به آرامی آغاز به مردن میكنی اگر
سفر نكنی، اگر
كتابی نخوانی، اگر
به اصوات زندگی گوش ندهی، اگر
از خودت قدردانی نكنی.
به آرامی آغاز به مردن میكنی زمانیكه
خودباوری را در خودت
بكشی، وقتی
نگذاری دیگران به تو كمك كنند.
وتو نيز بكمك نياز مندي نشتابي .
و در محنت ديگران بيغم بماني .
مرهمي
بر دل ريشي ننهي.
به آرامی آغاز به مردن میكنی
اگر
بردهی عادات خود شوی، اگر
همیشه از یك راه تكراری بروی … اگر
روزمرّگی را تغییر ندهی اگر
رنگهای متفاوت به تن نكنی، اگر با افراد ناشناس صحبت نكنی.
ودست نوازشت را از سريتيمي دريغ نمايي.
تو به آرامی آغاز به مردن میكنی اگر
هنگامی كه با شغلت، یا عشقت شاد نیستی، آن را چاره نكنی، اگر
برای مطمئن در نامطمئن خطر نكنی، اگر
ورای رویاها نروی، اگر
به خودت اجازه ندهی كه
حداقل یك بار در تمام زندگیات ورای
مصلحتاندیشی براه دل قدم نهي . . .
پس امروز زندگی را آغاز كن! امروز
مخاطره كن!
ايكه دستت مي رسد كاري بكن پيش
از آن كز تو نيايد هيچ كار
نگذار كه به آرامی بمیری! شادی
را فراموش نكن
راههاي موفقيت در زندگي
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم دی ۱۳۸۸ ساعت 21:42 توسط پرتو امید
|
روزی مرد کوری روی پلههای ساختمانی نشسته و کلاه و تابلویی را در کنار پایش قرار داده بود روی تابلو خوانده میشد:
من کور هستم لطفا کمک کنید
روزنامه
نگارخلاقی از کنار او میگذشت نگاهی به او انداخت فقط چند سکه در داخل کلاه
بود.او چند سکه داخل کلاه انداخت وبدون اینکه از مرد کور اجازه بگیرد
تابلوی او را برداشت ان را برگرداند و اعلان دیگری روی ان نوشت و تابلو را
کنار پای او گذاشت و انجا را ترک کرد. عصر انروز روز نامه نگار به ان
محل برگشت و متوجه شد که کلاه مرد کور پر از سکه و اسکناس شده است مرد کور
از صدای قدمهای او خبرنگار را شناخت و خواست اگر او همان کسی است که ان
تابلو را نوشته بگوید ،که بر روی ان چه نوشته است؟ روزنامه نگار جواب
داد: چیز خاص و مهمی نبود، من فقط نوشته شما را به شکل دیگری نوشتم و
لبخندی زد و به راه خود ادامه داد. مرد کور هیچوقت ندانست که او چه نوشته
است ولی روی تابلوی او خوانده میشد:
امروز بهار است، ولی من نمیتوانم آنرا ببینم !!!!!
وقتی
کارتان را نمیتوانید پیش ببرید استراتژی خود را تغییر بدهید خواهید دید
بهترینها ممکن خواهد شد باور داشته باشید هر تغییر بهترین چیز برای زندگی
است. حتی برای کوچکترین اعمالتان از دل،فکر،هوش و روحتان مایه بگذارید این رمز موفقیت است. برگرفته از راه روشنایی
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم دی ۱۳۸۸ ساعت 22:5 توسط پرتو امید
|
استادي
درشروع کلاس درس ، ليواني پراز آب به دست گرفت. آن را بالا گرفت که همه
ببينند. بعد از شاگردان پرسيد: به نظر شما وزن اين ليوان چقدر است ؟
شاگردان جواب دادند 50 گرم ، استاد گفت : من هم بدون وزن کردن ، نمي دانم
دقيقا“ وزنش چقدراست . اما سوال من اين است : اگر من اين ليوان آب را چند
دقيقه همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي خواهد افتاد ؟
شاگردان گفتند : هيچ اتفاقي نمي افتد، استاد پرسيد خوب ، اگر يک ساعت همين طور نگه دارم ، چه اتفاقي مي افتد؟
يکي از شاگردان گفت : دست تان کم کم درد ميگيرد.
حق با توست . حالا اگر يک روز تمام آن را نگه دارم چه؟
شاگرد ديگري جسارتا" گفت : دست تان بي حس مي شود عضلات به شدت تحت فشار
قرار ميگيرند و فلج مي شوند . و مطمئنا“ کارتان به بيمارستان خواهد کشيد و
همه شاگردان خنديدند.
استاد گفت : خيلي خوب است . ولي آيا در اين مدت وزن ليوان تغييرکرده است؟
شاگردان جواب دادند : نه
پس چه چيز باعث درد و فشار روي عضلات مي شود ؟ درعوض من چه بايد بکنم؟
شاگردان گيج شدند. يکي از آنها گفت : ليوان را زمين بگذاريد.
استاد گفت : دقيقا" مشکلات زندگي هم مثل همين است اگر آنها را چند دقيقه
در ذهن تان نگه داريد اشکالي ندارد. اگر مدت طولاني تري به آنها فکر کنيد،
به درد خواهند آمد اگر بيشتر از آن نگه شان داريد، فلج تان مي کنند و ديگر
قادر به انجام کاري نخواهيد بود.
فکرکردن به مشکلات زندگي مهم است. اما مهم تر آن است که درپايان هر روز و
پيش از خواب، آنها را زمين بگذاريد به اين ترتيب تحت فشار قرار نمي گيرند
هر روز صبح سرحال و قوي بيدار مي شويد و قادر خواهيد بود از عهده هرمسئله
و چالشي که برايتان پيش مي آيد، برآييد. دوست من ، يادت باشد که بار مشکلات زندگیت را همين امروز زمين بگذاري تا وقت دیگری پس از تجدید قوا با انرژی بیشتر بتوانی آن را بدوش بکشی زندگي همين است.
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هفتم دی ۱۳۸۸ ساعت 20:39 توسط پرتو امید
|
چیزهايي که خداوند در مورد آنها از تو سوال نمي کند؟
o خداوند از تو نخواهد پرسيد زيربناي خانه ات چند متر بود ، بلکه خواهد پرسيد به چند نفر در خانه ات خوشامد گفتي؟
o خداوند از تو نخواهد پرسيد که چه اتومبيلي سوار مي شدي ، بلکه خواهد پرسيد که چند نفر را که وسيله نقليه نداشتند را به مقصد رساندي؟
o خداوند از تو نخواهد پرسيد که چه لباس هايي در کمد داشتي ، بلکه خواهد پرسيد به چند نفر لباس پوشاندي؟
o خداوند از تو نخواهد پرسيد بالاترين ميزان حقوق تو چقدر بود ، بلکه خواهد پرسيد آيا سزاوار گرفتن آن بودي ؟
o خداوند از تو نخواهد پرسيد عنوان و مقام شغلي تو چه بود ، بلکه خواهد پرسيد آيا آن را به بهترين نحو انجام دادي؟
o خداوند از تو نخواهد پرسيد چه تعداد دوست داشتي ، بلکه خواهد پرسيد براي چند نفر دوست و رفيق بودي ؟
o خداوند از تو نخواهد پرسيد در چه منطقه اي زندگي مي کردي ، بلکه خواهد پرسيد چگونه با همسايگانت رفتار کردي ؟
o خداوند از تو نخواهد پرسید پوست تو چه رنگی بود ، بلکه خواهد پرسید که چگونه انسانی بودی ؟
o خداوند
از تو نخواهد پرسيد چرا اينقدر طول کشيد تا به جست و جوي رستگاري بپردازي
، بلکه با مهرباني تو را به جاي دروازه هاي جهنم به عمارت بهشتي خود خواهد
برد .
o
خداوند از تو نخواهد پرسيد که چرا اين مقاله را براي دوستانت نخواندي ،
بلکه خواهد پرسيد آيا خواندن آن تو را به اندیشیدن واداشت؟
برگرفته از نجات1
+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم دی ۱۳۸۸ ساعت 19:27 توسط پرتو امید
|
در یک گاردن پارتی خانم ژولی پایش به سنگی خوردوبا پشقاب غذا در دستش به زمین خورد، علت زمینخوردنش کفش جدید ش بود که هنوز به آن عادت نکرده بود.
دوستان کمک کرده و او را از زمین بلند و بر نیمکتینشاندند و جویای حالش شدند.جواب داد حالش خوب است وناراحتی ندارد. مهماندار پشقاب جدیدی با غذا به ایشان داد.
خانم ژولی بعد از ظهر خوبی را به اتفاق دوستانش گذراندو بسیار راضی به اتفاق همسرش به خانه برگشت.
چند ساعت بعد همسر ژولی به دوستانی که درگاردن پارتی بودند تلفن کرد و اطلاع داد کهژولی را به بیمارستان برده اند.
خانم ژولی در ساعت 18 همان روز در بیمارستانفوت کرد و پزشگان علت مرک را خونریزی مغزی( C.V.A cerebral vascular accident )تشخیص دادند.
چند لحظه از وقت خود را به مطالبی که در پیمی آیند معطوف کنید، شایدروزی شما با چنین اتفاقیبرخورد کنید و بتوانید زندگی شخصی را نجات دهید .
یک متخصص اعصاب (نرولوگ ) می گوید:بعد از یک ضربه مغزی که منجر به خون ریزیرگی در ناحیه مغز شده،اگر شخص ضربه دیده رادر زمانی کمتر از سه ساعت به بیمارستان برسانندامکان بر طرف کردن حادثه و نجات شخص بسیارزیاد است. ولی همواره باید قادر به تشخیص حادثهبود و این عمل بسیار ساده است.
پزشک متخصص می گوید مهمترین وظیفه تشخیصحادثه خون ریزی مغزی است و بعد از تشخیص و قبل ازسه ساعت باید شخص را به پزشک رساند.
متخصص می گوید یک شاهد حادثه با آشنا بودن به علائم خون ریزی مغزی می تواند با سه سئوال ساده از مریض به سهولت او را نجات دهد.اگر در آن گاردنپارتی یک نفر سئوالهای زیر را از ژولی کرده بود حتما" ژولی زیبا و جوان اکنون زنده بود..
1 ــ از بیمار یا شخص ضربه مغزی خورده بخواهید بخندد.
2 ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید دو دستش را بالا نگه دارد.
3ــ از بیمار یا شخص ضربه خورده بخواهید یک جمله ساده را تکرار کند.
مثلا" بگوید خورشید در آسمان بسیار خوب می درخشد.
اگر بیمار یا شخص ضربه خورده قادر به انجام یکی از این کارها نباشد بایدفوری اورژانس را خبر کرده و بیمار را به بیمارستان منتقل کرده و به مسئولمربوطه عدم اجرای یک یا چند اعمال فوق را اطلاع داده تا ایشان پزشک را درجریان گذارد.
یک متخصص قلب و یا اعصاب می گوید اگر کسی این پیام را دریافت کند وحداقل آنرا برای ده نفر دیگر ارسال دارد،مطمئن باشد که در زندگی اش جانیک یا چند فرد را نجات داده است.
توجه کنید، تعداد افرادی که این روزها با اینترنت کار میکنند در دنیاچقدر است و اگر ده نفر به ده نفر دیگر این پیام را ارسال دارند،تعدادافراد آشنا با این سئوالها به صورت تابع نمایی در کمتر از یک ماه بهمیلیونها نفر خواهد رسید.
برگرفته از سایت پارس کلوپ
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم دی ۱۳۸۸ ساعت 16:29 توسط پرتو امید
|
ما امروزه خانه های بزرگتر اما خانواده های کوچکتر داریم؛ راحتی بیشتر اما زمان کمتر
مدارک تحصیلی بالاتر اما درک عمومی پایین تر ؛ آگاهی بیشتر اما قدرت تشخیص کمتر داریم
متخصصان بیشتر اما مشکلات نیز بیشتر؛ داروهای بیشتر اما سلامتی کمتر
بدون
ملاحظه ایام را میگذرانیم، خیلی کم میخندیم، خیلی تند رانندگی میکنیم،
خیلی زود عصبانی میشویم، تا دیروقت بیدار میمانیم، خیلی خسته از خواب
برمیخیزیم، خیلی کم مطالعه میکنیم، اغلب اوقات تلویزیون نگاه میکنیم و
خیلی بندرت دعا میکنیم.
چندین
برابر مایملک داریم اما ارزشهایمان کمتر شده است. خیلی زیاد صحبت میکنیم،
به اندازه کافی دوست نمیداریم و خیلی زیاد دروغ میگوییم.
زندگی ساختن را یاد گرفته ایم اما نه زندگی کردن را؛ تنها به زندگی سالهای عمر را افزوده ایم و نه زندگی را به سالهای عمرمان
ما ساختمانهای بلندتر داریم اما طبع کوتاه تر، بزرگراه های پهن تر اما دیدگاه های باریکتر
بیشتر خرج میکنیم اما کمتر داریم، بیشتر میخریم اما کمتر لذت میبریم.
ما تا ماه رفته و برگشته ایم اما قادر نیستیم برای ملاقات همسایه جدیدمان از یک سوی خیابان به آن سو برویم.
فضا بیرون را فتح کرده ایم اما نه فضا درون را، ما اتم را شکافته ایم اما نه تعصب خود را
بیشتر مینویسیم اما کمتر یاد میگیریم، بیشتر برنامه میریزیم اما کمتر به انجام میرسانیم.
عجله کردن را آموخته ایم و نه صبر کردن، درآمدهای بالاتری داریم اما اصول اخلاقی پایین تر
کامپیوترهای
بیشتری میسازیم تا اطلاعات بیشتری نگهداری کنیم، تا رونوشت های بیشتری
تولید کنیم، اما ارتباطات کمتری داریم. ما کمیت بیشتر اما کیفیت کمتری
داریم.
اکنون زمان غذاهای آماده اما دیر هضم است، مردان بلند قامت اما شخصیت های پست، سودهای کلان اما روابط سطحی
فرصت
بیشتر اما تفریح کمتر، تنوع غذای بیشتر اما تغذیه ناسالم تر؛ درآمد بیشتر
اما طلاق بیشتر؛ منازل رویایی اما خانواده های از هم پاشیده
بدین دلیل است که پیشنهاد میکنم از امروز شما هیچ چیز را برای موقعیتهای خاص نگذارید، زیرا هر روز زندگی یک موقعیت خاص است.
در جستجو دانش باشید، بیشتر بخوانید، در ایوان بنشینید و منظره را تحسین کنید بدون آنکه توجهی به نیازهایتان داشته باشید.
زمان بیشتری را با خانواده و دوستانتان بگذرانید، غذای مورد علاقه تان را بخورید و جاهایی را که دوست دارید ببینید.
زندگی فقط حفظ بقاء نیست، بلکه زنجیره ای ازلحظه های لذتبخش است
از جام کریستال خود استفاده کنید، بهترین عطرتان را برای روز مبادا نگه ندارید و هر لحظه که دوست دارید از آن استفاده کنید.
عباراتی
مانند ”یکی از این روزها“ و ”روزی“ را از فرهنگ لغت خود خارج کنید. بیایید
نامه ای را که قصد داشتیم ”یکی از این روزها“ بنویسیم همین امروز بنویسیم.
بیایید
به خانواده و دوستانمان بگوییم که چقدر آنها را دوست داریم. هیچ چیزی را
که میتواند به خنده و شادی شما بیفزاید به تاُخیر نیندازید.
هر روز، هر ساعت و هر دقیقه خاص است و شما نمیدانید که شاید آن میتواند آخرین لحظه باشد.
اگر
شما آنقدر گرفتارید که وقت ندارید این پیغام را برای کسانیکه دوست دارید
بفرستید، و به خودتان میگویید که ”یکی از این روزها“ آنرا خواهم فرستاد،
فقط فکر کنید ... ”یکی از این روزها“ ممکن است شما اینجا نباشید که آنرا
بفرستید!
برگرفته از وبلاگ امدادونجات
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم دی ۱۳۸۸ ساعت 19:28 توسط پرتو امید
|
سه نفر آمريکايي و سه نفر ايراني با همديگر براي شرکت در يک کنفرانس مي رفتند.
در ايستگاه قطار سه آمريکايي هر کدام يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که ايراني ها سه نفرشان يک بليط خريده اند.
يکي از آمريکايي ها گفت: چطور است که شما سه نفري با يک بليط مسافرت مي کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهيم.
همه سوار قطار شدند. آمريکايي ها روي صندلي هاي تعيين شده نشستند، اما
ايراني ها سه نفري رفتند توي يک توالت و در را روي خودشان قفل کردند. بعد،
مامور کنترل قطار آمد و بليط ها را کنترل کرد. بعد، در توالت را زد و گفت:
بليط، لطفا! بعد، در توالت باز شد و از لاي در يک بليط آمد بيرون، مامور
قطار آن بليط را نگاه کرد و به راهش ادامه داد.
آمريکايي ها که اين را ديدند، به اين نتيجه رسيدند که چقدر ابتکار هوشمندانه اي بوده است.
بعد از کنفرانس آمريکايي ها تصميم گرفتند در بازگشت همان کار ايراني ها را
انجام دهند تا از اين طريق مقداري پول هم براي خودشان پس انداز کنند.
وقتي به ايستگاه رسيدند، سه نفر آمريکايي يک بليط خريدند، اما در کمال تعجب ديدند که آن سه ايراني هيچ بليطي نخريدند.
يکي از آمريکايي ها پرسيد: چطور مي خواهيد بدون بليط سفر کنيد؟ يکي از ايراني ها گفت: صبر کن تا نشانت بدهم.
سه آمريکايي و سه ايراني سوار قطار شدند، سه آمريکايي رفتند توي يک توالت
و سه ايراني هم رفتند توي توالت بغلي آمريکايي ها و قطار حرکت کرد. چند
لحظه بعد از حرکت قطار يکي از ايراني ها از توالت بيرون آمد و رفت جلوي
توالت آمريکايي ها و گفت: بليط، لطفا!
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم دی ۱۳۸۸ ساعت 22:24 توسط پرتو امید
|
در سی تی اسکن پس از آنکه اشعه ایکس از بدن بیمار عبور نمود
براساس شدت تضعیف اشعه توسط هر قسمت از اندام مورد تابش اشعه عبوری به آشکار ساز
ها (detectors) برخورد نموده و طی مراحلی تبدیل به یک سیگنال الکتریکی شده و به مرکز پردازش
کامپیوتر دستگاه برای انجام محاسبات جهت باز سازی تصویر فرستاده میشود . در قسمت
کامپوتر هریک از این سیگنالها معرف اعدای بسیار نزدیک به هم در یک شبکه ماتریس
جایگذاری میشود که توسط روش های ریاضی پیچیده نسبت ضرایب تضعیف در هر وکسل محاسبه
میگردد .
سپس بازسازي تصوير با اندازه گيري ضريب تضعيف خطي
(μ) در هر وكسل
بدست میآید . اعداد سی
تی بدست آمده از این روش خیلی به نزديك به هم هستند كه بكارگيري آنها براي بيان
خصوصيات جسم مشكل ميباشد و با اين اعداد نميتوان تصوير مقياس
خاكستري (gray scale) بوجود آورد.
برای رفع اين مشكل
با بكار گيري مقياس استانداردشدهاي بنام عدد سيتي (CT number) هر یک از این اعداد را نسبت بهضریب خطی آب سنجیده شده اعداد حاصله همان اعداد سی تی
میباشند , واحد این اعداد
بدست آمده به احترام هانسفیلد که در ابداع سیتی اسکن نقش بسیار مهمی را ایفا نموده
است(hansfild
unit)انتخاب گردیده است
.
محاسبه ارتباط بين
ضريب جذب خطي پيكسل و ضريبجذب خطي آب توسط
كامپيوتر از رابطة زير بدست می آید.
Ct number (hu)= k(џp-џw)/џw
μP ضريب جذب خطي پيكسل
K بنام ضريب تقويت يا ضريب بزرگنمايي ،
در دستگاههاي فعلي
برابر با 1000
μW ضريب جذب خطي آب
واحد عدد سيتي، HU(Hounsfield Unit)
اعمال ضرايب جذب
خطي هوا، استخوان متراكم و آب در فرمول به شرح ذیل میباشد :
عدد CT آب=صفر
عدد CT استخوان متراكم =1000+
عدد CT هوا=1000-
عدد CT تمام بافتهاي بدن در دامنه 1000- تا
1000+ قرار میگیرد. امادر بيشتر دستگاههاي
فعلي، دامنة گستردهاي از (1000- تا 4000+) بکار برده میشود.
نياز به اعداد
بزرگتر از 1000+. براي به تصوير كشيدن اجسام خارجي فلزي با دانسيتهاي بالاتر از
استخوان متراكم میباشد.
حدااکثرحساسيت CT اسكن نسبت به
اختلاف ضريب تضعيف خطي افتراق بافتهايي با اختلاف ضريب تضعيف 1 % می باشد.
اصول تفسير اعداد CT
تشخيص تغييرات
پاتولوژيك با اندازهگيري عدد CT بافتها تا حدودی
امکان پذیر میباشد.مثلا
ناحيهاي با HU 400+ يا بيشتر, داراي كلسيم است .
ناحيهاي با HU 600-بايستي محتوي گاز باشد.
عدد CT چربي كمتر از صفر ولي بيشتر از عدد CT هوا است .
تودة هموژني كه
عدد CT آن HU - 120 باشد, محتوي چربي
است و ( ليپوم يا ساير تومورهاي بافت چربي ).
عدد CTكيستهاي ساده, در محدودة عدد CT آب است.
البته بایستی در نظر داشت که ضريب تضعيف يك
ضايعه فقط يكي از پارامترهاي تشخيصي است . پارامترهاي آناتوميك ديگر ضايعه از
قبیل:
اندازه
شكل
حاشيه
ضخامت ديواره
فاصله با بافت مجاور
enhance بامادة حاجب
هموژنيسيتة ضايعه
نیز در تشخیص و
بررسی ضایعات نقش مهمی دارد.
ادامه دارد ........
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم دی ۱۳۸۸ ساعت 22:0 توسط پرتو امید
|
تومور خوش خيمي است كه از غضروف سر چشمه ميگيرد. از نظر راديولوژي هنگاميكه تومور قسمت مركزي استخوان را در بر ميگيرد،ظاهرا شبيه به كم شدن دانسيته در آن نقطه ميباشد. اگر تومور در قسمت كورتكس استخوان ايجاد شود باعث نابودي كورتكس شده و سايه هايي در نسوج نرم اطراف ديده ميشود . كندروماي منفرد خيلي نادر است و اگر ديده شود فقط در فالانژها روئيت ميگردد.
هيرشپرونگ (hirschpruung,sdisease)
فقدان نرون (neuron) در ديواره روده ها كه بطور تیپیک در كولون اتفاق مي افتد به بيماري هيرشپرنگ معروف است . فقدان نرون در اين قسمتها از شل شدن كولون و حركات دودي آن جلو گيري كرده ،باعث انقاض و گشادي وسيع سيگوموئيد ميگردد. بيماران مبتلا به اين بيماري داراي يبوست مزمن و انسداد روده ميباشند. در بعضي از بيماران اتساع بيش از حد كولون در قسمت زاويه طحال ممكن است ديافراگم را بطرف بالا رانده و باعث دشواري تنفس گردد.
آشالازي (achalasia)
آشالازي ناهنجاري عصبي- ماهيچهاي مري ميباشد كه در آن عملكرد اسفنكتر تحتاني مري در قسمت ديستال مختل شده باعث شل شدگي و اختلال در بلع ميشود . قسمت ديستال مري به تنهايي ظاهر منقار ( beaked appearance) مانندي بوجود ميآورد . چون قسمت ديستال مري در اثر فشار زياد باز ميشود لذا غذاي باقيمانده در اين قسمت را حتي در كليشه قفسه سينه نيز ميتوان روئيت نمود . محتويات مري به عنوان يك سيل آبي( water seal) عمل مينمايد لذا حبابهاي طبيعي گاز در معده وجود نخواهد داشت .
آمپيم (empyema)
وجود چرك در داخل يك اندامتوخالي ويا حفره اطلاق مي گردد. مثلا تجمع چرك در حفره پلورالمصداق بارز آن ميباشد.
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم دی ۱۳۸۸ ساعت 20:16 توسط پرتو امید
|
روزي، سنگتراشي که از کار خود ناراضي بود و احساس حقارت ميکرد، از
نزديکي خانه بازرگاني رد ميشد. در باز بود و او خانه مجلل، باغ و نوکران بازرگان را
ديد و به حال خود غبطه خورد و با خود گفت: اين بازرگان چقدر ثروتمند است! و آرزو
کرد که مانند بازرگان باشد. در يک لحظه، او تبديل به بازرگاني با جاه و جلال شد.
تا مدتها فکر ميکرد که از همه قدرتمندتر است. تا اين که يک روز حاکم شهر از آنجا
عبور کرد، او ديد که همه مردم به حاکم احترام ميگذارند حتي بازرگانان. مرد با خودش
فکر کرد: کاش من هم يک حاکم بودم، آن وقت از همه قويتر ميشدم! در همان لحظه، او
تبديل به حاکم مقتدر شهر شد. در حالي که روي تخت رواني نشسته بود، مردم همه به او
تعظيم ميکردند. احساس کرد که نور خورشيد او را ميآزارد و با خودش فکر کرد که
خورشيد چقدر قدرتمند است. او آرزو کرد که خورشيد باشد و تبديل به خورشيد شد و با
تمام نيرو سعي کرد که به زمين بتابد و آن را گرم کند. پس از مدتي ابري بزرگ و سياه
آمد و جلوي تابش او را گرفت. پس با خود انديشيد که نيروي ابر از خورشيد بيشتر است،
و تبديل به ابري بزرگ شد. کمي نگذشته بود که بادي آمد و او را به اين طرف و آن طرف
هل داد. اين بار آرزو کرد که باد شود و تبديل به باد شد. ولي وقتي به نزديکي صخره
سنگي رسيد، ديگر قدرت تکان دادن صخره را نداشت. با خود گفت که قويترين چيز در دنيا،
صخره سنگي است و تبديل به سنگي بزرگ و عظيم شد. همانطور که با غرور ايستاده بود،
ناگهان صدائي را شنيد و احساس کرد که دارد خرد ميشود. نگاهي به پايين انداخت و
سنگتراشي را ديد که با چکش و قلم به جان او افتاده است!
نتیجه اخلاقی: هیچوقت تواناییهای خود را دست کم نگیرید.
+ نوشته شده در یکشنبه بیستم دی ۱۳۸۸ ساعت 0:25 توسط پرتو امید
|
یك ماده شير پس از شكار
كردن يك بز كوهي آفريقايي متوجه حامله بودن آن مي شود و به جاي خوردن شكار
خود سعي مي كند بچه درون شكم بز كوهي را نجات دهد. به گزارش بازتاب آنلاين
به نقل از وبسايت آقاي Grey van der walt (منبع اصلي عکسها) داستان واقعي
اين تصاوير عجيب و تكان دهنده در دنياي وحش اين است:
يك صبح سه شنبه در حالي كه عكاس به همراه تيم همراهش براي يافتن رد پايي
از شيرها به سمت جنوب Madikawe حركت مي كنند به طور كاملا غير منتظره با
لاشه يك بز كوهي و شيري در حال نفس نفس زدن در كنار لاشه او روبرو مي
شوند. شير كه مشخص است تازه شكار خود را بر زمين زده است كنار لاشه حركت
مي كند. اما بر خلاف آنچه انتظار مي رود، شير ماده شكار خود را نمي خورد.
عكاس كه از دور شاهد اين ماجراست شروع به تصوير برداري مي كند. شرح تصاوير
اين حادثه نادر را به ترتیب تصاویر بخوانید:
1. ماده شير و لاشه شكاري كه تازه از نفس افتاده است.
2. اولين كار شير بعد از شكار دريدن شكم شكار است. اين را در تمام كتاب هاي جانورشناسي مي توانيد بيابيد!
3. تا اينجا همه چيز مانند كتابهايي كه خوانده ايم پيش مي رود. دوستان من
نيز در اتومبيل توسط دوربين دوچشمي و فيلمبرداري مشغول تماشاي صحنه هستند.
و ما اين طور تصور مي كنيم كه شير در حال خالي كردن محتويات شكم شكار خويش
است. كه ناگهان يكي از دوستان من فرياد مي زند: آن محتويات شكم نيست!
4. و اينجا بود كه ما متوجه شديم بز كوهي آفريقايي كشته شده حامله بوده است.
5. و حالا در مقابل خود شيري را مي بينم كه طعمه كشته اش حامله بوده است.
در اين مواقع شيرها به كار خوردن خود ادامه مي دهند البته اگر مشكلي پيش
نيايد. و اما از اينجا به بعد بود كه ما را به حيرت واداشت... ماده شير
جنين بز كوهي را به آرامي به زمين گذاشت و شروع به بوييدن او كرد.
6. زبان زدن براي يك ماده شير و در موقعيت او بسيار عجيب بود. او از
اتفاقي كه افتاده بود سخت متحير و مات و مبهوت بود. به اطراف خود نگاه مي
كرد تا ببيند آيا كسي براي كمك كردن هست...
7. بعد از مدتي ماده شير به خالي كردن محويات شكم بز كوهي ادامه داد و در
تمام مدت اينطور به نظر مي رسيد كه سعي مي كند تا حد امكان از جنين دور
باشد...
8. بعد از مدتي ديگر و در حالي كه هنوز هيچ قسمت از بند شكار خود را
نخورده است، مجددا توجه اش به سمت جنين مي رود و به آرامي او را از زمين
بلند مي كند.
9. او ايستاده است در حالي كه جنين بز كوهي در دهانش است و براي مدتي به
اطراف نگاه مي كند. به همه جهت ها، شايد براي يافتن چيزي... و بعد از چند
دقيقه به آرامي به سوي بيشه اي كه در نزديكي شكارش است حركت مي كند.
10. او مجددا مي ايستد
و جنين را به آرامي بر زمين مي گذارد. و در تمام مدت با نگاهي هيجان زده و
عصبي به اطراف نگاه مي كند. سپس با نوك بيني به جنين ضربه مي زند و به
آرامي او را درست مانند توله هايش از پشت گردن ميگيرد و بلند مي كند...
11. او مجددا به اطرف
نگاه مي كند و به آهستگي به سمت بيشه مي رود... با دقت به سمت بيشه زار
پيش مي رود جايي كه تصميم دارد جنين را در آنجا بگذارد. چندين بار به جنين
ضربه مي زند و در تمام مدت با حالتي نگران به اطراف نگاه مي كند شايد
انتظار كمكي يا خطري را مي كشد...
12. بعد از چند دقيقه دوباره به سمت لاشه شكاري بر ميگردد كه هنوز چيزي از
آن را نخورده است. كنار او مي ايستد و سپس به آرامي همانجا دراز مي كشد.
شير ماده به چه چيزي مي انديشد؟ چرا او اين چنين عمل كرد؟
طبق گفته آقاي Grey van der walt عكاس اين صحنه شگفت آور، اين يكي از عجيب
ترين و خارق العاده ترين صحنه هايي بوده است كه در حيات وحش و درطول عمر
خود مشاهده كرده است.
بر گرفته از بازتاب آنلاین
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم دی ۱۳۸۸ ساعت 20:8 توسط پرتو امید
|
آرتيفكت : هر گونه
ساختار، الگو يا اختلاف در عدد CT كه در تصوير ديده شود؛ ولي غيرواقعي
(وجود خارجي نداشته باشد)اطلاق میگردد.
بعضي از آرتيفكتها مانند
آرتيفكت سختشدگي پرتو (beam hardening)
و partial volume ، همواره در تصاوير CT
ديده ميشوند.
ميتوان با
استفاده از تكنيكهاي باليني مناسب اين آرتيفكتها را كاهش داد
بعضي از آرتيفكتها در نتيجة فرسودگي
بعضي از قطعات دستگاه بوجود ميآيد كه بايستي تعمير شوند.
در دستگاههاي امروزي:
آرتيفكتهاي ناشي از نقص
وسايل ندرتاً ديده ميشوند.
بعلت زمان اسكن كوتاه، آرتيفكت حركتي بسيار كمتر
از گذشته ديده ميشوند.
آرتيفكت سختشدگي پرتو
(Beam Hardening Artefact)
در فرآيند
بازسازي، فرض بر اين است كه از اشعة X تكرنگاستفاده ميشود. اگر
اين فرض برقرار باشد، لگاريتم ضريب تضعيف اندازهگيريشده با ضخامت بافت رابطه خطي خواهد داشت.متأسفانه در عمل،
پرتوهاي X كه استفاده ميشوند،
پليكروماتيك بوده و داراي طيف
وسيعي از انرژيهاي متفاوت اند.
پرتوهاي X با انرژي كمتر،
بيشتر جذب ميشوند؛ بنابراين،
در حين عبور از مواد جاذب، نسبت فتونهاي با انرژي بالاتر افزايش خواهد يافت؛ در نتيجه، انرژي متوسط دستة پرتوي X زياد ميشود كه در اين حالت، ميزان
تضعيف اندازهگيريشده، رابطة خطي با ضخامت بافت نخواهد داشت. نتيجة نهايي اين است كه
تضعيف، از مقدار واقعي آن كمتر برآورد ميشود.
در الگوريتم
بازسازي، روش تصحيح خطاهاي بوجود آمده در اثر سختشدگي پرتو
پيشبيني شده
است اما اين روشها صد در صد دقيق نيستند و اين آرتيفكتهاممكن است بوجود آيند. در اسكن از ناحية سر،
گاهي اين آرتيفكت بصورت آرتيفكت فنجانيشكلمشاهده ميشود.
آرتيفكت حركتي(Motion Artefact)
حركت بيمار يا
احشايي كه حركات غير ارادي دارند، اثر مخربي بر تصوير دارند.
براي تصويربرداري از نواحي مانند قلب، به
اسكنرهاي بسيار سريع نياز است.
چون شكل حركت
بيمار غيرقابل پيشبيني است، نميتوان در الگوريتم
بازسازي جايي را براي تصحيح اطلاعات غلط بدستآمده ناشي از حركت بيمار در نظر گرفت.
تنها راههاي مقابله
با اين آرتيفكت عبارتند از:
1) به حداقل
رساندن حركات (مانند حبس كردن نفس)
2)كاهش زمان اسكن
آرتيفكت مخطط ( Streak Artefact)
هنگامي كه يك جسم
با دانسيتة بالا شدت اشعه را به شدت كاهش دهد، ممكن است دتكتور هيچ سيگنالي را
توليد نكند.
از طرفي، يك فرض در دستگاه CT
اين است كه هر دتكتور در هر موقعيت، مقداري اشعه را دريافت خواهد كرد.
بنابراين هنگامي كه دتكتور، سيگنال توليد نكند،
در بازسازي تصوير اشتباه رخ ميدهد و در نتيجة آن، خطوطي روي تصوير
پديدار خواهد گشت.
آرتيفكت حلقوي (Ring
Artefact)
هنگامي كه
آشكارساز تنظيم نباشد يا نقص داشته باشد، اطلاعاتي كه به كامپيوتر ميدهد نيز
ناقص خواهد بود. از طرفي چون
دتكتور و تيوب دور بيمار ميچرخند، اطلاعات مربوط به نقاط خاصي از بدن كه روي دايرههايي هممركز قرار
گرفتهاند، ناقص ضبط خواهد شد كه منجر به آرتيفكتهايي حلقوي
شكل روي تصوير خواهد شد.
اين نوع آرتيفكتها ناشي از
تنظيم نبودن (يا نقص) يك يا چند آشكارساز در نسل سوم ميباشد.
با پيشرفت تكنولوژي CT، اين نوع آرتيفكت
عملا در دستگاههاي كنوني حذف شده است.
Partial Volume Effects
اين آرتيفكت مربوط
بهاشيائي با دانسيتة بالا است كه بطور
پارشيال بهداخل مقطع اسكن برجسته ميشوند. چون
اين شيء تنها بطور ناقص در مسير اشعه قرار ميگيرد، دانسيتة آن
پايينتر از حد واقعي آن نمايش داده ميشود.
اين آرتيفكتها را ميتوان با مقاطع نازك كاهش داد؛ اما نميتوان آنها را حذف
كرد. گاهي اوقات زاويه دادن به گانتري در اين زمينه كمككننده ميباشد.
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم دی ۱۳۸۸ ساعت 21:1 توسط پرتو امید
|
مردي متوجه شد که گوش همسرش سنگين شده و شنوايي اش کم شده است...
به نظرش رسيد که همسرش بايد سمعک بگذارد ولي نمي دانست اين موضوع را چگونه با او درميان بگذارد. به اين خاطر نزد دکتر خانوادگي شان رفت و مشکل را با او درميان گذاشت.
دکتر گفت: براي اينکه بتواني دقيقتر به من بگويي که ميزان ناشنوايي همسرت چقدر است، آزمايش ساده اي وجود دارد. اين کار را انجام بده و جوابش را به من بگو... «ابتدا در فاصله 4 متري او بايست و با صداي معمولي ، مطلبي را به او بگو. اگر نشنيد، همين کار را در فاصله 3 متري تکرار کن. بعد در 2 متري و به همين ترتيب تا بالاخره جواب بدهد.»
آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهيه شام بود و خود او در اتاق پذيرايي نشسته بود. مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان کنم.
سپس با صداي معمولي از همسرش پرسيد: «عزيزم ، شام چي داريم؟» جوابي نشنيد بعد بلند شد و يک متر به جلوتر به سمت آشپزخانه رفت و همان سوال را دوباره پرسيد و باز هم جوابي نشنيد. بازهم جلوتر رفت و به در آشپزخانه رسيد. سوالش را تکرار کرد و بازهم جوابي نشنيد. اين بار جلوتر رفت و درست از پشت همسرش گفت: «عزيزم شام چي داريم؟» و همسرش گفت:
«مگه کري؟!» براي چهارمين بار ميگم: «خوراک مرغ»! حقيقت به همين سادگي و صراحت است. مشکل، ممکن است آن طور که ما هميشه فکر ميکنيم در ديگران نباشد؛ شايد در خودمان باشد...
+ نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم دی ۱۳۸۸ ساعت 17:57 توسط پرتو امید
|
هر تصوير CT
، داراي خصوصيات مربوط به خود است و بايستي فاكتورهاي تكنيكي مختلفي را قبل از
شروع به انجام CT اسكن انتخاب نمود. هر يك از اين
فاكتورها بر كيفيت تصوير مؤثر است. اين فاكتورها شامل موارد ذيل است:
1- Scan Field
Of View (SFOV)
2- Reconstructed
Field Of View (RFOV)
3- ضخامت مقطع
4- فاصلة بين مقاطع
5- زمان اسكن
6-out put
تيوب(mA and kVp)
7-size
Matrix
SFOV = Scan Field of View
بيانگر اندازة
ميدان درون شكاف گانتري است كه از آن اطلاعات لازمه براي بازسازي تصوير بدست ميآيد.
فيلد اسكن بايستي
بدقت وبر اساس اندازه بدن بيمار و ناحيهاي كه مورد
اسكن قرار ميگيرد، انتخاب شود.
براي مثال، در
اكثر بررسيهاي CT اسكن از شكمبالغين، فيلد متوسط (35-32 سانتيمتر) را ميتوان بكار برد، اما براي افراد چاق و همچنين براي بررسـي لگن بالـغين
از فيـلد بـزرگ (42-40 سانتيمتر) استفاده ميشود. برعكس، فيلدهاي
كوچك (25-22 سانتيمتر) براي اسكن اطفال استفاده ميشود.
Reconstructed Field of View = RFOV
ناحيهاي است كه
براي نمايش بر روي مانيتور انتخاب ميشود و ممكن است
برابر يا كوچكتر از فيلد اسكن باشد.
انتخاب صحيح فيلد
بازسازي براي افزايش قابليت كشف ضايعات, اهميت دارد
براي بررسي جزئيات يك پاتولوژي لوكاليزهو يا وقتي كه توجه پزشك بر روي ارگانهاي خاصي
متمركز شده است, مفيد است.
پسرک از پدربزرگ پرسید: پدربزرگ در باره چه می نویسی؟ پدربزرگ پاسخ داد: درباره تو پسرم، اما مهمتر از آنچه می نويسم، مدادی است که با آن می نويسم! می خواهم وقتی بزرگ شدي، مثل اين مداد بشوی. پسرک با تعجب به مداد نگاه کرد و چيز خاصی در آن نديد: - اما اين هم مثل بقيه مداد هايی است که ديده ام. - بستگی داره چطور به آن نگاه کنی، در اين مداد پنج صفت هست که اگر به دست بياوری برای تمام عمر به آرامش مي رسی؛ صفت اول: می توانی کارهای بزرگ انجام دهی، اما هرگز نبايد فراموش کنی که دستی وجود دارد که هر حرکت تو را هدايت مي کند. اين دست، خداست که هميشه تو را در مسير اراده اش حرکت می دهد. صفت دوم: بايد گاهی از آنچه می نويسي دست بکشی و از مداد تراش استفاده کنی. اين باعث می شود مداد کمی رنج بکشد اما آخر کار، نوکش تيزتر مي شود و اثری که از خود به جای می گذارد ظريف تر و باريک تر. پس بدان که بايد رنج هايی را تحمل کنی که باعث می شود انسان بهتری شوی. صفت سوم: مداد هميشه اجازه می دهد براي پاک کردن يک اشتباه، از پاک کن استفاده کنيم. بدان که تصحيح يک کار خطا، کار بدی نيست. در واقع برای اينکه خودت را در مسير درست نگهداری، تصحیح خطا مهم است. صفت چهارم: چوب يا شکل خارجی مداد مهم نيست، زغالی اهميت دارد که داخل چوب است. پس هميشه مراقب باش درونت چه خبر است. و سر انجام پنجمين صفت مداد: هميشه اثری از خود به جای مي گذارد. هر کار در زندگی ات می کنی، ردی به جای می گذارد. پس سعی کن نسبت به هر کار می کنی، هشيار باشی وبدانی چه می کنی.
+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم دی ۱۳۸۸ ساعت 20:31 توسط پرتو امید
|
سيتياسكن از يك مجموعه تشكيل شده است كه با هم ارتباط داشته و نحوهقرار گرفتن و محل استقرار آنها بسيار مهم ميباشد.
فضاي مورد نياز براي بخش سيتياسكن از دو جنبه كلينيكي و فني قابل بررسي
ميباشد و فضاي مورد نياز بايد با توجه با آنها انتخاب و طراحي گردد.
امكان نصب دستگاه در كمترين فضا (25) متر مربع وجود دارد
بيماران ترومايي تعداد زيادي از مراجعه كنندگان اين بخش را تشكيل
ميدهند نياز اين نوع بيماران به همراهانشان و همينطور وسايل مخصوص حمل بيمار مانند برانكارد. فضاي مناسب جهت مانور بايد
وجود داشته باشد.
فضاي كافي جهت قسمت آمادهسازي بيمار و دستگاههاي جانبي مورد لزوم
بخش مثل قفسههاي نگهداري دارو و كمكهاي اوليه، دستگاه بيهوشي، ساكشن و انژكتور و
غيره نيز در نظر گرفته شود.
گانتري و تخت بيمار در يك اتاق مجزا بنام اتاق اسكن قرار ميگيرند ابعاد
اتاق اسكن بستگي به ابعاد گانتري و تخت دارد.
معمولاً حداقل فضاي مورد نياز در اين قسمت 5×3 متر مربع ميباشد.
گانتري در هنگام اسكن داراي حركت چرخشي بوده و ايجاد لرزه و نوسان
ميكند. ميزان تحمل سازههاي بكار رفته در بنا و احتمال آسيب و خسارت آن در دراز
مدت بايد در نظر گرفته شود.
هیزم
شکن صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده. شک کرد که همسایه اش آن
را دزدیده باشد برای همین تمام روز او را زیر نظر گرفت. متوجه
شد همسایه اش در دزدی مهارت دارد مثل یک دزد راه می رود مثل دزدی که می
خواهد چیزی را پنهان کند پچ پچ میکند. آن قدر از شکش مطمئن شد که تصمیم
گرفت به خانه برگردد لباسش را عوض کند و نزد قاضی برود. اما
همین که وارد خانه شد تبرش را پیدا کرد. زنش آن را جابه جا کرده بود. مرد
از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه را زیر نظر گرفت: و دریافت که او مثل
یک آدم شریف راه می رود حرف می زند و رفتار می کند.
نتیجه اخلاقی: قبل از هر قضاوتی ابتدا عینکهایمان را بررسی کنیم.
+ نوشته شده در دوشنبه چهاردهم دی ۱۳۸۸ ساعت 18:0 توسط پرتو امید
|
. همانطور که قبلا گفته شد در رادیولوژی
معمولی اشعه ایکس پس از تابش از بدن بیمار عبور نموده وبه تناسب تضعیف اشعه عبور
یافته بر روی فیلم رادیولژی اثر سیاهی وسفیدی (کنتراست)مشخص شده و تصویر بوجود می
آید .
امادر راديوگرافي
معمولي، تصویر تهیه شدهبصورت سطح و یک بعدی بودهو روي هم قرار گرفتن اعضاء باعث پنهان ماندن
بعضي ضايعات در عمق اندامها می
شد.
برای رفع این
نقیصه قبل از ابداع روش سیتی اسکن نوعی رادیو گرافی به نام
توموگرافیابداع
گردید
که تا دو دهه قبل نیز کاربرد داشت .
در این روش تیوب در زاویه ی محدودی حرکت نمودهوبا محوشدن تصویر اطراف نقطه کانونی تنظیم شده
محل مورد نظراز یک قسمت در عمق اندام مورد تابش تصویر تهیه می گردید. مطابق شکل 1
تصاویر ی که به روش توموگرافی نیز تهیه
میگردید نیز فاقد کیفیت لازم بوده و محدودیتهای زیادی داشت
سی
تی اسکن ( ct scan) (
computerized tomography scan ) توسط هانسفیلد
در سال 1972 ابداع گردید.
اساس کار در سیتی اسکن و رادیولوژی اشعه
ایکس میباشد اما در سیتی اسکنباتیوب اشعه
ایکس حول محوری به دور بیمار می چرخد و
بجای فیلم هم آشکارسازهایی(detector)
قرار دارد که اثر تضعیف پرتوهای عبور یافته را به صورت سیگنالهایی به سیستم
کامپیوتر منتقل نموده و طی فرآیند نسبتا پیچیده ای تصویر باز سازی میشود .
اساس کار و نحوه تصویر بردار ی در سی تی
اسکن
در رادیولوژی اشعه به صورت یک دسته پرتو
مخروط حجمی به طور ثابتکه توسط کولیماتور
قابل تغییر میباشدبه مدت حداکثر چند دهم
ثانیهتابش مینماید. ولی در سیتی اسکن یک
دسته پرتو با پهنای نازک(اشعه بادبزنی) ( حداقل 1 میلیمتر و حداکثر 10 الی 15میلی متر)در حال چرخش به دور بیمار تابش نموده و همزمان
در طرف مقابل توسط دتکتورها دریافت میگردد.
تا این مرحله ماهیت اصلی کار در
رادیولوژی وسیتی اسکن تقریبا یکسان میباشد یعنی اشعه از منبع تابش ( XRAY
TUBE)تابش نموده پس
از عبور ازبدن بیمار به نسبت تضعیف انجام شده توسط دانسیته و ضخامت قسمتهای مختلف
عضو مورد تابش به فیلم در رادیولوژی و دتکتور در سیتی اسکن برخورد مینماید که در
رادیولوژی پس از ظهور فیلم تصویر قابل رویت خواهد بود .
اما در سیتی اسکن سیگنالهای آنالوگی که
توسط اشکار سازها بر اساس مقدار اشعه در یافتی بوجود آمده است توسط رایانه
بازخوانی شدهو تصویر بر روی مانیتور
نمایان شده و کاربر توانایی تغییرکنتراست
و اندازه تغییر نمای استخوانی وبافت نرم و در دستگاههای جدید تواناییهای دیکری
مانند تصویر سه بعدی , اندسکوپی مجازیو... را دارد.
بصورت خلاصه سی تی اسكن
رادر چند جمله میتوان میتوان این صورت تعریف کرد:
1.شعاعي باريك از اشعة
Xاز جهات مختلفدر پلان و زاوية تعريف شده به بيمار تابيده ميشود
2.شعاع
رادياسيون عبوركرده از بدن بيمار بر روي رديفي از دتكتورها بصورت سيگنال آنالوگ
ثبت ميگردد
3.سيگنال آنالوگ
براي استفادة كامپيوتر تبديل به فرم ديجيتال ميگردد
4.سپس اطلاعات حاصله بوسيلة كامپيوتر بازسازي ميشود
5.اين اطلاعات
بصورت تصوير مقطعي بر روي يك ماتريكس ديجيتال نمايش داده ميشود
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم دی ۱۳۸۸ ساعت 21:1 توسط پرتو امید
|
مرد بيکاري براي سِمَتِ آبدارچي در مايکروسافت تقاضا داد.
رئيس هيئت مديره با وي مصاحبه کرد و تميز کردن زمينش رو -به عنوان نمونه
کار- ديد و گفت:
«شما استخدام شدين، آدرس ايميلتون رو بدين تا فرمهاي مربوطه
رو واستون بفرستم تا پر کنين و همينطور تاريخي که بايد کار رو شروع
کنين..»
مرد جواب داد: «اما من کامپيوتر ندارم، ايميل هم ندارم!»
رئيس هيئت مديره گفت: «متأسفم. اگه ايميل
ندارين، يعني شما وجود خارجي ندارين. و کسي که وجود خارجي نداره، شغل هم
نميتونه داشته باشه.»
مرد در کمال نوميدي اونجا رو ترک کرد.
نميدونست با تنها 10 دلاري که در جيبش داشت چه کار کنه.
تصميم گرفت به سوپر مارکتي بره و يک صندوق 10 کيلويي گوجه فرنگي بخره. بعد
خونه به خونه گشت و گوجه فرنگيها رو فروخت. در کمتر از دو ساعت، تونست
سرمايه اش رو دو برابر کنه.
اين عمل رو سه بار تکرار کرد و با 60 دلار به خونه برگشت.
مرد فهميد ميتونه به اين طريق زندگيش رو بگذرونه، و شروع کرد
به اين که هر روز زودتر بره و ديرتر برگرده خونه. در نتيجه پولش هر روز دو
يا سه برابر ميشد. به زودي يه گاري خريد، بعد يه کاميون، و به زودي ناوگان
خودش رو در خط ترانزيت (پخش محصولات) داشت ...
پنج سال بعد، مرد ديگه يکي از بزرگترين خرده فروشان امريکا
شده بود. شروع کرد تا براي آينده ي خانواده اش برنامه ریزي کنه، و تصميم
گرفت بيمه ي عمر بگيره. به يه نمايندگي بيمه زنگ زد و سرويسي رو انتخاب
کرد.
وقتي صحبت شون به نتيجه رسيد، نماينده بيمه از آدرس ايميل مرد پرسيد. مرد جواب داد: «من ايميل ندارم.»
نماينده بيمه با کنجکاوي پرسيد: «شما ايميل ندارين، ولي با
اين حال تونستين يک امپراتوري در شغل خودتون به وجود بيارين. ميتونين فکر
کنين به کجاها ميرسيدين اگه يه ايميل هم داشتين؟» مرد براي مدتي فکر کرد و
گفت:
آره! احتمالاً ميشدم يه آبدارچي در شرکت مايکروسافت.
نتيجه هاي اخلاقي
1. اينترنت چاره ساز زندگي نيست.
2. اگه اينترنت نداشته باشي و سخت کار کني، ميليونر مي شي.
3. اگه اين نوشته رو از طريق ايميل دريافت کردي، تو هم نزديکي به اين که بخواي آبدارچي بشي، به جاي ميليونر...!!!
+ نوشته شده در یکشنبه سیزدهم دی ۱۳۸۸ ساعت 20:2 توسط پرتو امید
|
sivert نام يكي ازواحدهاي سنجش پرتو ايكس ميباشد. در این وبلاگ مطالبی در مورد راديولوژي (radiology)، سي تي اسكن (ct scan) ، ام آر آي (mri) ، سونوگرافي ( sonography)، راديو بيولوژي (radio biology)و.... و همچنين پزشكي،علمي،فرهنگي, اخلاقي و روانشناسي و... گرد آوری گردیده است . اميدوارم مورد استفاده شما واقع شود .