جمع آوری اطلاعات و داده هاي عددي (analog) از اندام های مورد تابش  از جهات مختلف بر اساس تضعیف پرتوهای عبوری بر اساس دانسیته بافت .

         2 .جمع آوری این اطلاعات به صورت اعداد  و اطلاعات خام  (row data)

 

3.محاسبه اعداد سی تی و ایجاد مقیاس خاکستری به  روش محاسبات ماتریس ها

(روش جدید فوریه)(gray scale)

 

4.تعیین محدوده اعداد سی تی و باز سازی تصویر (windowing)

نمايش تصوير CT بصورت مقياس خاكستري (gray scale)  میباشد . روشنايي هر پيكسل متناسب با ضريب تضعيف وكسل بوده بافتهاي با دانسيتة بالا بصورت سفيد و بافتهاي ترانسلوسنت بصورت سياه قابل روئیت میباشد.

 محدودة اعداد CT شامل حداقل 2000 عدد (حداكثر 5000 عدد) میباشد وبا توجه به اینکه چشم انسان حداكثر 256 ساية خاكستري را ميتواند تشخيص دهد.


 براي به تصوير كشيدن اطلاعات بدست‏‏آمده، به تمام اين 2000 عدد مقياس خاكستري داده نميشود زيرا همة آنها بوسيلة چشم از هم قابل تفكيك نيستند.

 

 لذا جهت رفع این نقیصه در  هر تصوير، بسته به ناحية مورد علاقه، محدودهاي از اعداد CT مورد استفاده قرار ميگيرد.وبا نسبت دادن محدوده گسترده ای از مقیاس خاکستری به ناحیه کوچکی از از اعداد سی تی,  گستره اعداد سی تی محدود شده و با عث تسهیل در بررسی تصاویر بوجود آمده  میشود که اين عمل به windowing معروف است.

پهناي پنجره (window width = WW): تعداد  CT number هايي می باشد كه در اين محدودة قرار ميگيرند ،و سطح پنجره (window level = WL) نیز عددي كه در مركز  اين محدوده قرار  انتخاب میشود .

 

مثلا: با  انتخاب محدودهWW 250 و WL صفر

 تمام اعداد CT بين 125- تا 125+ بصورت سايههاي خاكستري نمايش داده ميشوند.و اعداد CT كمتر از 125- سياه و اعداد بزرگتر از 125+  سفيد نمایش داده میشود.

 

با افزايش پهناي WW: براي هر درجه رنگ خاكستري, محدوده وسيعتري از اعداد CT قرار خواهد گرفت و هر چه WW باريكتر در نظر گرفته شود: اين محدودة اعداد كمتر ميشود

.

WL را بايستي بر حسب نوع بافت مورد مطالعه , در محدوده بين عدد CT ضايعه و عدد CT بافت مجاور تنظيم می گردد.

window width معمولا تقریبا، دو برابرِ محــدودة اعداد CT  ناحــية مورد بررسي تعييــن  می شود. براي شارپ تر شدن كنتراست, بهتر است از WW باريك استفاده شود.

 

تصاويري كه با WW عريض تهيه شدهاند, صافتر (smoother) به نظر ميرسند.

مثلاً در مورد اسكنهاي كبد، بايستي دو تصوير يكي با WW باريك (كمتر از HU 300) و يكي با WW عريض (بيشتر از HU 300) تهيه شود، زيرا اختلاف دانسيته تومور كبد نسبت به بافت نرمال كبد كم است.

در مورد اغلب بافتهاي نرم ابدومن, محدوده اين مقدار حدود صفر تا 80+ , براي استخوانها 250+ تا 500+ و براي ريه 250- تا 500- است.

 

5.نمایش تصویر ( computed topographic image)


به این طریق تصاویر سی تی اسکن بر روی مانیتور  باز سازی شده و پس از انتخاب شرایط مناسب WW   و  WL تصویر آماده ذخیره در حافظه دستگاه و یاچاپ بر روی فیلم توسط ایمیجر(Laser imager  ) می شود .