حسین تشنه بیداریست

 
حسين تشنه آب نيست!

خون حسين ،

 

چشمه ماناي بيداري آدم ها در برابر زورمندان زمين است ،

 

خون جاويد شهيد كربلا،

 

رسواگر دين دروغين امويان است.

 

خون حسين،

 

نجات دهنده ابدي و حيات دوباره دين است .

 

لباس هاي ريا بافت تن حاكمان زر و زور برهنه نمي شد،

 

جز با خون حسين .

 

نقاب هاي دين فروشان كنار نمي رفت ،

 

جز با خون حسين.

 

ريسمان هاي جهل عوام پاره نمي شد،

 

جز با خون حسين.

 

پستي ها ، رذيلت ها و نقاق امويان عريان نمي شد،

 

جز با خون حسين.

 

آري !

 

حسين تشنه آب نيست ، تشنه بيداريست!!!!

 

عاشورا، زمين نيست،

 

ميدان آگاهي دائمي بر عليه ظالمين است !!!!

 

حسين ، نام نيست ،

 

حسين خون خدا در رگ هاي جهادگران روي زمين است

 

منبع: زندان تن http://masoudmehrshad22.blogfa.com

به موقع بخنديم

به سرآستین پاره‌ی کارگری که دیوارت را می‌چیند و به تو می‌گوید ارباب. نخند!
به پسرکی که آدامس می‌فروشد و تو هرگز نمی‌خری. نخند!
به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می‌رود و شاید چند ثانیه‌ی کوتاه معطلت کند. نخند!
به دبیری که دست و عینکش گچی است و یقه‌ی پیراهنش جمع شده. نخند!
به دستان پدرت،
به جارو کردن مادرت،
به همسایه‌ای که هر صبح نان سنگک می‌گیرد،
به راننده‌ی چاق اتوبوس،
به رفتگری که در گرمای تیرماه کلاه پشمی به سردارد،
به راننده‌ی آژانسی که چرت می‌زند،
به پلیسی که سرچهار راه با کلاه صورتش را باد می‌زند،
به مجری نیمه شب رادیو،
به مردی که روی چهارپایه می‌رود تا شماره‌ی کنتور برقتان را بنویسد،
به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته و درکوچه‌ها جار می‌زند،
به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می‌ریزد،
به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی،
به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان،
به پسری که ته صف نانوایی ایستاده،
به مردی که در خیابانی شلوغ ماشینش پنچر شده،
به مسافری که سوار تاکسی می‌شود و بلند سلام می‌گوید،
به فروشنده‌ای که به جای پول خرد به تو آدامس می‌دهد،
به زنی که با کیفی بر دوش به دستی نان دارد و به دستی چند کیسه میوه و سبزی،
به هول شدن همکلاسی‌ات پای تخته،
به مردی که در بانک از تو می‌خواهد برایش برگه‌ای پرکنی،
به اشتباه لفظی بازیگری در یک نمایش تاتر،
نخند، نخند که دنیا ارزشش را ندارد که تو به خردترین رفتارهای نابجای آدمها بخندی!
که هرگز نمیدانی چه دنیای بزرگ و پر دردسری دارند!
آدمهایی که هر کدام برای خود و خانواده‌ای همه چیز و همه کسند!
آدمهایی که به خاطر روزیشان تقلا می‌کنند،
بار می‌برند،
بی‌خوابی می‌کشند،
کهنه می‌پوشند،
جار می‌زنند،
سرما و گرما می‌کشند،
و گاهی خجالت هم می‌کشند ...،

بیائیم هرگز به دیگران نخندیم و زمانی لب به خنده باز کنیم که خودمان را
در شادی و خوشبختی دیگران سهیم بدانیم و بقولی
"به دیگران نه، ولی با دیگران بخندیم"

منبع: آفتابگردان

خداوندا !!!

خداوندا در دل دوستانت
نور عنايتت پيداست!
جانها در آرزوي وصالت ,
حيران و شيداست .
چون تو مو لي کراست؟
چون تو دوست کجاست؟
هر چه دادي نشانه است و آيين فرداست.
آنچه يافتيم پيغامست و خلعتت برجاست.
الهي
ناليدن من از درد , از بيم زوال درد است.
هر آنکه از زخم دوست نالد , در مهر دوست , نامردست .
الهي
ياريم ده , تا قصه درد خود بتو پردازم.
و بر درگاه تو پيشاني عبادت سايم.

بر گرفته از مناجات نامه خواجه عبدلله انصاري

نگرانی همیشه بد نیست

 
 

همان طور که می‌دانیم، نگرانی باعث به وجود آمدن استرس می‌شود و استرس نیز خطری جدّی برای سلامتی ماست. نگرانی می‌تواند فشار خون را افزایش دهد، باعث بیخوابی گردد، و بر سیستم تغذیه، سیستم ایمنی و حتی امور جنسی ما تاثیر بگذارد. امّا نگرانی تمامش بد نیست. توانایی نگران شدن درباره خطرات احتمالی و آماده شدن برای مقابله، عامل حیاتی در رشد و بقای نوع بشر بوده است. در زیر توصیه‌هایی برای استفاده از این حق طبیعی و تکاملی و این که چگونه استرس را به خدمت خود بگیرید آورده شده است.

1- استرس را به دوست خود تبدیل کنید- یاد بگیرید که چه موقع نگران شوید
هزاران سال پیش، نگران شدن بقای ما را تضمین کرد. انسان، یکی از ضعیف‌ترین و کندترین موجودات بود که مشکل جدّی در تامین مواد خوراکی داشت. برای این منظور انسان به شکار حیوانات می‌پرداخت امّا علت اصلی بقای نوع بشر، تشخیص موقعیت‌های خطرناک و دور نگاه داشتن خود از آن‌ها بود.
ما چگونه این کار را کردیم؟ با نگران شدن! یا به عبارت دیگر، استفاده از توانایی فکر کردن برای بررسی احتمالات مختلف، قبل از آن که خود را در مخاطره قرار دهیم. احتمالاتی چون «شاید یک ببر پشت آن درخت باشد» باید قبل از هر چیز دیگری بررسی می‌شد! امروزه موقعیت‌های معدودی وجود دارند که بقای فیزیکی ما را مورد تهدید قرار دهند امّا هنوز به گونه‌ای رفتار می‌کنیم که انگار تعدادشان زیاد است. اغلب ما هر روز با بسیاری موقعیت‌های نگران کننده و آزارنده روبرو می‌شویم که اگر از همه آن‌ها اجتناب کنیم، به جایی نخواهیم رسید.

2- نگرانی را سازنده کنید- یاد بگیرید که چگونه «خوب» نگران شوید
سر فرصت به تمام نگرانی‌ها، محظورات و مشکلات خود فکر کنید. نیم ساعت را در طول روز برای نگران شدن کنار بگذارید. هنگامی که در زمان‌هایی خارج از این نیم ساعت خود را نگران یافتید، آن را یادداشت کنید و پرداختن به آن را برای بعد بگذارید. هنگامی که مورد نگرانی خود را یادداشت کنید، می‌توانید آن را واقعی‌تر در نظر بگیرید و برای مدتی آن را کنار بگذارید.
از الگوهای زیر استفاده کنید:

  • «من درباره .......... نگرانم»
  • «بدترین اتفاقی که ممکن است بیفتد عبارت است از ..... »
  • «بهترین اتفاقی که ممکن است بیفتد عبارت است از ......»
  • «کارهایی که الان می‌توانم بکنم عبارتند از ..........................»
  • «سایر عواملی که باید به یاد داشته باشم عبارتند از .....»
همچنین به یاد داشته باشید که خستگی، گرسنگی، اضطراب و دیگر وضعیت‌های این چنینی باعث می‌شوند که جلوی افکار مثبت شما گرفته شود. بنابراین، پرداختن به نگرانی‌ها را به بعد از صرف غذا، صبح بعد از یک خواب خوب، یا بهتر از همه، بعد از 20 دقیقه ورزش کردن، موکول کنید.

3- فشار را از خود دور کنید- تصمیم‌گیری‌های مهم را به تعویق اندازید
شما ممکن است هنگامی که سخت نگران یک تصمیم‌گیری برای آینده هستید، نتوانید به هیچ چیز دیگری فکر کنید. قبول کنید که گاهی اوقات می‌توانید تصمیم بگیرید که فعلاً هیچ تصمیمی نگیرید. به خود بگوئید: «من اکنون آمادگی لازم برای تصمیم‌گیری را ندارم. 5 روز دیگر دوباره درباره‌اش فکر خواهم کرد.» و تاریخش را در یادداشت‌های خود بنویسید.
اگر نگرانی‌ها را مدتی طولانی همراه خود داشته باشید می‌توانند اثرات تخریبی و زیان‌آوری بر روی خلق و خو، الگوی خواب، حافظه و توانایی حل مساله شما بگذارند. ماندن بر روی یک مساله می‌تواند یافتن راه‌حلی برای آن را مشکل‌تر سازد. اگر مدتی به ذهنتان «مرخصی» بدهید و فکر کردن درباره آن را کنار بگذارید، دید بهتری پیدا خواهید کرد و یافتن راه‌حل برایتان آسان‌تر خواهد شد. نگرانی‌های خود را یادداشت کنید و آن‌ها را کنار بگذارید تا وقتی که تصمیم بگیرید به سراغشان بروید. اجازه دهید هم ذهن خودتان و هم آن‌ها فعلاً استراحت کنند!

4- افکارتان را کنترل کنید
نگرانی مزمن به سرعت شما را خسته و ناامید می‌کند. شما مرتب مشکلات بیشتر و بیشتری را در نظر می‌گیرید تا به نقطه‌ای می‌رسید که احتمالاً نمی‌توانید همه آن‌ها را حل کنید. معمولاً با خود می‌گویید: «اگر این اتفاق بیفتد، آنگاه آن اتفاق خواهد افتاد و سپس به فاجعه منجر خواهد شد!»
به جای این کار، سعی کنید با سوالاتی از قبیل «چه شواهدی برای آن وجود دارد؟» و «براساس تجربیات قبلی، چقدر احتمال وقوع دارد؟»، افکار نگران کننده و آزارنده را به مبارزه بطلبید. یاد بگیرید که بین احتمالات و امکانات فرق قایل شوید.
نگران شدن معمولاً زاییده انتخاب بین انجام دادن یا ندادن یک کار است. اگر مجبور به انتخاب کردن بودید، چیزی که لازم دارید «آمادگی» است نه نگرانی. برای مثال، برای صحبت کردن در جمع، از نظر ذهنی خود را با یادگیری مطالبی که می‌خواهید ارائه کنید و از نظر هیجانی خود را با به کارگیری تکنیک‌های آرمش (ریلکس شدن) آماده سازید.

5- سخن آخر
برای تصمیم‌گیری‌های کاری، فکر کردن در مورد فرزندان یا حفظ رابطه با دیگران، نگرانی مفید است. امّا به شرطی که درست انجام شود. «خوب» نگران شدن، باعث صرفه‌جویی زمان و انرژی می‌شود، ناراحتی‌های هیجانی را از بین می‌برد و شما را قادر می‌سازد که تصمیم‌های بهتری بگیرید. بنابراین، برای اجتناب از نگرانی فزاینده و مخرّب، می‌توانید به توصیه‌های بالا عمل کنید و یاد بگیرید که بلاتکلیفی‌ها و دودلی‌ها را بهتر تحمل کنید.

ترجمه: کلینیک الکترونیکی روان‌یار

آيا زندگي بدون غم ممکن است؟

زندگی یعنی مدیریت شادی ها و غم ها . وقتی که یک نفر زندگی می کند یعنی با دو پدیده ی سختی و آسانی ، آرامش و بهم ریختگی و مشکلات برخورد می کند . انسان با سختی ها مبارزه کرده و از خوشی ها لذت می برد . ما در درگیری های زندگی سرگرم شده ایم . دین یعنی راهنمایی درست برای این نوع مدیریت . یک دروغ بزرگی به انسان ها گفته شده وآن هم این است که زندگی می تواند بدون سختی ها باشد .
بیایید سختی ها را از زندگی خود حذف کرده و فقط از دنیا شادی ببریم . این سخنان دروغ است . زندگی انسان نمی تواند به طور کامل سرشار از شادی باشد . این یک خیال و پندار باطل است . ابلیس یک دروغگوی بزرگ است . قرآن کریم می فرماید: ابلیس می گوید من می خواهم کل زندگی را زیباتر از آن چیزی که است جلوه دهم . تا انسان ها را فریب داده و مشغول کنم . یک دانشجویی در کشور کانادا به من همین اعتراضات را می کرد . من به او گفتم که آموزه های دینی مطابق فطرت انسان است . اما ایشان می گفت این کشور اعتقادات دینی در خصوص محرم و نامحرم را رعایت نمی کنند ، راحت هم هستند . گفتم اگر مقیداتی که اسلام در خصوص محرم و نامحرم آورده است رعایت نشود زندگی سخت می شود . ایشان گفت این مسائل در اینجا حل شده است .
قرار بود این دانشجو هفتاد کانالی که در کانادا بصورت رایگان است وهمه از آن استفاده می کنند را برای من توضیح دهد . یکی از این کانال ها روشن بود و در آن نشان داد که یک خانمی به صورت یک آقا سیلی زد . ازآن آقا پرسیدم چرا این خانم این کار را کرد؟ گفت : این خانم با این آقا دوست است ، اما این آقا به او خیانت کرده او هم عصبانی شده است . به ایشان گفتم شما که گفتید این مسائل در این کشور حل شده است . گفت نه اینقدر حل نشده . اینکه به ما دروغ بگویند که همه چیز حل شده و ما می توانیم یک زندگی بدون پیری، بیماری ، مرگ و درگیری با مشکلات داشته باشیم ، اشتباه است . چون این درواقع تعریف بهشت است نه دنیا . ما باید برای برخورد با مشکلات آمادگی داشته و آنها را بپذیریم . دنیا دار بلا است . اما گاهی اوقات انسان ها می خواهند به خود دروغ بگویند و فکر کنند که یک زمانی در زندگی می رسد که انسان هیچ مشکلی نداشته باشد . یک آماری در اروپا گرفته شده که در طی آن میزان رضایتمندی مردم را در هفتاد سال اخیر اندازه گیری کرده اند . از هفتاد سال پیش تحولات زیادی برای راحتی زندگی مردم بوجود آمده است . دراروپا نیز که از آخرین تحولات استفاده می کنند . اما در این آمار مشخص شده که یک درصد هم میزان رضایتمندی انسان ها از زندگی افزایش پیدا نکرده است . ما می خواهیم لذت ببریم که رضایت داشته باشیم.
اگر میزان جمع بندی رضایتمندی هر کسی را نگاه کنیم به این سادگی قابل افزایش نیست . اما اگر ما راهنمایی دین را در مدیریت سختی ها و آسایش بپذیریم، می تواند سطح رضایتمندی انسان را از زندگی بالا ببرد . ما به خاطر این دروغ بزرگی که کار ابلیس است به سختی ها تأکید کردیم . کار همه ی انسان های آرزوپرور و خوش خیالی است که خود را بیهوده به خوش خیالی می زنند . و وقتی هم که این انسان ها با مشکلات مواجه می شوند نمی توانند آن ها را هضم کنند .
بنابراین ما باید از همان اول این سختی ها را به فرزند خود آموزش دهیم . حتی اگر کسانی که بدون قید و بند در مورد روابط آزاد زن و مرد زندگی می کنند مورد بررسی قرار گیرند، نشان می دهد که میزان رضایتمندی آنها نسبت به خانواده ها و افرادی که مقید هستند کمتر است . این مسئله را با تست های روانشناسی و بررسی شاخص هایی که می تواند میزان رضایتمندی وامید را نشان دهد می توان مشخص نمود . دین رضایتمندی از انواع لذت ها را به ما نشان می دهد . آرامش ، شهوات ، خوردن ، مقام اجتماعی و ... همگی لذت دارند . شما اگر بخواهید لذت و رضایتمندی را افزایش دهید چاره ای جز این ندارید که راهنمایی دین را بپذیرید . دین در قدم اول به شما راست می گوید . می گوید که در این دنیا هم بلا است و هم آرامش .
دین هم راهنمای خوبی است برای نحوه ی برخورد با سختی ها و هم راهنمای خوبی است برای نحوه ی برخورد با شادی ها . مثلاً یکی از لذایذی که در دنیا وجود دارد ، لذتی است که بین زن و مرد است . اسلام این لذایذ را مدیریت کرده و می گوید که از این لذت ها با این مقررات و محدودیت ها استفاده کنید . وقتی که شما نگاه خود را از نامحرم بردارید ، سطح رضایتمندی شما از این امور افزایش پیدا می کند . در غرب ، مردها از خیلی از چیزها کمتر لذت می برند .
در واقع این قیدهایی که ما احساس می کنیم دست و پاگیر است فقط برای این است که انسان ها لذت بیشتری ببرند . اسلام می خواهد انسان ها لذت بیشتری ببرند تا با خدا رفیق شده و به سمت او حرکت کنند . تا وقتی که فرد از این خلقت ها لذت نبرد ، رابطه ی او با خدا خوب نمی شود . ما نمی گوییم که باید با مطلق لذت ها مبارزه کرد . باید مدیریت کنیم که چگونه لذت ببریم . حتی اگر این مدیریت را بعنوان یک سختی بپذیریم ، سطح رضایتمندی ما افزایش پیدا خواهد کرد . این بلایی است که در دنیا وجود دارد و شما نمی توانید دنیا را تغییر دهید . اصل اول تربیت این است که به فرزند خود بگوییم ما باید سختی ها را مدیریت کنیم . اولین راه برای مدیریت این است که خود شما سختی ها را بپذیرید . اگر برخی از سختی ها را قبول کنید مقید می شوید.
بعد از آن اگر کسی از شادی ها و خوشی ها سخن گفت می گوییم که اتفاقاً دین همه ی مدیریتی که به ما پیشنهاد می دهد فقط برای عبور از سختی ها نیست . بلکه برای افزایش لذت بری هم است . دین می گوید که وقتی غذا می خورید با اینکه لقمه ی آخر غذا دلچسب است ، آن را نخورید . فرد می گوید معده ی من هنوز جا دارد چرا می گویید که خوردن لقمه ی آخر مکروه است . اسلام می گوید که فیزیک بدن به گونه ای آفریده شده که عصب های معده می خواهند پیام سیری را به مغز برسانند . اما این پیام یک مقدار دیر می رسد . بنابراین نباید عجله کرد . اگر فکر می کنید هنوز یک یا چند لقمه ی دیگر معده ی شما جادارد ، دیگر غذا نخورید . چون این کار ظرفیت اضافی به معده تحمیل می کند .
خوردن غذای اضافی هیچ اثری جز بیماری ندارد . وقتی هم که مریض شدید دیگر نمی توانید غذای خوش مزه بخورید . پس برای اینکه در آینده لذت برده و مزه ی این لذت در کام شما بنشیند ، از یک لذت که همان خوردن لقمه ی آخر غذا است صرف نظر کنید. تمام پیشنهادات دین اینگونه است . یعنی همه ی لذت هایی را در نظر می گیرد، که فرد می خواهد اما ممکن است آنها را نبیند . پیشنهاد دیگر اسلام این است که تا زمانی که به طور کامل گرسنه نشده اید غذا نخورید. چون با این کار استعداد غذا خوردن خود را نابود می کنید . دیگر از نان خالی لذت نبرده و در این صورت باید هزینه ی زیادی را برای غذای خوشمزه صرف کنید . و این هزینه ی زیاد شما را از لذت های دیگر محروم می کند. یکی از این لذت ها هم لذت های روحی است .
شما می توانید عاشق یک معشوق بسیار بزرگی شوید که می تواند بیشترین سرور را در دل شما ایجاد کند . چرا باید کاری کنید که عاشق نشده و نتوانید مزه ی عشق را ببرید . خلاقیت شما از بین می رود . زمانی که هوس بازی کرده و عادت کنید به وسایلی که از بیرون شما را سرگرم می کنند مانند موسیقی ، قدرت خلاقیت شما از بین می رود . وقتی که خلاقیت خود را از دست بدهید ، لذت گفتن غزل هایی مانند غزل های حافظ را از دست می دهید . خدا می گوید به همه ی لذت هایی که در دنیا وجود دارد برسید . اسلام می گوید که باید با هوای نفس مبارزه کرد . یعنی باید با علاقه و لذتی که باعث سقوط شما شود مبارزه کرد . وگرنه اسم علاقه هایی که شما را بالا می برد هوا نیست . ما نباید همه ی لذت ها را معدوم کنیم .
و از نظر اسلام ممنوع است که ما با همه ی لذت ها مبارزه کنیم . پیشنهاد هایی که خدا می دهد ، برای افزایش قدرت و تنوع لذت بری ما است . خدا می گوید لذتی ببرید که شما را نابود نکرده و لذت های دیگر را از شما سلب نکند . دین نگاه ما را به سختی ها عوض می کند . توقع هرکس از دنیا زیاد باشد بیشتر لطمه می خورد . اگر یک دختر و پسری ازدواج کنند و توقع آنها از همسرشان خیلی زیاد باشد، کار آنها به طلاق ختم می شود . وقتی یک بچه توقع دارد هرکاری که می کند از آن لذت ببرد ، نمی توان نماز خواندن را به او آموزش داد . چون نماز یک لذت فوری ندارد . اگر پدر و مادرها راست بزرگ را به فرزند خود نگفته اند ، امید نداشته باشند که نماز خوان شود . اینکه یک بچه ای به شیوه ی غلط نمازخوان شود بسیار خطرناک است .
یعنی اینکه با تشویق های غلط و دروغ های عارفانه بچه را نمازخوان کردن اشتباه است . در این صورت بچه یک مدت نماز می خواند اما بعد متوجه می شود که همه ی چیزهایی که در خصوص آمدن نور و بالارفتن سطح او از بچه های دیگر کلاس و غیره به او گفته اند دروغ بوده است . به همین جهت نماز زده می شود . اینکه یک نمازخوان ، بی نماز شود بسیار بدتر از این است که یک بچه ای دیرتر نمازخوان شود اما درست این کار را بیاموزد . بدترین ضد انقلاب ها کسانی هستند که یک سابقه ی مذهبی داشته اند . این افراد حتی حاضر به آدم کشی هم می شوند . در تاریخ اسلام نیز همین طور است .
منافقان از کافران قساوت قلب بیشتری داشته اند . منافق یعنی کسی که یک مدت مسلمان بوده و بعد از اسلام خارج شده است . پس ما نباید به هر قیمتی فرزند خود را نماز خوان کنیم . باید با یک روش درست با او رفتار کنیم . روش درست این است که اساساً بچه ی ما سختی های دنیا را باور کرده و بداند که باید شیوه ی برخورد با سختی ها را یاد بگیرد . باید کارهایی را انجام دهد که دوست ندارد . قطعاً بخشی از فعالیت های ما ، چیزهایی است که دوست نداریم . این درواقع ادب است . البته ممکن است گاهی اوقات ما ادبی را هم رعایت کنیم که دوست داریم . ولی ادب، یعنی رفتارطبق آئین نامه ، نه از روی خواستن . اگر کودک گفت برای چه باید نماز بخوانیم ، بگوییم بخاطر ادب در برابر پروردگار . همانطور که ادب حکم می کند اگر فردی عزادار شد ، در مقابل او لباس مشکی پوشید . اولین تعریف نماز این است که نماز ادب است . فلسفه ی ادب این است که بپذیریم قرار نیست همه ی کارهایی را که می کنیم دوست داشته باشیم .

نوشته شده توسط حسين شاهد خطيبي   سايت ليله القدر 

سلام اي خداي مهربان

سلام ای مهربان پروردگار پاک بی همتا

خدایا جز تو آیا مهربانی هست؟

گرچه پیمان خودم را با تو بشکستم

نمی شد باورم ام، چه زیبا باز من را سوی خود خواندی

عزیزا، من گمان کردم که دیگر راه برگشتی برایم نیست

خداوندا مرا البته می بخشی

گمان کردم به جرم غفلت از تو

مرا راندی و در را پشت سر بستی

حبیبا، باورش سخت است

اما تو مرا اینک برای آشتی خواندی؟؟!!

به پاس آشتی با تو، اینک

من خدایا عهد می بندم

از این پس بی شکایت، دوست خواهم داشت

بی توقع، مهر می ورزم

خدایا سینه ام را رحمت پاک گشایش، مرحمت فرما

به لب هایم، تبسم را

به چشمم، نور پاکت را

به قلبم، مهرورزی را

خداوندا، بلندای دعایت را عطایم کن

تو معشوق همه عالم

از این پس، عاشقی را، پیشه ام فرما

خدایا راستش من آدمیزادم

گاه گاهی گر گناهی می کنم طغیان مپندارش

کریما من گناهی بنده ای کردم

و تو بخشایشی جنس خدا

آیا امید بخششم، بی جاست؟

خودت گفتی بخوان

می خوانمت، اینک مرا دریاب

به چشمانی که می جوید تو را، نوری عنایت کن

و خالی دو دست کوچکم را

هدیه ای اینک عطا فرما

خودت گفتی، کسی را دست خالی برنگردانید

کنون ای اولین و آخرینم

بارالها، راست می گویم

دگر من با خدایم، آشتی هستم

ببخشا آن گناهانی که دور از چشم مردم،

در حضورت مرتکب گشتم

گناهانی که نعمت های پاکت را، مبدل کرد

خداوندا، ببخشا آن گناهانی که باعث شد، دعایم بی اثر گردد

گناهانی که امید مرا از تو، پریشان کرد

خدایا پیش آنان که می گویند، من را تو نمی بخشی

تو رسوایم مکن

من گفته ام من مهربان پروردگار قادری دارم

که، می بخشد مرا

آیا به جز این است؟

خدایا، بین من با آنکه نامت را نمی خواند

فرقی نیست؟

اگر من را به عدلت، در میان آتش اندازی

میان آتش، من باز می گویم

هلا ای مردمان،

من مهربان پروردگار قادری دارم

که او را دوست می دارم

چه پیوندی میان آتش و قلبی که مهر تو در آن پیداست؟

و گیرم صبر بر آتش

ولیکن صبر بر دوری تو، هرگز

خدایا خوب می دانم، مرا تنها نمی خواهی

خدایا راست می گویی

غریب این زمین خاکی ات

جز تو که را دارد؟

مرا مهمان دنیای خودت کردی

کریما تو پذیرایی از مهمان خود را، خوب می دانی

تو صاحبخانه ی خوبم

تو ظرف خالی مهمان خود را دوست می داری؟

خداوندا، مرا جز تو خدایی نیست

و می دانم تو نومیدی ما امیدواران خودت را، بر نمی تابی

اگر برگردم از تو با دستان خالی

منکرانت شاد می گردند

خداوندا، شهادت می دهم، هستی

شهادت می دهم، من مهربان پروردگار عادلی دارم

شهادت می دهم، من مهربان قلبی زروح پاک او دارم

شهادت می دهم، من قطره ای از روح اویم

گر چه گاهی خود نمی دانم

شهادت می دهم من قلب پاکی را برای مهرورزی دارم اما

خوب چه باک از آنکه گاهی هم، بگیرد او

گواهی می دهم من جلوه ای از ذات پاک کبریا هستم

و من هستم، که او می خواست من باشم

و می خواهم که من آن گونه ای باشم، که می خواهد

بیا ای مهربان همراه خوب مهر آیینم

بخوان با من

بخوان، زیرا اگر با هم بخوانیمش

جواب هر دومان را زود خواهد داد

خداوندا، تو را من دوست می دارم

و می دانم تو نور آسمان ها و زمین

هر لحظه با من از خودم نزدیک تر هستی

تو گرمای محبت را، عنایت کن

زمینی بنده ام اما، یقینی آسمانی را، عطایم کن

خدایا مزه زیبای بخشش را به کام قلب ما، بنشان

تو لبخند رضایت را عطامان کن

خدایا، قلب مارا

منزل پاک خودت را از حسادت ها رهایی ده

خدایا قدرتم ده تا ببخشم آن که من را سخت آزرده ست

خدایا، من چه می گویم

چنانم کن، که می خواهی

مرا آن کن، که می دانی

منبع:http://gach4u.mihanblog.com

چگونه وچه وقت بنزين بزنيم؟

 ترفندهایی  که بتوانیم از هر لیتر بنزینی که می‌خریم حدّاکثر استفاده را بکنیم.
 
فقط صبح زود که حرارت زمین هنوز در پایین‌ترین حدّ قرار دارد بنزین بزنید.  به خاطر داشته باشید که در تمام پمپ‌بنزین‌ها مخزن سوخت در زیر زمین قرار دارد.  هرچه زمین سردتر باشد، بنزین غلیظ‌تر و متراکم‌تر است.  وقتی هوا گرم می‌شود، بنزین منبسط می‌گردد.  بنابراین، خرید بنزین در بعد از ظهر و حتّی شب که هنوز هوا کاملاً سرد نشده و بر بنزین اثر نگذاشته، سبب می‌شود که یک لیتر شما واقعاً یک لیتر نباشد.  در صنعت نفت، گرانش معیّن و حرارت بنزین، گازوئیل و سوخت هواپیما، اتانول و سایر محصولات نفتی نقشی مهم ایفا می‌کند
هر درجه حرارت که افزایش یابد منفعت زیادی نصیب این صنعت می‌کند.  امّا جایگاههای سوخت دارای دستگاه جبران حرارت در پمپ‌هایشان نیستند.
وقتی مشغول بنزین زدن هستید، دستگیره را تا آخر فشار ندهید.  اگر نگاه کنید میبینید دارای سه درجه است: کُند، متوسّط و تند.  در حالت کُند میزان تبخیر را که در اثر پمپ شدن بنزین حاصل می‌شود به حدّاقلّ می‌رسانید.  همهء شیلنگ‌ها دارای محلّ بازگشت بخار هستند.  اگر سریع بنزین بزنید، مایع دیگری که وارد مخزن بنزین شما شده بخار می‌شود.  این بخار مکیده شده وارد مخزن زیرزمینی می‌شود به طوری که وقتی شما بنزین می‌زنید، در واقع به آن میزان که دستگاه نشان می‌دهد بنزین نزده‌اید.
یکی از مهم‌ترین نکات برای بنزین زدن این است که وقتی باک اتومبیل نصفه است بنزین بزنید.  دلیل آن این است که، هرچه بنزین بیشتری داخل باک باشد، هوای کمتری فضای خالی آن را اشغال میکند.  بنزین به مراتب سریع‌تر از آنچه که تصوّر میکنید تبخیر می‌شود.  مخازن ذخیرهء بنزین دارای سقف داخلی شناور هستند.  این سقف به عنوان نقطهء صفر بین بنزین و جوّ عمل می‌کند تا تبخیر را به حدّاقل برساند.  برخلاف جایگاه‌های بنزین، اینجا که من کار میکنم، هر تانکری که ما بارگیری میکنیم دارای دستگاه جبران حرارت است تا هر گالن عملاً به میزان یک گالن باشد.
نکتهء دیگری که باید یادآوری کنم این است که اگر تانکر بنزین در حال تخلیه به مخزن بنزین باشد و شما هم در جایگاه سوخت باشید، در آن موقع بنزین‌ نزنید.  به احتمال زیاد بنزینی که تخلیه می‌شود سبب می‌گردد که بنزین داخل مخزن به هم بخورد و آنچه از آشغال و آلودگی که معمولاً ته‌نشین می‌شود، بالا بیاید و قسمتی از آن نصیب اتومبیل شما شود.
 
منبع:http://mehdi2847.blogfa.com

پرتو اميد

 

پرتو اميد

یـوسـف گـم‌گـشـتـه بـاز آیـد بـه کنـعـان غم مخور--- کلـبــه‌ی احـزان شـود روزی گلـسـتـان غـم مخـور

ای دل غـمـدیـده حـال‌ات بـه شـــود دل بـد مـکـن --- ویـن سـر شـوریـده بـاز آیـد بـه سـامان غم مخـور

گـر بـهــــار عـمـــر بـاشــد بــاز بــر تـخــت چـمــن --- چتر گل درسرکشی ای مرغ خوشخوان غم مخور

دور گــردون گــر دو روزی بــر مــراد مــا نـگـشــت --- دائــمــاً یـکـسـان نـبـاشـد حـال دوران غـم مخـور

هان مشو نـومـیـد، چون واقف نـه‌ای بر سرّ غیب ---  بـاشــد انـدر پــرده بـازی‌های پـنـهـان غـم مخـور

ای دل ار سـیـل فـنــا بـنـیــاد هـسـتـی بـر کـَنـَد --- چون تـو را نـوح‌ست کشتیبان ز طوفان غم مخور

دربـیـابـان گـر بـه شـوق کـعـبـه خواهی زد قدم --- سـرزنـش‌ها گـر کـنـد خـار مُـغـیـلان غـم مـخـور

گرچه منزل بس خطرناک‌ست و مقصد بس بعید --- هیچ راهی نیست کآن را نیست پایان غم مخور

حـال مـا در فُـرقـت جـانـــان و ابـــــــــرام رقـیـب --- جـمـلـه می‌دانـد خـدای حـال‌گـردان غـم مـخـور

حـافـظـا ! در کُـنـج فـقـر و خلوت شب‌های تـار--- تــا بـُـــُـوَد وردت دعــا و درس قــرآن غـم مـخــور

ادامه نوشته