شرط دست یافتن به آرزوها
شرط دست یافتن به آرزوها
ممکن است بعضی از افراد بگویند:«چگونه می توان چیزی را فقط با خواستن به دست آورد؟!» من می گویم از طریق تمرکز،هرچه را که بخواهید می توانید به دست بیاورید.تمام آرزوها دست یافتنی است.اما این امر به تمرکز شما در جهت واقعی کردن آن بستگی دارد.صرفآ خواست چیزی موجب رسیدن به آن نمی شود.فقط آرزوی داشتن چیزی نشانه ضعف است،نه اعتقاد به حصول خواسته ها.در نتیجه هرگز آرزو کردن به تنهایی کافی نیست،چون در عصر افسانه ها زندگی نمی کنیم.هنگام تفکر درباره موضوعات ارزشمند و موضوعات و تصورات بیهوده،ذهن به یک میزان نیرو مصرف می کند.ء
در این صورت بالاخره موفق می شوید
مراقب آرزوهای خود باشید.تصویری ذهنی از خواسته های خود ترسیم کرده و اراده تان را تا وقتی که به خواسته خود جامه عمل بپوشانید،تثبیت نمایید.هرگز بدون سکان و بی اراده حرکت نکنید.بدانید چه کاری می خواهید انجام دهید و سپس با تمام توان کوشش کنید.در این صورت بالاخره موفق می شوید.ء
تنها رمز موفقیت در به دست آوردن خواسته ها
احساس کنید هر کاری را که به عهده بگیرید،می توانید انجام دهید.بسیاری از مردم کاری را به عهده می گیرند،ولی وقتی شروع به انجام آن می کنند احساس شکست کرده و همین حس اغلب به شکست می انجامد.برای روشن شدن این مطلب مثالی ذکر می کنم.فردی برای خرید کالایی به فروشگاه می رود.فروشنده می گوید:«متأسفانه ما آن را نداریم»،ولی فردی که برای یافتن کالا مصمم است می پرسد:«کجا می توان آن را پیدا کرد؟»و اگر باز پاسخ قانع کننده ای دریافت نکرد،با مدیر فروشگاه صحبت می کند و سرانجام مکانی را که می شود کالا را از آنجا خرید،پیدا می کند.تنها رمز موفقیت در به دست آوردن خواسته ها همین است.به خاطر داشته باشید روح شما مرکز تمام نیروهاست و به آنچه اراده کنید دست خواهید یافت.کسی که از روحیه برنده شدن برخوردار است،همیشه به خود می گوید: «راهی پیدا می کنم و اگر پیدا نشد خود راهی می سازم.»ء
چگونه یک پیک،رئیس بانک می شود
مردی را می شناسم که در حال حاضر رئیس بانک بزرگی است.او کار خود را در بانک به عنوان یک پیک شروع کرد.پدرش برای او دکمه ای سفارش داد که روی آن حرف « p »نوشته شده بود و سپس دکمه را به کت او دوخت.پدرش به او گفت:«پسرم این حرف یادآور این است که تو روزی رئیس بانک می شوی.از تو می خواهم همیشه این مطلب را به یاد داشته باشی و هر روز کاری انجام بدهی که تو را به هدفت نزدیکتر کند.»هر شب پدر او بعد از شام می گفت:«پسرم،امروز جه کار کردی؟»به این ترتیب هدف همیشه در ذهن او بود.او برای رئیس بانک شدن تمرکز کرد و سرانجام موفق شد.پدرش به او گفته بود هرگز به کسی نگوید منظور از آن « p »چیست.همکاران او خیلی سر به سرش گذاشتند و سعی کردند معنی آن را کشف کنند.ولی تا وقتی که رئیس بانک شد و خودش راز آن را افشاء کرد،هیچ کس از آن سر در نیاورد.ء
بیدار کردن و بکار گرفتن نیروی درونی
برای انجام کاری واقعآ ارزشمند،تمرکز کنید.کسی که بااراده و عزم راسخ مشغول به انجام کار می شود شکست نمی خورد.«امرسون» می گوید: «قدرت از آن کسی است که از آن استفاده کند» امروزه موفقیت،تا حدود زیادی به تمرکز بر قانون درونی توان بستگی دارد،زیرا به این ترتیب آن دسته از نیروهای خود را که در صورت به کار گرفته شدن نتایج پایداری را تضمین می کنند،در وجود خود بیدار می کنید.تا وقتی که نتوانید این نیرو را در خود بیدار کنید،نمی توانید از نیروهای خود حداکثر استفاده را ببرید.این جهان بزرگ با هزاران نیرو در هم بافته شده است.شما خود جایگاه خویش را در جهان می سازید و اهمیت آن به خود شما بستگی دارد.ء
قانون شکست ناپذیری و رسیدن به همه خواسته های درست
بااستفاده از قانون شکست ناپذیری به موقع به همه خواسته های درست خود می رسید و در نتیجه از به عهده گرفتن آنچه شایسته شما است و مایل به پرداخت بهای آن یعنی تلاش هستید،نهراسید.تمام اهداف درست ممکن هستند.اتفاق لازم خواهد افتاد.اگر کاری درست است وظیفه شما انجام آن می باشد،هر چند تمام دنیا آن را اشتباه بدانند.ء
غلبه یافتن بر تمام دنیا و انجام هر کار شایسته دلخواه
انسان به نمایندگی خداوند قادر است در صورت داشتن هدف درست بر تمام دنیا غلبه کند.نگویید کاش مرد بزرگی بودم،می توانید هر کار شایسته ای را که مایل هستید انجام دهید.فقط به خود بگویید: «می توانم،اراده می کنم و آن را انجام می دهم.» اگر این سه جمله را به درستی درک کنید،بقیه کارها راحت خواهد بود.شما نیروهایی پنهان و تواناییهایی دارید که می توانید هر چیزی را که در برنامه تان اختلال ایجاد کند،مقهور کنید.ء
از قدرت درک خود بخواهید که حقیقت را بشناسد
به خود بگویید: «از مشکلات و مسئولیت های زندگی نمی هراسم.بگذار سریع و انبوه به سویم هجوم بیاورند.من آماده رویارویی با آنها هستم.روح من شکست ناپذیر است.خداوند نیروی کافی به من می دهد و در تمام لحظات زندگی و لحظات دشوار در کنار من است.هر چه مشکلات بیشتر باشد،شادی من بیشتر است.هر چه سخت تر آزمایش شوم،سریعتر به سوی رشد و تعالی قدرت ذاتی خود قدم برمی دارم.بگذار آنچه که می تواند،مرا شکست دهد.این اتکای درونی برای من کافی است.حقیقت باید پیروز شود.از قدرت درک خود می خواهم حقیقت را بشناسد و از آن پیروی کند.خود برتر من،خردمند است.اکنون حس می کنم به آن نزدیکتر می شوم.»ء
استفاده از قانون تداعی،رفع فراموشی،تمرکز و رسیدن به هدف:
فراموشی به این دلیل است که ذهن خود را مخصوصآ هنگام فکر درباره هدف،بر هدف متمرکز نمی کنید.همیشه فقط چیزهایی را به خاطر می آوریم که تأثیر عمیقی در ما داشته اند.بنابراین باید ابتدا از طریق تداعی افکار مربوط به آن موضوع،درک و تأثیر عمیقی از آن در ذهن ایجاد کنیم.فرض کنیم زنی به همسر خود نامه ای می دهد که پست کند.او هم بدون فکر درباره آن،نامه را می گیرد و در جیب خود می گذارد و سپس به کلی آن را فراموش می کند.اگر هنگام گرفتن نامه به خود می گفت:«این نامه را پست می کنم.صندوق پست در انتهای خیابان بعدی است و هنگام عبور از کنار آن،باید نامه را در آن بیندازم.»به محض دیدن صندوق پست،نامه را به خاطر می آورد.این قانون در مورد مسائل مهمتر هم صدق می کند.مثلآ اگر به شما دستور داده شده است که امروز آقای«اسمیت»را بیرون از اداره در یک رستوران ملاقات کنید،در لحظه شنیدن این دستور به خود چیزی شبیه جمله زیر را بگویید:«وقتی به نبش فلان خیابان رسیدم،باید به سمت راست بپیچم و در فلان رستوران آقای اسمیت را ملاقات کنم.»به این ترتیب تأثیر لازم در ذهن شما ایجاد و ارتباط برقرار می شود و دیدن آنچه که آن را تداعی کرده اید،مأموریت را به خاطر شما می آورد.کار مهمی که باید انجام دهید این است که به محض ورود تأثیر به ذهن،آن را عمیق کنید.این کار با تداعی تمام معانی ممکن،امکان پذیر است.هر یک از تداعی ها باید طوری باشد که تداعی دیگر را تقویت کند.قوانین تداعی،ذهن را تابع خود می کنند.مانند این قانون که فکرهایی که در یک زمان به ذهن می آیند،با هم ترکیب می شوند و یادآوری یکی باعث یادآوری بقیه می شود.دلیل اینکه مردم نمی توانند چیزهایی را که می خواهند به یاد بیاوردند،این است که هنگام ورود این مطالب به ذهن،آنها به اندازه کافی ذهن خود را روی آن متمرکز نمی کنند.با این روش و به وسیله تمرکز توجه بر هدف،صبق قوانین تداعی،خود را برای یادآوری آموزش دهید.اگر به این کار عادت کنید،توجه شما به راحتی متمرکز می شود و حافظه به راحتی آموزش می بیند.در این هنگام حافظه شما به جای ناتوان کردن شما در لحظات مهم،سرمایه ای ارزشمند در فعالیت های روزانه می شود.ء
تمرین تمرکز حافظه
تصویری انتخاب کنید،آن را روی یک میز بگذارید و سپس به مدت دو دقیقه آن را تماشا کنید.توجه را روی این تصویر متمرکز کرده و به تمام جزئیات آن دقت کنید.سپس چشم های خود را ببندید،چقدر می توانید جزئیات آن تصویر را به خاطر بیاورید.فکر کنید تصویر چه چیزی را نشان می دهد.آیا موضوع خوبی است و طبیعی به نظر می رسد؟به اشیائی که در پیش زمینه،زمینه میانی و پس زمینه قرار گرفته اند و به جزئیات رنگ و طرح فکر کنید.حالا چشم های خود را باز کنید و با جدیت همه اشتباه ها را تصحیح کنید.دوباره چشم های خود را ببندید و توجه داشته باشید که تصویر ذهنی شما تا چه حد دقیق است.تا وقتی که تصویر ذهنی شما از نظر تمام ویژگی ها با تصویر اصلی مطابقت پیدا کنید،تمرین را ادامه دهید.ء
استفاده از طبیعت و کشف قدرتهای درونی
افراد کمی می دانند که در تماس با طبیعت،خود را می توانیم کشف کنیم.با شنیدن صدای طبیعت،از طریق حس کنجکاو درونی،منحصر به فرد بودن زندگی را درک می کنیم و به وجود قدرت های پنهان خود پی می بریم.عده کمی درک می کنند که عمل ساده گوش کردن و تمرکز،بهترین قدرت درونی ما است.زیرا همانطور که حواس دیگر،ما را با روی خشن طبیعت انسان تماس می دهند،حس شنوایی و تمرکز،ما را به خداوند متعال نزدیک می کند.هر قدر به طبیعت نزدیکتر زندگی کنیم،این حس بیشتر پرورش می یابد.این به اصطلاح تمدن،بیش از حد سایر حواس ما را به بهای از دست رفتن این حس رشد داده است.ء
.............................................................
حل مشکلات دشوار با این روش
کودکان ناخودآگاه قدر تمرکز را می دانند مثلآ هنگامی که کودکی مشکل بزرگی دارد و به قسمتی می رسد که می بیند نمی تواند با وجود تمام تلاش،از ذهن خود برای حل آن کمک،دست از انجام هر کاری می کشد و کاملآ آرام می شود و روی آرنج خود تکیه می دهد.به نظر می رسد به صدایی گوش می دهد.پس اگر او را تماشا کنید،می بینید که ناگهان راه حل را کشف می کند و با شادی می رود و مشکلات را حل می کند.کودک بطور غریزی ولی ناخودآگاه می داند که وقتی نیاز به کمک دارد باید ساکت و آرام باشد و تمرکز کند.تمام بزرگان تمرکز می کنند و موفقیت خود را مدیون آن هستند.پزشک به علائم بیمار خود به دقت فکر می کند،انتظار می کشد و برای شنیدن الهام گوش می کند.هر چند شاید تمام این کارها را به صورت کاملآ ناخودآگاه انجام دهد.پزشکی که با این روش بیماری را تشخیص می دهد،به ندرت اشتباه می کند.یک نویسنده به طرح کلی کتاب فکر می کند،آن را در ذهن نگه می دارد و سپس صبر کرده و آنچه را می خواهد کشف می کند.اگر شما نیز می خواهید مشکلات خود را حل کنید،باید از همین روش استفاده کنید.ء
یادگیری استفاده از قدرت های نهفته خدادادی
قانونی وجود دارد که طبق آن میل به انجام کاری لزومآ نشانه توانایی انجام آن است.همه شما چراغ علاءالدین را می شناسید.چراغی که آرزوهای بزرگ و خارق العاده را برآورده می کرد.البته این فقط یک داستان تخیلی است ولی نشان دهنده این حقیقت است که انسان در درون خود نیرویی دارد که اگر بتواند از آن استفاده کند،به تمام آرزوهای خود می رسد.اگر تا به حال نمی توانستید عمیق ترین خواسته خود را برآورده کنید،اکنون وقت آن است که استفاده از قدرت های خدادادی را یاد بگیرید.به زودی آگاه می شوید که در خود،قدرت های نهفته ای دارید که در صورت پرورش یافتن می توان دانش گرانبها و امکان بی نهایتی برای موفقیت شما فراهم کنند..انسان باید از هر چیزی به میزان فراوان داشته باشد به حداقل معاش که اکثر مردم دارند،قانع نباشد.ء
دست یافتن به تمام خواسته های طبیعی
به تمام خواسته های طبیعی می توان دست یافت.نمی توان از پروردگار لایزال انتظار داشت خواسته های غیرممکن را برآورده کند.روح انسان در اختیار اوست تا فکر کند و بنابراین منشأ همه چیزهایی است که برای خود ایجاد کرده است.فطرت،انسان را وادار به تفکر می کند.در هر فکر توانایی های بسیاری وجود دارد.زیرا پرورش درست فکر در اتحاد با قدرت های اسرارآمیزی که شاید نتیجه این فکر درست هستند،موجب تمام پیشرفت هایی می شوند که تاکنون در جهان صورت گرفته است.
فکر متمرکز و آرام،نیرومندتر از کلمات
در سکوت از آن چیزی که از فکر فراتر می رود و از فکر به عنوان وسیله ای برای ابراز خود استفاده می کند،آگاه می شویم.بسیاری از افراد به آن چیز،نظری اجمالی دارند ولی عده معدودی به مرحله ای می رسند که ذهن آنقدر آرام باشد که عمق آن را درک کنند.فکر متمرکز و آرام نیرومندتر از کلمات است.برای اینکه تکلم،قدرت تمرکز ذهن را به واسطه به بیرون هدایت کردن توجه،پریشان می کند.ء
چذب نیروی لایتناهی
انسان باید بیشتر و بیشتر یاد بگیرد که به خود تکیه کند و قدرت لایزال را در درون خود جستجو کند.فقط از طریق این منبع می توان قدرت حل مشکلات را به دست آورد.وقتی همیشه منبعی لایتناهی وجود دارد،هرگز نباید کسی ناامید شود.علت شکست این است که مردم از راهی اشتباه موفقیت را جستجو می کنند.آنها از قدرت های واقعی خود که وقتی استفاده شود می تواند آنها را راهنمایی کند،آگاه نیستند.نیروی لایتناهی در درون با افرادی که زندگی را بدون پرورش قدرت روحی طی می کنند،بیگانه است.اما به افرادی که به خود کمک می کنند،یاری می رساند.انسان از پروردگار لایزال جز به میزان اعتقاد،امید و دعا برای یاری گرفتن از این منبع عظیم،کمک دریافت نخواهند کرد.ء
تبدیل رویا به واقعیت
افراد ضعیف تحت کنترل شرایط هستند،ولی افراد قوی شرایط را کنترل می کنند.یا باید غلبه کنید و یا مغلوب شوید.با استفاده از قانون تمرکز می توانید به آرزوی قلبی خود برسید.این قانون به قدری نیرومند است که چیزی را که در ابتدا غیرممکن به نظر می رسد،دست یافتنی می کند.این قانون آرزوهایی را که فقط رویا می پنداشتید به واقعیت تبدیل می کند.ء
ایجاد تصور ذهنی از خواسته ها
به خاطر بسپارید که اولین مرحله در تمرکز ایجاد تصویری ذهنی از خواسته ای است که می خواهید به آن دست یابید.این تصویر بذر فکری می شود که افکاری با ماهیت مشابه را جذب می کند.پس از کاشت این فکر در تصور یا ناحیه خلاق ذهن،در اطراف آن افکار مشابهی را دسته بندی یا ایجاد می کنید که تا وقتی خواسته شما به اندازه کافی برای اعمال تمرکز دقیق نیرومند است،به رشد ادامه می دهند.ء
تمرین رسیدن به آرزوها
خود را عادت دهید که هروز پنج دقیقه به آرزوی خود فکر کنید. تمام افکار دیگر را از ضمیر آگاه خود دورکنید.اطمینان داشته باشید که موفق می شوید.تصمیم بگیرید بر همه موانعی که سرراه شما قراردارند غلبه کنید وبدانید که می توانید برهر شرایطی فائق آیید.این کار را با استفاده ازقوانین طبیعی جهان فکری که بسیار نیرومند است انجام دهید.برای پرورش تمرکز یک روش مفید این است که افکار نزدیک و مشابه به خواسته قلبی خود را بنویسید.به تدریج افکار دیگر را به لیست خود اضافه کنید و تا وقتی که موضوع را تا حد ممکن تحلیل کنید، به این کار ادامه دهید.متوجه می شوید هر روز هنگام تمر کز نیروها بر این فکر،در مرکز جریان آگاهی،نقشه ها،ایده ها و روش های جدیدی به ذهن شما جرقه می زند.قانون جاذبه ای وجود دارد که شما را در رسیدن به هدف یاری می کند.ء
دریافت کمکهای معجزه آسا
اغلب کمکهایی دریافت می کنیم که معجزه آسا به نظر می رسند.هر چند این کمک ها را سریع دریافت نمی کنیم،ولی با به کار انداختن نیروهای آرام و نامرئی و همچنین صرف تلاش لازم،نتایج ثمربخشی برای ما فراهم می کنند.این کمک های معجزه آسا همیشه برای افرادی که به استفاده از آنها اهمیت می دهند،حاضر و آماده هستند.با ایجاد تصویر ذهنی قوی از خواسته خود،بذر فکری را می کارید که در جهت منا فع شما شروع به رشد می کند و به موقع در صورت هماهنگ بودن با سر شت برتر شما صورت واقعی به خود می گیرد.ء
عدالت نسبت به همسفران در مسیر زندگی
شاید غیر ضروری به نظر برسد که توصیه کنیم توجه خود را فقط بر موفقیتی معطوف کنید که برای شما مفید باشد و به دیگران ضرری نرساند.ولی افراد بسیاری وجود دارند که دیگران و حق خود را به دلیل نگرانی برای رسیدن به موفقیت فراموش می کنند.می توانیم همه چیزهای خوب را داشته باشیم،تنها به شرط اینکه نیروهای خود را با قانونی هماهنگ کنیم که مستلزم رعایت عدالت نسبت به هسفران در مسیر زندگی است.بنابراین ابتدا درباره خواسته خود خوب فکر کنید،در صورتی که داشتن آن به نفع شما بود به خود بگویید: «می خواهم آن را انجام دهم و برای تأمین آن فعالیت می کنم.تمام درها برایم گشوده خواهد بود.»ء
درک و نگه داشتن فکر موفقیت
اگر فکر موفقیت را از نظر ذهنی کاملآ درک کنید و هر روز آن را در ذهن نگه دارید،به تدریج الگو یا قالبی می سازید که به موقع شکل واقعی به خود می گیرد.باید با تمام توان ترس و تردید و نیروهای مخرب را از خود دور کنید.هرگز اجازه همراه شدن این احساسات را با افکار خود ندهید.سرانجام شرایط مطلوب را ایجاد می کنید و از راه های غیر قابل پیش بینی کمک هایی دریافت می کنید که شما را از محیط نامطلوب جدا و دور می کند.در این هنگام،زندگی برای شما بسیار متفاوت خواهد بود،زیرا به سعادتی دست یافته اید که نتیجه بیدار کردن نیروی درونی برای مهار شرایط به جای تابع شرایط بودن است.برای کسی که تازه وارد این خط فکری شده است،شاید بعضی از مطالب این کتاب عجیب یا حتی بی معنی به نظر می رسد.ولی به جای مخالفت با این مطالب ابتدا آنها را امتحان کنید تا متوجه کارآیی آنها بشوید.ء
طراحی هدف در ذهن
مخترع باید پیش از ساخت اختراع خود،آن را طراحی کند.معمار ابتدا تصویر ذهنی خانه ای که قرار است طراحی بکند را می بیند و پس از این تصویر ذهنی،خانه را می سازد.هر هدف و هر اقدامی باید ابتدا در ذهن ایجاد شود.ء
دو عامل موفقیت تاجر موفق
مردی را می شناسم که تجارت را با سیزده سنت شروع کرد و حتی یک دلار نداشت ولی در مدت ده سال،تاجری بزرگ و ثروتمند شد.اوموفقیت خود را به دو چیز نسبت می دهد: «اعتقاد به موفقیت و تلاش سخت.» در مواقع بسیاری به نظر نمی رسید که بتواند بر اوضاع مسلط شود.طلبکاران که او را ورشکسته می دانستند به او فشار می آوردند.آنها به ازای هر دلار،سفته ای از او داشتند.اما او با حفظ شجاعت و جسارت،در مواقع نیاز،زمان را تمدید می کرد.هر وقت لازم بود در وقت معینی درآمد معینی کسب کند،حتمآ این کار را می کرد.وقتی قرض سنگینی برای پرداخت داشت،در نظر می گرفت که افرادی که به او بدهکار هستند،تا زمان معینی بدهی خود را می پردازند و آنها نیز چنین می کردند.گاهی اوقات تا آخرین فرصت روز تمدید،چک آنها را دریافت نمی کرد و چکی را با چشم انداز دریافت یک چک از یکی از مشتری ها در روز بعد،امضاء می کرد.او برای این کار هیچ دلیل و منطقی به جز اعتقاد به قدرت تأثیر بر ذهن دیگران از طریق تمرکز فکر برای انتظار آن چک نداشت و به ندرت مأیوس می شد.ء
دریافت کمک های شگفت انگیز
کافی است تلاش متمرکز و لازم را صرف کنید تا کمکهای شگفت انگیزی از منابع ناشناخته دریافت کنید.کلام عرفانی حضرت موسی(ع) را به خاطر بسپارید: «هرچه در دعا می خواهید طوری بخواهید که گویا اکنون آن را دریافت کرده اید و باید آن را داشته باشید.»ء
آرمانگرایی
از طریق تلاش و مبارزه ناچیز،اهداف درخشش ضعیفی پیدا می کنند.«لاول»می گوید: «آنچه زندگی در سنگ مرمر حک می کند،آرزو قالب آن را با گل می سازد.» اغلب درباره افرادی که به آنها آرمانگر می گویند،چیزهایی می شنویم.حقیقت این است که همه ما تا حدودی آرمانگرا هستیم و موفقیت نهایی ما بسته به تصویری است که بر پایه این آرمان می سازیم.اگر قصد دارید در واقعیت چیزی را ایجاد کنید،باید تصویری ذهنی از آن داشته باشید.همه چیز ابتدا در ذهن ساخته می شود.وقتی افکار خود را کنترل کنید،فردی سازنده می شوید.عقاید الهی را دریافت می کنید و آن را به تناسب نیاز شخصی خود شکل می دهید.همه چیز در دنیا برای شما همانگونه است که فکر می کنید.شادی و موفقیت شما بستگی به آرمان شما دارد.ء
انتخاب جاده مستقیم با تمرکز بر هر قدم
شما آگاهانه یا ناخودآگاه مسئول همه شرایطی هستید که با آن روبرو می شوید.قدم بعدی که برمی دارید،قدم پس از آن را تعیین می کند.این درس ارزشمند را به خاطر بسپارید: «با تمرکز بر هر قدم در مسیری که به پیش می روید می توانید به جای جاده پرپیچ و خم،جاده ای مستقیم انتخاب کنید.»ء
ایجاد آرمانهای خود در زندگی
از طریق تمرکز،آرمانهای خود را در زندگی واقعی ایجاد می کنیم.آینده شما به آرزوهای گذشته شما تعیین کننده وضعیت شما در زمان حال است.پس اگر خواهان آینده ای درخشان هستید،باید از امروز برای آن آماده شوید.ء
چقدر دنیا متفاوت می شد
اگر مردم درک می کردند که فقط می توانند به خود ضرر برسانند و این که وقتی ظاهراً به دیگران ضرر می رسانند در واقع به خود لطمه وارد می کنند،چقدر دنیا متفاوت می شد.ء
اهمیت حفظ هدف تا تبدیل به واقعیت
می گویند انسان مانند وضعیت هوا متغیر است.منظور این است که اهداف او تغییر می کند.هر بار که هدف خود را تغییر دهید،به گونه ای متفاوت می اندیشید،مانند کشتی بی سکان در اقیانوسی وسیع.بنابراین اهمیت حفظ هدف تا تبدیل آن به واقعیت را درک کنید.ء
ایجاد شخصیتی قوی و باثبات
صبح با این عزم که هیچ چیز نمی تواند شما را خشمگین کند،از خواب بیدار می شوید.هدف شما از این کار ایجاد شخصیتی قوی و باثبات است.اتفاقی می افتد که شما را کاملآ آشفته و خشمگین می کند.آن زمان هدف خود را فراموش می کنید.اگر فقط یک ثانیه فکر می کردید که شخصیت باثبات نشانه چیست،عصبانی نمی شدید.هنگام خشم اهداف خود را فراموش می کنید.هر بار به اهداف خود اجازه درهم شکستن می دهیم،قدرت اراده خود را نیز ضعیف می کنیم.ء
حفظ اهداف و افزایش اراده و تضمین آینده
این را فراموش نکنید که حفظ اهداف،قدرت اراده را افزایش می دهد.علت این است که تا تبدیل هدف به عادتی ذهنی آن را حفظ نمی کنند.اگر روی هدف خود تمرکز و همه افکار دیگر را از ذهن خود خارج کنند،هدف آنها شکل واقعی به خود می گیرد.ما همان چیزی هستیم که فکر می کنیم.اهداف ما از روح نامرئی ما سرچشمه می گیرند.قانون ماده و روح یکسان نیست.یکی را می توان نقض کرد ولی دیگری را نه.تا حدی که اهداف خود را حفظ کنید،همان قدر آینده خود را تضمین کرده اید.ء
ایجاد رنج با نافرمانی از قوانین
هرگز قرار نبوده است که انسان متحمل رنج و سختی شود.خود انسان با نافرمانی از قوانین طبیعت برای خود ایجاد رنج کرده است.او این قوانین را می داند و نمی تواند بهانه بیاورد که نمی دانست.پس چرا آنها را نقض می کند؟به این دلیل که به هدف هایی که روح لاینتاهی به او چشمک می زنند،توجه نمی کند.ء
چگونگی برخورد ما با نجواهای آرام رویایی
زندگی سراسر اکتشاف است و می توانید از پیمودن هر گام شاد باشید یا اگر دوست دارید احساس بدبختی کنید.هر کدام از این دو حالت بستگی دارد به چگونگی برخورد ما با نجواهای آرامی که نمی دانیم از کجا می آیند.این نجواها را با گوش ظاهری نمی توان شنید،بلکه آنها مثل رویا از سکوت می آیند و مختص من و یا شما نیست،بلکه به همه تعلق دارند.بزرگترین افکار به همین ترتیب به ذهن ما می رسند و استفاده یا ضایع کردن آنها بستگی به خود ما دارد.پس در کتابهای ارزنده به دنبال عقاید اصیل نباشید،بلکه آن را در درون جستجو کنید تا از این پس دید و درک روشنی در شما ایجاد شود.ء
تفکر متمرکز و مداوم و رفع اشکالات
باید چند ساعت صرف تفکر متمرکز،مداوم و پایدار کنید.باید خود و ضعف های خود را مورد بررسی و تأمل قرار دهید.هیچ کس نمی تواند فقط با آرزو کردن به طرف دیگر حصار برود،بلکه باید از آن بالا برود.هیچ کس فقط با آرزو نمی تواند خود را از زندگی کردن بی جاذبه،خسته کننده و یکنواخت نجات دهد،بلکه باید صعود کند.اگر بی حرکت ایستاده اید یا رو به عقب حرکت می کنید،اشکالی وجود دارد.شما تنها کسی هستید که باید بدانید اشکال کار کجا است.فکر نکنید نادیده گرفته می شوید،شما را درک نمی کنند یا قدر شما را نمی دانند.این افکار منجر به شکست می شوند.بطور جدی به این حقیقت فکر کنید که آنچه را که فردی دارد و شما به آن رشک می ورزید،با تلاش و کار به دست آورده است.به خود ترحم نکنید،از خود انتقاد کنید.می دانید روی تنها کسی که باید حساب کنید،خودتان هستید.ء
ترون کیودومانت