داستان عجیب قدردانی

جوانی با تحصیلات عالی برای شغل مدیریتی در یک شرکت بزرگ درخواست داد. در اولین مصاحبه پذیرفته شد؛ رئیس شرکت آخرین مصاحبه را انجام داد. رئیس شرکت از شرح سوابق متوجه شد که پیشرفت های تحصیلی جوان از دبیرستان تا پژوهشهای پس از لیسانس تماماً بسیار خوب بوده است، و هرگز سالی نبوده که نمره نگرفته باشد.

رئیس پرسید: آیا هیچ گونه بورس آموزشی در مدرسه کسب کردید؟
جوان پاسخ داد: هیچ.

رئیس پرسید: آیا پدرتان بود که شهریه های مدرسه شما را پرداخت کرد؟
جوان پاسخ داد: پدرم فوت کرد زمانی که یک سال داشتم، مادرم بود که شهریه های مدرسه ام را پرداخت می کرد.

رئیس پرسید: مادرتان کجا کار می کرد؟
جوان پاسخ داد: مادرم بعنوان کارگر رختشوی خانه کار می کرد.

رئیس از جوان درخواست کرد تا دستهایش را نشان دهد. جوان دو تا دست خود را که نرم و سالم بود نشان داد.
رئیس پرسید: آیا قبلاً هیچ وقت در شستن رخت ها به مادرتان کمک کرده اید؟

جوان پاسخ داد: هرگز، مادرم همیشه از من خواسته که درس بخوانم و کتابهای بیشتری مطالعه کنم. بعلاوه، مادرم می تواند سریع تر از من رخت بشوید.

رئیس گفت: درخواستی دارم. وقتی امروز برگشتید، بروید و دستهای مادرتان را تمیز کنید،و سپس فردا صبح پیش من بیایید.
جوان احساس کرد که شانس او برای بدست آوردن شغل مدیریتی زیاد است. وقتی که برگشت، با خوشحالی از مادرش درخواست کرد تا اجازه دهد دستهای او را تمیز کند.

مادرش احساس عجیبی می کرد، شادی اما همراه با احساس خوب و بد، او دستهایش را به مرد جوان نشان داد. جوان دستهای مادرش را به آرامی تمیز کرد. همانطور که آن کار را انجام می داد اشکهایش سرازیر شد. اولین بار بود که او متوجه شد که دستهای مادرش خیلی چروکیده شده، و اینکه کبودی های بسیار زیادی در پوست دستهایش است. بعضی کبودی ها خیلی دردناک بود که مادرش می لرزید وقتی که دستهایش با آب تمیز می شد.

این اولین بار بود که جوان فهمید که این دو تا دست هاست که هر روز رخت ها را می شوید تا او بتواند شهریه مدرسه را پرداخت کند. کبودی های دستهای مادرش قیمتی بود که مادر مجبور بود برای پایان تحصیلاتش، تعالی دانشگاهی و آینده اش پرداخت کند.

بعد از اتمام تمیز کردن دستهای مادرش، جوان همه رخت های باقیمانده را برای مادرش یواشکی شست. آن شب، مادر و پسر مدت زمان طولانی گفتگو کردند. صبح روز بعد، جوان به دفتر رئیس شرکت رفت.

رئیس متوجه اشکهای توی چشم های جوان شد، پرسید: آیا می توانید به من بگویید دیروز در خانه تان چه کاری انجام داده اید و چه چیزی یاد گرفتید؟

جوان پاسخ داد: دستهای مادرم را تمیز کردم، و شستشوی همه باقیمانده رخت ها را نیز تمام کردم.
رئیس پرسید: لطفاً احساس تان را به من بگویید.

جوان گفت:
1-اکنون می دانم که قدردانی چیست. بدون مادرم، من موفق امروز وجود نداشت.
2-از طریق با هم کار کردن و کمک به مادرم، فقط اینک می فهمم که چقدر سخت و دشوار است برای اینکه یک چیزی انجام شود.
3-به نتیجه رسیده ام که اهمیت و ارزش روابط خانوادگی را درک کنم.
رئیس شرکت گفت: این کسی است که دنبالش می گشتم که مدیرم شود. می خواهم کسی را به کار بگیرم که بتواند قدر کمک دیگران را بداند، کسی که زحمات دیگران را برای انجام کارها بفهمد، و کسی که پول را بعنوان تنها هدفش در زندگی قرار ندهد. شما استخدام شدید. بعدها، این شخص جوان خیلی سخت کار می کرد، و احترام زیردستانش را بدست آورد.


منبع:http://aftab.cc/linkestan/showlink.php

بز وجود خود را قربانی کنید

روزگاری مرید ومرشدی خردمند در سفر بودند. در یکی از سفر هایشان در بیابانی گم شدند وتا آمدند راهی پیدا کنند شب فرا رسید. نا گهان از دور نوری دیدند وبا شتاب سمت آن رفتند. دیدند زنی در چادر محقری با چند فرزند خود زندگی می کند.آن ها آن شب را مهمان او شدند. واو نیز از شیر تنها بزی که داشت به آن ها داد تا گرسنگی راه بدر کنند.

روز بعد مرید و مرشد از زن تشکر کردند و به راه خود ادامه دادند. در مسیر، مرید همواره در فکرآن زن بود و این که چگونه فقط با یک بز زندگی می گذرانند و ای کاش قادر بودند به آن زن کمک می کردند،تا این که به مرشد خود قضیه را گفت.مرشد فرزانه پس از اندکی تامل پاسخ داد:”اگر واقعا می خواهی به آن ها کمک کنی برگرد و بزشان را بکش!”.
مرید ابتدا بسیار متعجب شد ولی از آن جا که به مرشد خود ایمان داشت چیزی نگفت وبرگشت و شبانه بز را در تاریکی کشت واز آن جا دور شد….

سال های سال گذشت و مرید همواره در این فکر بود که بر سر آن زن و بجه هایش چه آمد.
روزی از روزها مرید ومرشد قصه ما وارد شهری زیبا شدند که از نظر تجاری نگین آن منطقه بود.سراغ تاجر بزرگ شهر را گرفتند و مردم آن ها را به قصری در داخل شهر راهنمایی کردند.صاحب قصر زنی بود با لباس های بسیار مجلل و خدم و حشم فراوان که طبق عادتش به گرمی از مسافرین استقبال و پذیرایی کرد، و دستور داد به آن ها لباس جدید داده و اسباب راحتی و استراحت فراهم کنند. پس از استرا حت آن ها نزد زن رفتند تا از رازهای موفقیت وی جویا شوند. زن نیز چون آن ها را مرید و مرشدی فرزانه یافت، پذیرفت و شرح حال خود این گونه بیان نمود:

سال های بسیار پیش من شوهرم را از دست دادم و با چند فرزندم و تنها بزی که داشتیم زندگی سپری می کردیم. یک روز صبح دیدیم که بزمان مرده و دیگر هیچ نداریم. ابتدا بسیار اندوهگین شدیم ولی پس از مدتی مجبور شدیم برای گذران زندگی با فرزندانم هر کدام به کاری روی آوریم.ابتدا بسیار سخت بود ولی کم کم هر کدام از فرزندانم موفقیت هایی در کارشان کسب کردند.فرزند بزرگ ترم زمین زراعی مستعدی در آن نزدیکی یافت. فرزند دیگرم معدنی از فلزات گرانبها پیدا کرد ودیگری با قبایل اطراف شروع به داد و ستد نمود. پس از مدتی با آن ثروت شهری را بنا نهادیم و حال در کنار هم زندگی می کنیم.
مرید که پی به راز مسئله برده بود از خوشحالی اشک در چشمانش حلقه زده بود….

نتیجه:
هر یک از ما بزی داریم که اکتفا به آن مانع رشدمان است،و باید برای رسیدن به موفقیت و موقعیت بهتر آن را فدا کنیم.

 منبع: وبلاگ حکایتها و ضربالمثلها

بابیلون را فراموش کنید!

ابتدا بگویم که برای خودم متأسفم که مدت‌هاست مچل این بابیلون لعنتی هستم!

تقریباً 90 درصد نرم افزارهایی که استفاده می‌کنم، رایگان هستند و خیلی از آن‌ها را در بخش « دنیای نرم افزارهای رایگان » معرفی کرده‌ام، اما تا به حال فرصت نشده بود که به فکر یک دیکشنری رایگان باشم.

اگر شما هم از بابیلون به عنوان دیکشنری کامپیوتر خود استفاده کرده باشید، مطمئناً با Expire شدن‌ها و دردسرهای کرک کردنش مواجه بوده‌اید!! این بار و بعد از تست چندین کرک، واقعاً خسته شدم.

جستجویی کردم که ببینم آیا کسی در دنیای به این بزرگی پیدا شده که الگوریتم بابیلون را به کار گرفته و نرم افزارش را رایگان و شاید Open Source منتشر کرده باشد یا خیر.

در کمال تعجب، یک دیکشنری رایگان یافتم که از نگاه من بسیار برتر از بابیلون است!

تمام امکانات و جزئیاتش دقیقاً مثل بابیلون است، به اضافه امکانات برتری چون ترجمه خودکار متون انتخاب شده در محیط‌های مختلف، ترجمه بهتر و سریع‌تر متن با کمک Google Translator و خلاصه، نرم افزاری است که مطمئناً از این پس به جای بابیلون به همگان معرفی خواهم کرد:

Lingoes در حقیقت یک Babylon از نوع رایگان است!

دیگر دردسر کرک کردن بابیلون را نخواهید داشت...

تنها موردی که می‌ماند، تعداد دیکشنری‌های انگلیسی به فارسی و فارسی به انگلیسی است که فعلاً فقط دو سه تا است، اما مطمئناً با ترویج این دیکنشری می‌توان امیدوار بود که چه بسا بهتر از بابیلون پیشرفت کند ضمن اینکه همین تعداد هم جواب کار خیلی‌ها را می‌دهد.

برای دانلود این دیکشنری به سایت رسمی آن مراجعه کنید:

Download Lingoes Free Dictionry at http://www.lingoes.net

(برای دانلود از لینک Sky Drive استفاده کنید. حجم: 5 مگابایت)

پس از نصب، دقیقاً مثل بابیلون با نگه داشتن کلید Ctrl و کلیک راست روی کلمه، ترجمه آن را مشاهده خواهید کرد.

برای دانلود دیکشنری‌های فارسی، کلمه Persian  و Farsi را در این بخش جستجو کنید: http://www.lingoes.net/en/dictionary

به هر حال، بهترینشان این: Generic English-Persian Dictionary و این: hFarsi - Advanced Version است. دانلود کنید و فقط روی آن‌ها دابل کلیک کنید تا به لینوگز افزوده شود.

از دوستانی که تخصص در تولید دیشکنری دارند، خواهش می‌کنیم که اینجا بروند و اقدام به تولید دیکشنری برای این نرم افزار کنند. (به دانشجویانی که دنبال موضوعی به عنوان پروژه می‌گردند پیشنهاد می‌کنم چند دیکشنری فارسی بابیلون را به لینگوز تبدیل کنند)

از مدرسین و وبلاگ‌داران و ... خواهشمندیم در معرفی این دیکشنری به کاربران، اقدام کنند تا شاهد پیشرفت سریع‌تر آن باشیم.

دقت کنید که بابیلون یک بستر (Platform) برای اجرای دیکشنری‌هایی است که کاربران برای آن ساخته‌اند. من همیشه از بابیلون بیزار بوده‌ام به این دلیل که در حقیقت دیکشنری‌های کاربران شده است بستری برای رشد بابیلون و در واقع کاربران زحمت اصلی را متحمل شده‌اند و بابیلون سودش را خورده است! پس باید کم کم راه‌هایی برای مقابله با این نوع پول‌خواری‌های نامناسب جست که طبیعتاً ترویج یک دیکشنری رایگان می‌تواند بهترین راه باشد.

موفق باشید؛
حمید رضا نیرومند

  تاثیر شخصیت بر حیطه شغلی

مقدمه

آیا تا کنون به این موضوع فکر کرده اید که برخی از همکارانتان سبب ایجاد عصبانیت در شما می شوند؟ به نظر می رسد که طول موج آنها با شما یکی نیست. آنها به چیزهایی که می خواهند از طرق مختلف دست پیدا می کنند و گاهی شما با خود میگویید که آنها چگونه قادر به انجام چنین کاری هستند.

شخصیت و خصوصیات اخلاقی فردی نقش مهمی را در بدست آوردن اطلاعات از سایرین، پیروزی بر مشکلات، و سازماندهی زندگی بازی می کند. به عنوان مثال شاید تمامی اساتید دانشگاه دارای یکسری خصوصیات اخلاقی مخصوص به خود باشند، افرادی که قوه ی تخیل بالایی دارند، نمی توانند جزئیات مباحث را به خوبی به خاطر بسپارند، افراد خون گرم و زود جوش معمولاً برنامه ریزی دقیقی برای زندگی خود ندارند. به هر حال تیمی که تشکیل شده باشد از افرادی با خصوصیت های اخلاقی متفاوت، در کار خود خیلی موفق تر عمل خواهد کرد.

روانشناسی به نام "میر بریج" تئوری جدیدی را برای بررسی شخصیت های مختلف ارائه می دهد. در این تئوری نگاهی دو جانبه به 4 خصوصیت اخلاقی داشته که اگر ما در وجود همکاران خود ببینیم احساس می کنیم که آنها با سایرین فرق دارند.

درون گرا یا برون گرا

برخی از افراد هستند که ترجیح می دهند مشکلات خود را با دیگران در میان بگذارند، به وجود دیگران و مصاحبت با آنها محتاجند، و تمایل دارند که در محیط های باز و شلوغ کار کنند. همین سر و صداهای روزمره زندگی است که به آنها انرژی پیمودن ادامه ی راه را می دهد. برای این افراد اصلاً مهم نیست که مرکز توجه جمع باشند و یا دائماً ترتیب سخنرانی های متفاوت را بدهند. انرژی این افراد خارجی است و انسان های برونگرایی محسوب می شوند. افرادی که بیشتر در رشته ی هنرهای نمایشی و موسیقی فعالیت می کنند جزء کسانی محسوب می شوند که انرژی را به بیرون ساطع مینمایند.

از سوی دیگر افرادی نیز هستند که تمایل دارند تا بر روی موضوعات مختلف تاثیرگذار واقع شوند. این افراد به طور دقیق بر روی کلیه ی مباحث تمرکز کرده و عمیقاً در مورد مسائل مختلف فکر می کنند. یافته های آنها معمولاً خصوصی است و ترجیح می دهند ساکت باشند. آنها آنقدر که از کتاب خواندن لذت می برند، از شرکت در یک میهمانی نمی توانند لذت ببرند. در محل کار ترجیح می دهند فضای اختصاصی خودشان را داشته باشند و کار کردن در محیط باز را نمی پذیرند. این قبیل افراد درون گرا هستند. مهندسین علوم کامپیوتری، و فلاسفه در میان عمیق ترین درون گراها قرار می گیرند.

اگر هر یک از این خصوصیات به حد نهایی خود برسد، سبب می شود میان دو نفری که در دوسوی این دو قطب مختلف وجود دارند، مشکلاتی ایجاد شود. برون گرا ها احساس می کنند که درون گرا ها آنقدر ها که لازم است صحبت نمی کنند و به همین دلیل نمی توانند تشخیص دهند که چه چیزی در سر آنها می گذرد. درون گراها نیز آرزو میکنند که ای کاش برون گراها می توانستند پیش از صحبت کردن فکر کنند و تنها وقتی حرف بزنند که ایده ها را در ذهن خود بررسی کرده باشند.

لبته باید توجه داشت که همه ی افراد در شرایط مختلف، عکس العمل های متفاوتی را نیز از خود بروز می دهند و همه ما گرایش های درون گرایانه و برون گرایانه را داریم و در موقعیت های مختلف بسته به شرایط، واکنش های متفاوتی را از خود بروز می دهیم.

کلی گرا و جزئی نگر

برخی از ما به جزئیات مطالب ریز می شویم و هیچ توجهی به تصویر بزرگتری که پیش رویمان قرار دارد، نمی کنیم.

گروه دیگری از افراد هستند که دورنمای خوبی از مسائل مختلف دارند، اما از تمرکز کردن بر روی جزئیات فراری هستند. میر بریج گروه اول را "حسگر" و دوم را "یافتگر" نامگذاری می نمایند. افراد حسگر را می توان بیشتر در میان کسانی که در کارهای عملی تبحر دارند پیدا کرد، مانند مهندسان، دانشمندان و افرادی که به کارهای هنری اشتغال دارند. پای این قبیل افراد به طور کامل بر روی زمین قرار دارد. آنها در زمان حال زندگی می کنند. آنها کارهایشان را یکی پس از دیگری و با رعایت ترتیب انجام میدهند و ترجیح می دهند که تغییرات را به صورت پله ای بپیمایند. از سوی دیگر شهودگرایان یا همان یافتگراها از تصور و تخیل بالایی برخوردار هستند. آنها اطلاعات را از منابع مختلفی بدست می آورند و برای آینده اهمیت زیادی قائل هستند. آنها بر خلاف حسگرها دوست دارند که همواره تغییرات کلی در زندگی خود ایجاد کنند.

به طور طبیعی شهودگراها معتقدند که حسگراها کمبود خلاقیت و قوه ی تخیل دارند و حسگراها نیز تصور می کنند که شهودگرایان در ابرها سیر می کنند.

نویسندگان، روزنامه نگاران، و روانشناسان به طور طبیعی در رده ی شهودگرایان قرار می گیرند.

تحلیلگرا یا راه گشا

دانشمندان و ریاضی دانان معمولاً با اسنباط و استنتاج مشکلات، به راه حل می سرند. نقطه ای را به عنوان مرکز شروع فعالیت خود قرار داده و به صورت منطقی به دنبال یافتن راه حل صحیح بر می آیند. اگر از استدلال و برهان مناسب استفاده کنند، به پاسخ صحیح نیز دست پیدا خواهند کرد، اما آیا مردم این امر را قبول می کنند؟ "متفکران" که به این طریق عمل می کنند، ابتدا راه منطقی را طی می کنند و زمانیکه به راه حل دست پیدا کردند، آنرا به دیگران می فروشند. بیشتر دانشمندان و مهندسان به شدت تحلیلگرا هستند.

اما متد "حسی" بدین شرح است که ابتدا در نظر گرفته می شود که مردم به دنبال چه راه حلی هستند، سپس به دنبال یافتن آن راه حل می روند . افرادی که به این شیوه عمل می کنند مشکلات را به گونه ای حل می کنند که گویی خودشان نیز بخشی از آن هستند. این امر در حالی است که تحلیلگرایان حتی الامکان خودشان را منفصل از راه حلی که بدست می آورند می دانند. یکی عینی است و دیگری انتزاعی. تحلیلگرایان تصور می کنند که کسانیکه مشکلات را از طریق راه حل های انتزاعی حل می کنند، افراد غیر منطقی هستند. روحانیون و مشاوران اجتماعی عموماً در زمره ی مشکل گشاهای "حسی" قرار می گیرند. آنها بر این باورند که تحلیلگرایان افراد سردی هستند و قدرت حس کردن ندارند.

سازماندهی زندگی فردی

آیا فراتر از زمان مسائل را سازماندهی کرده و برنامه ریزی می کنید و در مورد آنها فکر می کنید؟ برخی از افراد هستند که همیشه دوست دارند زندگی شان تحت کنترل باشد. آنها لیستی از کارهایی که باید انجام دهند را تهیه کرده و خاطرات خود را یادداشت می کنند. برای تعطیلات از قبل برنامه ریزی می کنند و برای روز، ماه و سال خود نیز برنامه ریزی می نمایند. میر بریج این افراد با نام "اندیشمند" معرفی می کند. میز کار آنها همیشه تمیز و مرتب است و به راحتی می توانید هر چیزی را در جای خودش پیدا کنید، چه در محیط کار و چه در خانه؛ اما در این میان گروه دیگری نیز وجود دارند که میر آنها را با نام "دریافتی" معرفی می کند. این افراد احساس می کنند که اگر برای یک ماه آینده ی خود برنامه ریزی کنند، دست و پایشان بسته می شود. آنها دوست دارند که خودشان را در جریان زندگی قرار دهند، ساعت های انعطاف پذیر کاری را تجربه کنند، موقعیت های جدید زندگی را در آغوش بگیرند، و همواره آماده ی رویارویی با تجربیات جدید در زندگی هستند.

اما از سوی دیگر برخی از افراد نیز هستند که کنترل گرا هستند. آنها می خواهند کارشان را پیش از وقت تفریح انجام داده باشند اما گروه دیگر در هر زمان آماده تفریح هستند. اگر کارفرمای شما در این خصوصیت عکس شما باشد، آنوقت رابطه شما جالب و دیدنی خواهد بود.

روابط

اگر شما خودتان را با مواردی که ذکر شد مقایسه کنید، ممکن است برخی بگویند: "مثل من" و برخی دیگر تصور کنند که خصوصیات اخلاقی شان تا حدی با آنچه در این مقاله به آن اشاره شد فرق می کند. به هر حال همه افراد در درون خود خصوصیات اخلاقی متفاوتی را دارند و هر کس که درک بهتری از خود داشته باشد خیلی راحت تر می تواند متوجه نقاط قوت وضعف خود شود. زمانیکه شما ارتباطتان را با همکاران و دوستانتان در نظر می گیرید و به ناراحتی ها و مشکلاتی که ممکن است به وجود آیند فکر می کنید، گاهی اوقات توضیحاتی که در این مقاله در اختیارتان قرار دادیم می تواند کمک شایان ذکری به شما کند و به این ترتیب بتوانید روابط خود را بهبود بخشید.

برگرفته از سایت مردمان


6 اشتباه   رایج درباره كمردرد!!

کمر درد می تواند به دلایل مختلفی بروز کند،اما شش اشتباه جالب و بزرگ در رابطه با کمردرد وجود دارد بدین ترتیب است ...

 

* می‌گویند اولین و بهترین درمان كمردرد،استراحت مطلق برای مدتی طولانی است:
برخلاف این عقیده كه قبلا بین پزشكان و بیماران رواج داشت،این روزها بیشتر پزشكان معتقدند كه استراحت مطلق،بویژه برای طولانی ‌مدت،كار درستی نیست و داشتن فعالیت‌های سبك،روند بهبود كمردرد را تسریع می‌كند.البته یك دوره كوتاه استراحت غالبا مفید است،ولی استراحت مطلق،آن هم برای مدتی طولانی،ضررش بیشتر از فایده است.

* می‌گویند آخرین و موثرترین درمان كمردرد، ‌جراحی است:
جراحی،آخرین درمان است،ولی موثرترین نیست.در واقع،هیچ روش جراحی موثری برای درمان كمر دردهای ناشی از مشكلات عضلات و بافت‌های نرم وجود ندارد و جراحی معمولا برای مشكلاتی مانند فتق دیسك بین‌مهره‌ای و اسپوندیلوز استفاده می‌شود؛آن هم به عنوان آخرین انتخاب.با این همه،اگر شما دردی شدید و مداوم دارید كه به هیچ درمانی جواب نمی‌دهد یا در اثر فشار بر نخاع و ریشه ‌های عصبی دچار ضعف عضلانی پیش‌رونده یا اختلالات عصبی نظیر عدم كنترل ادرار و مدفوع شده‌اید،ممكن است جراحی برایتان سودمند باشد.

*خیلی‌ها فكر می‌كنند بهترین تشك برای آنها كه كمردرد دارند،تشك نرم است:
 اگر دچار كمردرد هستید،بهتر است از تشك‌های نسبتا سفت استفاده كنید و البته خوابیدن روی سطوح خیلی سفت نیز توصیه نمی‌شود.

* بعضی‌ها توصیه می‌كنند،اگر می‌خواهید فشار كمتری به كمرتان وارد شود،روی شكم بخوابید:
خوابیدن به شكم اصلا برای كمر مناسب نیست.بهترین حالت خوابیدن برای آنها كه كمر درد دارند، خوابیدن به پهلو و خوابیدن به پشت است.بهتر است به پهلو بخوابید و پاهایتان را اندكی به سمت شكم جمع كنید و بالشی را هم میان زانوهایتان قرار دهید؛و اگر تمایل دارید كه به پشت بخوابید،بهتر است پایتان را كمی بالاتر از سطح بدنتان (مثلا روی یك بالش یا صندلی) قرار دهید یا این‌كه بالشی را زیر زانوهایتان قرار دهید تا قوس طبیعی كمرتان حفظ شود. 

* بعضی‌ها خیال می‌كنند كمردرد بیماری سالمندان است:
كمردرد سن و سال نمی‌شناسد و 70 درصد آدم‌ها در طول زندگی‌شان لااقل یك بار كمردرد می‌گیرند. ضمن این‌كه بعضی مطالعات نشان می‌دهد كه حتی بین 30 تا 50 درصد نوجوانان 15 تا 16 ساله نیز از كمردرد رنج می‌برند.شیوه نامناسب نشستن و خوابیدن،ورزش‌های نامناسب،كم ‌تحركی‌های طولانی و استفاده از كوله‌پشتی‌هایی كه وزنشان از 15 درصد وزن بدن بیشتر باشد،از شایع‌ترین علت كمر درد نوجوانان به حساب می‌آید.

* می‌گویند بیشتر كمر دردها ناشی از مشكلات دیسك،مهره‌ها و نخاع است:
در بیشتر موارد،كمردرد هیچ ربطی به مهره‌ها و دیسك و نخاع ندارد و علت آن صرفا كشیدگی عضلات و رباط‌های پشت است.عامل این كشیدگی هم چیزی نیست جز بلند كردن اجسام سنگین،بلند كردن نادرست اجسام،حركت ناگهانی در ناحیه كمر،نشستن یا خوابیدن نادرست و موارد مشابه.

گردآوری: گروه سلامت سیمرغ
منبع:jamejamonline.ir

فراموش کردن پسورد BIOS کامپیوتر

یکی از بزرگترین مشکلاتی که کاربران با آن روبرو هستند مشکل فراموش کردن پسورد BIOS کامپیوتر است. چرا که با این کار دیگر امکان ورود به کامپیوتر را نخواهند داشت. معمولأ برای رفع این مشکل درآوردن باتری ساعت از روی مادربورد پیشنهاد میشود. اما این کار همیشه و هرجا قابل انجام نیست. چرا که ممکن است سیستم شخصی شما نباشد یا حتی دستگاه یک لپتاپ باشد. اما با استفاده از این ترفند شما به سادگی و تنها با تایپ یک دستور ساده پسورد ذخیره شده روی BIOS را کلأ محو میکنید! یقینأ چنین راهی را در هیچ جای دیگر نخواهید یافت! لازم به ذکر است این ترفند بر روی تمامی BIOS ها قابل انجام است و تفاوتی در نوع آن نمیکند.

برای این کار:

شما ابتدا نیاز به یک سی دی Bootable دارید. این نوع سی دی در هر مکانی یافت میشود. سی دی نصب ویندوز شما هم احتمال بسیار زیاد Bootable است.

همچنین میتوانید خودتان یک فلاپی بوتیبل بسازید.

 

مهم این است که شما به نوعی وارد خط فرمان شوید.

همچنین اگر DOS دارید میتوانید از آن استفاده کنید.

پس از ورود به خط فرمان با استفاده از هر یک از طرق بالا کافی است دستورات زیر را با دقت وارد نمایید:

DEBUG

O 70 71-

O 71 72-

O 72 73-

Q-

دقت کنید بعد از وارد کردن هر خط دکمه Enter را بزنید ، سپس خط بعدی را وارد کرده و مجدد Enter بزنید تا به خط پایان برسید.

اکنون پس از وارد کردن آخرین خط کار تمام است و شما میتوانید مطمئن باشید پسورد BIOS شما پاک شده است.

حال سیستم را Reset کنید و مشاهده کنید که دیگر پس از ورود به سیستم از شما پسوردی خواسته نمیشود. 

منبع: انسان ۲۰۰۹