شرط دست یافتن به آرزوها

شرط دست یافتن به آرزوها

ممکن است بعضی از افراد بگویند:«چگونه می توان چیزی را فقط با خواستن به دست آورد؟!» من می گویم از طریق تمرکز،هرچه را که بخواهید می توانید به دست بیاورید.تمام آرزوها دست یافتنی است.اما این امر به تمرکز شما در جهت واقعی کردن آن بستگی دارد.صرفآ خواست چیزی موجب رسیدن به آن نمی شود.فقط آرزوی داشتن چیزی نشانه ضعف است،نه اعتقاد به حصول خواسته ها.در نتیجه هرگز آرزو کردن به تنهایی کافی نیست،چون در عصر افسانه ها زندگی نمی کنیم.هنگام تفکر درباره موضوعات ارزشمند و موضوعات و تصورات بیهوده،ذهن به یک میزان نیرو مصرف می کند.ء

در این صورت بالاخره موفق می شوید

مراقب آرزوهای خود باشید.تصویری ذهنی از خواسته های خود ترسیم کرده و اراده تان را تا وقتی که به خواسته خود جامه عمل بپوشانید،تثبیت نمایید.هرگز بدون سکان و بی اراده حرکت نکنید.بدانید چه کاری می خواهید انجام دهید و سپس با تمام توان کوشش کنید.در این صورت بالاخره موفق می شوید.ء

تنها رمز موفقیت در به دست آوردن خواسته ها

احساس کنید هر کاری را که به عهده بگیرید،می توانید انجام دهید.بسیاری از مردم کاری را به عهده می گیرند،ولی وقتی شروع به انجام آن می کنند احساس شکست کرده و همین حس اغلب به شکست می انجامد.برای روشن شدن این مطلب مثالی ذکر می کنم.فردی برای خرید کالایی به فروشگاه می رود.فروشنده می گوید:«متأسفانه ما آن را نداریم»،ولی فردی که برای یافتن کالا مصمم است می پرسد:«کجا می توان آن را پیدا کرد؟»و اگر باز پاسخ قانع کننده ای دریافت نکرد،با مدیر فروشگاه صحبت می کند و سرانجام مکانی را که می شود کالا را از آنجا خرید،پیدا می کند.تنها رمز موفقیت در به دست آوردن خواسته ها همین است.به خاطر داشته باشید روح شما مرکز تمام نیروهاست و به آنچه اراده کنید دست خواهید یافت.کسی که از روحیه برنده شدن برخوردار است،همیشه به خود می گوید: «راهی پیدا می کنم و اگر پیدا نشد خود راهی می سازم.»ء

چگونه یک پیک،رئیس بانک می شود

مردی را می شناسم که در حال حاضر رئیس بانک بزرگی است.او کار خود را در بانک به عنوان یک پیک شروع کرد.پدرش برای او دکمه ای سفارش داد که روی آن حرف « p »نوشته شده بود و سپس دکمه را به کت او دوخت.پدرش به او گفت:«پسرم این حرف یادآور این است که تو روزی رئیس بانک می شوی.از تو می خواهم همیشه این مطلب را به یاد داشته باشی و هر روز کاری انجام بدهی که تو را به هدفت نزدیکتر کند.»هر شب پدر او بعد از شام می گفت:«پسرم،امروز جه کار کردی؟»به این ترتیب هدف همیشه در ذهن او بود.او برای رئیس بانک شدن تمرکز کرد و سرانجام موفق شد.پدرش به او گفته بود هرگز به کسی نگوید منظور از آن « p »چیست.همکاران او خیلی سر به سرش گذاشتند و سعی کردند معنی آن را کشف کنند.ولی تا وقتی که رئیس بانک شد و خودش راز آن را افشاء کرد،هیچ کس از آن سر در نیاورد.ء

بیدار کردن و بکار گرفتن نیروی درونی


برای انجام کاری واقعآ ارزشمند،تمرکز کنید.کسی که بااراده و عزم راسخ مشغول به انجام کار می شود شکست نمی خورد.«امرسون» می گوید: «قدرت از آن کسی است که از آن استفاده کند» امروزه موفقیت،تا حدود زیادی به تمرکز بر قانون درونی توان بستگی دارد،زیرا به این ترتیب آن دسته از نیروهای خود را که در صورت به کار گرفته شدن نتایج پایداری را تضمین می کنند،در وجود خود بیدار می کنید.تا وقتی که نتوانید این نیرو را در خود بیدار کنید،نمی توانید از نیروهای خود حداکثر استفاده را ببرید.این جهان بزرگ با هزاران نیرو در هم بافته شده است.شما خود جایگاه خویش را در جهان می سازید و اهمیت آن به خود شما بستگی دارد.ء

قانون شکست ناپذیری و رسیدن به همه خواسته های درست

بااستفاده از قانون شکست ناپذیری به موقع به همه خواسته های درست خود می رسید و در نتیجه از به عهده گرفتن آنچه شایسته شما است و مایل به پرداخت بهای آن یعنی تلاش هستید،نهراسید.تمام اهداف درست ممکن هستند.اتفاق لازم خواهد افتاد.اگر کاری درست است وظیفه شما انجام آن می باشد،هر چند تمام دنیا آن را اشتباه بدانند.ء

غلبه یافتن بر تمام دنیا و انجام هر کار شایسته دلخواه


انسان به نمایندگی خداوند قادر است در صورت داشتن هدف درست بر تمام دنیا غلبه کند.نگویید کاش مرد بزرگی بودم،می توانید هر کار شایسته ای را که مایل هستید انجام دهید.فقط به خود بگویید: «می توانم،اراده می کنم و آن را انجام می دهم.» اگر این سه جمله را به درستی درک کنید،بقیه کارها راحت خواهد بود.شما نیروهایی پنهان و تواناییهایی دارید که می توانید هر چیزی را که در برنامه تان اختلال ایجاد کند،مقهور کنید.ء

از قدرت درک خود بخواهید که حقیقت را بشناسد

به خود بگویید: «از مشکلات و مسئولیت های زندگی نمی هراسم.بگذار سریع و انبوه به سویم هجوم بیاورند.من آماده رویارویی با آنها هستم.روح من شکست ناپذیر است.خداوند نیروی کافی به من می دهد و در تمام لحظات زندگی و لحظات دشوار در کنار من است.هر چه مشکلات بیشتر باشد،شادی من بیشتر است.هر چه سخت تر آزمایش شوم،سریعتر به سوی رشد و تعالی قدرت ذاتی خود قدم برمی دارم.بگذار آنچه که می تواند،مرا شکست دهد.این اتکای درونی برای من کافی است.حقیقت باید پیروز شود.از قدرت درک خود می خواهم حقیقت را بشناسد و از آن پیروی کند.خود برتر من،خردمند است.اکنون حس می کنم به آن نزدیکتر می شوم.»ء

استفاده از قانون تداعی،رفع فراموشی،تمرکز و رسیدن به هدف
:

فراموشی به این دلیل است که ذهن خود را مخصوصآ هنگام فکر درباره هدف،بر هدف متمرکز نمی کنید.همیشه فقط چیزهایی را به خاطر می آوریم که تأثیر عمیقی در ما داشته اند.بنابراین باید ابتدا از طریق تداعی افکار مربوط به آن موضوع،درک و تأثیر عمیقی از آن در ذهن ایجاد کنیم.فرض کنیم زنی به همسر خود نامه ای می دهد که پست کند.او هم بدون فکر درباره آن،نامه را می گیرد و در جیب خود می گذارد و سپس به کلی آن را فراموش می کند.اگر هنگام گرفتن نامه به خود می گفت:«این نامه را پست می کنم.صندوق پست در انتهای خیابان بعدی است و هنگام عبور از کنار آن،باید نامه را در آن بیندازم.»به محض دیدن صندوق پست،نامه را به خاطر می آورد.این قانون در مورد مسائل مهمتر هم صدق می کند.مثلآ اگر به شما دستور داده شده است که امروز آقای«اسمیت»را بیرون از اداره در یک رستوران ملاقات کنید،در لحظه شنیدن این دستور به خود چیزی شبیه جمله زیر را بگویید:«وقتی به نبش فلان خیابان رسیدم،باید به سمت راست بپیچم و در فلان رستوران آقای اسمیت را ملاقات کنم.»به این ترتیب تأثیر لازم در ذهن شما ایجاد و ارتباط برقرار می شود و دیدن آنچه که آن را تداعی کرده اید،مأموریت را به خاطر شما می آورد.کار مهمی که باید انجام دهید این است که به محض ورود تأثیر به ذهن،آن را عمیق کنید.این کار با تداعی تمام معانی ممکن،امکان پذیر است.هر یک از تداعی ها باید طوری باشد که تداعی دیگر را تقویت کند.قوانین تداعی،ذهن را تابع خود می کنند.مانند این قانون که فکرهایی که در یک زمان به ذهن می آیند،با هم ترکیب می شوند و یادآوری یکی باعث یادآوری بقیه می شود.دلیل اینکه مردم نمی توانند چیزهایی را که می خواهند به یاد بیاوردند،این است که هنگام ورود این مطالب به ذهن،آنها به اندازه کافی ذهن خود را روی آن متمرکز نمی کنند.با این روش و به وسیله تمرکز توجه بر هدف،صبق قوانین تداعی،خود را برای یادآوری آموزش دهید.اگر به این کار عادت کنید،توجه شما به راحتی متمرکز می شود و حافظه به راحتی آموزش می بیند.در این هنگام حافظه شما به جای ناتوان کردن شما در لحظات مهم،سرمایه ای ارزشمند در فعالیت های روزانه می شود.ء

تمرین تمرکز حافظه

تصویری انتخاب کنید،آن را روی یک میز بگذارید و سپس به مدت دو دقیقه آن را تماشا کنید.توجه را روی این تصویر متمرکز کرده و به تمام جزئیات آن دقت کنید.سپس چشم های خود را ببندید،چقدر می توانید جزئیات آن تصویر را به خاطر بیاورید.فکر کنید تصویر چه چیزی را نشان می دهد.آیا موضوع خوبی است و طبیعی به نظر می رسد؟به اشیائی که در پیش زمینه،زمینه میانی و پس زمینه قرار گرفته اند و به جزئیات رنگ و طرح فکر کنید.حالا چشم های خود را باز کنید و با جدیت همه اشتباه ها را تصحیح کنید.دوباره چشم های خود را ببندید و توجه داشته باشید که تصویر ذهنی شما تا چه حد دقیق است.تا وقتی که تصویر ذهنی شما از نظر تمام ویژگی ها با تصویر اصلی مطابقت پیدا کنید،تمرین را ادامه دهید.ء

استفاده از طبیعت و کشف قدرتهای درونی

افراد کمی می دانند که در تماس با طبیعت،خود را می توانیم کشف کنیم.با شنیدن صدای طبیعت،از طریق حس کنجکاو درونی،منحصر به فرد بودن زندگی را درک می کنیم و به وجود قدرت های پنهان خود پی می بریم.عده کمی درک می کنند که عمل ساده گوش کردن و تمرکز،بهترین قدرت درونی ما است.زیرا همانطور که حواس دیگر،ما را با روی خشن طبیعت انسان تماس می دهند،حس شنوایی و تمرکز،ما را به خداوند متعال نزدیک می کند.هر قدر به طبیعت نزدیکتر زندگی کنیم،این حس بیشتر پرورش می یابد.این به اصطلاح تمدن،بیش از حد سایر حواس ما را به بهای از دست رفتن این حس رشد داده است.ء

.............................................................

حل مشکلات دشوار با این روش

کودکان ناخودآگاه قدر تمرکز را می دانند مثلآ هنگامی که کودکی مشکل بزرگی دارد و به قسمتی می رسد که می بیند نمی تواند با وجود تمام تلاش،از ذهن خود برای حل آن کمک،دست از انجام هر کاری می کشد و کاملآ آرام می شود و روی آرنج خود تکیه می دهد.به نظر می رسد به صدایی گوش می دهد.پس اگر او را تماشا کنید،می بینید که ناگهان راه حل را کشف می کند و با شادی می رود و مشکلات را حل می کند.کودک بطور غریزی ولی ناخودآگاه می داند که وقتی نیاز به کمک دارد باید ساکت و آرام باشد و تمرکز کند.تمام بزرگان تمرکز می کنند و موفقیت خود را مدیون آن هستند.پزشک به علائم بیمار خود به دقت فکر می کند،انتظار می کشد و برای شنیدن الهام گوش می کند.هر چند شاید تمام این کارها را به صورت کاملآ ناخودآگاه انجام دهد.پزشکی که با این روش بیماری را تشخیص می دهد،به ندرت اشتباه می کند.یک نویسنده به طرح کلی کتاب فکر می کند،آن را در ذهن نگه می دارد و سپس صبر کرده و آنچه را می خواهد کشف می کند.اگر شما نیز می خواهید مشکلات خود را حل کنید،باید از همین روش استفاده کنید.ء

یادگیری استفاده از قدرت های نهفته خدادادی

قانونی وجود دارد که طبق آن میل به انجام کاری لزومآ نشانه توانایی انجام آن است.همه شما چراغ علاءالدین را می شناسید.چراغی که آرزوهای بزرگ و خارق العاده را برآورده می کرد.البته این فقط یک داستان تخیلی است ولی نشان دهنده این حقیقت است که انسان در درون خود نیرویی دارد که اگر بتواند از آن استفاده کند،به تمام آرزوهای خود می رسد.اگر تا به حال نمی توانستید عمیق ترین خواسته خود را برآورده کنید،اکنون وقت آن است که استفاده از قدرت های خدادادی را یاد بگیرید.به زودی آگاه می شوید که در خود،قدرت های نهفته ای دارید که در صورت پرورش یافتن می توان دانش گرانبها و امکان بی نهایتی برای موفقیت شما فراهم کنند..انسان باید از هر چیزی به میزان فراوان داشته باشد به حداقل معاش که اکثر مردم دارند،قانع نباشد.ء

دست یافتن به تمام خواسته های طبیعی


به تمام خواسته های طبیعی می توان دست یافت.نمی توان از پروردگار لایزال انتظار داشت خواسته های غیرممکن را برآورده کند.روح انسان در اختیار اوست تا فکر کند و بنابراین منشأ همه چیزهایی است که برای خود ایجاد کرده است.فطرت،انسان را وادار به تفکر می کند.در هر فکر توانایی های بسیاری وجود دارد.زیرا پرورش درست فکر در اتحاد با قدرت های اسرارآمیزی که شاید نتیجه این فکر درست هستند،موجب تمام پیشرفت هایی می شوند که تاکنون در جهان صورت گرفته است.

فکر متمرکز و آرام،نیرومندتر از کلمات


در سکوت از آن چیزی که از فکر فراتر می رود و از فکر به عنوان وسیله ای برای ابراز خود استفاده می کند،آگاه می شویم.بسیاری از افراد به آن چیز،نظری اجمالی دارند ولی عده معدودی به مرحله ای می رسند که ذهن آنقدر آرام باشد که عمق آن را درک کنند.فکر متمرکز و آرام نیرومندتر از کلمات است.برای اینکه تکلم،قدرت تمرکز ذهن را به واسطه به بیرون هدایت کردن توجه،پریشان می کند.ء

چذب نیروی لایتناهی

انسان باید بیشتر و بیشتر یاد بگیرد که به خود تکیه کند و قدرت لایزال را در درون خود جستجو کند.فقط از طریق این منبع می توان قدرت حل مشکلات را به دست آورد.وقتی همیشه منبعی لایتناهی وجود دارد،هرگز نباید کسی ناامید شود.علت شکست این است که مردم از راهی اشتباه موفقیت را جستجو می کنند.آنها از قدرت های واقعی خود که وقتی استفاده شود می تواند آنها را راهنمایی کند،آگاه نیستند.نیروی لایتناهی در درون با افرادی که زندگی را بدون پرورش قدرت روحی طی می کنند،بیگانه است.اما به افرادی که به خود کمک می کنند،یاری می رساند.انسان از پروردگار لایزال جز به میزان اعتقاد،امید و دعا برای یاری گرفتن از این منبع عظیم،کمک دریافت نخواهند کرد.ء

تبدیل رویا به واقعیت

افراد ضعیف تحت کنترل شرایط هستند،ولی افراد قوی شرایط را کنترل می کنند.یا باید غلبه کنید و یا مغلوب شوید.با استفاده از قانون تمرکز می توانید به آرزوی قلبی خود برسید.این قانون به قدری نیرومند است که چیزی را که در ابتدا غیرممکن به نظر می رسد،دست یافتنی می کند.این قانون آرزوهایی را که فقط رویا می پنداشتید به واقعیت تبدیل می کند.ء

ایجاد تصور ذهنی از خواسته ها


به خاطر بسپارید که اولین مرحله در تمرکز ایجاد تصویری ذهنی از خواسته ای است که می خواهید به آن دست یابید.این تصویر بذر فکری می شود که افکاری با ماهیت مشابه را جذب می کند.پس از کاشت این فکر در تصور یا ناحیه خلاق ذهن،در اطراف آن افکار مشابهی را دسته بندی یا ایجاد می کنید که تا وقتی خواسته شما به اندازه کافی برای اعمال تمرکز دقیق نیرومند است،به رشد ادامه می دهند.ء

تمرین رسیدن به آرزوها

خود را عادت دهید که هروز پنج دقیقه به آرزوی خود فکر کنید. تمام افکار دیگر را از ضمیر آگاه خود دورکنید.اطمینان داشته باشید که موفق می شوید.تصمیم بگیرید بر همه موانعی که سرراه شما قراردارند غلبه کنید وبدانید که می توانید برهر شرایطی فائق آیید.این کار را با استفاده ازقوانین طبیعی جهان فکری که بسیار نیرومند است انجام دهید.برای پرورش تمرکز یک روش مفید این است که افکار نزدیک و مشابه به خواسته قلبی خود را بنویسید.به تدریج افکار دیگر را به لیست خود اضافه کنید و تا وقتی که موضوع را تا حد ممکن تحلیل کنید، به این کار ادامه دهید.متوجه می شوید هر روز هنگام تمر کز نیروها بر این فکر،در مرکز جریان آگاهی،نقشه ها،ایده ها و روش های جدیدی به ذهن شما جرقه می زند.قانون جاذبه ای وجود دارد که شما را در رسیدن به هدف یاری می کند.ء

دریافت کمکهای معجزه آسا


اغلب کمکهایی دریافت می کنیم که معجزه آسا به نظر می رسند.هر چند این کمک ها را سریع دریافت نمی کنیم،ولی با به کار انداختن نیروهای آرام و نامرئی و همچنین صرف تلاش لازم،نتایج ثمربخشی برای ما فراهم می کنند.این کمک های معجزه آسا همیشه برای افرادی که به استفاده از آنها اهمیت می دهند،حاضر و آماده هستند.با ایجاد تصویر ذهنی قوی از خواسته خود،بذر فکری را می کارید که در جهت منا فع شما شروع به رشد می کند و به موقع در صورت هماهنگ بودن با سر شت برتر شما صورت واقعی به خود می گیرد.ء

عدالت نسبت به همسفران در مسیر زندگی


شاید غیر ضروری به نظر برسد که توصیه کنیم توجه خود را فقط بر موفقیتی معطوف کنید که برای شما مفید باشد و به دیگران ضرری نرساند.ولی افراد بسیاری وجود دارند که دیگران و حق خود را به دلیل نگرانی برای رسیدن به موفقیت فراموش می کنند.می توانیم همه چیزهای خوب را داشته باشیم،تنها به شرط اینکه نیروهای خود را با قانونی هماهنگ کنیم که مستلزم رعایت عدالت نسبت به هسفران در مسیر زندگی است.بنابراین ابتدا درباره خواسته خود خوب فکر کنید،در صورتی که داشتن آن به نفع شما بود به خود بگویید: «می خواهم آن را انجام دهم و برای تأمین آن فعالیت می کنم.تمام درها برایم گشوده خواهد بود.»ء

درک و نگه داشتن فکر موفقیت

اگر فکر موفقیت را از نظر ذهنی کاملآ درک کنید و هر روز آن را در ذهن نگه دارید،به تدریج الگو یا قالبی می سازید که به موقع شکل واقعی به خود می گیرد.باید با تمام توان ترس و تردید و نیروهای مخرب را از خود دور کنید.هرگز اجازه همراه شدن این احساسات را با افکار خود ندهید.سرانجام شرایط مطلوب را ایجاد می کنید و از راه های غیر قابل پیش بینی کمک هایی دریافت می کنید که شما را از محیط نامطلوب جدا و دور می کند.در این هنگام،زندگی برای شما بسیار متفاوت خواهد بود،زیرا به سعادتی دست یافته اید که نتیجه بیدار کردن نیروی درونی برای مهار شرایط به جای تابع شرایط بودن است.برای کسی که تازه وارد این خط فکری شده است،شاید بعضی از مطالب این کتاب عجیب یا حتی بی معنی به نظر می رسد.ولی به جای مخالفت با این مطالب ابتدا آنها را امتحان کنید تا متوجه کارآیی آنها بشوید.ء

طراحی هدف در ذهن

مخترع باید پیش از ساخت اختراع خود،آن را طراحی کند.معمار ابتدا تصویر ذهنی خانه ای که قرار است طراحی بکند را می بیند و پس از این تصویر ذهنی،خانه را می سازد.هر هدف و هر اقدامی باید ابتدا در ذهن ایجاد شود.ء

دو عامل موفقیت تاجر موفق

مردی را می شناسم که تجارت را با سیزده سنت شروع کرد و حتی یک دلار نداشت ولی در مدت ده سال،تاجری بزرگ و ثروتمند شد.اوموفقیت خود را به دو چیز نسبت می دهد: «اعتقاد به موفقیت و تلاش سخت.» در مواقع بسیاری به نظر نمی رسید که بتواند بر اوضاع مسلط شود.طلبکاران که او را ورشکسته می دانستند به او فشار می آوردند.آنها به ازای هر دلار،سفته ای از او داشتند.اما او با حفظ شجاعت و جسارت،در مواقع نیاز،زمان را تمدید می کرد.هر وقت لازم بود در وقت معینی درآمد معینی کسب کند،حتمآ این کار را می کرد.وقتی قرض سنگینی برای پرداخت داشت،در نظر می گرفت که افرادی که به او بدهکار هستند،تا زمان معینی بدهی خود را می پردازند و آنها نیز چنین می کردند.گاهی اوقات تا آخرین فرصت روز تمدید،چک آنها را دریافت نمی کرد و چکی را با چشم انداز دریافت یک چک از یکی از مشتری ها در روز بعد،امضاء می کرد.او برای این کار هیچ دلیل و منطقی به جز اعتقاد به قدرت تأثیر بر ذهن دیگران از طریق تمرکز فکر برای انتظار آن چک نداشت و به ندرت مأیوس می شد.ء

دریافت کمک های شگفت انگیز

کافی است تلاش متمرکز و لازم را صرف کنید تا کمکهای شگفت انگیزی از منابع ناشناخته دریافت کنید.کلام عرفانی حضرت موسی(ع) را به خاطر بسپارید: «هرچه در دعا می خواهید طوری بخواهید که گویا اکنون آن را دریافت کرده اید و باید آن را داشته باشید.»ء

آرمانگرایی

از طریق تلاش و مبارزه ناچیز،اهداف درخشش ضعیفی پیدا می کنند.«لاول»می گوید: «آنچه زندگی در سنگ مرمر حک می کند،آرزو قالب آن را با گل می سازد.» اغلب درباره افرادی که به آنها آرمانگر می گویند،چیزهایی می شنویم.حقیقت این است که همه ما تا حدودی آرمانگرا هستیم و موفقیت نهایی ما بسته به تصویری است که بر پایه این آرمان می سازیم.اگر قصد دارید در واقعیت چیزی را ایجاد کنید،باید تصویری ذهنی از آن داشته باشید.همه چیز ابتدا در ذهن ساخته می شود.وقتی افکار خود را کنترل کنید،فردی سازنده می شوید.عقاید الهی را دریافت می کنید و آن را به تناسب نیاز شخصی خود شکل می دهید.همه چیز در دنیا برای شما همانگونه است که فکر می کنید.شادی و موفقیت شما بستگی به آرمان شما دارد.ء

انتخاب جاده مستقیم با تمرکز بر هر قدم


شما آگاهانه یا ناخودآگاه مسئول همه شرایطی هستید که با آن روبرو می شوید.قدم بعدی که برمی دارید،قدم پس از آن را تعیین می کند.این درس ارزشمند را به خاطر بسپارید: «با تمرکز بر هر قدم در مسیری که به پیش می روید می توانید به جای جاده پرپیچ و خم،جاده ای مستقیم انتخاب کنید.»ء

ایجاد آرمانهای خود در زندگی

از طریق تمرکز،آرمانهای خود را در زندگی واقعی ایجاد می کنیم.آینده شما به آرزوهای گذشته شما تعیین کننده وضعیت شما در زمان حال است.پس اگر خواهان آینده ای درخشان هستید،باید از امروز برای آن آماده شوید.ء

چقدر دنیا متفاوت می شد

اگر مردم درک می کردند که فقط می توانند به خود ضرر برسانند و این که وقتی ظاهراً به دیگران ضرر می رسانند در واقع به خود لطمه وارد می کنند،چقدر دنیا متفاوت می شد.ء

اهمیت حفظ هدف تا تبدیل به واقعیت

می گویند انسان مانند وضعیت هوا متغیر است.منظور این است که اهداف او تغییر می کند.هر بار که هدف خود را تغییر دهید،به گونه ای متفاوت می اندیشید،مانند کشتی بی سکان در اقیانوسی وسیع.بنابراین اهمیت حفظ هدف تا تبدیل آن به واقعیت را درک کنید.ء

ایجاد شخصیتی قوی و باثبات


صبح با این عزم که هیچ چیز نمی تواند شما را خشمگین کند،از خواب بیدار می شوید.هدف شما از این کار ایجاد شخصیتی قوی و باثبات است.اتفاقی می افتد که شما را کاملآ آشفته و خشمگین می کند.آن زمان هدف خود را فراموش می کنید.اگر فقط یک ثانیه فکر می کردید که شخصیت باثبات نشانه چیست،عصبانی نمی شدید.هنگام خشم اهداف خود را فراموش می کنید.هر بار به اهداف خود اجازه درهم شکستن می دهیم،قدرت اراده خود را نیز ضعیف می کنیم.ء

حفظ اهداف و افزایش اراده و تضمین آینده

این را فراموش نکنید که حفظ اهداف،قدرت اراده را افزایش می دهد.علت این است که تا تبدیل هدف به عادتی ذهنی آن را حفظ نمی کنند.اگر روی هدف خود تمرکز و همه افکار دیگر را از ذهن خود خارج کنند،هدف آنها شکل واقعی به خود می گیرد.ما همان چیزی هستیم که فکر می کنیم.اهداف ما از روح نامرئی ما سرچشمه می گیرند.قانون ماده و روح یکسان نیست.یکی را می توان نقض کرد ولی دیگری را نه.تا حدی که اهداف خود را حفظ کنید،همان قدر آینده خود را تضمین کرده اید.ء

ایجاد رنج با نافرمانی از قوانین

هرگز قرار نبوده است که انسان متحمل رنج و سختی شود.خود انسان با نافرمانی از قوانین طبیعت برای خود ایجاد رنج کرده است.او این قوانین را می داند و نمی تواند بهانه بیاورد که نمی دانست.پس چرا آنها را نقض می کند؟به این دلیل که به هدف هایی که روح لاینتاهی به او چشمک می زنند،توجه نمی کند.ء

چگونگی برخورد ما با نجواهای آرام رویایی

زندگی سراسر اکتشاف است و می توانید از پیمودن هر گام شاد باشید یا اگر دوست دارید احساس بدبختی کنید.هر کدام از این دو حالت بستگی دارد به چگونگی برخورد ما با نجواهای آرامی که نمی دانیم از کجا می آیند.این نجواها را با گوش ظاهری نمی توان شنید،بلکه آنها مثل رویا از سکوت می آیند و مختص من و یا شما نیست،بلکه به همه تعلق دارند.بزرگترین افکار به همین ترتیب به ذهن ما می رسند و استفاده یا ضایع کردن آنها بستگی به خود ما دارد.پس در کتابهای ارزنده به دنبال عقاید اصیل نباشید،بلکه آن را در درون جستجو کنید تا از این پس دید و درک روشنی در شما ایجاد شود.ء

تفکر متمرکز و مداوم و رفع اشکالات

باید چند ساعت صرف تفکر متمرکز،مداوم و پایدار کنید.باید خود و ضعف های خود را مورد بررسی و تأمل قرار دهید.هیچ کس نمی تواند فقط با آرزو کردن به طرف دیگر حصار برود،بلکه باید از آن بالا برود.هیچ کس فقط با آرزو نمی تواند خود را از زندگی کردن بی جاذبه،خسته کننده و یکنواخت نجات دهد،بلکه باید صعود کند.اگر بی حرکت ایستاده اید یا رو به عقب حرکت می کنید،اشکالی وجود دارد.شما تنها کسی هستید که باید بدانید اشکال کار کجا است.فکر نکنید نادیده گرفته می شوید،شما را درک نمی کنند یا قدر شما را نمی دانند.این افکار منجر به شکست می شوند.بطور جدی به این حقیقت فکر کنید که آنچه را که فردی دارد و شما به آن رشک می ورزید،با تلاش و کار به دست آورده است.به خود ترحم نکنید،از خود انتقاد کنید.می دانید روی تنها کسی که باید حساب کنید،خودتان هستید.ء

ترون کیودومانت


مناجات رادیولوژیک

مناجات متد یا shahbaz view

وقتی ازحالت latral سرم رو 25-35 درجه به سمت تنها قسمت سالم بدنم چرخوندم ، تو رو دیدم

تو تنها منبع اشعه ای بودی که تمام وجودم رو به تصویر کشیدی و باعث شدی تا تمام آرتیفکت های زندگیم رو ببینم

آرتیفکت هایی که دست های خشن روزگار با اون ناخن های بلندش برام به یادگار گذاشته بود

اما یک الکتریسیته ساکن که تو برای اینجور مواقع توی تاریکخونه دلم به امانت گذاشته بودی باعث شد تا بوته امید روی سیاه وسفید لحظه های زندگیم نقش ببنده

حس بودن تو تموم لحظه هام مثل اکسپوزی بود که باعث شد تمام بلور های نقره وجودم خودشون رو به تصویر بکشن وخودشون رو ازتله الکترونی که واسشون کار گذاشته بودن آزاد کنن

همشون یکرنگ ویک شکل بشن

وباعث شد به تجلی برسه اون چیزی که بخاطرش خلق شده بودم

هراز گاهی که از روی تنبلی خودم رو کمرنگتر وناواضحتر میکردم تو با اضافه کردن ماده حاجب حکمتت خوبیهام رو پررنگتر از همیشه به یادم می آوردی وحتی بعضی وقتها با بستن کمپرسور من رو توی فشار زندگی قرارمیدادی تا خودم رو بهتر نشون بدم

وقتی که استاد زندگی بهم میگفت : راستای ورود پرتوبه وجودت باید طوری باشه که تمام زوایای قلبت رو بپوشونه متوجه حرفش نمی شدم

متوجه نمی شدم وقتی بهم می گفت : باید با گرید صبر آرزوهای پراکنده ات رو حذف کنی و تنها اجازه بدی هدف های پر انرژی عبور کنن

می گفت : این به نفع خودت هم هست ، چون دوز جذبی غم وغصه هات رو کم می کنه و کنتراست فکرت رو بالا میبره

طوری که راحت تر بتونی راه آینده ات رو تشخیص بدی

حالا میفهم وحس میکنم حساسیت امولسیون قلبم اونقدر بالا رفته که با کمترین نوری راهش رو پیدا میکنه

گذشت اون زمانی که بنیان قلبم از شیشه بود وبا هر سنگ بی اعتنایی ترک برمی داشت

یا اون زمانی که از نیترات سلولز بود وباکمترین آتش عصبانیتی شعله ور میشد وتمام هستی ام رو به باد می داد

الان دیگه قلبم رو از یک جنس مطمئن ساختم،شفاف وزلال،یک رنگ آبی هم بهش زدم تا هرکی اون رو دید یاد عظمت وبزرگی تو بیفته

می دونی استادم مثل صفحه تشدید کننده ای بود که تشعشعات هدایتت رو برام ده ها برابر می کرد

و شیطون مثل تمام زيورآلاتي که به بهونه زيبايي،تصوير زندگيم رو غير قابل ريپورت مي كرد

حالا دیگه حس می کنم به ثبوت رسیدم واز اینجا به بعد دیگه هیچ نور گمراه کننده ای نمیتونه من رو از راهی که پیش گرفتم جدا کنه وهیچ اکسپوز مجددی نمیتونه روی ایمانم به تو تاثیر بذاره

اون مادیتی که به اسم بلورهای نقره با خودم جمع کرده بودم اینجا جا می ذارم

حالا آسوده ورها حس میکنم به آخر کار خودم ودیدن نتیجه زحماتم نزدیک شدم

فقط چندتا غلطک دیگه مونده

 

جلیل شهبازپور

کاردان رادیولوژی

کارمند بیمارستان شهید بهشتی قم

آرامش ثمره انتخابهاي ماست

انتخاب و آرامش 
ما خیلی وقت های به دنبال آرامش گشته ایم ، ولی نیافته ایم. در این یادداشت و یادداشت های سعی بر این است که به کمک هم ، آرامش را بیشتر از طریق انتخاب هایمان بشناسیم و در آغوش بگیریم.
لازمه اینکه همسفر شویم اینست که در کنار هم حرکت کنیم.لذا اگر شما در مورد سئوال های ذیل بیشتر تعمق کنید و افکار خود را روی آنها متمرکز نمائید،زمینه های بحث در یادداشت بعدی هموارتر می گردد.
شاید پیش آمدن سئوالات ذیل و جواب شما به آنها ، خود به خود به نتیجه مطلوب منجر شود و شما را از مطالعه یادداشت بعدی بی نیاز گرداند. چرا که اگر موضوعی برای آدمی سئوال شود، بزودی جوابهای آنها را نیز کشف خواهد کرد.
پس قلم و کاغذی بردارید و با تفکر و تعمق و با دقت و ظرافت جواب سئوالات ذیل را در مورد خودتان یادداشت کنید . تا با زمینه لازم و به کمک هم ، بیشتر به مسئله انتخاب و آرامش بپردازیم.
 
آرامش:
آرامش چیست؟ و افراد آرام چگونه اند؟
آیا کسب آرامش ضرورت دارد؟
واقعا در کجا ، چه وقت و چگونه به دنبال آرامش بگردیم؟
آیا اصولا آرامشی وجود دارد. راه  یا  راههای رسیدن به آرامش کدامند؟
آیا آرامش انسان نسبی هست یا کلی؟ آیا کسب آرامش برای آدمی ممکن است؟
برای رسیدن به آرامش از کجا شروع کنیم؟ کسب آرامش چه میزان انرژی می طلبد؟
آیا رسیدن به آرامش عملی هست؟
 
و اما انتخاب:
انتخاب چیست؟
ارزش مقوله انتخاب از کجا ناشی می شود؟
آیا ما می توانیم در زندگی دست به انتخاب بزنیم؟ حدود انتخابهای ما کدامند؟
انتخاب چه سهمی در زندگی ما دارد؟ و تا چه اندازه روی کیفیت زندگی ما تاثیر می گذارد؟
چه عواملی روی انتخاب های ما موثرند؟
انتخاب های مهم زندگی ما کدامند؟
به چه میزان در زندگی انتخاب می کنید؟
چه کسانی برای ما انتخاب می کنند؟
چه میزان به دیگران اجازه می دهیم که برای ما انتخاب کنند؟
به چه میزان انتخابهای دیگران را تائید یا رد می کنیم؟
چه مقدار برای دیگران انتخاب می کنیم؟
آیا بیشتر اجازه می دهیم که  برایمان انتخاب کنند ؟ یا بیشتر سعی می کنیم ، خود دست به انتخاب بزنیم؟
 
رابطه انتخاب و آرامش:
نقطه تلاقی انتخاب و آرامش کجاست؟
آیا انتخاب های ما، چگونگی آرامش ما را تعیین می کنند؟
آیا ما با تنظیم و کنترل انتخابهایمان در دامان آرامش خواهیم افتاد؟
آیا ما به دنبال انتخابهای منتهی به آرامش هستیم؟
الف) هر انتخابی هزینه هایی دارد که انسان ناگزیر به پرداخت آنهاست.
اگر نخواهیم که هزینه های متناسب با انتخاب خود را بپردازیم ، بناچار مستاصل و درمانده می شویم و یا اینکه می بایست با انتخابی که دیگران برایمان می کنند، بسازیم.
فرض کنید شما نیاز به انتخاب شغل دارید. مثلاً دوست دارید یک متخصص یا یک تاجر شوید. پس باید دست به انتخاب بزنید ؛ ولی خیلی زود متوجه خواهید شد که هر انتخابی زمینه و هزینه های خاص خودش را دارد. برای متخصص شدن نیاز به سالها زمان ، سخت کوشی ، آموزش، مطالعه و تجربه هست. این هزینه آنقدر سنگین است که بسیاری از افراد، از زیر آن شانه خالی می کنند. اگرچه در اطراف خود همه نوع شغلی می بینیم، اما افراد متخصص و حرفه ای کمتر هستند و مشتریان و خواهان بسیاری نیز دارند.
اگر بخواهید تاجر شوید ، علاوه بر آموزش و مشاوره با افراد خبره ، نیاز است که با برنامه ریزی ، تحمل اشتراک با دیگران و طی زمان طولانی ، کسب سرمایه کنید و با زحمت بسیار اعتبار به دست آورید. همه اینها هزینه هایی هست که برای انتخاب خود می پردازیم.
اگر هزینه لازم جهت انتخاب خود را نپردازیم، نمی توانیم به انتخاب مطلوب خود دست پیدا کنیم.
هر ساله صدها هزار نفر ، بصورت نیم بند، نصف و نیمه و سرسری ، برای کنکور درس می خوانند. آنها یا به درستی از میزان زحمت لازم برای قبولی ( انتخاب تحصیل در دانشگاه) آگاه نیستند و یا اینکه می دانند، ولی زحمت پرداخت هزینه مورد نیاز ( زحمت مشاوره تحصیلی،  برنامه ریزی ، سخت کوشی و مطالعه)  را به خود نمی دهند. تمام این افراد برای موفق نشدن خود دلایلی می تراشند که هیچ سودی به حال آنها ندارد و نتیجه قطعی اینست که آنها به انتخاب خود دست نمی یابند.
دانش آموزانی که برای تمام روزهای سال برنامه داشته و زیر نظر مشاوران، اوقات فراغت خود را تبدیل به اوقات مطالعه و سخت کوشی می کنند از میزان هزینه انتخابهایشان آگاهند و می دانند ادامه تحصیل ، دانشگاه و پیدا کردن شغل دلخواه را، به رایگان به کسی نمی دهند.
پس افرادی که پس از برنامه ریزی و زحمت کشیدن ، انتخاب درستی نیز انجام می دهند به آرامش دست می یابند. یعنی آرامش انسان در پی برنامه ای دقیق، زحمتی مستمر و مداوم ، مشاورانی همدرد و دلسوز که منجر به انتخاب سنجیده می شود ، حاصل می گردد.
نتیجه:
 هر انتخابی مانند: انتخاب همسر، انتخاب شغل، انتخاب دوست ، انتخاب مسیر ، انتخاب هدف ، انتخاب شیوه زندگی ، انتخاب مذهب، انتخاب رشته تحصیلی ، انتخاب محل زندگی، انتخاب روش برخورد با دیگران، و هزاران هزار انتخاب دیگر، همه و همه، نیازمند صرف هزینه های خاص خود (ایجاد بستر و زمینه لازم، برنامه ریزی ، مشاوره با متخصص، سخت کوشی، استمرار ، زمانبندی و ... ) هستند . تا در پی چنین انتخابی آرامش انسان تامین گردد.
ب) هر انتخابی عواقبی دارد که انسان باید مسئولیت انتخاب خود را پذیرا باشد
اگر شما زحمت زیادی برای انتخاب صحیح بکشید، مسئولیت عواقب انتخاب خود را نیز می پذیرید. وقتی موفق می شوید از اینکه بگوئید« من موفق کسب کردم» خوشحال می شوید ؛ یعنی خود را صاحب اختیار و متعهد به انتخابی خود می دانید ، ولی اگر زحمتی نکشید ، انتخابهایتان محدود شده و تن به انتخابی می دهید که حاضر نیستید خود را مسئول آن بدانید . از همین جا بحث مسئولیت پذیری آدمها شروع می شود.
آرامش انسان از پذیرش مسئولیتی حاصل می شود که آن هم به نوبه خود در پی انتخاب صحیح و زحمت ها و هزینه های قبل از آن به وجود آمده است.

پس سخت کوشی و پرداخت هزینه های لازم

$

$

$

انتخاب صحیح

$

$

$

پذیرش مسئولیت

$

$

$

آرامش انسان

 

 

بطور خلاصه:
سخت کوشی و پرداخت هزینه های لازم ، منجر به انتخاب صحیح و انتخاب صحیح نیز موجب پذیرش مسئولیت می شود و در نهایت آرامش انسان به جهت احساس آزادی به وجود می آید.
ج) وقتی از انتخاب کردن طفره می رویم چه بهانه هایی می آوریم
1 – دیگران مقصرند:
وقتی تلاش لازم و برنامه صحیح نداریم ، ناگزیر انتخابهایی گریبانگیرمان می شود که ما را راضی نمی کند. حالا دیگران را مسبب وضع می دانیم. یا پدر و مادرمان سخت گیر بوده اند؛ یا همسرمان بد اخلاقی کرده ؛ یا دوستانمان ناباب بودند یا فرزند ناخلف داشته ایم؛ یا آزمون و مصاحبه مشکل بوده، یا کارفرما با تبعیض و ظلم با ما رفتار کرده است؛ یا افرد سود جو تقلب کرده و سر ما کلاه گذاشته اند؛ یا دولت بی عدالتی را گسترش داده است؛ به نظر این دسته از افراد همه دست به دست هم داده اند تا آنها را شکست دهند. (یعنی اینکه فقط من که زحمتی برای انتخاب صحیح و درست نکشیده ام ، بی تقصیرم!!!)
2 – زمین و زمان مقصرند:
وقتی فعالیت های لازم و مشاوره های ضروری برای انتخابهایمان نداشته ایم. نتایج و مسئولیت های انتخابمان را به همه اشیاء نسبت می دهیم. ترافیک بود، سر قرار نرسیدم! زمانه بد شده و همه بدبختند! فرهنگ ما ، بد فرهنگی هست! کشورما اینطوره! قانون ما خرابه!
3 – شانس من بد هست(بدشانسی)
بعضی هم متوجه می شوند ، مشکل خودشان هستند، ولی اگر اشاره کنند که کم زحمت کشیده اند ، بی برنامه بوده اند و ...، مجبور می شوند که خود را اصلاح کنند، پس بهتر است تقصیر را گردن شانس بیندازند تا خود را رها کرده و لذت های آنی را کسب کنند. « خرِ ما از کرّگی دم نداشت» ، « دریا هم به ما میرسه خشک میشه»
4 – هیچ فایده ای نداره:
این افراد مانند درمانده ای هستند که برای انتخاب بعدی خود نیز، همان نسخه بی فایده قبلی را اجرا می کنند. اینها با سیاه نمایی افراطی و بی نتیجه خواندن هر تلاشی ، به همه می گویند که قصد ندارند در آینده مسیر خود را عوض کنند، از قبل می گویند که تصمیم زحمت و پرداخت هزینه ندارند. نمی خواهند که برای عوض شدن اوضاع زحمتی بکشند. اینها چون کودکی دست خود را در آتش می کنند و دست خود را می سوزانند و گریه می کنند لیکن دوباره همان کار را تکرار می کنند ولی نمی خواهند که روش خود را تغییر دهند. اینها « انسان بدبخت» را به جای «انسان زحمت کش یا آرامش انسان» انتخاب کرده اند.
 
بطور خلاصه:
هر یک از بهانه های بالا، برای صاحبش احساس بدبختی ، بیچارگی ، مستاصل بودن ، نگرانی، اضطراب، رنج ، غم ، غصه، اشک و گریه، افسرده بودن، بی تفاوتی، ناامیدی، احساس گناه، حسادت، خیالبافی و ...،  می آورد. لذا قبل از اینکه مجبور باشیم به خاطر فرار از انتخاب، دچار بهانه تراشی و مشکلات ناشی از آن شویم بیاییم برای انتخابهایمان برنامه ریزی کنیم. مشورت کنیم و شروع به تکاپو و فعالیت نمائیم.

منبع:www.hamdardi.com

بياموزيم كه:

بياموزيم كه:

*
با احمق بحث نکنیم و بگذاریم در دنیای احمقانه ی خویش


خوشبخت زندگی کند.

* با وقیح جدل نکنیم, چون چیزی برای ازدست دادن ندارد و


 روح مارا تباه می کند.



* از حسود دوری کنیم , چون اگر دنیا را هم به او تقدیم کنیم ,
 


باز از زندان تنگ حسادت بیرون نمی آید.



* تنهایی را به بودن در جمعی که مارا ازخودمان جدا می کند,



ترجیح دهیم.



* از (( ازدست دادن )) نهراسیم که ثروت ما به اندازه  ی شهامت


 ما در نداشتن است.



* بیشتر را بر کمتر ترجیح ندهیم که قدرت ما در نخواستن و


منفعت ما در سبک باری است.



* کمتر سخن بگوییم که بزرگی ما در حرف هایی است که برای


نگفتن داریم , نه برای گفتن.



* از سرعت خود بکاهیم , که آنان که سریعتر می دوند, فرصت


 اندیشیدن به خود نمی دهند.



* دیگران را ببینیم , تا در دام خویشتن محوری , اسیر نشویم.


* از کودکان بیاموزیم, پیش از آن که بزرگ شوند و دیگر نتوان


از آنان آموخت...


منبع:قدرت تفكر مثبت

www.azamgoli.mihanblog .com

چگونه با تنهايي كنار بياييم

چگونه با تنهايي كنار بياييم

آيا تا كـنـون احساس دلتنـگـي، افسـردگـي، طـردشدگي،  بي ارزشي و تنهايي را تجربه كرده ايد؟ آيا با محيط و افراد پيرامون خود احساس بيگانگي مي نـماييد؟ آيـا حس مي كنيد كسي در كنار شما نيست تا بتوانيد تجربـيـات و احساسات خود را با وي درميان بگذاريد؟
هـر فـردي در طـول زندگي خود گه گاهي احساس تنهايي ميكند اما تنهايي الزاما بــمفهوم تنها بودن نميباشد شما مـمكن است در ميان جمع و يا در يك ميهماني بوده و احــساس تنهايي كنيد. تنهايي يك حالت ذهـنـي دردنـاك احساس عدم رابطه با ديگران است. هـنگامـي كـه  تـنها ميباشيد احساس نياز به تفاهم و اشتياق براي قسمت كردن احسـاسات و افـكارتان با ديگران در شما پديدار ميگـردد. اما زماني كه به مـرحله تنهايي راه مي يابيد چه اتفاقي روي ميدهد؟

در ذيـل به برخي از احـساساتي كـه در دوره تنــهايي با شـما هـمراه مي گـردنـد اشاره ميكنيم:

1- احساس اعتماد بنفس پايين.
2- احساس آنكه ديگران دائما در حال ارزيابي شما ميباشند.
3- از ملاقات با افراد جديد و يا حضور در مجالس عمومي دوري ميكنيد.
4- نسبت به ظاهر و خصوصيات شخصيتي خود خيلي انتقاد آميز برخورد ميكنيد.
5- خود و ديگران را بخاطر ضعف روابط اجتماعي خودتان ملامت مي كنيد.
6- اين تصور غلط در شما ايجاد ميگردد كه هيچكس شما را دوست ندارد.
7- در بيان احساسات خود دچار مشكل مي گرديد.
8- از آنكه از حقوق خود دفاع كرده و بـه درخـواستهاي غير منطقي "نه" بگوييد بـيـمناك مي شويد.
9- نسبت به موقعيتها واكنش افراطي بروز ميدهيد.
10- احساس انزوا، دلتنگي و تنهايي شديد مي كنيد.

اكنون شما چه خواهيد كرد؟ شما كه نمي تـوانيد تا آخر عمرتان اينگونه به زندگي ادامه دهيد. آمـوختن آنكه چگونه با تنهايي در زندگي خود كنار بياييم يكي از چالشهاي بزرگ زندگي ما ميباشد. راهكارهاي پايين به شما كمك خواهند كرد.

1- با آن رودررو شويد: از آنكه به تـنـهايي خـود اذعـان كـنـيـد واهـمه نـداشـته باشيد. حقيقت آن است كه شما تا زماني كه علت امري كه سبب آزار شما شده را تـشـخيص نداده باشيد، قادر به تخفيف و تسكين مشكل خود نخواهيد بود.
2- آن را بپذيريد: مـهم اسـت كـه پـي بـه ايـن مسئله ببريد كه زمانها و موقعيتهايي در زندگي هر فرد وجود دارند كه در او ايجاد احساس تنهايي مي كنند چـه فــرد بخواهد چه نخواهد. ميزان معيني از احساس تنهايي بخش اجتناب ناپذيري در هر زندگي ميباشد. بجاي آنكه از آن گريزان باشيد بياموزيد چگونه با آن كنار بياييد.
3- تدبيري بيانديشيد: اغـلب پـريـشاني ها و ترسهاي ناشي از تنهايي را مي تـوان با شناسايي علل مشكلات و سپس تلاش براي اصلاح و بهبود شـرايـطي كـه سبب ايجاد احساس تنهايي در شما گرديده است، تقليل داد.
4- از آن سود بريد: تنهايي خود را توسط آموختـن روش كـنـار آمـدن بـا آن مبدل به يك مزيت گردانده و اتكاء به نفس خود را افزايش دهيد- مهمترين سرمايه شما به عنوان يك فرد تنها- از آن به عنوان يك فرصت مناسب براي شـنـاخـت هـر چـه بـهتر خـود اســتفاده كنيد. در عوض تحمل دوران وحشتـنـاك تـنـهايي با تعـمق در افكار، احساسات و ادراكات خود فرصتهايي براي رشد و پيشرفت شخصي خود پديد آوريد.
5- خود را سرگرم فعاليتهاي دلخواه خـود كنـيـد: در هـنـگام تنهـايـي بـرخـي افـراد آشفته وار به اين طرف وآن طرف پرسه زده و بدنبال فردي ميگردند كه بتوانـند توجهشان را معطوف وي كنند. در عوض از اين فرصت استفاده كرده و وقت خود را صرف سـرگرميها و فعاليتهاي خاص و دلخواه خود نماييد.
6- دست بكار شويد: پيشقدم شويد و اولين گام را شما بـرداريد.در عـوض آنكه منتظر فـردي باشيد كه از راه برسـد و شمـا را نـجات دهـد.در سـلام و احـوالـپرسـي بـا ديـگران پـيـشـقدم گرديد. لبـخنـد بـزنيــد و سلام كنيد. گذشته از آن، شـمـا بـايـد روي مهارتهاي اجتماعي و ميان فردي بيشتر كار كرده و بياموزيد كه بيشتر از حقوق خود دفاع كنيد.
7- كارهاي داوطلبانه انجام دهيد: كمك به ديگران اعتماد بنفس شما را افزايش داده و فرصتهاي جديدي براي شما پديد مي آورد تا بتوانيد با افراد جديدي ملاقات كنيد.
8- مشاركت كنيد: در يـك دوره آموزشي ويژه بزرگسـالان كـه در رابـطـه بـا رشـد فـردي مي باشد ثبت نام كنيد. بـراي مثال در كلاسهاي تقويت اعتماد بنفس ، روشهاي رابطه برقرار كردن با ديگران، چگونگي دفاع از حقوق فردي و چگونه مثبت باشيم عضو گرديد.
9- از عادات خوب پيروي كنيد: بجاي آن كـه يك گوشه بنشـيـنيد و هيـچ كـاري انـجام ندهيد: رژيم غذايي متعادل داشته باشيد، تمرينات ورزشـي منـظـمي را انـجـام دهيد و بقدر كافي بخوابيد.
10- خلاق باشيد: تنهايي الزاما با اندوه و بدبخـتي برابر نميباشد. زمان تنهايي را براي خلاقتر و سازنده تر ساختن خودتان بكار بنديد. كتاب بخوانيد، جدول و يا معما حل كنيد، به سينما برويد و يا به موسيقي گوش دهيد.
 

منبع : مجله موفقیت مالی

نقش مذهب در سلامت روان

نقش مذهب در سلامت روان

روانشناسی بهداشت,در سالهای اخير اهميت زيادی برای نقش راهبردهای مقابله و سبك زندگی افراد در چگونگی وضعيت سلامت جسمانی و روانی آنها قائل شده است . شيوه های مقابله,تواناييهای شناختی و رفتاری ای هستند كه فرد مضطرب به منظور كنترل نيازهای خاص درونی و بيرونی فشارآور به كار می گيرد .

در مقابله مذهبی از منابع مذهبی مثل دعا و نيايش,توكل و توسل به خداوند و .... برای مقابله استفاده می شود. يافته های اخير نشان داده اند از آنجايی كه اين نوع مقابله ها هم منبع حمايت عاطفی و هم وسيله ای برای تفسير مثبت حوادث زندگی هستند,می توانند مقابله های بعدی را تسهيل نمايند,بنابراين به كارگيری آنها برای اكثر افراد,سلامت ساز است. رفتارهای مذهبی ارزش مثبتی در پرداختن به نكات معنی دار زندگی دارند. رفتارهايی از قبيل توكل به خداوند,زيارت و غيره .... می توانند از طريق ايجاد اميد و تشويق به نگرش های مثبت,موجب آرامش درونی فرد شوند. باور به اين كه خدايی هست كه موقعيت ها را كنترل می كند و ناظر بر عبادت كننده هاست,تا حد زيادی اضطراب مرتبط با موقعيت را كاهش می دهد. به طوری كه اغلب افراد مؤمن ارتباط خود را با خداوند مانند ارتباط با يك دوست بسيار صميمی توصيف می كنند و معتقدند كه می توان از طريق اتكاء و توسل به خداوند,اثر موقعيت های غير قابل كنترل را به طريقی كنترل نمود. به همين دليل گفته می شود كه مذهب می تواند به شيوه فعالی در فرآيند مقابله مؤثر باشد. به طور كلی مقابله مذهبی,متكی بر باورها و فعاليت های مذهبی است و از اين طريق در كنترل استرس های هيجانی و
ناراحتی های جسمی به افراد كمك می كند. داشتن معنا و هدف در زندگی,احساس تعلق داشتن به منبعی والا,اميدواری به كمك و ياری خداوند در شرايط مشكل زای زندگی,برخورداری از حمايت های اجتماعی,حمايت روحانی و ..... همگی از جمله منابعی هستند كه افراد مذهبی با برخورداری از آنها می توانند در مواجهه با حوادث فشارزای زندگی,آسيب كمتری را متحمل شوند.
مذهب می تواند در تمامی عوامل,نقش مؤثری در استرس زايی داشته باشد و در ارزيابی موقعيت,ارزيابی شناختی فرد,فعاليت های مقابله,منابع حمايتی و .... سبب كاهش گرفتاری روانی شود. بر اين اساس,مدتها است كه تصور می شود بين مذهب و سلامت روان ارتباط مثبتی وجود دارد و اخيراً نيز روانشناسی مذهب,حمايت های تجربی زيادی را در راستای اين زمينه فراهم آورده است . ويتر و همكاران او نشان دادند كه 20 تا 60 درصد متغيرهای سلامت روانی افراد بالغ,توسط باورهای مذهبی تبيين می شود. در مطالعه ديگری,ويلتيز و كريدر نشان دادند كه در يك نمونه 1650 نفری با ميانگين سنی 50، نگرش های مذهبی با سلامت روانی رابطه مثبتی دارند. به علاوه مذهبی بودن با رضايت زناشويی در مردان و زنان و رضايت شغلی در مردان مرتبط بود.

بر اساس مطالعات انجام شده ديگر,بين مذهبی بودن و معنا دار بودن زندگی و سلامت روانی ارتباط نزديكی وجود دارد. در يك بررسی كه 836 بزرگسال با ميانگين 4/ 73 سال شركت داشتند، معلوم شد كه بين سه شاخص مذهبی بودن ( فعاليت های مذهبی غير سازمان يافته و فعاليت های مذهبی سازمان يافته ) و روحيه داشتن و دلگرمی به زندگی,همبستگی مثبتی وجود دارد . به علاوه اسپيكا و همكارانش,36 مطالعه تجربی در مورد مرگ و درگيری مذهبی را مرور كردند و نتيجه گرفتند كه ايمان قوی تر,يا معتقد بودن به زندگی بعد از مرگ با ترس كمتر از مرگ همبستگی دارد. همچنين افرادی كه نمره بالاتری در شاخص مذهب درونی داشتند,ترس كمتری را از مرگ گزارش كردند.

مطالعات ديگر,تأثير مداخلات مذهبی را در كاهش اضطراب و تحمل فشارهای روانی پس از بهبودی,نشان داده اند . به عنوان مثال,نتايج دو بررسی نشان داد,كسانی كه به اعتقادات مذهبی پايبند بودند,اضطراب و ناراحتی كمتری را نسبت به كسانی كه به اعتقادات مذهبی پای بند نبودند,گزارش كرده اند. گارنتر و همكاران در زمينه سلامت روانی و اعتقادات مذهبی شش مقاله را مورد بررسی قرار دادند و دريافتند كه در تمام اين مطالعات بين اعتقادات مذهبی و سلامت روانی رابطه مثبتی وجود دارد . هانت سازگاری زناشويی 64 زوج را مورد بررسی قرارداد و نشان داد كه مذهب به طور مثبت با سازگاری زناشويی,خوشحالی و رضايت زناشويی بالاتر ارتباط دارد و همچنين نتيجه گرفت كه مذهب يك عامل مهم در جلوگيری از طلاق است.

زاكرمن و همكاران در پژوهشی گزارش كردند,در افراد سالمندی كه نمره كمتری در شاخص مذهبی بودن به دست آوردند,ميزان مرگ ومير 42% بود,در حالی كه اين ميزان برای افراد سالمندی كه نمره شاخص مذهبی بالايی داشتند 19% بود. در مطالعه ديگری,كونينگ,كلين و همكاران دريافتند كه سرطان در بين افرادی كه نمره بالاتری در شاخص مذهبی درونی كسب می كنند كمتر شايع است . در بررسی ديگری,مشاهده كردند افرادی كه هميشه از مقابله های مذهبی استفاده می كنند نسبت به افرادی كه كمتر و گاهی از اين مقابله ها استفاده می كنند در 9 شاخص از 12 شاخص سلامت روانشناختی,نمرات بالاتری كسب كردند . موريس اثر زيارت مذهبی را روی افسردگی و اضطراب 24 بيمار سالمند بررسی كرد. او دريافت كه علائم آنها بعد از زيارت رفتن كاهش زيادی داشته و حداقل تا ده ماه بعد از برگشتن از زيارت هم اين اثر ادامه دارد . در مطالعه ديگری,مكين توش نقش مذهب را در سازگاری افراد با يك رويداد معنی دار زندگی بررسی كرد. او با 124پدر و مادری كه كودك خود را به علت سندرم مرگ ناگهانی از دست داده بودند مصاحبه كرد و دريافت كه مذهبی بودن با يافتن معنی در مرگ ارتباط مثبتی دارد. به علاوه مذهبی بودن با افزايش صلاحيت روانی و كاهش ناراحتی در بين والدين در طی 18 ماه بعد از مرگ كودكانشان,ارتباط داشت.

عليرغم اين كه اكثر تحقيقات ذكر شده در اديان ديگری صورت گرفته است و از آنجايی كه باور و اعتقاد ما مسلمانان بر اين است كه دين اسلام به عنوان يك ايدئولوژی,ارائه دهنده كامل ترين و سلامت سازترين سبك زندگی بشريت است و احكام و دستورات آن حوزه های وسيع اخلاقی,بين فردی,بهداشتی و اجتماعی را در بر می گيرد,لذا مطالعه علمی اثرات و نقش متغيرهای مذهبی در سلامت روانی يك ضرورت اساسی به نظر می رسد .

برگرفته از سایت تبیان

20 توصیه برای زندگی آرام و دلپذیر

آیا می خواهید زندگی آرام و دلپذیری داشته باشید؟

1. زندگي و هر مسئله كوچكي را آنقدر جدي تلقي نكنيد، هر چند وقت يك بار زندگي را شوخي بگيريد و با سرزندگي و سبكبالي با رخدادها برخورد كنيد و بينيد كه روز شما چقدر زيبا و شادي آفرين خواهد بود .

2. از رنج نهراسيد ، شادي را جايگزين غم كنيد. براي زندگي خود هدف و مقصودي تعيين نماييد . شما به دنيا نيامده ايد تا فضايي را اشغال كنيد .

3. دامنه توقعات و انتظارات خود را كوتاه و كوتاه تر كنيد تا زندگي آرام و دلپذيري داشته باشيد.

4. در تمام مراحل زندگي مسئوليت كامل اعمالتان را برعهده بگيريد . ازاين كه ديگران را مقصر بدانيد و بهانه آوريد دست برداريد.

5. نگران نباشيد كه مردم درباره شما چه فكر مي كنند. در واقع آنها اصلاً راجع به شما فكر نمي كنند.

6. هنگامي آرامش و اعتماد به نفس را تجربه خواهيد كرد كه بدانيد كار درست را انجام مي دهيد، صرف نظر از اين كه به چه قيمتي تمام مي شود.

7. مردم گفته هاي شما را فراموش مي كنند . آنها فقط به آنچه انجام مي دهيد توجه دارند.

8. آرامش فكري را بالاترين هدف زندگي خود قرار دهيد و بر اساس آن براي زندگي خود برنامه ريزي كنيد.

9. از همين امروز تصميم بگيريد كه يا از موقعيت هايي كه باعث ناراحتي و ايجاد استرس در شما مي شود دوري كنيد و يا آنها را حل و فصل نماييد.

10. زندگي شما بازتاب افكارتان است. اگر افكارتان را تغيير دهيد، زندگي تان متحول مي شود.

11. تمام كساني را كه تاكنون به هر صورت به شما آسيب رسانده يا شما را آزار داده اند ، ببخشاييد و به اين ترتيب خودتان را آزاد و رها كنيد.

12. كنترل كامل پيام هايي را كه به ذهن خودآگاه خود راه مي دهيد در دست بگيريد.

13. وقايع ، تعيين كننده احساسات شما نيست ؛ بلكه واكنش شما نسبت به وقايع است كه احساسات شما را شكل مي دهد.

14. هر چه با ديگران روابط بهتري داشته باشيد، نسبت به خودتان هم احساس بهتري خواهيد داشت .

15. هرچه خودتان را بيشتر دوست داشته باشيد و به خودتان احترام بگذاريد ديگران را نيز بيشتر دوست خواهيد داشت و به آنها احترام خواهيد گذاشت و آنها نيز بيشتر شما را دوست خواهند داشت و به شما احترام خواهند گذاشت.

16. بهترين عبارات براي حل يك اختلاف اين است: " شايد من اشتباه مي كنم". اغلب هم همين طور است ، اين را باور كنيد.

17. عادت قدر شناسي را در خود تقويت كنيد. در زندگي شكرگزار و قدردان همه چيزهاي خوبي كه داريد باشيد.

18. عمر كوتاه تر از آن است كه حتي لحظه اي از آن را براي انجام كاري كه دوست نداريد يا برايتان اهميت ندارد تلف كنيد.

19. حداقل همان قدر كه براي كارتان تلاش مي كنيد براي رشد شخصيت تان نيز تلاش كنيد.

20. هرگاه دلبستگي جديدي پيدا كنيد ، بر نيروي زندگي خود افزوده ايد.