بكمك موبايل درب خودروتان را باز كنيد

ترفندهاي جالب موبايل

مواردی وجود دارد که می*توان در مواقع فوری خطرناک انجام داد. موبایل شما می*تواند یک نجات دهنده زندگی یا یک ابزار فوری برای نجات باشد. مواردی را که می*توانید با موبایل انجام دهید را ببینید

اول - وضعیت فوق العاده

شماره تلفن وضعیت فوق العاده در تمام دنیا 112 است. اگر شما در یک مکان خارج از محدوده شبکه موبایل خود قرار داشته باشید، شماره 112 را بگیرید و موبایل در هر شبکه موجود جستجو می*کند تا یک تماس وضعیت فوق العاده برای شما برقرار کند و جالب اینکه این شماره حتی زمانیکه صفحه کلید قفل است نیز کار می*کند. امتحان کنید.

دوم - آیا تا بحال کلیدهای خود را در ماشین جاگذاشته*اید؟

آیا ماشین شما یک دستگاه ورود از راه دور بدون کلید دارد؟ این وسیله می*تواند روزی مفید باشد. یک دلیل خوب برای داشتن یک موبایل: اگر شما کلیدهای خود را در ماشین جاگذاشته باشید، به موبایل یک نفر در منزل از طریق موبایل خودتان تماس بگیرید. تلفن خود را در حدود فاصله 1 متر از ماشین قرار دهید و از فرد مقابل در منزل بخواهید که کلید قفل بازکن را فشار دهد و آنرا نزدیک موبایل خود قرار دهد. قفل ماشین شما باز خواهد شد. با این کار نیاز نیست کسی کلیدها را شخصاً بیاورد. فاصله هیچ تاثیری ندارد. شما می*توانید کیلومترها فاصله داشته باشید، اگر شما بتوانید با کسی که کنترل ماشین شما را دارد ارتباط برقرار کنید، شما می*توانید قفل ماشین خود را باز کنید.

سوم - قدرت باطری مخفی شده

در نظر بگیرید باطری موبایل شما خیلی کم است. برای فعال کردن کلیدهای #0733* را فشار دهید. موبایل شما با این اندوخته راه اندازی مجدد خواهد شد و موبایل افزایش 50 % در باطری را نشان می*دهد. این فضای اندوخته هنگامیکه موبایل خود را شارژ می*کنید، خودبه خود شارژ خواهد شد.

چهارم - چگونه یک موبایل دزدیده شده را غیرفعال کنیم؟

برای چک کردن شماره سریال موبایل خود، کلیدهای زیر را به ترتیب فشار دهید:
#06#*یک کد دیجیتالی روی صفحه نمایش ظاهر می*شود. این شماره مختص دستگاه شما است. این شماره را یادداشت کنید و در جایی امن نگه دارید. هنگامیکه موبایل شما دزدیده می*شود، شما می*توانید به پشتیبان شبکه خود تماس بگیرید و این کد را به آنها بدهید. سپس آنها قادر خواهند بود دستگاه شما را مسدود کنند، حتی اگر دزدها SIM کارت را عوض کرده باشند. تلفن شما کاملاً غیرقابل استفاده خواهد شد. شما ممکن است نتوانید موبایل خود را بازپس گیرید، اما حداقل می*دانید کسیکه آنرا دزدیده است دیگر نمی*تواند از آن استفاده کند یا آنرا بفروشد. اگر هر کسی این کار را بکند، دیگر دزدین موبایل هیچ فایده*ای نخواهد داشت

منبع: www.qablame.blogf.com

قناعت و غنا

قناعت و غنا

اگر تعريف بهداشت رواني را مبتني بر وضع مثبت و سلامت رواني فرد بپذيريم و نيز مهارتهاي زندگي را به عنوان راهکاري براي رسيدن به انتخاب و رفتار سالم در سراسر زندگي ، پيشگيري از آسيب هاي اجتماعي و توانمند کردن افراد جهت شناخت خود ، ديگران و محيط را در نظر بگيريم به صورت ضمني مي توانيم نتيجه گيري کنيم که انسان کامل ، انسان داراي آرامش است .

انسان واجد آرامش است که مي تواند رابطه درون خود و بيرون از خود  را سامان دهد. به جز در آرامش انسان نمي تواند به طور موثري خودآگاه باشد ، با ديگران ارتباط موثري داشته باشد و با همدلي و احترام به ديگران براي حل مسايل تصميم گيري کند . در ضمن يک انسان سالم و آرام براي جلوگيري از تنش و فرو افتادن در هيجانات هم از تفکر خلاق و هم از تفکر انتقادي سود مي برد . اگر نگاهي به اطراف خود بياندازيم متوجه مي شويم که گمشده انسان معاصر همانا آرامش است ، آرامش درون و برون . انسان هر چه را که کسب مي کند يا از خود مي راند به نوعي وسيله اي براي نيل به آرامش است . در ادامه سعي مي شود از منظري متفاوت از مهارتهاي زندگي کلاسيک ، به اين مساله و دلايل رسيدن به آرامش نظري بيفکنيم.

فضايل و آرامش

فضيلت آن است که انسان را از تعارضات و تنازعات دروني و بيروني رهايي بخشد . به عبارت ديگر هر آنچه انسان را به آرامش مي رساند فضيلت است . وجه تمايز فضايل و رذايل آن است که در نفس و در خلق به مرتفع کردن آتش نزاع و جدال کمک مي کند . و با افروختن اين آتش _ وصفي که براي اين دنيا به کار مي رود _ صفات ممدوح سکينه آدمي اند و او را بهشتي مي کنند . انسان به دنبال رايحه بهشت است . بهشت مقصد و آمال تمامي انسانهاست اما نکته اينجاست که بهشت را از جايي براي انسان نمي آورند ، بلکه او خود در درونش به آن مي رسد. براي رسيدن و ساختن بهشت صد البته که بايد از تعارضات و تخاصمات دوري جست .

در ميان فضايل اخلاقي که همگي رايحه اي از بهشت دارند ، بعضي همچون گوهري مي درخشند و مصداق صدف که نور را هم در خود نهان دارند. به برکت اين فضايل ، ديگر درهاي بهشت هم به روي آدمي باز مي شود . فضيلت قناعت يکي از اين باب هاي بهشتي است.

 قناعت و ضد قناعت

در لغت قناعت خرسند بودن به قسمت خود ، بسنده کردن به مقدار کم ، صرفه جويي و خشنودي نفس معنا شده است . مي توان گفت قناعت به حد ضرورت بسنده کردن و زياده نطلبيدن است. قناعت ضد تکاثر (افزون طلبي) و طمع است فزون طلبي موجد درگيري و برخورد است و اينان سرچشمه هاي جوشان نزاع در زندگي فردي و اجتماعي اند . اضداد قناعت جملگي از درون و برون آدمي سلب آسايش و آرامش مي کنند و اگر قناعت همين يک هنر _ رسيدن آدمي به آرامش _ را داشته باشند در ضرورت دستيابي به آن شکي باقي نمي ماند.

 قناعت در قران و سنت

در قران اگرچه لفظ قناعت و طمع آمده است ، اما لفظ اول به منزله يکي از اوصاف ممدوح يا مذموم انساني به کار نرفته است و لفظ دوم هم در جايگاه هاي متفاوت معاني ممدوح و مذمومي مي دهد . اما تعبيرات ديگري مانند طيبه ( زندگي پاک ) در قران آمده است . « هر زن و مردي که عمل صالح به جاي بياورد او را به حيات طيبه احيا خواهيم کرد » ( نحل / 97 ) که در کلمات امير مومنان آمده است هي القناعه  ( کلمات قصار 229 ) . در دعاي ابو حمزه نيز امام سجاد از خدا حيات طيبه مي خواهد . نهي از طمع نيز تحت عناوين ديگر آمده است . ( طه/131 _ کهف/28 _ کهف / 46 _طه/131 _ نساء/32 ) تنذير قران براي فزون طلبي نيز در سوره تکاثر قابل تامل و تکان دهنده است . در روايات نيز در باب قناعت و طمع بسيار سخن گفته شده است (کلمات قصار نهج البلاغه 57 ، 18 ، 229 و ... ، بحار جلد 75 صفحه 91 ، بحارالانوار جلد74 صفحه 45 و ...) .

قناعت سرمايه تمام نشدني است . کساني که اهل قناعت نيستند ذليل و بي شخصيتند و شخص قانع نه بينوا که از توانگرترين مردم است . در فرازي از نهج البلاغه آمده است که هيچ گنجي غني کننده تر از قناعت نيست و هيچ مالي فقر زداتر از رضاي به روزي نيست و هر کس به کفاف (حد ضرورت) اقتصار کند به آرامش و راحتي دست يافته است و در فراخناي آسايش آرميده است .

 برکات قناعت

1- قناعت آدمي را از درون غنا مي بخشد . خيرالغني ، غني النفس ( بحار ج 75 ) . هر آن که به قناعت دست يابد ديگر خود را حرام نمي کند و بيش از آنکه بايد مصرف نمي کند و لذا هر سرمايه اي که دارد گنجي تمام نشدني است . اگرچه ما موجوداتي زمان بر و در حال خسرانيم اما خسران نزاع ، خسران خودساخته اي است که تمامي آدمي را يکجا بر باد مي دهد و بدتر از اصل تنازع ، گذراندن همه عمر در نزاع و جنگ هاي دروني و نيک شمردن آن است . کار شيطان همين است : تزيين گري (وارونه جلوه دادن) و فتنه انگيزي (اسرا/53) آن که در اين راه مي رود تمام سرمايه عمرش را به فنا داده است . به اين دليل فضيلت قناعت دامنه اش اين قدر گسترده و مهم است زيرا مساله فداکردن سرمايه عمر است که يک نوبت بيش تر به دست نمي آيد .

2- ثمره ديگر قناعت عزت و اقتدار رواني است . از نصايح لقمان است که : پسرم به آن چه خدايت قسمت کرده قناعت کن تا عيشت صفا يابد و اگر طالب آني که عزت دنيا را فرآوري ، از آنچه در دست مردم است طمع ببر . زيرا انبيا و صديقين به هرکجا که رسيدند از قطع طمع رسيدند ( بحار ج 13 )

دلبستگي ها ارمغاني که در اين عالم مي آورند جز ذلت و اسارت نيست . به هر اندازه که آدمي خود را به چيزي فروخته باشد به همان اندازه اسير اوست . عزيز نه آن است که پيش خود و براي عزت خود حرمت قايل باشد ( که عين عجب و تکبر است ) بلکه آدمي گردنش زير بار طمع و ذلتي نباشد و گوهر گران خود را به بهايي اندک نفروخته باشد . ثمره قناعت عزت است ( غررالحکم ) اهل طمع به خاطر خواهشي که دارد در بسياري موارد کوتاه مي آيد . بيش ترين جايي که عقل زمين مي خورد جايي است که طمع مي درخشد ( کلمات قصار 219 ) برق طمع نه تنها دست آدمي را در مقام عمل مي بندد . بلکه شجاعت فکر کردن را نيز از او مي گيرد : آدمي نه تنها در برابر ديگران که در برابر خود نيز بايد تسليم باشد . قطع طمع آدمي را از درون آزاد مي کند ، به خصوص در فهميدن مقام حق و تسليم در برابر حقيقت . دل سپردن به چيزي آدم را خالص و کامل به جاي نمي گذارد و هر دل سپردني فروختن پاره اي از خويش است و قناعت بريدن ريشه اينگونه دلبستگي هاست که حجاب شجاعت درون و برون اند . هم حق را از آدمي مي پوشانند ، هم تهور را از او مي ستانند و هم دست او را در عمل مي بندند و هم آتش حسرت و کشمکش را در درون او مي افروزند .

3- برکت ديگر قناعت و ترک تجمل پرستي ، کمک به انفاق کردن است . تمکن مالي به تنهايي توانايي انفاق نمي بخشد بلکه کسي موفق به اين فضيلت مي شود که ابتدا به کمک قناعت ترک بسياري از زوايد زندگي برايش ميسر شده باشد . مومن کسي است که به خير او اميد برود و اين تنها از کساني بر مي آيد که زير سايه درخت قناعت نشسته اند .

4- فايده ديگر قناعت برکت يافتن عمر و دور ماندن از معاصي است . شخص قانع که عمرش را در فزون خواهي و لجاج و مسابقه با ديگران سپري نمي کند ، سرمايه حياتش مصون تر خواهد شد و از اوقات خويش بهره بيشتر خواهد برد . فزون طلب در ورطه شبهه خواري و حرام مي افتد . همه چيز را به دست مي آورد اما فراغ خاطر را فداي آن مي کند و عمر عزيز را نيز ، اما انسان قانع دامنش پاک است . از ديگر سوي قناعت به کم شدن دشمني ها ، کمتر محتاج خلق شدن و کمتر باج دادن مي انجامد

5- قناعت نعمتي است که همين که باب آن به روي آدمي باز شد از صدها نعمت ديگر هم برخوردار است : مقتدر ، مستغني ، مستقل ، عزيز ، آسوده خاطر ، سخي و انفاق گر ، مصون از حرام ، فارغ تر از پرداختن به آخرت ، سخت رو  و مجاهد و تندرست و پاکدل . و اينها کجا با محصولات طمع : ذلت ، دشمني ، دل مشغولي ، حيوني و زبوني ، حرام خوارگي و دنيازدگي و ... قابل مقايسه است .

 مخاطبان قناعت

قناعت براي تمام آدميان لازم است ، غني و فقير . آن که غني است اما به اغناي خود راضي نيست و هم چنان در حسرت ديگران است از غناي خود سودي نبرده است . اما درويش خرسند ، سلطان عالم است . چرا که ثروتي بالاتر از رضايت خاطر نيست . انسان ناآرام چه سودي از زندگي خود مي برد ؟

 قناعت و شکر

شکر پيدا کردن بهترين راه مصرف يک نعمت و لذا کاوشي پايان ناپذير است و کسي نمي تواند مطمئن باشد که بهترين راه را پيدا کرده است ( البته اين امر براي هر انسان در موقعيت اجتماعي ، فکري و ... متفاوت است ) به همين سبب انسان شاکر ، قانع مي شود ، زيرا به جاي آن که پيوسته چشمش به دنبال نعمت هايي باشد که ندارد ، نگران آن است که مبادا از آن چه دارد استفاده صحيح نکند . انسان شاکر از افزون داشته هاي خود مي ترسد که مبادا از عهده شکرشان برنيايد . لذا شکر به قناعت مي رسد و شاکر نعمت از نعمت قناعت هم برخوردار مي شود .

با شکر باب نعمت هايي چون قناعت باز مي شود که آدمي را نسبي فربه مي کنند

منبع:كانون قلم

زندگی بدون حسرت

زندگی بدون حسرت

زندگی مال من است...

همه گاهی فکر می کنند که اگر کارهای بخصوصی را در گذشته انجام می دادند یا برعکس، زندگی حالشان چه تفاوتی می کرد. همه می دانند که چنین حسرت خوردنی بی فایده و پوچ است. به جای حسرت خوردن بهتر است اعمال خود را قبول کنید و از آن ها درس بگیرید.

 

پشیمانی : « پشیمانی » احساسی توام با یاس، نا امیدی و نارضایتی است. احساس ندامت از انجام عملی یا غفلتی است. به طور کلی، فردی که همیشه با احساس پشیمانی زندگی می کند ، همیشه به گذشته خود افسوس می خورد و حسرت موقعیت هایی را می خورد که می توانست طور دیگری رفتار کند. شما تنها کسی نیستید که ممکن است به گذشته افسوس بخورد ، به چیزها یا کسانی که از دست داده ، به کارهایی که کرده یا نکرده اید و...

این احساس گاهی به همه ما دست می دهد. مقدار مشخصی از آن اشکالی ندارد اما... خوب است که هر ازگاهی نگاهی بازنگرانه به زندگی مان داشته باشیم تا اطمینان یابیم که مسیر زندگی را درست طی می کنیم. اما این احساس می تواند گاهی ناسالم باشد. وقتی این عمل برای کسی به صورت عادت درآید و هر کار کوچکی را مشکل بزرگی فرض کند. اگر این احساس بخواهد به افسردگی فرد منجر شود ، به این معنا است که فرد بیش از حد به این مسئله بها می دهد و زندگی اش توام با حسرت خوردن بر گذشته است.

 

زندگی ما با انتخاب هایمان ساخته می شود.

زندگی ما با انتخاب هایمان ساخته می شود. احساس پشیمانی و حسرت احساساتی کاملا عادی هستند. برای همه ما پیش می آید. مسئله مهم این است که نگذاریم این احساسات بر ما غلبه کند و زمام اختیار ما را در دست گیرد. چون باعث استرس و فشارهای روحی و روانی می شود که روی سلامتی جسمی و روحی ما تاثیرات مخربی از جمله سردرد ، کمردرد و مشکلات گوارشی می شود. کنترل این احساس، نیاز به کمی تعادل شخصیت و داشتن دیدگاه و رفتاری سالم است.

 

 6 راه برای دوری از احساس پشیمانی

1) همه چیز را کلی بررسی کنید: هنگام تصمیم گیری ها همه جنبه های مسئله را بررسی کنید ، جنبه های مثبت و منفی. بررسی همه جانبه کار تاحد زیادی از پشیمان شدن در آینده جلوگیری می کند. همیشه کمی به خود فرصت دهید ، از تصمیم گیری های عجولانه بپرهیزید. درست است که بعضی چیزها خارج از کنترل شماست، اما اگر درست برنامه ریزی نکنید ، باید منتظر عواقب بد آن باشید. در نظر گرفتن جنبه های مثبت و منفی هر تصمیمی، ممکن است همیشه باعث نشود که اشتباه کنید ، اما اگر وقت گذاشته و خوب تحقیق کنید و همه جوانب را بسنجید ، تاحد زیادی از حسرت خوردنتان در گذشته جلوگیری می کند.

 

2) قاطع و محکم باشید: وقتی تصمیمی می گیرید ، بگذارید اجرا شود. مطمئن باشید و تردید نکنید. اجازه ندهید که مسائل حاشیه ای شما را از تصمیم تان منصرف کند.

هنگام تصمیم گیری ها همه جنبه های مسئله را بررسی کنید ، جنبه های مثبت و منفی. بررسی همه جانبه کار تاحد زیادی از پشیمان شدن در آینده جلوگیری می کند.

3) اتفاقات را بپذیرید: واقعیت را بپذیرید. زندگی پر از حادثه است که شما از آن ها بی خبرید. بعضی از این حوادث خوب هستند و بعضی بد. اما باید مزه بدی را بچشید تا خوبی هم سراغتان آید. ما نمی توانیم جلوی روی دادن اتفاقات را بگیریم، باید آن ها را قبول کنیم و تا می توانیم از آن ها نهایت استفاده را ببریم.

 

4) دست به عمل بزنید: ببینید حسرت چه چیزهایی را می برید، و هرچه می توانید برای از بین بردن آن انجام دهید. اگر حسرت می خورید که در دوران دانشجویی زیاد مسافرت نکرده اید، همین حالا یک برنامه سفر برای خود درست کنید. کارهایی را که انجام نداده اید و حسرتش را می خورید، از همین الان انجام دهید.

 

5) مثبت بیندیشید: دیدگاهتان را تغییر دهید. درک کنید که اگر الان خوشحال و خوشبخت هستید، برای تجربه کردن چیزهای بخصوصی بوده است. شما نتیجه تجربیات گذشته تان و پذیرش مثبت آن ها هستید. بله، مثبت اندیشیدن هنگام مصائب و سختی ها کار آسانی نیست، اما وقتی دوستی یا آشنایی را از دست می دهید، به جای حسرت خوردن به چیزهایی که می خواستید به او بگویید و نگفتید، سعی کنید به خاطره های خوبی که با او داشته اید بیندیشید.

 

6) مثل افراد شکست خورده رفتار نکنید: اگر چیزی را از دست داده اید، حسرتش را نخورید. آنچه از دست رفته، تمام شده است و دیگر برنمی گردد. سعی کنید به آینده و به موفقیت هایی که می توانید به دست آورید فکر کنید.

 

نگران نباشید، لبخند بزنید! :هر چیزی که در گذشته برایتان اتفاق افتاده، حکمتی داشته است. باید سعی کنید که از آن ها درس بگیرید و برای آینده خود از این تجربیات استفاده کنید. فقط به حال و آینده فکر کنید ، چون گذشته، دیگر گذشته است و نمی توانید به عقب برگردید. از هر لحظه زندگی لذت ببرید.

منبع: تبيان

خواستگاري پسر نوح از دختر هابيل

پسر نوح به خواستگاری دختر هابیل رفت. دختر هابیل جوابش كرد : "نه" ، هرگز همسری ام را سزاوار نیستی ، تو با بدان بنشستی و خاندان نبوتت گم شد.

تو همانی كه بر كشتی سوار نشدی . خدا را نادیده بگرفتی و فرمانش را . به پدرت پشت كردی ، به پیمانش و پیامش نیز. غرورت ، غرقت كرد. دیدی كه نه شنا به كارت آمد و نه بلندی كوه ها ! پسر نوح گفت: اما آن كه غرق می شود ، خدا را خالصانه تر صدا می زند ، تا آن كه بر كشتی سوار است . من خدایم را لابلای توفان یافتم،در دل مرگ و سهمگینی سیل. دختر هابیل گفت : ایمان، پیش از واقعه به كار می آید. در آن هول و هراسی كه تو گرفتار شدی ،هر كفری بدل به ایمان می شود. آن چه تو بدان رسیدی ، ایمان به اختیار نبود، پس گردنی خدا بود كه گردنت را شكست.

پسر نوح گفت :آنها كه بر كشتی سوارند امنند و خدایی كجدار و مریز دارند كه به بادی ممكن است از دستشان برود. اما من آن غریقم كه به چنان خدای مهیبی رسیدم كه با چشمان بسته نیز می بینمش و با دستان بسته نیز لمسش می كنم. خدای من چنان خطیر است كه هیچ طوفانی آن را از كفم نمی برد. دختر هابیل گفت:باری، تو سركشی كردی و گناهكاری . گناهت هرگز بخشیده نخواهد شد.پسر نوح خندید و خندید و خندید و گفت :شاید آنكه جسارت عصیان دارد ، شجاعت توبه نیز داشته باشد.شاید آن خدا كه مجال سركشی داد، فرصت بخشیده شدن هم داده باشد! دختر هابیل سكوت كرد و سكوت كرد و گفت: شاید. شاید پرهیزگاری من به ترس و تردید آغشته باشد.

اما بهرحال نام عصیان تو دلیری نبود. دنیا كوتاه است و عمر آدمی كوتاه تر. این مجال اندک محل اینهمه آزمون و خطا نیست، که فرصت کم است و راه صعب است. پسر نوح گفت :" به این درخت نگاه كن.به شاخه هایش. پیش از آنكه دستهای درخت به نور و روشنایی برسند، پاهایش تاریكی را تجربه كرده اند . گاهی برای رسیدن به نور باید از تاریكی و ظلمت عبور كرد. ". من اینگونه به خدا رسیدم. لیک، راه من راه خوبی نیست، پر مخاطره است و بس دشوار، راه تو زیباتر است و امن تر، راه تو مطمئن تر است. پسر نوح این بگفت و برفت. دختر هابیل تا دور دستها تماشایش كرد و وی از دیدگان بدور شد. دختر هابیل سالیانی بس طولانی بود كه منتظر و چشم در راه، و سالها بود كه با خود میگفت: "آیا همسریش را سزاوار بودم...."،!

" برگرفته از كتاب من هشتمین آن هفت نفرم " عرفان نظر آهاري

اگر خداوند به من کمی زندگی می داد

اگر برای لحظه ای خداوند فراموش می کرد که من پیر شده ام و به من کمی دیگر زندگی ارزانی می داشت، شاید تمام آنچه را که فکر می کنم بازگو نمی کردم، بلکه تأمل می کردم بر تمام آنچه که بازگو می کنم

چیزها را نه بر مبنای ارزش آنها که بر مبنای معنای آنها ارزش گذاری می کردم

کم می خوابیدم و بیشتر رؤیاپردازی می کردم، در حالیکه می دانستم که هر دقیقه ای که چشمانمان را می بندم، ۶۰ ثانیه نور را از دست می دهیم.

به رفتن ادامه می دادم آن هنگام که دیگران مانع می شوند… بیدار می ماندم آن هنگام که دیگران می خوابند… گوش می دادم هنگامی که دیگران سخن می گویند و با تمام وجود از بستنی شکلاتی لذت می بردم

اگر خداوند به من کمی زندگی می داد، به سادگی لباس می پوشیدم. صورتم را به سوی خورشید می کردم و نه تنهـا جسم، که روحم را نیز عریان می کردم

خدای من!! اگر قلبی داشتم نفرتم را بر یخ می نوشتم و منتظر طلوع خورشید می شدم… با اشک هایم گل های رز را آب می دادم تا درد خارها و بوسه ی گلبرگهـایشان را احساس کنم

خدای من!! اگر کمی دیگر زنده بودم نمی گذاشتم روزی بگذرد بی آنکه به مردم بگویم که چقدر عاشق آنم که عاشقـشان باشم

هر مرد و زنی را متقاعد می کردم که محبوبان منند و همواره عاشق عشق زندگی می کردم

به کودکان بال می دادم امَا به آنـها اجازه می دادم که خودشان پرواز کنند

به سالخوردگان می آموختم که مرگ نه در اثر پیری که در اثر فراموشی فرا می رسد.

آه انسان ها!! من این همه را از شما آموخته ام. من آموخته ام که هر انسانی می خواهد بر قلَه کوه زندگی کند بی آنکه بداند که شادی واقعی ، درکِ عظمت کوه است

من آموخته ام زمانی که کودکی نوزاد برای اولین بار انگشت پدرش را در مشت ظریفش می گیرد، برای همیشه او را به دام می اندازد

من یاد گرفته ام که انسان فقط زمانی حق دارد به همنوع خود از بالا نگاه کند که باید به او کمک کند تا بر روی پاهایش بایستد

از شما من چیزهای بسیار آموخته ام که شاید دیگر استفاده ی زیادی نداشته باشند چرا که زمانی که آنها را در این چمدان جای می دهم، با تلخ کامی باید بمیرم...

منبع:www.bia2eshghi.ir

این داستان واقعی را هزار بار بخوانید

   این داستان واقعی را هزار بار بخوانید

قهرمانان این داستان دو تن از سه قطب اصلی اپرای جهان هستند: لوچیانو پاواروتی، پلاسیدو دومینگو و خوزه کارِراس که با صدای خود جهان را به وجد آورده اند.

حتی کسانی که هرگز از اسپانیا دیدن نکرده اند از تقابل موجود میان کاتالان ها و مادریدی ها آگاهند، چرا که کاتالان ها همواره در اسپانیایی که تحت سلطه حکومت مرکزی مادرید اداره می شده است، به جستجوی خود مختاری بوده اند. پلاسیدو دومینگو، مادریدی است و خوزه کارراس از کاتالان!!!

در سال 1984 و به دلایل سیاسی روابط میان این دو شکرآب شد. همواره از هر دو آنان درخواست های پرشوری جهت اجرای کنسرت در سراسر دنیا به عمل می آمد و روابط میان آنان چنان خصمانه بود که عدم حضور دیگری در اجرا از شروط امضای قرارداد کنسرت هر یک از آنان شده بود.

 

در سال 1987 در برابر کارراس دشمنی بسیار مهیب تر از رقیب دیرینه قد بر افراشت: سرطان خون! تقلای او در مبارزه با سرطان بسیار دردناک بود. علاوه بر پیوند مغز استخوان تحت رژیم های درمانی سخت قرار گرفت و برای تعویض خون خود مجبور بود هر ماه یک بار به ایالات متحده سفر کند. وی در این شرایط قادر به کار کردن نبود و علی رغم آن که از درآمد و ثروتی چشمگیر برخوردار بود، مخارج سرسام آور درمان و سفر وضعیت اقتصادی وی را وخیم ساختند.

هنگامی که منابع اقتصادی وی جهت پرداخت هزینه های درمان به کل پایان یافتند، وی از وجود یک بنگاه خیریه در مادرید مطلع شد که هدف آن انحصارا کمک به بیماران مبتلا به سرطان خون بود. به شکرانه حمایت بنیاد "اِرموسا" کارراس بر سرطان فائق گشت و دوباره سالن های اپرای جهان توانستند صدای با شکوه و پر طنین وی را بشنوند. وی جایگاه گذشته خود را بازیافت و تصمیم گرفت که به گروه حامیان این بنگاه خیریه بپیوندد. هنگامی که اساس نامه های بنیاد را مطالعه می کرد، در کمال حیرت متوجه شد که بنانگذار عمده و رئیس این بنیاد کسی نیست جز پلاسیدو دومینگو! شگفتی کارراس زمانی فزونی یافت که فهمید این بنیاد اساسا برای امور درمان بیماری وی بنیان گذاشته شده است و برای آن که وی از بابت کمک دشمن خود سر افکنده نشود و یا کمک را پس نزند، نام بنیانگذار آن به صورت گمنام حفظ شده است.

 


پلاسیدو دومینگو

منقلب کننده تر از این، لحظه ی دیدار آن دو بود: پلاسیدو مشغول اجرای یکی از برنامه های خود در مادرید بود که به یک باره دید کارراس از میان حضار برخاست، به روی صحنه رفت و خاضعانه در مقابل پاهای پلاسیدو زانو زد، از وی عذرخواهی و در مقابل دیدگان عموم از وی تشکر کرد. پلاسیدو به او یاری کرد تا بر پای بایستد، او را در آغوش فشرد و از آن جا دوستی سترگ آنان آغاز شد.

 

خوزه کارراس

در مصاحبه ای با پلاسیدو دومینگو، خبرنگار از وی پرسید که برای چه با بنیانگذاری بنیاد اِرموسا صرف نظر از کمک کردن به دشمن خود به کسی کمک کرد که در حال حاضر تنها هنرمندی است که یارای رقابت با او را دارد؟ پاسخ پلاسیدو کوتاه و تمام کننده بود:

هیچ کس نمی تواند بنشیند و ببیند که چنین صدایی به خاموشی می گراید.

 

«اما من‌ به‌ شما میگویم‌ كه‌ دشمنان‌ خود را محبّت‌ نمایید و برای لعن‌كنندگان‌ خود بركت‌ بطلبید و به‌ آنانی كه‌ از شما نفرت‌ كنند، احسان‌ كنید و به‌ هر كه‌ به‌ شما فحش‌ دهد و جفا رساند، دعای خیر كنید.» انجیل عیسی مسیح

خداوندا برای همسایه ای که نان مرا ربود نان، برای دوستی که قلب مرا شکست مهربانی، برای آنکه روح مرا آزرد بخشایش و برای خویشتن خویش آگاهی و عشق میطلبم. دکتر علی شریعتی

 

منبع: مزمور (وب سایت بنیاد هنر مسیحیان ایران)

بدنبال خدا نگرد

بدنبال خدا نگرد

به دنبال خدا نگرد خدا در بیابان های خالی از انسان نیست
خدا در جاده های تنهای بی انتها نیست
به دنبالش نگرد

خدا در نگاه منتظر کسی است که به دنبال خبری از توست
خدا در قلبی است که برای تو می تپد
خدا در لبخندی است که با نگاه مهربان تو جانی دوباره می گیرد

خدا آن جاست
در جمع عزیزترین هایت
خدا در دستی است که به یاری می گیری
در قلبی است که شاد می کنی
در لبخندی است که به لب می نشانی
خدا در بتکده و مسجد نیست
گشتنت زمان را هدر می دهد
خدا در عطر خوش نان است
خدا در جشن و سروری است که به پا می کنی
خدا را در کوچه پس کوچه های درویشی و دور از انسان ها جست و جو مکن
خدا آن جا نیست

او جایی است که همه شادند
و جایی است که قلب شکسته ای نمانده
در نگاه پرافتخار مادری است به فرزندش
در نگاه عاشقانه زنی است به همسرش
باید از فرصت های کوتاه زندگی جاودانگی را جست
زندگی چالشی بزرگ است
مخاطره ای عظیم
فرصت یکه و یکتای زندگی را
نباید صرف چیزهای کم بها کرد
چیزهای اندک که مرگ آن ها را از ما می گیرد
زندگی را باید صرف اموری کرد که مرگ نمی تواند آن ها را از ما بگیرد
زندگی کاروان سرایی است که شب هنگام در آن اتراق می کنیم
و سپیده دمان از آن بیرون می رویم
فقط چیزهایی اهمیت دارند
چیزهایی که وقت کوچ ما از خانه بدن با ما همراه باشند
همچون معرفت بر الله و به خود آیی

دنیا چیزی نیست که آن را واگذاریم
دنیا چیزی است که باید آن را برداریم و با خود همراه کنیم
سالکان حقیقی می دانند که همه آن زندگی باشکوه هدیه ای از طرف خداوند و بهره خود را از دنیا فراموش نمی کنند
کسانی که از دنیا روی برمی گردانند
نگاهی تیره و یأس آلود دارند
آن ها دشمن زندگی و شادمانی اند

خداوند زندگی را به ما نبخشیده است تا از آن روی برگردانیم
سرانجام خداوند از من و تو خواهد پرسید: آیا «زندگی» را «زندگی کرده ای»؟

تا خدا بنده نواز است به خلقش چه نياز

دنیا جای زیبایی برای ماندن نیست!

دنیا جای زیبایی برای ماندن نیست!

در دنیایی زندگی می‌کنیم که الکترونیک، دهکده جهانی، انفجار اطلاعات و ... بر سر زبانها‌ست. بشر امروزی بر اسب تیزروی تکنولوژی نشسته است و با گذشت هر ثانیه، هزاران در از درهای علم به رویش گشوده می‌شود. اما گویا این پیشرفتهای علمی و آسایشهای ظاهری ناشی از آن، تمام آن چیزی نیست که آدمی بدان محتاج می‌باشد و به نظر می‌رسد دنیای امروز در فراهم کردن آرامش برای انسان عاجز بوده است.

آمارهای بیماریهای روانی از قبیل افسردگی و...، لحظه به لحظه در حال افزایش است و جای شگفتی دارد که این مشکلات در ممالک پیشرفته به مراتب بیشتر وجود دارد. براستی چرا؟

شاید به این خاطر است که انسانی که در شبانه‌روز برنامه‌ریزی دقیقی برای جسم خویش نموده، غافل از بعد دیگر وجودش که همان روح و روانش می‌باشد، بوده است.

ما همگی به دنبال چیزی هستیم که روان مضطرب ما را آرام کند. به دنبال آرامش و آسایشی هستیم که بر جان ما نشیند و لذت زندگی را به ما نشان دهد. اما غافلیم که آرامش ما در گرو پاسخ به نیازهای فطری ما می‌باشد. همان نیازهایی که در آغاز به وجود آمدن ما، در نهاد ما موجود بوده است. انسان به تکیه‌گاهی نیازمند است؛ به قدرتی بی‌منتها که بر آن تکیه زند؛ و آن کسی جز خدای بزرگ نیست ...

بشر امروز خدا را از یاد برده و یا به خدایی معتقد است که از او هیچ کاری ساخته نیست. اما اگر کمی دقیق‌تر به مردمان این دنیا نگاه کنیم، به مردمانی که در جستجوی پناهی برای خویش‌اند، گروهی را می‌یابیم که پناه خویش را یافته‌اند و در سایه آن به آرامشی بی‌منتها رسیده‌اند.

براستی کسی که این بزرگان را بشناسد و از آنان یاری بجوید، البته که در دو عالم چیزی کم ندارد.

آری، شیعیان به خدا و اولیایش دلگرمند. به لطف، زیبایی و قدرت خدا و اولیای او. خدا را سرچشمه تمامی قدرتهای مادی و معنوی می‌دانند و اولیای خدا را نیز برگزیدگان خدا و کسانی که خداوند حکیم آنها را واسطه نزول رحمت خود به سوی خلق، قرار داده است.

شیعه در حال حاضر، معتقد به وجود شخصی است که او را رهبر و مقتدا و پیشوای خود می‌داند. معتقد است او برگزیده خداوند در زمان حال می‌باشد که قدرتی الهی دارد و در عین حال او همدم و یاور دوستان خویش است و در مشکلات و تنگناهای زندگی، به فریاد آنان می‌رسد. از او به اذن الهی، هر کاری ساخته است. آری، او امام زمان شیعیان حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف است و به راستی کسی که پشتگرمی‌اش به چنین امام رئوف و مهربانی می‌باشد، نا امیدی، افسردگی و اضطراب را از یاد برده است.

شیعیان چنین مقامی را در درجه اول برای پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم و سپس برای سیزده تن دیگر از اهل بیت ایشان قائلند که در بین آنان تنها حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف در قید حیات بسر می‌برند و دوازده تن دیگر و پیامبر به ظاهر از این دنیا رخت بر بسته‌اند و به شهادت رسیده‌اند. اما حضور معنویشان در این جهان پایدار است و شاهد و ناظر اعمال می‌باشند و همگان، همواره از عنایات آنان بهره‌مند‌ند.

براستی کسی که این بزرگان را بشناسد و از آنان یاری بجوید، البته که در دو عالم چیزی کم ندارد.

این اولیای حق را بشناسیم و از آنان یاری بجوییم و درد دل خویش را با آنان نجوا کنیم، که اکسیر شفا، در پرتوی عنایات الهی، در آستان آنان است و بس.

منبع: تبيان

گریه کنید

گریه کنید

 آیا می‌دانید که اشک ریختن می‌تواند چقدر برای روح و جسم ما مفید باشد؟

حتماً تعجب می‌کنید البته فراموش نکنید اشک ریختن ممکن است از طریق محرک‌های بسیاری ایجاد شود اما آنچه که ما در این بحث می‌خواهیم مطرح کنیم اشک ریختن به واسطه تحریک احساسات است. 

محققان عقیده دارند گریه و خنده هر دو ریشه در یک بخش از مغز دارند و همان‌طور که خنده فواید زیادی برای بدن دارد که می‌توان از آنها به پایین آوردن فشار خون، افزایش قدرت ایمنی بدن و بهبود حالت روحی اشاره کرد گریه نیز خواص مشابهی دارد.
متخصصان مغز و اعصاب که روی گریه تحقیقات زیادی انجام داده‌اند می‌گویند گریه می‌تواند براثر هر محرک بیرونی مانند شنیدن یک موسیقی، تماشای یک فیلم یا محرک درونی مثل یادآوری خاطرات تلخ و یا هر چیز دیگری ایجاد شود اما آنچه اهمیت دارد این است که بدین ترتیب تخلیه احساسی که بسیار ضروری است انجام می‌گیرد.
باید بدانید که به طور عادی زنان 4 برابر بیشتر از مردان گریه می‌کنند و بررسی‌های انجام شده نشان داده است که 85 درصد از زنان و 72 درصد از مردان پس از گریه احساس بهتری دارند.البته گریه مردها و زنان با هم تفاوت بسیار دارد .
همچنین یکی از تأثیرات اجتماعی گریه نیز این است که وقتی ما گریه می‌کنیم اطرافیان نرمش و انعطاف پذیری بیشتری نشان داده و تمایل به حمایت بیشتری از ما پیدا می‌کنند. نکته‌ای که باید به آن توجه داشت این است که گاهی اوقات گریه کردن بسیاری از مسائل نهفته احساسی را آشکار می‌کند.
به عبارت دیگر گاهی اوقات ما تا گریه نکنیم نمی‌دانیم که ناراحت هستیم. به قول نویسنده کتاب «راز اشک‌ها» ما از طریق گریه کردن درباره احساسات خود بیشتر می‌آموزیم و بدین ترتیب می‌توانیم با این احساسات کنار بیاییم.
شاید برایتان اتفاق افتاده باشد که درست وقتی که حالتان به‌ظاهر خوب است با کوچک‌ترین اشاره و بهتر بگویم با جرقه‌ای به گریه می‌افتید، این همان آشکار کردن احساسات نهفته است، یعنی امکان دارد شما در اعماق قلب خود احساس تنهایی، ناراحتی، عصبانیت، یأس و طرد شدگی کنید اما به آنها اهمیت ندهید تا این که انباشته شود و بالاخره در جایی بروز کند.
نکته دیگر این است که همان‌طور که اشک ریختن و تخلیه احساسی مفید است انباشته کردن خشم و ناراحتی و نگاه داشتن اشک هم مضر است. مطالعات نشان داده است که انباشت احساسات منفی موجب افزایش فشار خون، مشکلات قلبی، سرطان و بسیاری از عوارض دیگر می‌شود.به یاد داشته باشید که ما از نظر طبیعی و ژنتیکی باید در مواردی اشک بریزیم. پس اگر بخواهیم جلوی آن را بگیریم ضربات جبران‌ناپذیری به سلامت خود وارد می‌کنیم.
حتماً تا به حال با افرادی که عزیزی را از دست داده‌اند اما سعی کرده‌اند که گریه نکنند روبه‌رو شده‌اید. چنین افرادی پس از مدتی مبتلا به انواع اختلالات جسمی و روحی خواهند شد چرا که به تعبیر روانشناسان به‌موقع سوگواری نکرده‌اند و این احساسات جمع شده و از آنجایی که راه تخلیه و بروز نداشته‌اند مانند یک دیگ زودپز عمل کرده و با انفجار خود روح و جسم خود را ویران کرده‌اند.
اگر از نظر شیمیایی هم به مسئله نگاه کنیم مواد تشکیل دهنده اشکی که به واسطه بروز احساسات جاری شده با اشکی که تحریکات فیزیکی مانند خارش و یا پیاز ایجاد شده تفاوت دارد.
اشکی که منشاء احساس دارد حاوی پروتئین بیشتری است و مقداری کورتیزول هم دارد (کورتیزول هورمونی است که در شرایط بحرانی و توأم با استرس در بدن ترشح می‌شود). پس این قضیه نشان می‌دهد که اشک ریختن در چنین مواقعی موجب سم زدایی از بدن می‌شود. برخی از روانشناسان اشک را به کریستال‌های یخ تشبیه می‌کنند که در تماس با گرمای زندگی آب شده و مانند رود از چشم‌ها سرازیر می‌شوند.
این نکته نیز لازم به ذکر است که وقتی اشک‌های ما منشاء ناراحتی یا درد دارند بدن احساس به تماس فیزیکی پیدا می‌کند. برای مثال وقتی فرزندان گریه می‌کنند و والدین آنها را در آغوش می‌گیرند زودتر آرام می‌شوند و این تأثیر وقتی شدت می‌گیرد که این در آغوش گرفتن همراه با احساس همدردی و محبت باشد.

این یک حالت اثبات شده طبیعی است که با رعایت آن روند تخلیه احساسات زودتر و راحت‌تر سپری می‌شود. به‌علاوه آنجا که چشم‌ها پنجره‌ای رو به قلب انسان هستند، اشک‌های ما نیز که از چشمان‌مان سرازیر می‌شود نشانگر حالت ناآرامی‌، ترس، نگرانی، خشم و آسیب‌پذیری روح ما هستند.
پس بیایید از حالا سعی کنیم بر گریه و اشک واقع‌بینانه نگاه کنیم و این تصور اشتباه که هر فردی که قوی باشد تحت هیچ شرایطی اشک نمی ریزد را کنار بگذاریم زیرا بدن و روح ما به‌طور طبیعی با مسائل و مشکلاتی روبه‌رو می‌شود که نیاز به تخلیه و اشک ریختن دارد.


ادعيه و زيارات

ردیف

عنوان

اجرا

حجم
(KB)

زمان
1 زیارت حضرت رسول اکرم (ص) 415 0:06:38
2 زیارت امین الله (امیرالمؤمنین)، علی یوسف 329 0:05:14
3 زیارت حضرت زهرا (س) 722 0:11:38
4 زیارت حضرت زهرا (س) 460 0:07:22
5 زیارت ائمه بقیع (علیهم السلام)، علی یوسف 258 0:04:04
6 زیارت روز دوشنبه به نام امام حسن مجتبی (ع) 156 0:02:25
7 زیارت عاشورا 956 0:15:26
8 زیارت عاشورا، شیخ باقر مقدسی 649 0:10:27
9 زیارت وارث (زیارت مطلقه امام حسین علیه السلام) 369 0:05:53
10 زیارت امام حسین (ع) 485 0:07:46
11 زیارت روز سه شنبه به نام امام سجاد و امام محمد باقر

و امام جعفر صادق علیهم السلام
198 0:03:06
12 زیارت امام محمد باقر (س) 524 0:08:24
13 زیارت امام جعفر صادق (ع) 524 0:08:24
14 زیارت امام موسی کاظم (ع) 705 0:11:22
15 زیارت امام حسن عسگری (ع) 1,215 0:19:39
16 زیارت روز جمعه به نام امام زمان (عج) 265 0:04:12
17 زیارت آل یس (امام زمان عج) 931 0:15:01
18 زیارت حضرت عباس (ع) 899 0:14:31
19 زیارت حضرت رقیه (س) 236 0:03:44
20 زیارت حضرت معصومه (س) 593 0:09:33
21 زیارت حضرت معصومه (س) 458 0:07:20
 

برای دانلود کردن زیارات فوق، روی آیکون  کلیک راست نموده
و  گزینه ...Save Target As را انتخاب نمایید.

نقادانه بينديشيم

نقادانه بينديشيم

در دنیای متلاطم و پر از چالش امروز که حق و باطل، درست و غلط ، حقیقت و دروغ سخت به هم آمیخته‌اند، داشتن حس مهارت تشخیص آنها از یکدیگر رمز موفقیت در زندگی است، ذهن نقاد هر چیزی را به راحتی نمی‌پذیرد و یا رد نمی‌کند بلکه ابتدا در مورد آن موضوع سوال و استدلال می‌کند، سپس می‌پذیرد یا رد می‌کند.


داشتن تفکر نقادانه به ما کمک می‌کند تا هنگام تصمیم‌گیری، مسئله را از جوانب مختلف، خوب بررسی و نقد کنیم، زیرا تفکر نقادانه بر پایه‌ی پرسیدن، کسب اطلاعات و استدلال قرار دارد و از تعصب و خودرأیی به دور می‌باشد.

کسانی که فریب دیگران را می‌خورند، یا به راحتی جذب گروه‌ها و افراد و مواد مخدر می‌شوند، یاد نگرفته‌اند که سوال کنند و به عاقبت کار فکر کنند، برای مثال یک نوجوان دارای تفکرنقاد هنگام دعوت از او به جایی و یا مجلسی می‌پرسد:

کی؟ کجا؟ با چه کسی؟ چرا؟ چه مدت؟

تفکر نقاد یکی از مهارت‌های زندگی است که خود زمینه‌ساز مهارت تصمیم‌گیری و حل مسئله است، به یاد داشته باشیم که تفکر نقاد با انتقاد فرق دارد، چرا که هدف‌ از انتقاد، ایراد گرفتن است ولی تفکر نقاد، نقد و بررسی همه‌ی جوانب، نقاط مثبت و منفی موضوع و مقایسه‌ی آن‌ها با یکدیگر است، برای این که بتوانیم تصمیمی درست‌تر و منطقی‌تر بگیریم.

اگر هر کس با تفکر در خود، بتواند به نقد و بررسی و کنکاش مسایل پیش آمده‌اش بپردازد، در می‌یابد که کلید گشایش هر قفلی و مشکلی نزد خود اوست و بی‌جهت آن را در نزد دیگران می‌جوید.

اصول تفکر نقادانه
1- پرسشگری: پرسیدن سوالات مناسب از خود و دیگران برای فهمیدن دقیق‌تر مطلب یا مسئله مطرح شده.

2- اطلاعات: جمع‌آوری اطلاعات از منابع مختلف درباره‌ی مطلب یا مسئله مطرح شده.

3- ارزیابی: بررسی و ارزیابی اطلاعات جمع‌آوری شده درباره‌ی مطلب یا مسئله ی مطرح شده و ارزش گذاری آن‌ها.

4- نتیجه‌گیری: در نظر گرفتن و انتخاب بهترین و صحیح‌ترین مفهوم یا راه حل برای مطلب یا مسئله مطرح شده.


ویژگی‌های افرادی که دارای تفکر نقادانه هستند:
1- روحیه‌ی پرسشگری دارند.

2- خود نقد پذیرند.

3- داوری و قضاوت آن‌ها به دور از تعصب و لجبازی است.

4- هر چیزی را به سادگی و بدون تفکر، نه می‌پذیرند و نه رد می‌کنند.

5- از منابع مختلف اطلاعات مناسب و دقیقی درباره‌ی موضوع مورد نقد، به دست می‌آورند.

6- نسبت به مسایل دید وسیع و دقیقی دارند.

7- به جنبه‌های مثبت و منفی مسئله توجه داشته و یک‌سونگر نیستند.

8- قدرت تجزیه و تحلیل و استنتاج موضوعات مختلف را دارند.

9- با ذهن باز و متفکرانه نسبت به مسایل اظهارنظر می‌کنند.

10- معمولاً قدرت تشخیص درست از نادرست را دارند.

11- گوینده‌ای متفکر و منطقی و شنونده‌ای فعال هستند.

12- در حین این که کل موضوع را در نظر می‌گیرند، به جزئیات نیز توجه می‌کنند.

13- به این مسئله واقفند که ممکن است حرف یا راه حل دیگران یا خودشان همیشه درست نباشد.

14- چون به عاقبت کار می‌اندیشند، معمولاً فریب وعده‌های دیگران را نمی‌خورند.

15- معمولاً به راحتی جذب گروه‌ها و افراد نمی‌شوند.


راهکارهای پرورش تفکر نقادانه:
1- نسبت به پدیده‌های اطرافمان، حساسیت و دقت بیشتری داشته باشیم.

2- دیده‌ها، شنیده‌ها و مطالعه‌ی خود را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم و به سادگی آن‌ها را نپذیریم و رد نکنیم.

3- درباره ی هر موضوعی با سوالات مناسب و مرتبط ، اطلاعات بیشتری به دست آوریم.

4- مسایل، معمولاً راه‌حل‌های متفاوتی دارند، تحمیل راه حل خود، یا تحمل راه حل دیگران به عنوان یک راه حل قطعی، منطقی به نظر نمی‌آید.

5- درباره‌ی مسایل پیش آمده، فکر کنیم و دچار احساسات و هیچان‌های شدید و کاذب نشویم و از قضاوت عجولانه، تعصب و خود‌رایی درباره‌ی موضوعات مورد بحث اکیداً بپرهیزیم.

6- قبل از پاسخگوی به مسایل، فکر کرده سپس تصمیم‌گیری و عمل نماییم.

7- مشوق خوبی برای مسئولانه فکر کردن خود و دیگران به خصوص کودکان باشیم.

8- از عقاید و نظرات خود دفاع معقولانه و منطقی کرده و زود تسلیم نشویم.

9- به دیگران اجازه‌ی بحث و اظهارنظر درباره‌ی موضوعات مختلف را بدهیم.

10- جلسات گفتگو درباره‌ی مسایل اجتماعی و یا روزمره در خانواده و مدرسه ترتیب داده و همه را به شرکت فعالانه در این جلسات تشویق کنیم.

11- برای رشد تفکر نقادانه در کودکان و نوجوانان مطالعه ی زندگینامه ی افراد نقاد مفید و موثر می‌باشد.

12- فرآیند تفکر کودکان و نوجوانان را بررسی و ارزیابی کنیم و در صورت نیاز از راهنمایی آنان دریغ نورزیم.

13- به هر سوالی به راحتی پاسخ نگوییم بلکه با سوال کردن مناسب، مخاطب را در رسیدن به پاسخ کمک نماییم.

14- در جلسات بحث و تبادل افکار از برچسب زدن، دستوردادن، سرزنش، نصیحت، قضاوت و مسخره کردن فکر دیگران اکیداً پرهیز نماییم.

15- با برقراری امنیت و آرامش روانی و عاطفی و احترام به عقاید و نظرات کودکان و نوجوانان آنان را به شرکت در بحث و بیان اظهار نظر ترغیب و تشویق نماییم.

16- با طرح سوالات مناسب درباره‌ی موضوعات مختلف در خانه و مدرسه نظرات دیگران را جویا شده و آن‌ها را نیز در بحث‌ و گفتگو شرکت دهیم.

17- با دقت و حوصله به نظرات دیگران در خانه و مدرسه گوش کنیم تا بتوانیم با سوالات مناسب آن‌ها را برای نتیجه‌گیری صحیح‌تر راهنمایی کنیم.

18- در صورت عدم مشارکت دیگران در بحث، شاید آن‌ها موضوع را درک نکرده‌‌اند، بیشتر توضیح دهیم تا بتوانند حضور فعال‌تری داشته باشند.

19- در مقابل سوالی که از ما می‌کنند، پاسخ از قبل تعیین شده‌ای نداشته باشیم، تا بهتر بتوانیم به نقد و بررسی ، تجزیه و تحلیل موضوع بپردازیم.
 

منبع: تبيان

چگونه به خواسته های واقعی  خود برسیم

چگونه به خواسته های واقعی  خود برسیم
برای اینكه به خواسته های خود برسید ، باید ابتدا ببینید چه عواملی شما را از تلاش و كوشش در جهت رسیدن به هدف، باز می دارند
كارهایی هست كه تا آخرین لحظه از انجام آنها خودداری می كنیم  به اين علت  كه باعث رنج ما ميشود ويا ممكن است بعداٌ ما را دچار عواقب دردناكي سازد.
اما همین كه زمان انجام كار فرا می رسد تمام تردیدها و تعللها از میان می رود ، زیرا نظر ما درباره آنچه كه مایه رنج یا لذت است عوض می شود و متوجه می شویم كه انجام ندادن عمل بمراتب دردناكتر از انجام دادن آن است.
برای ایجاد تغییر در زندگی ، می توان از همین نكته استفاده كرد. در آینده بجای اینكه از خود بپرسید : چگونه می توان از انجام این كار دردناك خودداری كرد؟ بپرسید: اگر اكنون این كار را نكنم ، در آینده به چه قیمتی برایم تمام خواهد شد؟
نیروی رنج، می تواند در خدمت شما باشد، به شرط اینكه از آن به صورت صحیح استفاده كنید.  

چیزهایی كه آنها را باعث رنج و یا مایه لذت می دانید، سرنوشت شما را شكل می دهند. برای خلاصی از رنج و كسب لذت، هركسی الگوی رفتاری خاصی را فرا گرفته و از آن استفاده می كند. بعضی ها به الكل ، مواد مخدر، و پر خوری پناه می برند و یا با دشنام و اهانت دیگران را می آزارند. بعضی دیگر از ورزش، یادگیری ، گفتگو، كمك به دیگران و یا ایجاد دگرگونیها كسب لذت می كنند.
یكی از امتیازات بزرگ انسان بودن ، این است كه می توانیم خودمان تعیین كنیم كه از چه چیزی رنج یا لذت ببریم. به عنوان مثال، كسی كه دست به اعتصاب غذا می زند، رنجی جسمانی را تحمل می كند و حتی ممكن است از كار خود لذت ببرد، زیرا اعتقاد دارد كه با جلب توجه جهانیان به هدف ارزشمند خود، نتایج مثبتی به دست می آورد. همه ما دارای این حق انتخاب هستیم. رمز موفقیت این است كه یاد بگیریم تا از نیروهای رنج و لذت به نفع خود استفاده كنیم.آیا در زندگی شما چیزی وجود دارد كه نسبت به آن رنجی غیر ضروری احساس كنید؟ آیا در مقابل آن ، صرفاٌ واكنش نشان می دهید، یا از حق انتخاب خود استفاده می كنید؟ آیا می توانید مركز توجه خود را تغییر دهید و واقعه ظاهراٌ دردناكی را به فرصتی لذتبخش برای یادگیری، رشد، یا كمك به دیگران مبدل كنید.
الگوی رفتاری شما برای فرار از رنج و كسب لذت چیست؟
این الگوها تاكنون چه تاثیری بر نحوه زندگی شما گذاشته است؟ فهرستی از شیوه های مورداستفاده خود تهیه كنید . هنگامی كه می خواهید از اوقات خود لذت بیشتری ببرید به تماشای تلویزیون می نشینید؟ سیگاری روشن می كنید؟ می خوابید؟ آیا راههای مثبت تری برای فرار از رنج و كسب لذت سراغ دارید؟    
در بیشتر مردم، ترس از زیان، قویتر از میل به جلب منفعت است. اغلب افراد برای حفظ چیزهایی كه دارند، بیشتر حاضر به تلاش هستند تا برای تحقق آرزوها و رویاهای خود .
وقتی در دیگران عظمتی را مشاهده می كنیم، غالباٌ تصور می كنیم كه آنها اصولاٌ خوشبخت هستند و استعداد یا موهبت خاصی به آنها عطا شده است . حقیقت، آن است كه این افراد، از نیروها ومنابع انسانی خود بهتر استفاده كرده اند، زیرا اگر تمام جوهر وجودی خود را ظاهر نمی كردند و همه توان خود را به كار نمی گرفتند ، دچار رنجی عظیم می شدند.
شما بیش ازهمه از چه چیزی رنج یا لذت می برید و این موضوع ، چه نقشی در زندگی امروزیتان داشته است
اغلب الگوهای ( خود اخلالی )ناشی از عواطف مختلط هستند و این عواطف ، مسلماٌ مانع لذت و موفقیت ما در زندگی می شوند.
 
مثلاٌ خیلی از مردم می گویند كه خواهان پول بیشتر هستند. این افراد مسلماٌ دارای هوش و استعداد كافی هستند و می توانند راهی برای افزودن بر دارائیهای خود پیدا كنند . آنچه مانع این افراد میشود، عواطف مختلط ، یا ( شرطی شدن) های مختلط است. این اشخاص ممكن است قبول داشته باشند كه پول فراوان، به معنی آزادی وامنیت بیشتر وقدرت كمك به افراد مورد علاقه است. لیكن در عین حال، فكر می كنند كه پول  (زیادی) موجب اسراف، ابتذال و تجاوز می شود.
 
اگر روزی متوجه شدید كه دارید دو قدم رو به جلو بر می دارید و یك قدم رو به عقب ، یقین بدانید كه به صورت مختلط ، شرطی شده اید؛ یعنی رسیدن به هدف را هم باعث رنج می دانید و هم مایه لذت.
 گاهی انسان بر سر دو راهیهایی قرار می گیرد كه هر دو به رنج منتهی می شود . به عنوان مثال ، بعضیها در زندگی زناشویی خود احساس بدبختی می كنند . اما اگر از هم جدا شوند، تنها می شوند و بیشتر احساس بدبختی خواهند كرد.در نتیجه هیچ كاری نمی كنند ...و همچنان احساس بدبختی میكنند!
 
بجای اینكه احساس كنید در دام افتاده اید ، سعی كنید از نیروی رنج به سود خود استفاده كنید . ببینید در گذشته و حال، چه كشیده اید! رنج را با چنان شدتی احساس كنید كه شما را واداربه عمل سازد و سرانجام ناچار شویدكه فكری برای وضعیت خود بكنید. ما به این حالت، ( آستانه احساس) می گوئیم . به جای اینكه حالت انفعالی داشته باشید و صبر كنید تا این حالت عاطفی اجتناب ناپذیر به سراغتان بیاید،چرا آگاهانه و فعالانه آنرا در خود ایجاد نمی كنید تا انگیزه ای قوی در شما بوجود آید وسعی كنی از همین امروز زندگی خود را بهتر سازید؟     
استفاده از نیروی اراده هرگز كاری صورت نمی دهد و یا لااقل در دراز مدت شیوه ای غیر موثر است . آیا تاكنون ، در زمینه ای – مثلاٌ در زمینه وضع جسمانی خود – به آستانه احساس رسیده اید؟ در چه مرحله ای دچار آن احساس شده اید ؟ شاید با استفاده از قدرت اراده و گرفتن رژیم غذایی، باخویشتن به مبارزه پرداخته باشید، اما البته هر نتیجه ای كه گرفته اید جنبه موقت داشته است ،زیرا محروم كردن خویشتن از غذا ، همیشه دردناك است و مغز شما هرگز اجازه نمی دهد در شرایطی كه راه دیگری وجود داشته باشد ، دائماٌ رنج را تحمل كنید .
 
پس چه باید كرد؟راه حل آن است كه بجای مبارزه با غرایز طبیعی ، حالت شرطی خود را نسبت به غذا عوض كنید، تا اینكه میل به غذا در شما كم شودوخوردن غذا دیگر لذتبخش نباشد، دائماٌ دردسرهایی را كه در اثر پرخوری كشیده اید به خود یادآوری كنید. پر خوری را رنج آور، و ورزش را امری لذتبخش تلقی كنید تا به طور خودكار، در مسیر صحیح بیفتید.   
 
یكی از تعریفهای موفقیت از نظر من این است: طوری زندگی كنید كه دائماٌ احساس لذت فراوان كنید و كمتر دچار رنج شوید، و با توجه به شرایط زندگیتان، كاری كنید كه اطرافیانتان نیز طعم خوشی و لذت را بیشتر بچشند تا مزه رنج و سختی . برای انجام این كار باید از رشد فكری برخوردار باشید و شوق كمك و خدمت در سر داشته باشید.
 
با توجه به این تعریف ، تاچه حد موفق هستید؟ برای اینكه امروز ، از زندگی خود لذت بیشتری ببرید و یا باعث شوید كه نزدیكانتان بیش از پیش از زندگانی خود بهره مند شوند، چه می توانید بكنید؟ 
 
تعلل و عقب انداختن كارها، یكی از شایع ترین راههای فرار از رنج است. اما اگر كاری را به تاخیر بیندازید، معمولاٌ نتیجه اش این است كه بعداٌ به رنج و دردسر بزرگتری دچار  می شوید.

شاید تاكنون برایتان اتفاق افتاده باشد كه پس از انجام كاری، با خود گفته اید ( چطور چنین اشتباه احمقانه ای را مرتكب شدم؟!) و یا برعكس ، كاری را انجام داده و سپس فكر كرده اید ( عجیب است! چگونه به انجام چنین كاری موفق شدم؟)
چه عاملی سبب می شود كه عملكردمان بد، و یا برعكس عالی باشد؟ این موضوع، ارتباط چندانی با توانائیمان ندارد، بلكه این حالت روحی و یا جسمی ما درهر لحظه است كه باعث می شود افكار، اعمال، احساسات و یا عملكردهایی از ما سر بزند. اگر راز دستیابی به حالات روحی و عاطفی نیرومند را دریابید، واقعاٌ می توانید دست به كارهای شگفت آوری بزنید. اگر در حالت صحیح روحی باشید،بدون اینكه ظاهراٌ كوششی به عمل آورید، افكار و نظرات تازه ای در ذهنتان جریان می یابد.
اگر همه روزه در شرایط بالای روحی و فكری بودید، چه كارهایی را می توانستید انجام دهید؟    
فرهنگ جامعه ، صورتی از چیزهای مطلوب را به همه ما فروخته است . به ما آموخته اند كه روزی ، پس از آنكه همه وقایع به شكل صحیحی اتفاق افتادند، سرانجام خوشبخت خواهیم شد. هنگامی كه همسر شایسته خود را یافتیم ...هنگامی كه بقدر كافی پول بدست آوردیم... هنگامی كه از نظرجسمی در سلامت كامل بودیم... هنگامی كه فرزندانی داشتیم...هنگامی كه بالاخره بازنشسته شدیم.
حقیقت آن است كه آنچه بدست می آوریم، احساس خوشی و رضایت را در ما به وجود نمی آورند،مگر آنكه یاد بگیریم كه حالت ذهنی خود را بسرعت عوض كنیم .از این گذشته ، شما این چیزها را برای چه می خواهید ؟ آیا غیر ازاین است كه به اعتقاد شما همسر دلخواه ،فرزند،پول و غیره سبب می شود كه احساس بهتری پیدا كنید ؟ اما سرانجام ، پس از آنكه به چیزهایی كه می خواهید ،رسیدید، چه كسی احساستان را بهتر می سازد؟ البته خودتان چنین می كنید.
در زندگی ، برای درك و تجربه هر چیزی راههای گوناگونی هست . روح ما، مانند گیرنده ای است كه می تواند برنامه های شاد یاغم انگیز مختلفی را پخش كند . در هر لحظه، می توانیم دچار هر نوع احساسی كه مایلیم ، بشویم. كافی است كه كانال صحیح را بگیریم . این كار چگونه امكان پذیر است ؟ برای تغییر فوری روحیه ، دو راه وجود دارد. راه اول آن است كه ذهن خود را به چیزدیگری متوجه كنیم.
به یكی از درخشانترین لحظه های ز ندگی خود فكر كنید. با بخاطر آوردن آن چه احساسی پیدا می كنید؟ذهن خود را می توانید متوجه چه چیز هایی دیگری بكنید تا احساسی خوشایند و حالی خوب پیدا كنید؟
راه سریعتر و مؤثرتری هم هست و آن استفاده از شیوه های جسمانی و یا به اصطلاح ، فیزیولوژیكی است. بیشتر مردم، هنگامی كه از روحیه خود ناراضی هستند و می خواهند حال بهتری پیدا كنند ، به الكل، غذا، سیگار، خواب، یا مواد مخدر متوسل می شوند.بعضی ها هم راههای مثبت تر نظیرراز ونياز، دعا، انجام امور مذهبي، رقص، آواز، ورزش و یا عشقبازی را انتخاب می كنند.
هر یك از حالات روحی، با تغییرات جسمانی مشخصی همراه است. افراد افسرده چه قیافه ای دارند؟ شانه هاشان فرو افتاده وسرشان پائین است. بطور كم عمق نفس می كشند . عضلات چهره شان شل و قیافه شان بی تفاوت است . برعكس در مواقعی كه شاد و سر حال هستیم ، شانه هامان بالا است و حالت طبیعی دارد . سرمان را بالا نگه می داریم و بطور كامل نفس می كشیم . می توانیم آگاهانه این تغییرات رادر جسم خود به وجود آوریم و بلافاصله حالت روحی دلخواه را در خود ایجاد كنیم.     
بعضی ازكارهای بسیار ساده، ممكن است نتایج بسیار بزرگی داشته باشد. برای احساس خوب داشتن، به هیچ علت و دلیلی نیاز نیست! برای اینكه زندگی پر مایه تری داشته باشیم ، بهترین راه، این است كه دامنه عواطف و احساسات خود را وسعت دهیم.  
 
در زندگی نیز بیشترمردم بجای چاره اندیشی ، به بلاهایی فكر می كنند كه نمی خواهند به سرشان بیاید. اگر با ترسهای خود مبارزه كنید ، ایمان و توكل داشته باشید و نیروی تمركز خود راتحت انضباط در آورید، اعمالتان بطور طبیعی شما رابه مسیر صحیح هدایت خواهد كرد. اكنون ترس را رها كنید و به چیزهایی توجه نمائید كه واقعاٌ طالب آن هستید ولیاقت آنرا دارید. 
   

هنگامی كه در بزرگراه رنج و دلتنگی ، به مقصد شادی و لذت سفر می كنید، به كشف راههای گوناگون و مثبتی بپردازید كه مناظر اطراف را دلپذیر سازد. بعضی از این راهها را آزمایش كنید:
آهنگهای مورد علاقه خود را زمزمه كنید ... به مطالعه چیزی بپردازید كه مطالبش را بتوانید بكار بندید... به تماشای یك فیلم كمدی و یا برنامه شاد تلویزیونی بپردازید و بخندید... چند طول استخر را شنا كنید ... از صرف غذا با افراد خانواده، یا یكی از دوستان لذت ببرید... مدتی در وان آب گرم، استراحت كنید... به خلق چند نظریه تازه بپردازید... با فرد تازه ای آشنا شوید... لطیفه های بی مزه ای برای دوستان خود تعریف كنید و بدانید كه باز هم شما را دوست خواهند داشت... با همسر خود ، گرم و صمیمانه گفتگو كنید .

ادامه دارد....

 برداشت و خلاصه بخش دوم كتاب راز موفقيت نوشته انتوني رابينز


اصطلاحات و مخففهای پزشکی

a.a. = Amino Acids
A/G= Albumin/Globulin ratio
A-a gradient= Alveolar to Arterial Gradient
AAA= Abdominal Aortic Aneurysm
AAD= Antibiotic-associated diarrhea
AAO= Alert, awake and oriented
AAPM= American Association of Physics in Medicine
AAS= Acute Abdominal Series
ab, abs= Abdomen or Abdominal
AB= Abortion
ABC= Automatic Brightness Control
ABD= Abdomen
ABE= Acute Bacterial Endocarditis
ABG= Arterial Blood Gas
ABI= Acquired Brain Injury
AC= Alternating Current
AC= Before eating
ACB= Aortocoronary Bypass
ACD= Anemia of Chronic Disease
ACE= Angiotensin-Converting Enzyme
ACL= Anterior Cruciate Ligament
ACLS= Advanced Cardiac Life Support
ACS= Acute Coronary Syndrome
ACTH = Adrenocorticotropic Hormone
AD= Alzheimer’s Disease
ADA= Adenosine Deaminase
ADC= Analog-to-Digital Converter
ADD= Attention Deficit Disorder
ADH= Antidiuretic Hormone
ADHD= Attention Deficit Hyperactivity Disorder
ADR= Acute Dystonic Reaction
ADR= Adverse Drug Reaction
AE= Hyperkalemia
AEC= Automatic Exposure Control
AED= Antiepileptic Drug
AED= Automated External Defibrillator
AF= Amniotic Fluid
AF= Atrial Fibrillation or afebrile
AFB= Acid Fast Bacteria
AFP= Alpha-fetoprotein
AGC= Automatic Gain Control
AGN= Acute Glomerulonephritis
AI= Artificial Insemination or Aortic Insufficiency
AIDP= Acute Infectious and Parasitical Diseases
AIDP= Acute Inflammatory Demyelinating Polyneuropathy
AIDP= Autoimmune Progesterone Dermatitis
AIDS= Acquired Immune Deficiency Syndrome
AIN= Acute Interstitial Nephritis
AKA= Above the Knee Amputation
ALA= Aminolevulinic Acid
ALARA= As Low As Reasonably Achievable.
Alc= Alcohol
ALD= Alcoholic Liver Disease
ALG= Antilymphocytic Globulin
ALI= Acute Lung Injury
ALL= Acute Lymphoblastic Leukemia
ALP= Alkaline Phosphatase
ALPS= Autoimmune Lymphoproliferative Syndrome
ALS= Amyotrophic Lateral Sclerosis
ALT= Alanine Transaminase
amb= Ambulate
AMI= Acute Myocardial Infarction
AML= Acute Myeloid Leukemia
AMS= Acute Mountain Sickness
AMU= Atomic mass units
ANA= Anti-nuclear Antibody
ANS= Autonomic Nervous System
AODM= Adult-Onset Diabetes Mellitus (Type 2 Diabetes)
AOM= Acute Otitis Media
AP= Anterio-Posterior
APC= Atrial Premature Contraction
APD= Adult Polycystic Disease
APECED= Autoimmune Polyendocrinopathy-Candidiasis-ectodermal dystrophy
APH= Antepartum Hemorrhage
APKD= Adult Polycystic Kidney Disease
APLS= Antiphospholipid Syndrome
APR= Abdominoperineal Resection
APR= Anatomical Programmed Radiography
APS= Autoimmune Polyendocrine/Polyglandular Syndrome
APTT= Activated Partial Thromboplastin Time
AR= Specific Absorption Rate
ARC= AIDS-related Complex
ARDS= Acute Respiratory Distress Syndrome
ARF= Acute Renal Failure
Arg= Arginine
ARM= Artificial Rupture of Membranes
ARNA= American Radiological Nurses Association
ART= Antiretroviral Therapy
ARVC= Arrhythmogenic Right Ventricular Cardiomyopathy
ARVD= Arrhythmogenic Right Ventricular Dysplasia
AS= Aortic Stenosis
ASA= Acetylsalicylic Acid (Aspirin)
ASAP= As soon as possible
ASCAD= Arteriosclerotic Coronary Artery Disease
ASCVD= Arteriosclerotic Vascular Disease (Arteriosclerosis)
ASD= Atrial Septal Defect
ASD= Autism Spectrum Disorder
a-Se= Aamorphous Selenium
ASGUS= Atypical Squamous Glandular Cells of Undetermined Significance
ASH, ASHD= Arteriosclerotic Heart Disease (Coronary Heart Disease)
a-Si= Amorphous Silicon
ASIS= Anterior Superior Iliac Spine
ASO= Antistreptolysin-O
AST= Aspartate Transaminase
ATN= Acute Tubular Necrosis
ATNR= Asymmetrical Tonic Neck Reflex
ATP= Acute Thrombocytopenic Purpura
ATP= Adenosine triphosphate
ATS= Anti-tetanus Serum
A-V= Arteriovenous
AV= Arteriovenous/Atrioventricular
AVM= Arteriovenous Malformation
A-VO2= Arteriovenous Oxygen
AVR= Aortic Valve Replacement
AXR= Abdominal X-Ray
AZT= Azidothymidine
Ba= Barium
BAC= Blood Alcohol Content
BAL= Blood Alcohol Level
BAL= Bronchoalveolar Lavage
BAO= Basic Acid Output
BAS= Barium Swallow
BAT= Brown Adipose Tissue
BBB L= Left Bundle Branch Block
BBB R= Right Bundle Branch Block
BBB= Bundle Branch Block
BC= Blood Culture
BCAA= Brached Chain Amino Acid
BCC= Basal Cell Carcinoma
BCG= Bacille Calmette-Guerin (Tuberculosis Vaccination)
BCP= Birth Control Pill
BD= Bipolar Disorder
BDD= Body Dysmorphic Disorder
BDI= Beck Depression Inventory
BE= Barium Enema
Be= Beryllium
BEE= Basal Energy Expenditure
BGAT= Blood Glucose Awareness Training
BGL= Blood Glucose Level
bid= Twice a day
BiPAP= Bilevel Positive Airway Pressure
BIR= The British Institute of Radiology
BiVAD= Bilateral Ventricular Assist Device
BK= Bradykinin
BKA= below-the-knee amputation
bld= Blood
BM= Bone Marrow
BM= Bowel Movement
BMC= Bone Mineral Content
BMD= Bone Mineral Density
BMI= Body Mass Index
BMP= Blood Metabolic Profile
BMR= Basal Metabolic Rate
BMT= Bone Marrow Transplant
BNP= Brain Natriuretic Peptide
BOM= Bilateral Otitis Media
BOOP= Bronchiolitis Obliterans Organizing Pneumonia
BP= Blood Pressure
BPAD= Bipolar Affective Disorder
BPD= Borderline Personality Disorder
BPH= Benign Prostatic Hyperplasia
BPM= Beats Per Minute
BPPV= Benign Paroxysmal Positional Vertigo
BRBPR= Bright Red Blood Per Rectum
BRBPR= Bright Red Blood Per Rectum
BRCA 1= Breast Cancer 1 (human gene and protein)
BRP= Bathroom Priviledges
BS= Blood Sugar
BS= Breathe Sound, Bowel Sounds
BS= British Standard
BSA= Body Surface Area
BSE= Bovine Spongiform Encephalopathy
BSL= Blood Sugar Level
BT= Bleeding Time
BTL= Bilateral Tubal Ligation
BTP= Breakthrough pain
BUN= Blood Urea Nitrogen
BVP= Biventricular Vaginosis
BW= Bandwidth
BW= Body Weight
BX= Biopsy
C&S= Culture & Sensitivity
C/kg= Coulomb per Kilogram
C/O= Complaining of
Ca= Calcium
CA= Cancer
CA= Carcinoma
CAA= Crystalline Amino Acids
CABG= Coronary Artery Bypass Graft Surgery
CAD= Coronary Artery Disease
CADASIL= Cerebral Autosomal Dominant Arteriopathy with Subcortical Infarcts and Leukoencephalopathy
CAG= Coronary Angiography
CAG= Coronary Artery Graft
CAH= Chronic Active Hepatitis
CAH= Congenital Adrenal Hyperplasia
cAMP= Cyclic Adenosine Monophosphate
CAPD= Central Auditory Processing Disorder
CAPD= Continuous Ambulatory Peritoneal Dialysis
Caps= Capsule
CAT= Computed Axial Tomography
CAU= Caudal
CBC= Complete Blood Count
CBG= Capillary Blood Gas
CBS= Chronic Brain Syndrome
cc= Cardiac Catheter
CC= Chief Complaint
CCD= Charge Coupled Device
CCF= Congestive Cardiac Failure
CCK= Cholecystokinin
CCR= Cardiocerebral Resuscitation
CCU= Clean Catch Urine
CCU= Coronary Care Unit
CCV= Critical Closing Volume
CD= Compact Disc
CDH= Congenital Dislocated Hip
CDP= Cytosine Diphosphate
CDR= Recordable Compact Disc
CEA= Carcinoembryonic Antigen, Carotid Endarterectomy
CEU= Continuing Education Unit
CF= Cystic Fibrosis
CFS= Chronic Fatigue Syndrome
CGL= Chronic Granulocytic Leukemia
cGMP= Cyclic Guanosine Monophosphate
CGN= Chronic Glomerulonephritis
CH= Congenital Hypothyroidism
CHD= Coronary Heart Disease
ChE= Cholinesterase
CHF= Congestive Heart Failure
CHO= Carbohydrate
Chol= Cholesterol
CHT= Congenital Hypothyroidism
CI= Cardiac Index
CICU= Cardiac Intensive Care Unit
CIDP= Chronic Inflammatory Demyelinating Polyneuropathy
CINE= C inematographic
Circ= Circumcision
CIS= Carcinoma in situ
CJD= Creutzfeldt-Jakob Disease
CKD= Chronic Kidney Disease
CKMB= MB isoenzyme of creatine kinase
CLL= Chronic Lymphocytic Leukemia
CML= Chronic Myelogenous Leukemia/Chronic Myeloid Leukemia
CMML= Chronic Myelomonocytic Leukemia
CMP= Cytosine Monophosphate
CMS= Chronic Mountain Sickness
CMV= Cyomegalovirus
CN= Cranial Nerves
CNR= Contrast-to-Noise Ratio
CNS= Central Nervous System
CO= Cardiac Output, Carbon Monoxide
CO2= Carbon Dioxide
COAD= Chronic Obstructive Airways Disease
COCP= Combined Oral Contraceptive Pill
COLD= Chronic Obstructive Lung Disease
Conj= Conjunctiva
COPD= Chronic Obstructive Pulmonary Disease
COX-1= Cyclooxygenase 1
CP= Cerebral Palsy
CP= Chest Pain
CPAP= Continuous Positive Airway Pressure
CPK= Creatine Phosphokinase
CPKMB= Creatine Phosphokinase heart
CPP= Cerebral Perfusion Pressure
CPR= Cardiopulmonary Resuscitation
CPT= Current Procedural Terminology
CR= Computed Radiography
CRA= Cranial
CrCl= Creatinine Clearance
CREST= Calcinosis Raynaud Esophagus Sclerosis Teleangiectasiae
CRF= Chronic Renal Failure
CRF= Corticotropin-releasing factor
CRH= Corticotropin-releasing hormone
CRI= Chronic Renal Insufficiency
CRNS= Certified Registered Nurse Anesthetist
CRP= C-Reactive Protein
CRT= Cardiac Resynchronization Therapy
CRT= Cathode Ray Tube
CsA= Ciclosporin A
C-Section= Cesarean Section
CSF= Cerebrospinal Fluid
CsI= Caesium Iodide
CT= Computed Tomography
CT= Computerized Tomography
CTA= Computed Tomography Angiography
CTDI= Computed Tomography Dose Index
CTP= Cytosine Triphosphate
CTS= Carpal Tunnel Syndrome
CTU= Cancer Treatment Unit
CTX= Ceftriaxone Contractions
Cu= Copper
CV= Cardiovascular
CVA= Cerebrovascular Accident
CVA= Costovertebral Angle
CVAT= CVA tenderness
CVC= Central Venous Catheter
CVC= Chronic Venous Congestion
CVD= Cardiovascular Disease
CVI= Cardiovascular incident
CVID= Common Variable Immunodeficiency
CVP= Central Venous Pressure
CVS= Cardiovascular System
CXR= Chest X-Ray
D & C= Dilation and curettage
d.d. = Differential Diagnosis
D/C= Discharge
D5W= 5% dextrose in water
DAP= Dose Area Product
DAS= Data Acquisition System
DAT= Diet as tolerated
DAT= Direct Antiglobulin Test
DAW= Dispense as written
DBP= Diastolic Blood Pressure
DBS= Deep Brain Stimulation
DBT= Dialectical Behavioral Therapy
DC= Direct Current
DC= Discharge or Discontinue
DCBE= Double Contrast Barium Enema
DCIS= Ductal Carcinoma in situ
DCM= Dilated Cardiomyopathy
DDD= Daily Defined Doses
DDR= Direct Digital Radiography
DDS= Doctor of Dental Surgery
DDx= Differential Diagnosis
DECUB= Decubitis
DES= Diethylstilbestrol
Detox= Detoxification
DEXA= Dual Energy X-ray Absorptionmetry
DH= Department of Health
DHE= Dihydroergotamine
DHEA= Dehydroepiandrosterone
DHEA-S= Dehydroepiandrosterone Sulphate
DHF= Decompensated Heart Failure
DI= Diabetes Insipidus
DIC= Disseminated Intravascular Coagulation
DICOM= Digital Imaging and Communication in Medicine
DID= Dissociative Identity Disorder
DIP= Distal Interphalangeal Joint
DiPer Te= Diphtheria Pertussis Tetanus
Dis= Dislocation
DiTe= Diphtheria Tetanus
DIU= Death in Utero-Stillbirth
DJD= Degenerative Joint Disease (Osteoarthritis)
DKA= Diabetic Ketoacidosis
dl= Deciliter
DLE= Disseminated Lupus Erythematosus
DLP= Dose-Length Product
DM= Diabetes Mellitus
DMD= Doctor of Dental Medicine
DMD= Duchenne Muscular Dystrophy
DNA= Deoxyribonucleic acid
DNR= Do not resuscitate
DO= Doctor of Osteopathy
DOA= Dead on Arrival
DOA= Drugs of Abuse
DOB= Date of Birth
DOE= Dyspnea on Exertion
DP= Dorsalis Pedis
DPH= Diphenylhydantoin
DPL= Diagnostic Peritoneal Lavage
DPT= Diphtheria Pertussis Tetanus-DPT vaccine
DQE= Detective Quantum Efficiency
DSA= Digital Subtraction Angiography
DSM= Diagnostic and Statistical Manual
DT= Delirium Tremens
DT= Diphtheria Tetanus
DTA= Descending Thoracic Aorta
DTP= Diphtheria Tetanus Pertussis
DTPA= Diethylenetriaminepentaacetic Acid
DTR= Deep Tendon Reflex
DU= Duodenal Ulcer
DUB= Dysfunctional Uterine Bleeding
DVD= Digital Video Disc
DVT= Deep Vein Thrombosis
DX= Diagnosis
dz= Disease
E. Coli= Escherichia Coli bacteria
EAA= Essential Amino Acids
EACA= Epsilon-aminocaproic acid
Eb= Electron Binding Energy
EBCT= Electron Beam Computed Tomography
EBL= Estimated blood loss
EBM= Expressed Breast Milk
EBT= Electron beam tomography
EBV= Epstein-Barr Virus
ECF= Extracellular fluid
ECG= Electrocardiogram
ECHO= Echocardiogram
ECMO= Extracorporeal Membrane Oxygenation
ECT= Electroconvulsive Therapy
ED= Ectodermal Dysplasia
ED= Erectile Dysfunction
EDD= Estimated Date of Delivery
EDH= Epidural Hematoma
EDM= Esophageal Doppler Monitor
EDTA= Ethylene-diamine-tetra-acetic acid
EEG= Electroencephalogram
EEX= Electrodiagnosis
EF= Ejection Fraction
EFAD= Essential Fatty Acid Deficiency
EGD= Esophagogastroduodenoscopy
EI= Emotional Intelligence
EKG= Electrocardiogram
ELISA= Enzyme-linked Immunosorbent Assay
EmBx= Endometrial Biopsy
EMF= Endomyocardial Fibrosis
EMG= Electromyography
EMR= Electronic Medical Record
EMU= Early Morning Urine Sample
EMV= Eyes, motor, verbal response
ENT= Ear, Nose and Throat
EOM= extraocular Muscles
EOMI= Extraocular Movements Intact
EPH= Edema Proteinuria Hypertension
EPI= Echo Planar Imaging
EPO= Erythropoietin
EPS= Electrophysiology
EQ= Emotional Intelligence Quotient
ER= Emergency Room
ERCP= Endoscopic Retrograde Cholangiopancreatography
ESBL= Extended Spectrum Beta-Lactamase
ESR= Electron Spin Resonance
ESR= Erythrocyte Sedimentation Rate
ESRD= End-Stage Renal Disease
ESV= End-systolic Volume
ESWL= Extracorporeal Shock Wave Lithotripsy
ET= Endotracheal
Etiol= Etiology
ETL= Echo Train Length
ETOH= Ethanol
ETS= Endoscopic Thoracic Sympathectomy
ETT= Endotracheal Tube
EUA= Examination under Anesthesia
EUP= Extrauterine Pregnancy
EUS= Endoscopic Ultrasonography
eV= Electron Volt
EVAR= Endovascular Aneurysm Repair
EVF= Erythrocyte Volume Fraction
Exam= Examination
Exp Lap= Exploratory Laparotomy
F/C= Fevers and/or Chills
F= Fahrenheit
FA= Flip Angle
Fab= Fragment Antigen Binding
FAMMM= Familial Atypical Multiple Mole Melanoma Syndrome
FAP= Familial Adenomatous Polyposis
FATSAT= Fat Saturation
FB= Foreign Body
FBC= Full Blood Count
FBE= Full Blood Exam
FBG= Fasting Blood Glucose
FBS= Fasting Blood Sugar
FDA= Food and Drug Administration
FDC= Follicular Dendritic Cells
FDD= Focus to Detector Distance
FDIU= Foetal Demise in Utero
FDP= Fibrin Degradation Product
FE= Field Echo
Fe= Iron
fem= Female
FEV= Forced Expiratory Volume
FFA= Free Fatty Acids
FFP= Fresh Frozen Plasma
FFT= Fast Fourier Transform
FHR= Fetal Heart Rate
FHS= Fetal Heart Sound
FHT= Fetal Heart Tones
FHx= Family History
FID= Focus to Isocentre Distance, Free Induction Decay
Flu= Influenza
FMF= Fetal Movements Felt
FMP= First Menstruation Period (Menarche)
fMRI= Functional Magnetic Resonance Imaging
FNA= Fine Needle Aspiration
FNAB= Fine Needle Aspiration Biopsy
FNAC= Fine Needle Aspiration Cytology
FNC= Full Nursing Care
FNH= Focal Nodular Hyperplasia
FOBT= Fecal Occult Blood Test
FOS= Full of Stool
FOV= Field Of View
FPG= Fasting Plasma Glucose
FPR= Fluoroscopy Programmed Radiography
FPS= Frames Per Second
FRC= Functional Residual Capacity
FROM= Full Range of Motion
FSBS= Finger-stick Blood Sugar
FSE= Fast Spin Echo
FSE= Fetal Scalp Electrode
FSH= Follicle-stimulating Hormone
FT= Fourier Transform
FTA= Fluorescent Treponemal Antibody
FTA-ABS= Fluorescent Treponemal Antibody Absorption
FTT= Failure to thrive
FU= Follow-up
FUO= Fever of Unknown Origin
FVC= Forced Vital Capacity
FWB= Full Weight Bearing
Fx, #= Fracture
G= Gravidity
G6PD= Glucose-6-Phosphate Dehydrogenase
GA= General Anaesthesia
GABA= Gamma-Aminobutyric Acid
GAD= Generalized Anxiety Disorder
GB= Gallbladder
GBM= Glomerular Basement Membrane
GC= Gonorrhea or Gonococcus
GCA= Giant Cell Arteritis
GCF= Grid Conversion Factor
GCS= Glasgow Coma Scale
Gd= Gadolinium
Gd2O2S= Gadolinium Oxysulphide
GDA= Gastroduodenal Artery
GDLH= Glutamate Dehydrogenase
GDP= Guanosine Diphosphate
GE= Geometric Efficiency, General Electric, Gradient Echo
GERD= Gastroesophageal Reflux Disease
GETT= General by Endotracheal Tube
GFR= Glomerular Filtration Rate
GGT= Gamma Glutamyl Transpeptidase
GH= Growth Hormone
GHFR= Growth Hormone Releasing factor
GI= Gastrointestinal
GI= Glycemic Index
GIFT= Gamete Intrafallopian Transfer
GIST= Gastrointestinal Stromal Tumor
GIT= Gastrointestinal Tract
GITS= Gastrointestinal Therapeutic System
GMC= General Medical Condition
GM-CSF= Granulocyte-Monocyte-Colony Stimulating Factor
GMP= Guanosine Monophosphate
GN= Glomerulonephritis (Nephritis)
GnRH= Gonadotropin-Releasing Hormone
GOAT= Galveston Orientation and Amnesia Test
GOD= Glucose Oxidase
Gomer= Get Outta My ER
GORD= Gastroesophageal Reflux Disease
GOT= Glutamic-oxalacetic Transaminase
GPT= Glutamic-pyruvic transaminase
gr= Grain
GRAV I= First Pregnancy
GSW= Gun Shot Wound
GTT= Glucose Tolerance Test
GU= Gastric Ulcer
GU= Genitourinary
GVHD= Graft-versus-host disease
GXT= Graded Exercise Tolerance (stress test)
Gy= Gray
Gym= Gymnasium
Gyn= Gynecology
H & E= Hematoxylin and Eosin
H & H= Hemoglobin and Hematocrit
H&M= Hematemesis and Melena
H&P= History and Physical Examination
h.s. = At Bedtime
H/H= Henderson-Hasselbach Equation
h/o= History of
H+= Hydrogen Density
HA, H/A= Headache
HA= Hypertonia Arterialis
HAA= Hepatitis Associated Antigen
HAART= Highly Active Anti-aetroviral Therapy
HACE= High Altitude Cerebral Edema
HAD= HIV-associated dementia
HAE= Hereditary Angioedema
HAPE= High Altitude Pulmonary Edema
HAV= Hepatitis A Virus
HB= Heart Block
Hb= Hemoglobin
HbA= Hemoglobin A
HbA1C= Glycosylated hemoglobin
HbF= Fetal Hemoglobin
HBP= High Blood Pressure
HBsAg= Hepatitis B Surface Antigen
HBV= Hepatitis B Virus
HCC= Hepatocellular Carcinoma
hCG= Human Chorionic Gonadotropin
HCL= Hairy Cell Leukemia
Hct= Hematocrit
HCT= Hematopoietic Cell Transplantation
HCTZ= Hydrochlorothiazide
HCV= Hepatitis C Virus
HD= Hodgkin’s Disease
HDL= High-density lipoprotein
HDL-C= High-density lipoprotein-cholesterol
HDU= High Dependancy Unit
HDV= Hepatitis D virus
HEENT= Head, Eyes, Ears, Nose, Throat
HELP, HELLP= Hypertension, Elevated Liver enzymes, Low Platelets
Hema= Hematest
HEMA= Hydroxy Ethyl Methacrylate
HES= Hydroxyethyl Starch
HETE= Hydroxyeicosatetraenoic Acid
HEV= Hepatitis E Virus
Hgb= Hemoglobin
HGH= Human Growth Hormone
HGPRTase= Hypoxanthine-guanine Phosphoribosyl Transferase
HGV= Hepatitis G Virus
HH= Hiatus Hernia
HHT= Hereditary Hemorrhagic Telangiectisia
HHV= Human Herpesvirus
HI= Homicidal Ideation
Hib= Haemophilus Influenzae B
HIDS= Hyper-IgD Syndrome
HIS= Hospital Information System
HIT= Heparin-induced Thrombocytopenia
HIV= Human Immunodeficiency Virus
HJR= Hepatojugular Reflex
HL= Hearing Level
HL= Hepatic Lipase
HL= Hodgkin’s Lymphoma
HLA= Histocompatibility Locus Antigen
HLA= Human Leukocyte Antigen
HLHS= Hypoplastic Left Heart Syndrome
HMD= Hyaline Membrane Disease
HMG-CoA= 3-hydroxy-3-methyl-glutaryl-CoA
HMGR= 3-hydroxy-30methyl-glutaryl-CoA reductase
HMS= Hyper-reactive Malarial Splenomegaly
HMSN= Hereditary Motor Sensory Neuropathy
HN= Hemagglutinin-neuraminidase
HND= Hemolytic Disease of the Newborn
HNPCC= Hereditary Nonpolyposis Colorectal Cancer
HOB= Head of Bed
HOCM= Hypertrophic Obstructive Cardiomyopathy
HONK= Hyperosmolar Nonketotic Coma
HPA= Hypothalamic-Pituiatary-Adrenal Axis
HPETE= Hydroxyeicosatetraenoic Acid
HPF= High Power Field (Microscopy)
HPI= History of Present Illness
HPL= Human Placental Lactogen
HPOA= Hypertrophic Pulmonary Osteoarthropathy
HPV= Human Papillomavirus
HR= Heart Rate
HRT= Hormone Replacement Therapy
H-S= Heel-to-shin test
hs= Hours of Sleep
HSC= Human Chorionic Somatomammotropin
HSG= Hysterosalpingogram
HSM= Hepatosplenomegaly
HSP= Henoch-Schonlein Purpura
HSV= Herpes Simplex Virus
HT, HTN= Hypertension
Ht= Height
HTLV= Human T-lymphotropic Virus
HTPA= Hypothalamic-pitutary-adrenal axis
HTVD= Hypertensive Vascular Disease
HU= Hounsfield Unit
HUS= Hemolytic Uremic Syndrome
HVLT= High-velocity Lead Therapy
Hx= History (medical)
Hz= Hertz
I&D= Incision and Drainage
I&O= Inputs and Outputs, Intake and Outputs
i.s.q. = No change
I131= Radioactive Iodine
IA= Intra-arterial
IABP= Intra-aortic Balloon Pump
IAI= Intra-amniotic Infection
IBC= Inflammatory Breast Cancer
IBD= Inflammatory Bowel Disease
IBS= Irritable Bowel Syndrome
IC= Ileocecal
IC= Immune Complex
IC= Immunocompromised
IC= Informed Consent
IC= Intensive Care
IC= Interstitial Cystitis
IC= Intracardiac
ICCU= Intensive Cardiac Care Unit
ICD= Implantable Cardioverter-defibrillator
ICD-10= International Classification of Diseases – 10th revision
ICDS= Integrated Child Development Services Program
ICF= Intracellular Fluid
ICG= Impedance Cardiography
ICH= Intracerebral Hemorrhage
ICP= Intracranial Pressure
ICRP= International Commison on Radiological Protection
ICS= Intercostal Space
ICU= Intensive Care Unit
ID= Infectious Disease or Identifying Data or Identification
IDA= Iron Deficiency Anemia
IDC= Idiopathic Dilated Cardiomyopathy
IDC= Indwelling Catheter
IDC= Infiltrating Ductal Carcinoma
IDDM= Insulin Dependent Diabetes Mellitus
IDL= Intermediate Density Lipoprotein
IDP= Infectious Disease Precautions/Process
IF= Immunofluorescence
IFG= Impaired Fasting Glycaemia
Ig= Immunoglobulin
IgA= Immunoglobulin A
IgD= Immunoglobulin D
IgE= Immunoglobulin E
IgG= Immunoglobulin G
IgM= Immunoglobulin M
IGT= Impaired Glucose Tolerance
IHC= Immunohistochemistry
IHD= Ischemic Heart Disease
IHSS= Idiopathic Hypertropic Subaortic Stenosis
II= Image Intensifier
IM= Intramuscular
IM= Intramuscular
IMA= Inferior Mesenteric Artery
IMB= InterMenstrual Bleed
IMI= Intramuscular Injection
IMN= Infectious Mononucleosis
IMS= Irritable Male Syndrome
IMT= Intima-media Thickness
IMV= Intermittent Mandatory Ventilation
Inc= Incomplete
Inf= Injection
INF= Intravenous Nutritional Fluid
INH= Isoniazid
IO= Intraosseous Infusion
IOL= Induction Of Labor
IOP= Intraocular Pressure
IP= Interphalangeal Joint
IPPB= Intermittent Positive Pressure Breathing
IPPV= Intermittent Positive Pressure Ventilation
IPS= Intra-Peritoneal Sounds
IQ= Intelligence Quotient
IR= Inversion Recovery, Interventional Radiology
IRDM= Insulin Resistant Diabetes Mellitus
ISA= Intrinsic Sympathomimetic Activity
ISDN= Isosorbide dinitrate
ISH= Isolated Systolic Hypertension
ISMN= Isosorbide Mononitrate
ISO= International Organization for Standardization
IT= Interthecal
ITP= Idiopathic Thrombocytopenic Purpura
ITU= Intensive Treatment/Therapy Unit
IU= International Units
IUCD= Intrauterine Contraceptive Device
IUD= Intrauterine Death
IUD= Intrauterine Device
IUFD= Intrauterine Foetal Demise
IUI= Intrauterine Insemination
IUP= Intrauterine Pregnancy
IUS= Intrauterine System
IV= Intravenous
IV= Intravenous
IVC= Inferior Vena Cava
IVC= Intravenous Cholangiogram
IV-DSA= Intravenous Digital Subtraction Angiography
IVDU= Intravenous Drug User
IVF= In vitro fertilization
IVF= Intravenous Fluids
IVP= Intravenous Pyleogram
IVPB= Intravenous Piggyback
IVU= Intravenous Urogram
IVUS= Intravascular Ultrasound
JIA= Juvenile Idiopathic Arthritis
JMS= Junior Medical Student
JODM= Juvenile-Onset Diabetes Mellitus
JRA= Juvenile Rheumatoid Arthritis
JRCERT= Joint Review Committee on Education in Radiologic Technology
JVD= Jugular Vein Distension
JVP= Jugular Venous Pressure
K= Potassium
KA= Ketoacidosis
KBr= Potassium Bromide
Kcal= Kilocalorie
KCCT= Kaolin Cephalin Clotting Time
KeV= Kiloelectron Volt
kg= Kilogram
KIV= Keep in View
KLS= Kidney, Liver, Spleen
KOR= Keep Open Rate
KS= Kaposi’s Sarcoma
KSHV= Kaposi’s sarcoma-associated Herpes virus
KUB= Kidneys, Ureters and Bladder
KVO= Keep Vein Open
kVp= Kilovoltage Peak
L&D= Labor and Delivery (Childbirth)
L= Leukocytes (White Blood Cells)
L= Lumbar vertebrae
LA= Left Atrium, Lymphadenopathy
Lab= Laboratory
LABBB= Left Anterior Bundle Branch Block
LAD= Left Anterior Descending-Coronary Artery
LAD= Left Axis Deviation-Electrocardiogram
LAD= Leukocyte Adhesion Deficiency
LAD= Lymphadenopathy
LAE= Left Atrial Enlargement
LAHB= Left Anterior Hemiblock
Lam= Laminectomy
LAO= Left Anterior Oblique
Lap= Laparotomy
LAP= Leukocyte Alkaline Phosphatase
LAR= Low Anterior Resection
LARP= Left-Anterior, Right-Posterior
LAS= Lymphadenopathy Syndrome
LASIK= Laser-Assisted In-Situ Keratomileusis
Lat= Lateral
lb, LB= Pound
LBBB= Left Bundle Branch Block
LBO= Large Bowel Obstruction
LBP= Low Back Pain
Lc of ch= Laxative of choice
LCA= Left Coronary Artery
LCD= Low Contrast Detail, Liquid Crystal Display
LCIS= Lobular Carcinoma in situ
LCM= Lymphocytic Meningitis
LCR= Low Contrast Resolution
LCX= Left Circumflex Artery
LDH= Lactate Dehydrogenase
LDL= Low Density Lipoprotein
LDL-C= Low Density Lipoprotein Cholesterol
L-DOPA= Levo-Dihydroxyphenylalanine
LE= Lower Extremity
LE= Lupus Erythematosus
LEC= Lupus Erythematosus Cell
LES= Lower Esophageal Sphincter
LES= Lupus Erythematosus Systemicus
Leu= Leukocytes
LFT= Liver Function Test
LGL= Lown-Ganong-Levine Syndrome
LGM= Lymphogranulomatosis Maligna
LGV= Lymphogranuloma Venereum
LH= Luteinizing Hormone
LI= Linear Interpolator
Lig= Ligament
LIH= Last Image Hold
LIH= Left Inguinal Hernia
LLE= Left Lower Extremity
LLL= Left Lower Lobe
LLQ= Left Lower Quadrant
LM= Left Main
LMA= Left Mentoanterior-Fetal Position
LMCA= Left Main Coronary Artery
LMD= Local Medical Doctor
LMP= Last Menstrual Period
LN= Lymph Node
LOA= Left Occipitoanterior
LOC= Level of Consciousness
LOP= Left Occipitoposterior
LORTA= Loss of Resistance To Air
LOS= Length of Stay
Lot= Lotion
Lp= Lipoprotein
LP= Lumbar Puncture (Spinal Tap)
LPH= Left Posterior Hemiblock
LPL= Lipoprotein Lipase
LPN= Licensed Practical Nurse
LPO= Left Posterior Oblique
LR= Lactated Ringer’s Solution
LRTI= Lower Respiratory Tract Infection
LSB= Left Sternal Border
LSD= Lysergic Acid Diethylamide
LSF= Line Spread Function
LT= Left
LTAC= Long-term Acute Care
LUL= Left Upper Lobe-Lung
LUQ= Left Upper Quadrant
LUT= Look Up Table
LV= Left Ventricle
LVAD= Left Ventricular Assist Device
LVEDP= Left Ventricular End Diastolic Pressure
LVEF= Left Ventricular Ejection Fraction
LVF= Left Ventricular Failure
LVH= Left Ventricular Hypertrophy
LVOT= Left Ventricular Outflow Track
Ly= Lymphocytes
lytes= Electrolytes
M&M= Morbidity & Mortality
M= Murmur (heart murmur)
mA= Milliamperage
MAE= Moves All Extremities
MAL= Midaxillary Line
MAMMO= Mammography, Mammogram
MAO-I= Monoamine Oxidase Inhibitor
MAP= Mean Arterial Pressure
MARSA= Methicillin and Aminoglycoside-resistant Staphylococcus aureus
mAs= Milliampere Seconds
MAS= Morgagni-Adams-Stokes Syndrome
MAST= Medical Antishock Trousres
MAT= Multifocal Atrial Tachycardia
MBT= Maternal Blood Type
MC&S= Microscopy, Culture and Sensitivity
MC= Metacarpal Bone
MCH= Mean Cell Hemoglobin
MCH= Mean Corpuscular Hemoglobin
MCHC= Mean Cell Hemoglobin Concentration
MCP= Metacarpophalangeal Joint
MCV= Mean Cell Volume
MDA= Medical Devices Agency
MDCT= Multi-Detector Computed Tomography
MDD= Major Depressive Disorder (Clinical Depression)
MDD= Medical Device Directive
MDE= Major Depressive Episode
MDI= Metered Dose Inhaler
MDS= Myelodysplastic Syndrome
MEDLINE= Medical Literature Analysis and Retrieval System Online
MEN= Multiple Endocrine Neoplasia
mEq= milliequivalent
MeSH= Medical Subject Headings
MET= Metabolic Equivalent
met= Metastasis
Mg= Magnesium
mg= milligram
MgSO4= Magnesium Sulfate
MGUS= Monoclonal Gammopathy of Undetermined Significance
MI= Myocardial Infarction (Heart Attack)
MIC= Minimum Inhibitory Concentration
MICA= Mental Illness and Chemical Abuse
MICU= Mobile Intensive Care Unit
MinIP= Minimum Intensity Projection
MIP= Maximum Inspiratory Pressure
MIP= Maximum Intensity projection
mL= milliliter
MLC= Mixed Lymphocyte Culture
MLE= Midline Episiotomy
MM= Myeloid Metaplasia
MMEF= Maximal Mid Expiratory Flow
mmol= millimole
MMPI= Minnesota Multiphasic Personality Inventory
MMR= Measles, Mumps, Rubella
Mo= Molybdenum
Mo= Monocytes
MOD= Magneto-Optical Disc
mod= Moderate
mod= Modified
MODY= Maturity Onset Diabetes of the Young
MOM= Milk of Magnesia
Mono= Infectious Mononucleosis (Glandular Fever)
MOPP= Mechlorethamine, Vincristine, Procarbazine and Prednisone
MPD= Myeloproliferative Disease
MPV= Mean Platelet Volume
MR= Mental Retardation
MR= Mitral Regurgitation
MR= Modified Release
MRA= Magnetic Resonance Angiography
MRA= Magnetic Resonance Angiography
MRCP= Magnetic Resonance Cholangiopancreatography
MRG= Murmurs, Rubs and Gallops
MRI= Magnetic Resonance Imaging
MRS= Magnetic Resonance Spectroscopy
MRSA= Methicillin-resistant Staphylococcus Aureus
MS= Mental Status
MS= Mitral Stenosis
MS= Multiple Sclerosis
MSAD= Multiple Scan Average Dose
MSCT= Multi-Slice Computed Tomography
MSE= Mental Status Examination
MSH= Melanocyte-Stimulating Hormone
MSM= Methylsulfonylmethane
MSO4= Morphine or Morphine Sulfate
MSSA= Methicillin-sensitive Staph aureus
MSU= Midstream Urine Sample
MSUD= Maple Syrup Urine Disease
MT= Metatarsal Bone
MTBI= Mild Traumatic Brain Injury
MTF= Modulation Transfer Function
MTP= Metatarsalphalangeal Joint
MTX= Methotrexate
MVA= Motor Vehicle Accident
MVC= Motor Vehicle Crash
MVI= Multivitamin Injection
MVP= Mitral Valve Prolapse
MVPS= Mitral Valve Prolapse Syndrome
MVR= Mitral Valve Replacement
MVV= Maximum Voluntary Ventilation
Mz= Magnetization Vector
N&V= Nausea and Vomiting
n.s. = Not Significant
Na= Sodium
NABS= Normoactive Bowel Sounds
NAD= No Abnormality Detected
NAD= No Apparent Distress
NAS= No Added Salt
NB= Newborn
NBN= Newborn Nursery
NC= Nasal Cannula
NC= Nerve Action Potential
NCC= Noncompaction Cardiomyopathy
NCRP= National Council on Radiation Protection and Measurment
NCS= Nerve Conduction Study
NCT= Nerve Conduction Test
NCV= Nerve Conduction Velocity
ND= Not Done
Ne= Neutrophil Granulocytes
NE= Norepinephrine
NEC= Not Elsewhere Classified
NED= No Evidence of Recurrent Disease
Neg= Negative
NEMA= National Equipment Manufacturers Agency
Neo= Neoplasm
NEQ= Noise Equivalent Quanta
NES= Not Elsewhere Specified
NEX= Number of Excitations
NFR= Not for Resuscitation
ng= Nanogram
NG= Nasogastric
NGT= Nasogastric Tube
NGU= Non-Gonococcal Urethritis
NHL= Non-Hodgkin Lymphoma
NI= Normal
NICU= Neonatal Intensive Care Unit
NIDDM= Non-Insulin Dependent Diabetes Mellitus (Type 2 Diabetes)
NK= Natural Killer Cells
NKA= No Known Allergies
NKDA= No Known Drug Allergies
NLP= Neuro-Linguistic Programming
NLP= No Light Perception
NM= Nuclear Medicine
NMR= Nuclear Magnetic Resoance
NNH= Number Needed to Harm
NNT= Number Needed to Treat
No. = Number
NO= Nitric Oxide
NOF= Neck of Femur Fracture
Non rep. = Do not repeat
NOS= Nitric Oxide Synthase
NOS= Not Otherwise Specified
NPH= Normal Pressure Hydrocephalus
Npl= Neoplasm
NPO= Nil per os
NPTAC= No Previous Tracing Available For Comparison
NRB= Non-Rebreather Mask
NRC= Nuclear Ragulatory Commission
NREM= Non-Rapid Eye Movement
NRM= No Regular Medications
NRPB= National Radiological Protection Board
NS= Normal Saline
NSA= No Significant Abnormality
NSAID= Non-Steroidal Anti-Inflammatory Drug
NSCC= Non-squamous-cell carcinoma
NSD= Normal Spontaneous Delivery (Natural Childbirth)
NSE= Neurospecific Enolase
NSR= Normal Sinus Rhythm
NST= Non-Stress Test
NSTEMI= Non-ST Elevation Myocardial Infarction
NSU= Non-Specific Urethritis
NT= Nasotracheal
NT= Not Tested
NTG= Nitroglycerin
NTT= Nasotracheal Tube
NVD= Nausea, Vomiting and Diarrhea
NVD= Normal Vaginal Delivery
NVDC= Nausea, Vomiting, Diarrhea and Constipation
O&P= Ova and Parasites
O/E= On examination
O2= Oxygen
OA= Osteoarthritis
OB-GYN= Obstetrics and Gynecology
Obl= Oblique
OBL= Oblique
OBS= Organic Brain Syndrome
Occ= Occasional
OCD= Obsessive Compulsive Disorder
OCG= Oral Cholecystogram
OCNA= Old Chart Not Available
OCP= Oral Contraceptive Pill
OCPD= Obsessive Compulsive Personality Disorder
OCT= Optical Coherence Tomography
od= Everyday
OD= Occupational Disease
OD= Optical Density
OD= Overdose
OD= Right Eye (Latin: Oculus Dexter)
OE= Otitis Externa (Ear Infection)
OGTT= Oral Glucose Tolerance Test
Oint= Ointment
om= Every Morning
OM= Otitis Media (Ear Infection)
OME= Otitis Media with Effusion
on= Every Night
OOB= Out of bed
OPD= Outpatient Department
OPPT= Oriented to Person, Place and Time
OPV= Oral Polio Vaccine
OPV= Outpatient Visit
OR= Operating Room
ORIF= Open Reduction Internal Fixation
ORSA= Oxacillin-resistant Staphylococcus aureus
OS= Left Eye (Ltin-Oculus Sinister)
OS= Orthopedic Surgery
OSA= Obstructive Sleep Apnea
OSH= Outside Hospital
OSHA= Occupational Safety and Health Administration
Osm= Osmolarity
Osteo= Osteomyelitis
OT= Occupational Therapy
OTC= Over-the-counter Drug
OTD= Out the Door
OTPP= Oriented to Time Place and Person
OU= Both eyes (Latin: Oculi Uterque)
oz= Ounce
P&A= Percussion and Auscultation
P&PD= Percussion and Postural Drainage
p.c. = After Food (Latin: Post Cibum)
p.o. = By Mouth
p.r. = Per rectum
p.v. = Per Vagina
P= Phosphorus
P= Post
P= Pulse
PA= Physician Assistant
PA= Posteroanterior
PA= Pulmonary Artery
PAC= Premature Atrial Contraction
PAC= Pulmonary Artery Catheter
PACS= Picture Archive and Communications System
PAD= Peripheral Artery Disease
PAF= Paroxysmal Atrial Fibrillation
PAF= Platelet Activating Factor
PAI-1= Plasminogen Activator Inhibitor 1
PAL= Posterior Axillary Line
PALS= Pediatric Advanced Life Support
PAN= Polyarthritis Nodosa
PAO= Peak Acid Output
PAO2= Alveolar Oxygen
PaO2= Peropheral Arterial Oxygen Content
PAOD= Peripheral Artery Occlusive Disease
PAP= Papanicolaou Stain
Pap= Papanicolaou Test (Pap Smear)
PAP= Positive Airway Pressure
PAP= Pulmonary Artery Pressure
PARA I= Indicating a woman with one child
PAT= Paroxysmal Atrial Trachycardia
Pb= Lead
PBL= Positive Beam Limitation
PCA= Patient Care Report
PCA= Patient-controlled Analgesia
PCa= Prostate Cancer
PCD= Postconcussional Disorder
PCI= Percutaneous Coronary Intervention
PCL= Posterior Cruciate Ligament
PCN= Penicillin
PCNSL= Primary CNS Lymphoma
PCO= Polycystic Ovary
PCOS= Polycystic Ovarian Syndrome
PCP= Pneumocystis Pneumonia
PCP= Primary Care Physician
PCR= Polymerase Chain Reaction
PCS= Post-concussion Syndrome
PCV= Packed Cell Volume
PCV= Polycythemia vera
PCWP= Pulmonary Capillary Wedge Pressure
PD= Parkinson’s Disease
PD= Peritoneal Disease
PDA= Patent Ductus Arteriosus
PDD= Pervasive Developmental Disorder
PDE= Phosphodiesterase
PDR= Physician’s Drug Reference
PDT= Photodynamic Therapy
PE= Physical Examination
PE= Pre-eclampsia
PE= Pulmonary Embolism
PEA= Pulseless Electrical Activity
PEEP= Positive End Expiratory Pressure
PEF= Peak Expiratory Flow
PEFR= Peak Expiratory Flow Rate
PEG= Percutaneous Endoscopic Gastrostomy
pen= Penicillin
Per Vag= Per Vaginam
PERLA= Pupils Equal and Reactive to Light and Accomodation
PERRL= Pupils Equal, Round, Reactive to Light
PET= Positron-emission Tomography
PFO= Patent Foramen Ovale
PFT= Pulmonary Function Test
pg= Picogram
PGCS= Paediatric Glasgow Coma Scale
pH= Hydrogen Ion Concentration
PH= Pulmonary Hypertension
Ph1= Philadelphia Chromosome
PHTLS= Prehospital Trauma Life Support
PHx= Past History (medical)
PI= Present Illness
PI= Pulmonic Insufficiency Disease
PICC= Peripherally Inserted Central Catheter
PID= Pelvic Inflammatory Disease
PID= Prolapsed Intervertibral Disc
PIH= Pregnancy Induced Hypertension
PIP= Proximal Interphalangeal Joint
PK= Pyruvate Kinase
PKA= Protein Kinase A
PKD= Polycystic Kidney Disease
PKU= Phenylketonuria
PLAT= Tissue Plasminogen Activator
PLT= Platelets
PM&R= Physical Medicine and Rehabilitation
PMB= Post-Menopausal Bleeding
PMH= Past Medical History
PMH= Perimesencephalic Subarachnoid Hemorrhage
PMI= Point of Maximal Impulse
PMN= Polymorphonuclear Leukocytes
PMR= Percutaneous Myocardial Revascularisation
PMR= Polymyalgia Rheumatica
PMS= Premenstrual Syndrome
PMT= Photomultiplier Tube
PND= Paroxysmal Nocturnal Dyspnea
PNM= Perinatal Mortality
POD= Postoperative Days
POEMS= Polyneuropathy, Organomegaly, Endocrinopathy, Monoclonal Protein, Skin Changes
poly= Polymorphonuclear Cells
POSL= Pulse Optically Stimulated Luminescence Dosimeter
Post= Posterior
POX= Peroxidase
PP= Post-partum
PP= Postprandial or Pulsus Paradoxus or Pulse Pressure
PPCS= Prolonged Post-Concussion Syndrome
PPD= (Cigarette) Packs Per Day
PPD= Postpartum Depression
PPD= Purified Protein Derivative or Mantoux Test
PPH= Postpartum Hemorrhage
PPH= Primary Pulmonary Hypertension
PPH= Procedure for Prolapse and Hemorrhoids
PPI= Proton Pump Inhibitor
PPROM= Preterm Premature Rupture of Membranes
PPS= Pulses Per Second
Ppt= Precipitate
PPTCT= (HIV) Prevention of Parent To Child Transmission
PPTL= Post-Partum Tubal Ligation
PR= Prothrombin Ratio
PRA= Plasma Renin Activity
PRBC= Packed Red Blood Cells
Preme= Premature Baby
Prep= Preparation
PRE-SAT= Presaturation
PRIND= Prolonged Reversible Ischemic Neurologic Deficit
PRL= Prolactin
PRN= As Necessary
Prog= Prognosis
PROM= Premature Rupture of Membranes
PRP= PanRetinal Photocoagulation
PRV= Polycythemia rubra vera
PS= Pulmonic Stenosis
PSA= Prostate Specific Antigen
PSF= Point Spread Function
PSH= Pscychosocial History
PSP= Phenylsulphtalein
PSP= Photostimulable Phosphor
PSS= Progressive Systemic Sclerosis
PSV= Pressure Supported Ventilation
Pt= Patient
PT= Physical Therapy
PT= Prothrombin Time
PTA= Percutaneous Transluminal Angioplasty
PTA= Peritonsillar Abscess
PTA= Post-traumatic Amnesia
PTA= Prior to admission
PTB= Pulmonary Tuberculosis
PTC= Percutaneous Transhepatic Cholangiography
PTCA= Percutaneous Transluminal Coronary Angioplasty
PTCA= Percutaneous Transluminal Coronary Angioplasty
PTD= Prior to Discharge
PTH= Parathyroid Hormone
PTHC= Percutaneous Transhepatic Cholangiography
PTSD= Post-traumatic Stress Disorder
PTSS= Posttraumatic Stress Syndrome
PTT= Partial Thromboplastin Time
PTU= Propylthioluracil
PTx= Pneumothorax
PUD= Peptic Ulcer Disease
PUO= Pyrexia of Unknown Origin
PUVA= Psoralen UV A
PVC= Premature Ventricular Contraction
PVD= Peripheral Vascular Disease
PVFS= Post-viral Fatigue Syndrome
PVR= Pulmonary Vascular Resistance
PVS= Persistent Vegetative State
PVS= Pulmonary Valve Stenosis
PWP= Pulmonary Wedge Pressure
Px= Physical Examination
Px= Prognosis
P-Y= Pack-years
q.a.d. = Every Other Day (Latin: Quaque Altera Die)
q.AM= Every morning
q.d. = Each Day
q.d.s. = Four Times Each Day
q.h. = Each Hour
q.h.s. = Every bedtime
q.I. = As much as you like
q.i.d. = Four Times Each Day
q.m.t. = Every Month
q.n. = Every Night
q.o.d. = Every Other Day
q.o.h. = Every other hour
q.s. = AS much as suffices
q.w.k. = Weekly
q= Each, every (Latin: Quaque)
q4h, q6h= Every 4 hours, every 6 hours
QA= Quality Assurance
QALY= Quality-adjusted Life Years
QC= Quality Control
QNS= Quantity Not Sufficient
QOF= Quality and Outcomes Framework
Qs/Qt= Shunt Fraction
qt= Quart
Qt= Total Cardiac Output
R&F= Radiography and Fluoroscopy
r/g/m= rubs/gallops/murmurs
R/O= Rule Out
RA= Refractory Anemia
RA= Rheumatoid Arthritis
RA= Right Atrium
Rad hys= Radical Hysterectomy
rad= Radian
RAD= Radiation Absorbed Dose
RAD= Reactive Attachment Disorder
RAD= Reflex Anal Dilatation
RAD= Right Axis Deviation
RAE= Right Atrial Enlargement
RAI= Radioactive Iodine
RAM= Random Access Memory
RAO= Right Anterior Oblique
RAP= Right Atrial Pressure
RAPD= Relative Afferent Pupilary Defect
RBBB= Right Bundle Branch Block
RBC= Red Blood Cells
RBC= Red Blood Count
RBP= Retino-binding Protein
RCA= Right Coronary Artery
RCM= Restrictive Cardiomyopathy
RCM= Right Costal Margin
RCT= Randomized Controlled Trial
RD= Retinal Detachment
RDA= Recommended Daily Allowance
RDS= Respiratory Distress Syndrome
RDW= Red Cell Distribution Width
RELP= Restriction Fragment Length Polymorphism
REM= Radiation Equivalent Man
REM= Rapid Eye Movement
RES= Reticuloendothelial System
RF= Rheumatic Fever
RF= Rheumatoid Factor
RFLP= Restriction Fragment Length Polymorphism
RFOV= Reconstruction Field Of View
RFT= Renal Function Test
Rh= Rhesus factor
Rh= Rhodium
RHD= Rheumatoid Heart Disease
RhF= Rheumatoid Factor
RIA= Radioimmunoassay
RIBA= Radioimmunoblotting Assay
RICE= Rest, Ice, Compression and Elevation
RIH= Right Inguinal Hernia
RIMA= Reversible Inhibitor of Monoamine Oxidase A
RIND= Reversible Ischemic Neurologic Deficit
RIS= Radiology Information System
RL= Ringer’s Lactate
RLE= Right Lower Extremity
RLL= Right Lower Lobe-lung
RLN= Recurrent Laryngeal Nerve
RLN= Regional Lymph Node
RLQ= Right Lower Quadrant
RLS= Restless Legs Syndrome
RML= Right Middle Lobe-lung
RNA= Ribonucleioc Acid
RNV= Radionuclear Ventriculography
ROA= Right Occipital Anterior
ROI= Region Of Interest
ROM= Range of Motion
ROP= Right Occipital Posterior
ROS= Review of Systems
ROSC= Return of Spontaneous Circulation
RPG= Retrograde Pyelogram
RPO= Right Posterior Oblique
RPR= Rapid Plasma Reagin Test
RQ= Respiratory Quotient
RR= Respiratory Rate
RRR= Regular Rate and Rhythm
RSI= Rapid Sequence Induction
RSNA= Radiological Society of North America
RSV= Respiratory Syncytial Virus
RT= Respiratory Therapy
RT= Right, Registered Technologist
RTA= Renal Tubal Acidosis
RTC= Return to Clinic
RTS= Revised Trauma Source
RU= Resin Uptake
RUE= Right Upper Extremity
RUG= Retrograde Urethogram
RUL= Right Upper Lobe – lung
RUQ= Right Upper Quadrant
RV= Residual Volume
RV= Right Ventricle
RVAD= Right Ventricular Assist Device
RVF= Right Ventricular Failure
RVH= Right Ventricular Hypertrophy
RVSP= Right Ventricular Systolic Pressure
RVT= Renal Vein Thrombosis
Rx= Prescription Drug or medical treatment
S&E= Sugar and Acetone
s.c. = Subcutaneous
s.d. = Subdermal
S= Sacrum
S1= First Heart Sound
S2= Second Heart Sound
SA= Sinoatrial Node
SAA= Syntheric Amino Acid
SAB= Spontaneous Abortion (Miscarriage)
SAB= Staphylococcal Bacteremia
SAH= Subarachnoid Hemorrhage
SAN= Sinoatrial Node
SaO2= Oxygen Saturation of Artial Blood
SAPS II= Simplified Acute Physiology Score
SAPS III= Simplified Acute Physiology Score
SARS= Severe Acute Respiratory Syndrome
Sat= Saturation
SB= Small Bowel
SBE= Subacute Bacterial Endocarditis
SBFT= Small Bowel Follow Through
SBO= Small Bowel Obstruction
SBP= Spontaneous Bacterial Peritonitis
SBP= Systolic Blood Pressure
SBS= Short Bowel Syndrome
SCAR= Society for Computer Applications in Radiology
SCC= Squamous Cell Carcinoma
SCID= Severe Combined Immunodeficiency
Scope= Microscope or Endoscope
SCP= Service Class Provider
SCr= Serum Creatinine
SCR= Silicon Controlled Rectifier
SCU= Service Class User
SD= Standard Deviation
SDH= Subdermal Hematoma
SE= Spin Echo
Sed= Sedimentation
Segs= Segmented Cells
SEM= Systolic Ejection Murmur
SFA= Serum Folic Acid
SFA= Superficial Femoral Artery
SFOV= Scan Field Of View
SG cath= Swan-Ganz Catheter
SGA= Small for Gestational Age
SGGT= Serum Gamma-Glutamyl Transpeptidase
SGOT= Serum Glutamic Oxaloacetic Transaminase
SGPT= Serum Glutamic Pyruvic Transaminase
SHBG= Sex Hormone-Binding Globulin
SHx= Social history
SHx= Surgical History
SI= International System of Units
SI= Sacroiliacal (SI Joint)
SI= Seriously Ill
SI= Suicidal Ideation
SIADH= Syndrome of Inappropriate Antidiuretic Hormone
SICU= Surgical Intensive Care Unit
SID= Source to Image Distance
SIDS= Sudden Infant Death Syndrome
sig= Write on label
SIMV= Synchronized Intermittent Mechanical Ventilation
SIT= Stress Inoculation Training
SK= Streptokinase
sl= Sublingual
SLE= Systemic Lupus Erythematosus
SLR= Straight Leg Raise
SM= Multiple Sclerosis
SMA= Sequential Multiple Analysis
SMA= Spinal Muscular Atrophy
SMA= Superior Mesenteric Artery
SMA-6= Six-channel Serum Multiple Analysis
SMA-7= Serum Metabolic Assay
SMO= Slips made out
SMS= Senior Medical Student
SMT= Spinal Manipulative Therapy
SMV= Superior Mesenteric Vein
SN= Student Nurse
SNB= Sentinel Node Biopsy
SNP= Sodium Nitroprusside
SNR= Signal to Noise Ratio
SNRI= Serotonin-norepinephrine Reuptake Inhibitor
SOAP= Subjective, Objective, Assessment, Plan
SOB= Shortness of Breath (Dyspnea)
SOBOE= Short of Breath On Exercise
Sol= Solution
SOL= Space Occupying Lesion
SONO= Sonogram, Sonography
SOOB= Send Out of bed
SOS= Save Our Souls
Sp. Fl. = Spinal Fluid
Sp. Gr. = Specific Gravity
SP= Status Post
Spec= Specimen
SPECT= Single Photon Emission Computed Tomography
SPEP= Single Protein Electrophoresis
SPET= Single Photon Emission Tomography
SPR= Scan Projection Radiograph
Sq= Subcutaneous
SR= Slow Release
SROM= Spontaneous Rupture of Membranes
SS= Sickle-cell disease (anemia)
SSD= Surface Shaded Display
SSRI= Selective Serotonin Reuptake Inhibitor
SSS= Sick Sinus Syndrome
SSSS= Staphylococcal Sclaed Skin Syndrome
Staph= Staphylococcus
STAT= Immediately
STD= Sexually Transmitted Disease
STEMI= ST Elevation MI (Myocardial Infarction)
STH= Somatotropic Hormone
STI= Sexually Transmitted Infection
STI= Soft Tissue Injury
STNR= Symmetrical Tonic Neck Reflex
STOP= Surgical Termination of Pregnancy
Strep= Streptococcus
STS= Serological Test for Syphilis
Subq= Subcutaneous
Supp= Suppository
Sv= Seivert
SV= Seminal Vesicle
SV= Stroke Volume
SVD= Spontaneous Vaginal Delivery
SVI= Systemic Viral Infection
SVN= Small Volume Nebulizer
SVR= Systemic Vascular Resistance
SVT= Supraventricular Tachycardia
Sx= Surgery
Sx= Symptoms
SXA= Single Energy X-ray Absorptiometer
SXR= Skull X-ray
Sz= Seizure
T&A= Tonsillectomy with Adenoidectomy
T&C= Type and cross-match (Blood Transfusion)
T&H= Type and Hold
t.d.s. = Three Times a day
t.i.d. = Three times a day
T.S.T.H. = Too sick to send home
T= Tesla
T= Thoracic Vertebrae
Tab= Tablet
TAB= Therapeutic Abortion
TAH= Total Abdominal Hysterectomy
TB, TBC= Tuberculosis
TBC= Total Body Crunch
TBG= Total Binding Globulin
TBI= Total Body Irradiation
TBI= Traumatic Brain Injury
TBLC= Term Birth Living Child
TC= Traffic Crash
TCC= Transitional Cell Carcinoma
TCDD= Threshold Contrast Detail Detectability
TCN= Tetracycline
TCT= Thrombin Clotting Time
Td= Tetanus and Diphtheria
TDI= Time Delay Integration
TdP= Torsades de pointes
TE= Echo Time
TEB= Thoracic Electrical Bioimpedance
TEE= Transesophageal Echocardiogram
TEM= Transmission Electron Microscopy
Temp= Temperature
TENS= Transcutaneous Electrical Nerve Stimulator
TERN= Intern
TF, T/F= Transfer
TFT= Thin Film Transistor
TFTs= Thyroid Function Tests
Tg= Thyroglobulin
TG= Triglycerides
TGA= Transposition of the Great Arteries
THR= Total Hip Replacement
TI= Inversion Time
TIA= Transient Ischemic Attack
TIBC= Total Iron Binding Capacity
Tib-Fib= Tibia and Fibula
TIG= Tetanus Immune Globulin
TIPS= Transjugular Intrahepatic Portosystemic Shunt
TKR= Total Knee Replacement
TKVO= To Keep Vein Open
TLC= Tender Loving Care
TLC= Total Leucocyte Count
TLC= Total Lung Capacity
TLD= Thermoluminescent Dosimeter
TLR= Tonic Labyrinthine Reflex
TM= Transcendental Meditation
TM= Tympanic Membrane
TMB= Too Many Birthdays
TME= Total Mesorectal Excision
TMJ= Temporomandibular Joint
TNF= Tumor Necrosis Factors
TNG= Trinitroglycerin
TNM= Tumor-Nodes-Metastases
TNTC= Too numerous to count
TO= Telephone Order
TOA= Tuboovarian Abscess
TOD= Transoesophageal Doppler
TOE= Transoesophageal Echocardiogram
TOF= Time of Flight
TOMO= Tomography, Tomogram
TOP= Termination Of Pregnancy (Abortion)
TOPV= Trivalent Oral Polio Vaccine
TP= Totyal Protein
TPa= Tissue Plasminogen Activator
TPN= Total Parenteral Nutrition
TPR= Temperature, Pulse, Respiration
TR= Repetition Time
Tr= Tincture
TR= Tricuspid Regurgitation
TRAM= Transverse Rectus Abdominis Myocutaneous Flap
TRF= Transfer
TRF’d= Transferred
TRH= Thyrotropin Releasing Hormone
TS= Tricuspid Stenosis
TSH= Thyroid Stimulating Hormone
Tsp= Teaspoon
TT= Thrombin Time
TTE= Transthoracic Echocardiogram
TTO= To Take Out
TTP= Thrombotic Thrombocytopenic Purpura
TTR= Transthyretin
TTS= Transdermal Therapeutic System
TTTS= Twin To Twin Transfusion Syndrome
Tu= Tumor
TUR= Transurethral Resection
TURBT= Transurethral Resection of Bladder Tumor
TURP= Transurethral Resection of Prostate
TV= Tridal Volume
TVH= Total Vagina Hysterectomy
tw= Twice a week
Tx= Traction
Tx= Transplatation (Organ Transplant)
Tx= Treatment
U&E= Urea and Electrolytes
UA= Urinanalysis
UAC= Umbilical Artery Catheter
UAC= Uric Acid
UAO= Upper Airway Obstruction
UBD= Universal Blood Donor
UBT= Urea Breath Test
UC= Ulcerative Colitis
UC= Umbilical Cord
UCHD= Usual Childhood Disease
UD= As directed
UDS= Urine Drug Screening
UE= Upper Extremity
UFH= Unfractionated Heparin
UGI= Upper Gastrointesinal
UGI= Upper Gastrointestinal Series
Ung= Ointment
Unk= Unknown
UOP= Urinary Output
UPJ= Ureteropelvic Junction
URI= Upper Respiratory Infection
URQ= Upper Respiratory Quadrant
URTI= Upper Respiratory Tract Infection
US= Ultrasond, Ultrasonography
US= Ultrasonogram
USG= Ultrasonography (Prenatal Ultrasound Imaging)
USP= United States Pharmacopeia
USR= Unheated Serum Reagin
USS= Ultrasound Scan
UTI= Urinary Tract Infection
UUN= Urinary Urea Nitrogen
UVAL= Ultraviolet Argon Laser
V/Q= Ventilation/perfusion Scan
VA= Visual Acuity
VAD= Venous Access Device
VAD= Ventricular Assist Device
VAD= Vincristine Adriblastine Dexamethasone
Vag= Vaginal
VAMP= Vincristine Adriblastine Methylprednisone
VBAC= Vaginal Birth After Caesarean
VC= Vital Capacity
vCJD= Variant Creutzfeldt-Jakob Disease
VCT= Venous Clotting Time
VCTC= Voluntary Counselling and Testing Centers
VCUG= Voiding Cysourethrogram
VD= Vaginal Delivery
VD= Venereal Disease
VD= Volume of Distribution
VDRF= Ventilator Dependent Respiratory Failure
VDRL= Venereal Diseases Research Laboratory
VE= Vaginal Examination
VEB= Ventricular Ectopic Beat
VF or V-fib= Ventricular Fibrillation
VIP= Vasoactive Intestinal Peptide
VLDL= Very Low Density Lipoprotein
VMA= Vanillylmandelic Acid
VMA= Violent Mechanical Asphyxia
VNPI= VanNuys Prognostic Scoring Index (Ductal Carcinoma)
VO= Verbal Order
VOD= Volume of Distribution
VPA= Valproic Acid
VPAP= Variable Positive Airway Pressure
VPB= Ventricular Premature Beats
VPC= Ventricular Premature Contraction
VR= Volume Rendered, Volume Rendering
VRE= Vancomycin-Resistant Enterococcus
VRSA= Vancomycin-resistant Staphylococcus aureus
VS= Vital Signs
VSD= Ventricular Septal Defect
VSR= Ventricular Septal Rupture
VSS= Vital Signs Stable
VT= Ventricular tachycardia
VTE= Venous THromboembolism
VV= Varicose Veins
VW= Vessel Wall
VWD= Von Willebrand’s Disease
VZV= Varicella Zoster Virus
W/= With
W/C= Wheelchair
w/o= without
W/U= Workup
W= Tungsten
WAP= Wandering Atrial Pacemaker
WAT= white adipose tissue
WB= Whole Blood
WBC= White Blood Cell, White Blood Cell Count
WBR= whole body radiation
WC= white cells
WD= well developed
WDL= within defined limits
WDWN= well developed and well nourished
WF= white female
WH= Well Hydrated (no Dehydration nor Water Intoxication)
WIA= wounded in action
WIP= Work In Progress
WN= well nourished
WNL= within normal limits
WO= written order, weeks old, wide open.
WOP= without pain
WPW= Wolff-Parkinson-White syndrome
WS= Waardenburg syndrome
WS= water-soluble
WS= Werner syndrome
WS= West syndrome
WS= Williams Syndrome
WS= Wolfram syndrome
wt= Weight
W-T-D= wet to dry
WWI= walking while intoxicated
X2d= Times 2 days
XL= Extended Release
XL= Extra Large
XM= Crossmatch
XMM= Xeromammography
XOM= Extraocular Movements
XR= Extended Release
XR= X-ray Radiography
XRT= X-ray Threapy
XS= Excessive
XULN= Times Upper Limit of Normal
YF= Yellow Fever
YLC= Youngest Living Child
YO/yo= Years Old
YOB= Year of Birth
ytd= Year to Date
ZD= Zinc Deficiency
ZDV= Zidovudine
ZE= Zollinger-Ellison
Z-ESR= Zeta Erythrocyte Sedimentation Rate
ZIFT= Zygote Intrafallopian Transfer
Zn= Zinc
ZnO= Zinc Oxide
ZSB= Zero Stools Since Birth

Dr. A.H. Serdar

اطلاعات آزمایشگاهی

* آزمايشات انعقاد خون
CT : مقاديرB.U.N بطور ساده زمان لخته شدن خون را نشان مي‌دهد.
PT زمان پروترومبين : از علل افزايش PT به تنهايي، مي‌توان به كمبود فاكتور VII و XIII اشاره كرد. از عل افزايش PT كمبود فاكتورهاي I، II، V و X اشاره كرد.
PTT : از علل افزايش PTT به تنهايي مي‌توان به كمبود فاكتورهاي VIII، IX، XI و XII اشاره كرد.
TT : زمان ترومبين – با اختلالات مربوط به فيبرينوژن، دچار افزايش مي‌شود.

* آزمايشات فاز التهابي و ايمني
ESR : سرعت رسوب گويچه هاي سرخ آزمايشي كلي و غير اختصاصي كه در تمام بيماري هاي التهابي بالا مي رود
C-Reactive-protein یا CRP : نشانگر التهاب حاد است . در بسياري از بيماري هاي خود ايمني و التهابي و عفوني و همچنين در انتهاي بارداري بالا مي رود
Anti-DNA,RF,ANA,…(آزمايشات خود ايمني) : هر كدام از اين فاكتور ها يا هر يك از انواع آنها در انواع خاصي از بيماري هاي خود ايمني بالا مي روند و احتمال ابتلا به اين بيماري ها را مطرح مي سازند.

* آزمون خوني بارداري
بتا HCG : مقادير بالاي بتا HCG ، معمولاً نشاندهنده حاملگي مي‌باشد ولي در موارد نادر، در تومورهاي تخمدان، بارداري چندقلو و برخي حاملگيهاي غيرطبيعي، بيش از حد انتظار بالا مي‌رود.

* آزمون هاي عملکرد تيروئيدي
T4 (كل T4) : در هيپرتيروئيدي (پركاري تيروئيد به دلايل مختلف) و داروهايي همانند استروژن، متادون و كلوفيبرات بالا مي‌رود.
T3 (كل T3) : در تيروئيديت، پركاري تيروئيد، سرطان تيروئيد و مصرف برخي داروها بالا مي‌رود. در بيماريهاي مزمن و سوء تغذيه، كم‌كاري تيروئيد و مصرف برخي داروها پايين مي‌آيد.
FT4 (آزادT4) : ميزان هورمون تيروكسين كه در خون آزاد است (و به پروتئين‌ها متصل نيست) را نشان مي‌دهد. به همين دليل تحت تأثير بيماريهاي ديگر قرار نمي‌گيرد.
RT3U : نشاندهنده برداشت هورمون T3 توسط خون است و همانند T4 در بيماريهاي مختلف بالا يا پايين مي‌رود.
TSH : توسط هيپوفيز ترشح مي‌شود و باعث ترشح هورمونها از تيروئيد مي‌گردد. در كم‌كاري تيروئيد و مصرف برخي داروها، مقدار آن افزايش مي‌يابد.

* آزمون عملكرد كبد
SGPT یا ALT : در بيماريهاي كبدي، بيماريهاي كليوي، پانكراتيت، مصرف الكل ميزان آن بالا مي‌رود. همچنين در بسياري از بيماريهاي التهابي ميزان آن افزايش مي‌يابد.
SGOT یا AST : در بيماريهاي قلبي، پانكراتيت، بيماريهاي كبدي، بيماريهاي عضلاني، مصرف الكل و آسيب‌هاي جسماني ميزان آن بالا مي‌رود. همچنين در بسياري از بيماريهاي التهابي ميزان آن افزايش مي‌يابد.
AL.ph فسفاتاز قليايي : در رشد استخواني، بدخيمي‌ها، ترميم شكستگي‌ها، بيماري پاژه، بيماريهاي كبدي، نارسايي قلبي، بارداري، پركاري غده پاراتيروييد و بسياري بيماريهاي ديگر بالا مي‌رود.
Bilirubin : افزايش آن باعث بروز پديده زردي مي‌شود. در آسيبها و بيماريهاي كبدي، انسداد مجاري صفراوي، هموليز و گرسنگي ميزان آن افزايش مي‌يابد. انسداد مجاري صفراوي و بيماريهاي مربوط به آن، منجر به بالا رفتن بيلي‌روبين مستقيم مي‌شوند.
Albumin : در حالاتي نظير كم آبي و ديابت بي‌مزه، ميزان آن افزايش مي‌يابد. در بيماريهاي كبدي، CF، سوء تغذيه، IBD، برخي بيماريهاي كليوي و كبدي، برخي انواع بدخيمي‌ها و برخي بيماريهاي بافت همبند ميزان آن كاهش مي‌يابد.

* آزمايش مدفوع

 

در اين آزمايش، مقدار اندكي از مدفوع، از جهت وجود انگل و باكتريهاي غيرطبيعي، همچنين وجود خون، مورد ارزيابي ميكروسكوپي قرار مي‌گيرد . علاوه بر تشخيص خون و عفونت، آزمايش مدفوع در تشخيص برخي بيماريهاي گوارشي و تغذيه‌اي نيز كمك‌كننده است. – در صورت وجود خونريزي قابل توجه از دستگاه گوارش (همانند زخم معده)، در مدفوع مقادير زيادي خون در مدفوع ديده مي‌شود. ولي خونريزي‌هاي كوچكتر و مزمن‌تر، تنها با آزمايش ميكروسكوپي قابل مشاهده هستند. به وجود مقادير اندك خون در آزمايش ميكروسكوپي، خون مخفي يا Occult Blood (به اختصار: O.B) گفته مي‌شود. – از آنجا كه درصد زيادي از حجم مدفوع از باكتريهاي طبيعي روده تشكيل شده، در آزمايش مدفوع، فقط وجود انگلها يا باكتريهاي بيماريزا گزارش مي‌گردد. – ممكن است قبل از انجام آزمايش، از شما خواسته شود از خوردن غذاها يا داروهاي خاصي پرهيز نماييد. عدم توجه به اين دستورات، ممكن است به گزارش مثبت كاذب يا منفي كاذب وجود خون در مدفوع بيانجامد.

* آزمايش ادرار
color : رنگ ادرار، علاوه بر بيماريهاي مختلف، از نوع غذا و ميزان مايعات مصرف شده نيز تأثير مي‌گيرد.
S.G وزن مخصوص : علاوه بر برخي بيماريها، به ساعت انجام آزمايش، ميزان مصرف مايعات و ميزان فعاليت و ورزش نيز بستگي دارد.
گلوكز، كتون، پروتئين : در صورت وجود در ادرار، ممكن است نشانه اختلال عملكرد كليه يا برخي بيماريهاي متابوليك باشند.
نيتريت، گلبول سفيد و گلبول قرمز : وجود گلبول سفيد (Leukocytes) يا گلبول قرمز در ادرار ممكن است بدليل عفونت يا آسيب مجاري ادراري باشد.
(U/C) كشت ادرار : طولاني‌تر از آزمايش ساده ادرار است. نمونه ادرار جهت رشد باكتريهاي بيماريزا كشت داده مي‌شود و در صورت وجود باكتري، حساسيت آن به آنتي‌بيوتيكهاي مختلف، ارزيابي و گزارش مي‌شود.

* آزمون‌هاي عملكرد كليه‌
خون :
BUN اسيداوريك و كراتينين خون : مقاديرB.U.N اسيداوريك و كراتينين خون، در بسياري از بيماريهاي كليه، همچنين در برخي بيماري‌هاي كبد، عضلات و … افزايش مي‌يابد.
ادرار :
پروتئين ادرار ۲۴ ساعته : در بسياري از بيماريهاي كليه مقدار آن افزايش مي‌يابد. از آنجا كه مقدار پروتئين و كراتينين ادرار در ساعات مختلف شبانه‌روز بسيار متغير است، جمع‌اوري دقيق و صحيح ادرار در طول ۲۴ ساعت اهميت فراواني در نتايج اين دو آزمايش دارد.
Creatinine (ادرار ۲۴ ساعته) : در بارداري، فعاليت شديد و برخي موارد ديگر بالا مي‌رود. در بسياري از بيماري‌هاي كليه، نارسايي قلبي، شوك و كم‌آبي پايين‌ مي‌آيد.

* آنتي‌ژن اختصاصي پروستات
PSA : نوعي گليكوپروتئين (تركيبي از پروتئين و قند) است كه در سلولهاي پروستات در مردان وجود دارد. اين آنتي‌ژن، به مقادير كم در خون تمامي مردان يافت مي‌شود ولي در بيماريهاي پروستات، مقدار ان بالا مي‌رود. از آنجايي كه اين آزمون،‌ ممكن است در مواردي بطور كاذب، منفي باشد، لازم است همواره همراه با معاينات باليني انجام گردد. بهرحال انجام معاينه باليني بهمراه اندازه‌گيري سطح PSA، در مردان ميانسال و بعد از آن، در تشخيص زودهنگام بيماريهاي پروستات، بخصوص سرطان پروستات، بسيار مفيد است.

* آنزيمهاي قلبي
CK : در بيماريهاي قلبي و سكته قلبي، عفونتهاي ويروسي، كم‌كاري تيروئيد، بيماريهاي عضلاني، فعاليت و استرس شديد ميزان آن بالا مي‌رود. CK-MB بسيار اختصاصي‌تر است ولي در بيماريهاي عضلاني و نيز در ورزشكاران ممكن است بالا برود.
Troponin T Troponin I : در انفاركتوس و ايسكمي قلبي افزايش مي‌يابد. بسيار اختصاصي است ولي ممكن است در آنژين صدري ناپايدار و نارسايي مزمن كليه هم بالا رود.
AST : در نارسايي حاد كليه، انفاركتوس قلبي، هپاتيت، كم‌خوني، پانكراتيت، بيماريهاي ويروسي و عضلاني ميزان آن بالا‌ مي‌رود.
LDH : در انفاركتوس قلبي، بيماري كبدي، كم‌خوني، پانكراتيت و آسيب عضلاني، مقادير آن (با تأخير) بالا مي‌رود.

* اسمير دهانه رحم
در آزمايش پاپ اسمير، با نمونه‌برداري از سلولهاي سرويكس، احتمال بروز ناهنجاري يا بيماري در اين بخش از دستگاه تناسلي زنانه بررسي مي‌گردد. سرويكس، به محل اتصال رحم به واژن گفته مي‌شود و ازجمله شايعترين مكانهاي بروز سرطان در زنان است.پاپ اسمير، راهي مناسب جهت تشخيص زودهنگام يا جلوگيري از بروز سرطان سرويكس است. در روش پاپ اسمير، به كمك يك برس ظريف و كوچك، از سلولهاي مخاط سرويكس نمونه‌برداري مي‌شود و بررسي لازم بعمل مي‌آيد. توصيه مي‌شود تمامي بانوان متأهل بين ۲۰ تا ۶۵ سالگي، هر ۳ تا ۵ سال تحت آزمايش پاپ اسمير قرار گيرند. چنانچه آزمايش پاپ اسمير، دچار درجاتي از تغييرات باشد، ممكن است بنا به صلاحديد پزشك، نياز به دفعات بيشتري از پاپ اسمير، يا آزمايشهاي ديگر باشد. چنانچه آزمايش پاپ اسمير به موقع انجام شده باشد، بيش از ۹۵% از تغييرات گزارش شده در پاپ اسمير، به حالت طبيعي برمي‌گردند و ساير موارد نيز بخوبي قابل درمان مي‌باشند.

* چربيهاي خون، كلسترول و تري‌گليسيريد
TG (تري گليسريد) : در چاقي، برخي اختلالات ارثي، بيماريهاي كبد، كليه و پانكراس، مقدار آن بالا مي‌رود. در سوء تغذيه، مقدار آن پايين مي‌آيد.
Cholesterol کلسترول خون : علاوه بر نوع تغذيه، در كم‌كاري تيروئيد، ديابت، بارداري و برخي بيماريهاي كليه و كبد بالا مي رود. ممكن است كلسترول بصورت خانوادگي بالا باشد.
LDL : افزايش آن با افزايش خطر عوارض قلبي – عروقي همراه است.
HDL : در صورت كاهش به كمتر از ۴۰، خطر عوارض قلبي – عرقي افزايش مي‌يابد. نسبت LDL به HDL ۴ باشد.

* شمارش كامل سلولهاي خون
Hg (هموگلوبين) ، RBC (گلبول قرمز) : هموگلوبين، مسئول حمل اكسيژن در داخل سلولهاي قرمز خون است. پرخوني، كمبود مزمن اكسيژن، تشنگي، از عوامل افزايش RBC و Hg مي‌باشند. كاهش اين مقادير، نشانه كم‌خوني (به هر دليل) مي‌باشد.
HCT (هماتوكريت) : هماتوكريت، بيانگر حجمي از خون است كه توسط سلولهاي قرمز اشغال شده و به اندازه و تعداد سلولهاي قرمز بستگي دارد. شاخصهاي ديگر، نشانه‌هايي از حجم متوسط سلولهاي قرمز و ميزان هموگلوبين موجود در آنها مي‌باشد. دانستن آنها در تشخيص نوع كم‌خوني يا ساير بيماريهاي مرتبط به سلولهاي قرمز، مفيد است.
WBC (گلبول سفيد) : در عفونت حاد، التهاب، صدمات و سرطانهايي مثل لوسمي بالا مي‌رود. در برخي بيماريهاي ايمني، پس از برخي بيماريهاي ويروسي و برخي بيماريهاي مادرزادي كاهش مي‌يابد.
Differential : نوتروفيلها، ائوزينوفيلها، بازوفيلها. لنفوسيتها و مونوسيتها، هركدام درصد خاصي از سلولهاي سفيد را تشكيل مي‌دهند و در جريان بيماريهاي مختلف التهابي و عفوني، رده‌هاي مختلفي از آنها تغيير مي‌كنند.
Plt (پلاكتها) : افزايش تعداد آنها با افزايش خطر تشكيل لخته در خون و كاهش تعداد آنها با خطر اختلال در انعقاد خون همراه است. به دلايل متعددي ممكن است تعداد پلاكتها در خون تغيير كند.

* گازهاي خون شرياني
PH : نشاندهنده ميزان اسيديته خون. مقادير آن تحت تأثير كاركرد صحيح كليه، ريه و متابوليسم بدن است.
PCO2 : نشاندهنده فشار گاز دي‌اكسيد كربن و اكسيژن مقادير آنها تحت تأثير عملكرد ريه‌هاست.
PO2 : نشاندهنده فشار گاز دي‌اكسيد كربن و اكسيژن مقادير آنها تحت تأثير عملكرد ريه‌هاست.
HCO3 : بسته به عملكرد ريه، كليه، اسيديته و متابوليسم بدن، تغيير مي‌كند.
O2 (اشباع اكسيژن) : نشاندهنده كفايت اكسيژن‌رساني خون به بدن

* هورمونهاي جنسي زنانه
LH : افزايش شديد آن در ميانه چرخه قاعدگي، منجر به تحريك تخمك‌گذاري مي‌شود. پس از آن بمدت يك هفته بالا مي‌ماند تا باعث ترشح پروژسترون از جسم زرد گردد.
FSH : FSH باعث رسيدگي تخمكها و ترشح استراديول در نيمه اول چرخه قاعدگي مي‌شود.
estradiol استراديول : همزمان با تحريك تخمدان و بلوغ تخمكها، ميزان آن بالاتر مي‌رود. در بررسي تخمدانها، جفت و غدد فوق كليه داراي كاربرد است.
progesterone پروژسترون : پس از تخمك‌گذاري، پروژسترون داخل رحم را جهت بارداري آماده مي‌كند. در اوايل بارداري، سطح پروژسترون، همچنان بالا مي‌رود.
prolactin پرولاكتين : از غده هيپوفيز ترشح مي‌شود و مسئول نمو پستانها و ترشح شير است. در بيماريهايي مثل آدنوم هيپوفيز، استرس و كم‌كاري تيروئيد ميزان آن بالا مي‌رود.

* با تشکر از جناب آقای  دکتر مرادی به دلیل همکاری در تنظیم مطالب فوق – دکتر ع.ح. سردار

 

Blood Test Reference Range Chart

Test

Reference Range (conventional units)

17 Hydroxyprogesterone (Men)

0.06-3.0 mg/L

17 Hydroxyprogesterone (Women) Follicular phase

0.2-1.0 mg/L

25-hydroxyvitamin D (25(OH)D)

8-80 ng/mL

Acetoacetate

<3 mg/dL

Acidity (pH)

7.35 – 7.45

Alcohol

0 mg/dL (more than 0.1 mg/dL normally indicates intoxication) (ethanol)

Ammonia

15 – 50 µg of nitrogen/dL

Amylase

53 – 123 units/L

Ascorbic Acid

0.4 – 1.5 mg/dL

Bicarbonate

18 – 23 mEq/L (carbon dioxide content)

Bilirubin

Direct: up to 0.4 mg/dL

Total : up to 1.0 mg/dL

Blood Volume

8.5 – 9.1% of total body weight

Calcium

8.5 – 10.5 mg/dL (normally slightly higher in children)

Carbon Dioxide Pressure

35 – 45 mm Hg

Carbon Monoxide

Less than 5% of total hemoglobin

CD4 Cell Count

500 – 1500 cells/µL

Ceruloplasmin

15 – 60 mg/dL

Chloride 

98 – 106 mEq/L

Complete Blood Cell Count (CBC)

Tests include: hemoglobin, hematocrit, mean corpuscular hemoglobin, mean corpuscular hemoglobin concentration, mean corpuscular volume, platelet count, white Blood cell count

Copper

Total: 70 – 150 µg/dL

Creatine Kinase (CK or CPK)

Male: 38 – 174 units/L

Female: 96 – 140 units/L 

Creatine Kinase Isoenzymes

5% MB or less

Creatinine

0.6 – 1.2 mg/dL

Electrolytes

Test includes: calcium, chloride, magnesium, potassium, sodium

Erythrocyte Sedimentation Rate (ESR or Sed-Rate)

Male: 1 – 13 mm/hr

Female: 1 – 20 mm/hr

Glucose

Tested after fasting: 70 – 110 mg/dL

Hematocrit

Male: 45 – 62%

Female: 37 – 48%

Hemoglobin

Male: 13 – 18 gm/dL

Female: 12 – 16 gm/dL

Iron

60 – 160 µg/dL (normally higher in males)

Iron-binding Capacity

250 – 460 µg/dL

Lactate (lactic acid)

Venous: 4.5 – 19.8 mg/dL

Arterial: 4.5 – 14.4 mg/dL

Lactic Dehydrogenase

50 – 150 units/L

Lead

40 µg/dL or less (normally much lower in children)

Lipase

10 – 150 units/L

Zinc   B-Zn

70 – 102 µmol/L

Lipids:

Cholesterol

Less than 225 mg/dL (for age 40-49 yr; increases with age)

Triglycerides

10 – 29 years  

53 – 104 mg/dL

30 – 39 years  

55 – 115 mg/dL

40 – 49 years  

66 – 139 mg/dL

50 – 59 years  

75 – 163 mg/dL

60 – 69 years  

78 – 158 mg/dL

   >  70 years  

83 – 141 mg/dL

Liver Function Tests

Tests include : bilirubin (total), phosphatase (alkaline), protein (total and albumin), transaminases (alanine and aspartate), prothrombin (PTT)  

Magnesium

1.5 – 2.0 mEq/L

Mean Corpuscular Hemoglobin (MCH)

27 – 32 pg/cell

Mean Corpuscular Hemoglobin Concentration (MCHC)

32 – 36% hemoglobin/cell

Mean Corpuscular Volume (MCV)

76 – 100 cu µm

Osmolality

280 – 296 mOsm/kg water

Oxygen Pressure

83 – 100 mm Hg

Oxygen Saturation (arterial)

96 – 100%

Phosphatase, Prostatic

0 – 3 units/dL (Bodansky units) (acid)

Phosphatase

 50 – 160 units/L (normally higher in infants and adolescents) (alkaline)

Phosphorus

3.0 – 4.5 mg/dL (inorganic)

Platelet Count

150,000 – 350,000/mL

Potassium

3.5 – 5.0 mEq/L

Prostate-Specific Antigen (PSA)

0 – 4 ng/mL (likely higher with age)

Proteins:

Total

 6.0 – 8.4 gm/dL

Albumin

3.5 – 5.0 gm/dL

Globulin

2.3 – 3.5 gm/dL

 

 

Prothrombin (PTT)

25 – 41 sec

Pyruvic Acid

0.3 – 0.9 mg/dL

Red Blood Cell Count (RBC)

4.2 – 6.9 million/µL/cu mm

 

Sodium

135 – 145 mEq/L

Thyroid-Stimulating Hormone (TSH)

0.5 – 6.0 µ units/mL

Transaminase:

Alanine (ALT)

1 – 21 units/L

Aspartate (AST)

7 – 27 units/L

 

 

Urea Nitrogen (BUN)

7 – 18 mg/dL

BUN/Creatinine Ratio

5 – 35

Uric Acid

Male   

2.1 to 8.5 mg/dL (likely higher with age)

Female   

2.0 to 7.0 mg/dL (likely higher with age)

Vitamin A

30 – 65 µg/dL

WBC (leukocyte count and white Blood cell count)

4.3-10.8 × 103/mm3

White Blood Cell Count (WBC)

4,300 – 10,800 cells/µL/cu mm

Dr. A.H. Serdar

Reference

آنچه سرنوشت مارا تعيين ميكند

آنچه سرنوشت مارا تعيين ميكند

همه ما رویا ها و آرزوها یی داریم ... همه ما در اعماق روح خود می خواهیم باور كنیم كه دارای موهبت خاصی هستیم، می توانیم تغییر و تفاوتی ایجاد كنیم، می توانیم به طریق خاصی در دیگران نفوذ كنیم و می توانیم جهان فعلی را به صورت دنیای بهتری در آوریم.
آرزوی شما چیست ؟ شاید رویایی است كه آن را فراموش كرده اید و یا درشرف زوال و نابودی است . اگر آرزوی شما عملی می شد ، وضع امروزی شماچگونه بود؟
اكنون چند لحظه وقت صرف كنید و در رویا و آرزوی خود فرو بروید و ببینید خواسته واقعی شما در زندگی چیست ؟             
كارهایی كه گاه به گاه انجام می دهیم، ملاك نیستند، بلكه اعمال دائمی ما هستند كه نقش تعیین كننده دارند. پدر همه اعمال ما كدام است ؟ چه عملی در نهایت ، تعیین كننده شخصیت و راه زندگانی ماست ؟

پاسخ این پرسش در كلمه تصمیم نهفته است . در لحظات تصمیم گیری است كه سرنوشت ما رقم زده می شود . من بیش ازهر چیز ، اعتقاد دارم كه آنچه سرنوشت ما را تعیین می كند ، شرایط زندگیمان نیست ، بلكه تصمیمهای ماست.   

در درون هر یك از ما منابع نیروی عظیمی به ودیعه نهاده شده است كه می تواند ما رابه كلیه آرزوهای خود و حتی به چیزی بیش از آن برساند. یك تصمیم ، می تواند دریچه های بسیاری را به روی ما باز كند و شادمانی یا غم ، سعادت یا بی نوایی، با هم بودن یا انزوا ، عمر طولانی و یا مرگ زود رس را به ارمغان آورد.
همین امروز ، تصمیمی بگیرید كه بلافاصله موجب دگرگونی یا بهبود كیفیت زندگیتان شود.كاری را كه به تعویق انداخته اید انجام دهید...مهارت تازه ای فرا بگیرید ...با دلسوزی و احترام بیشتری نسبت به دیگران رفتار كنید ... و یا به كسی كه چند سال است با او صحبت نكرده اید ، تلفن كنید . فقط بدانید كه همه تصمیمها دارای پی آمد هایی هستند. حتی اگر هیچ تصمیمی نگیرید، این خود نوعی تصمیم است.
باید خود را مقید كنیم كه از اشتباههای خود پند بگیریم، نه اینكه به خود بپیچیم و خویشتن را ملامت كنیم . اگر از خطاهای خود درس نگیریم ، ممكن است در آینده نیز آنهارا تكرار كنیم . اگر موقتاٌ كشتی تان به گِل نشست، بخاطر آورید كه در زندگی انسان شكست معنی ندارد، بلكه فقط نتیجه وجود دارد .
تحقیقات پژوهشگران ، پیوسته نشان داده است كه افرادموفق معمولاٌ به سرعت تصمیم می گیرند و وقتی انجام كاری را درست بدانند به آسانی از تصمیم خود بر نمی گردند. بر عكس ، اشخاص شكست خورده معمولاٌ دیر تصمیم می گیرند و تصمیم خود را به آسانی عوض می كنند .
همه ما، چه بدانیم و چه ندانیم ، دارای هدفهایی هستیم. این هدفها، هر چه باشند، بر زندگی ما تاثیر اساسی دارند.مع ذالك بعضی از هدفها، هیچ شور و هیجانی در انسان ایجاد نمی كند. رمز آزاد كردن نیروهای واقعی آن است كه هدفهای هیجان آوری برای خود قرار دهید كه حقیقتاٌ نیروی خلاقه را در شما زنده كند و محرك شور و شوق باشد.
هدفهایی را كه به نظرتان ارزش تعقیب كردن دارند در نظر آورید. آنگاه یك هدف را كه مهیج تر باشد بر گزینید . چیزی باشد كه بخاطر آن ، صبحها زودتر از خواب بر خیزید و شبها دیرتر به بستر بروید. برای رسیدن به آن هدفِ، تاریخ معینی را در نظر بگیرید و در چند سطر بنویسید كه چرا حتماٌ باید تا آن تاریخ به هدف برسید.آیا این هدف، آنقدر بزرگ هست كه برایتان شور آفرین باشد؟ یا باعث شود كه از چهار چوب محدودیتهای خود فراتر بروید؟ یا ظرفیتهای نهفته خود را آشكار كنید؟     
رمز رسیدن به هدفها، شرطی كردن ذهن است . دست كم روزی دوبار ، هدفهایی را كه نوشته اید بررسی كنید. آنها را در جایی قرار دهید كه هر روزچشمتان به آنها بیفتد : مثلاٌ در دفتریادداشتهای روزانه ، روی میز كار ، در كیف پول یا روی آینه دستشویی كه در هنگام اصلاح صورت آنها را ببینید . به خاطر داشته باشید كه اگر دائماٌ راجع به چیزی فكركنید و افكار خود راروی آن متمركز سازید ، به سوی آن حركت         می كنید . این، راهی ساده و بسیار پر اهمیت برای برنامه ریزی نظام فعال كننده شبكه ذهنی است.      
لذت و شادی را فراموش نكنید . در نظر بسیاری از اشخاص ، هدفگذاری به این معنی است كه وقتی به هدف بزرگی رسیدند،آنگاه می توانند از زندگی خود لذت ببرند. ما می خواهیم با شادمانی به هدف برسیم ، نه اینكه ابتدا به هدف برسیم و آنگاه شادی كنیم . سعی كنید از هر روز عمر خود به كاملترین صورت ، استفاده نمائید. شهدی را كه در هر یك از لحظات حیات ، موجود است بچشید. ارزش زندگانی را با ملاك پیشرفتهای خود اندازه نگیرید ، بلكه بخاطر داشته باشید كه جهت حركت شما ، مهمتر از نیل به هدفهای موقت است.
همه ما نیاز داریم كه دائماٌ احساس رشد عاطفی و معنوی كنیم . این غذایی است كه روح ما به آن محتاج است . وقتی به هدفهایی كه برای خود قرار داده اید نزدیك می شوید، فراموش نكنید كه باید بلافاصله هدفی تازه برای خود انتخاب كنید و برای آینده ای كه حتماٌ خواهد آمد، برنامه داشته باشید.  
به چیزی فكر كنید كه امروزه آن را در اختیار دارید، اما زمانی در نظرتان هدفی رویایی جلوه می كرده است. شاید برای رسیدن به آن هدف، موانعی هم درسر راهتان بوده است و باوجود این اكنون جزئی از زندگی شماست. وقتی به دنبال هدف تازه ای می روید و با مانعی مواجه می شوید ، به یاد آورید كه از این موانع ، قبلاٌ هم در زندگیتان بوده است و بر آنها غلبه كرده و موفق شده اید!
روح انسانی ، واقعاٌ تسخیر ناپذیر است. قدرت اراده و میل به پیروزی ، موفقیت،‌‌‌‌ سامان دادن به زندگی و تسلط بر آن ، تنها هنگامی در شما بیدار می شود كه بدانید چه می خواهید و باور داشته باشید كه هیچ مشكل و مساله و مانعی نمی تواند جلو شما را بگیرد . وجود موانع ، تنهابه این معنی است كه باید عزم خود را برای رسیدن به هدفهای ارزشمند، جزمتر كنید. 

ادامه دارد.....

خلاصه اي از كتاب راز موفقيت نوشته آنتوني رابينز

پدرم اين جوري بود وقتي من

پدرم اين جوري بود وقتي من : 

4 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم هر كاري رو مي تونه انجام بده .  
 
5 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم خيلي چيزها رو مي دونه .  

6 ساله كه بودم فكر مي كردم پدرم از همه پدرها باهوشتر. 

8 ساله كه شدم ، گفتم پدرم همه چيز رو هم نمي دونه.  

10 ساله كه شدم با خودم گفتم ! اون موقع ها كه پدرم بچه بود همه چيز با حالا كاملاً فرق داشت.  

12 ساله كه شدم گفتم ! خب طبيعيه ، پدر هيچي در اين مورد نمي دونه .... ديگه پيرتر از اونه كه بچگي هاش يادش بياد.  

14 ساله كه بودم گفتم : زياد حرف هاي پدرمو تحويل نگيرم اون خيلي اُمله .  

16 ساله كه شدم ديدم خيلي نصيحت مي كنه گفتم باز اون گوش مفتي گير اُورده .  

18 ساله كه شدم . واي خداي من باز گير داده به رفتار و گفتار و لباس پوشيدنم همين طور بيخودي به آدم گير مي ده عجب روزگاريه .   

21 ساله كه بودم پناه بر خدا بابا به طرز مأيوس كننده اي از رده خارجه  

25 ساله كه شدم ديدم كه بايد ازش بپرسم ، زيرا پدر چيزهاي كمي درباره اين موضوع مي دونه زياد با اين قضيه سروكار داشته .  

30 ساله بودم به خودم گفتم بد نيست از پدر بپرسم نظرش درباره اين موضوع چيه هرچي باشه چند تا پيراهن از ما بيشتر پاره كرده و خيلي تجربه داره .

40 ساله كه شدم مونده بودم پدر چطوري از پس اين همه كار بر مياد ؟ چقدر عاقله ، چقدر تجربه داره .  

50 ساله كه شدم حاضر بودم همه چيز رو بدم كه پدر برگرده تا من بتونم باهاش درباره همه چيز حرف بزنم ! اما افسوس كه قدرشو ندونستم خيلي چيزها مي شد ازش ياد گرفت !

تا خدابنده نواز است به خلقش چه نياز

عشق و ثروت و موفقیت

عشق و ثروت و موفقیت

زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید.

به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمی توانیم وارد شویم منتظر می مانیم.»
عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائید داخل.»
زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمی شویم.»
زن با تعجب پرسید: « چرا!؟» یکی از پیرمردها به دیگری اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پیرمرد دیگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقیت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم.»
زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنیم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولی همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقیت را دعوت نکنیم؟»
فرزند خانه که سخنان آنها را می شنید، پیشنهاد کرد:« بگذارید عشق را دعوت کنیم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت:« کدام یک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسید:« شما دیگر چرا می آیید؟»
پیرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید، بقیه نمی آمدند ولی هرجا که عشق است ثروت و موفقیت هم هست! »
آری... با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید.

منبع:www.blgalleri.blofa.com